[سوره الشوری (42) : آیات 21 تا 23]
اشاره
أَمْ لَهُمْ شُرَکٰاءُ شَرَعُوا لَهُمْ مِنَ اَلدِّینِ مٰا لَمْ یَأْذَنْ بِهِ اَللّٰهُ وَ لَوْ لاٰ کَلِمَهُ اَلْفَصْلِ لَقُضِیَ بَیْنَهُمْ وَ إِنَّ اَلظّٰالِمِینَ لَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ (21) تَرَی اَلظّٰالِمِینَ مُشْفِقِینَ مِمّٰا کَسَبُوا وَ هُوَ وٰاقِعٌ بِهِمْ وَ اَلَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا اَلصّٰالِحٰاتِ فِی رَوْضٰاتِ اَلْجَنّٰاتِ لَهُمْ مٰا یَشٰاؤُنَ عِنْدَ رَبِّهِمْ ذٰلِکَ هُوَ اَلْفَضْلُ اَلْکَبِیرُ (22) ذٰلِکَ اَلَّذِی یُبَشِّرُ اَللّٰهُ عِبٰادَهُ اَلَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا اَلصّٰالِحٰاتِ قُلْ لاٰ أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ اَلْمَوَدَّهَ فِی اَلْقُرْبیٰ وَ مَنْ یَقْتَرِفْ حَسَنَهً نَزِدْ لَهُ فِیهٰا حُسْناً إِنَّ اَللّٰهَ غَفُورٌ شَکُورٌ (23)
ص: 401
ترجمه:
21-آیا معبودانی دارند که آئینی برای آنها بی اذن خداوند تشریع کرده اند؟ اگر مهلت مقرری برای آنها نبود در میانشان داوری می شد (و دستور عذاب صادر می گشت) و برای ظالمان عذاب دردناکی است.
22-در آن روز ستمگران را می بینی که از اعمالی که انجام داده اند سخت بیمناکند، اما آنها را فرو می گیرد، اما کسانی که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند در بهترین باغهای بهشتند، و هر چه بخواهند نزد پروردگارشان برای آنها فراهم است این است فضل بزرگ.
23-این همان چیزی است که خداوند بندگانش را که ایمان آورده اند و عمل صالح انجام داده اند به آن نوید می دهد، بگو من هیچ پاداشی از شما بر رسالتم درخواست نمی کنم جز دوست داشتن نزدیکانم و هر کس عمل نیکی انجام دهد بر نیکی اش می افزائیم، چرا که خداوند آمرزنده و شکرگزار است.
شان نزول:
در تفسیر مجمع البیان شان نزولی برای آیات 23 تا 26 این سوره از پیامبر گرامی اسلام ص نقل شده است که حاصلش چنین است:
“هنگامی که پیامبر وارد مدینه شد و پایه های اسلام محکم گردید، انصار گفتند ما خدمت رسول خدا صلی اللّٰه علیه و آله می رسیم و عرض می کنیم: اگر مشکلات مالی پیدا شد این اموال ما بدون هیچگونه قید و شرط در اختیار تو قرار دارد، هنگامی که این سخن را خدمتش عرض کردند آیه قُلْ لاٰ أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبیٰ: “بگو من مزدی از شما در برابر رسالت جز محبت نزدیکانم نمی طلبم”نازل شد، و پیامبر ص بر آنها تلاوت کرد سپس فرمود نزدیکان مرا بعد از من دوست دارید، آنها با خوشحالی و رضا و تسلیم از محضرش بیرون آمدند، اما منافقان گفتند این سخنی است که او بر خدا افترا بسته،
ص: 402
و هدفش این است که ما را بعد از خود در برابر خویشاوندانش ذلیل کند، آیه بعد نازل شد أَمْ یَقُولُونَ افْتَریٰ عَلَی اللّٰهِ کَذِباً، و به آنها پاسخ گفت، پیامبر ص به سراغ آنان فرستاد و آیه را بر آنها تلاوت کرد، گروهی پشیمان شدند و گریه کردند و سخت ناراحت گشتند آیه سوم نازل گردید: وَ هُوَ الَّذِی یَقْبَلُ التَّوْبَهَ عَنْ عِبٰادِهِ.
پیامبر به سراغ آنها فرستاد و آنها را بشارت داد که توبه خالصانه آنان مقبول درگاه خدا است (1) .
(1)
* تفسیر: مودت اهل بیت (ع) پاداش رسالت است از آنجا که در آیه 13 همین سوره سخن از تشریع دین از ناحیه پروردگار به وسیله پیامبران اولو العزم بود در ادامه آن در نخستین آیه مورد بحث برای نفی تشریع دیگران، و اینکه هیچ قانونی در برابر قانون الهی رسمیت ندارد، و اصولا حق قانونگذاری مخصوص خدا است می فرماید: “آیا آنها معبودانی دارند که دین و آئینی بی اذن خداوند برای آنان تشریع کرده اند” (أَمْ لَهُمْ شُرَکٰاءُ شَرَعُوا لَهُمْ مِنَ الدِّینِ مٰا لَمْ یَأْذَنْ بِهِ اللّٰهُ) . در حالی که خالق و مالک و مدبر عالم هستی تنها او است، و به همین دلیل حق قانونگذاری نیز مخصوص ذات پاک او است، و هیچکس بدون اذن او نمی تواند در قلمرو تشریع او دخالت کند، بنا بر این در برابر تشریع او هر چه باشد باطل است. به دنبال آن با لحنی تهدیدآمیز به تشریع کنندگان باطل هشدار داده می گوید: “هر گاه فرمان حتمی خداوند دائر به مهلت دادن به اینگونه اشخاص. ص: 403 1- 1) “مجمع البیان”جلد 9 صفحه 29 نبود در میان آنها داوری می شد”دستور عذابشان صادر می گشت و مجالی به آنها نمی داد (وَ لَوْ لاٰ کَلِمَهُ الْفَصْلِ لَقُضِیَ بَیْنَهُمْ) . در عین حال آنها نباید این حقیقت را فراموش کنند که”برای ظالمان عذاب دردناکی است“ (وَ إِنَّ الظّٰالِمِینَ لَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ) . منظور از”کلمه الفصل“مهلت مقرری است که خداوند به اینگونه افراد داده تا آزادی عمل داشته باشند و اتمام حجت بر آنها بشود. تعبیر به”ظالمین“در باره مشرکانی که عقیده به تشریعهایی در برابر قوانین الهی داشتند به خاطر وسعتی است که در مفهوم”ظلم“وجود دارد، و به هر کاری که در غیر موردش صورت گیرد اطلاق می گردد ظاهر این است که منظور از”عذاب الیم“عذاب روز قیامت است، چون این تعبیر در قرآن مجید معمولا در این معنی به کار می رود، آیه بعد نیز گواه بر این حقیقت است، و اینکه بعضی از مفسران آن را اعم از عذاب دنیا و آخرت گرفته اند (مانند قرطبی) بعید به نظر می رسد. * سپس به توضیح کوتاهی در باره”عذاب ظالمین“و توضیح بیشتری در باره “پاداش مؤمنان”در مقابل آنها، پرداخته، می گوید: “در آن روز ستمگران را می بینی که از اعمالی که انجام داده اند سخت بیمناکند، اما چه فایده که مجازات اعمالشان آنها را فرو می گیرد” (تَرَی الظّٰالِمِینَ مُشْفِقِینَ مِمّٰا کَسَبُوا وَ هُوَ وٰاقِعٌ بِهِمْ) .
“اما کسانی که ایمان آورده اند و عمل صالح انجام داده اند در بهترین و سرسبزترین باغهای بهشت جای دارند” (وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ فِی رَوْضٰاتِ الْجَنّٰاتِ) .
“روضات”جمع”روضه“به معنی محلی است که آب و درخت فراوان
ص: 404
دارد لذا به باغهای خرم و سرسبز”روضه“اطلاق می شود، از این تعبیر به خوبی استفاده می شود که باغهای بهشت متفاوت است، و مؤمنان صالح العمل در بهترین باغهای بهشت جایشان است، و مفهوم این سخن این است که مؤمنان گنهکار هنگامی که مشمول عفو خدا شوند به بهشت راه می یابند هر چند جای آنها در”روضات“ نیست.
اما فضل الهی در باره مؤمنان صالح العمل به همین جا ختم نمی شود، آنها چنان مشمول الطاف او هستند که”هر چه بخواهند نزد پروردگارشان برای آنها فراهم است“ (لَهُمْ مٰا یَشٰاؤُنَ عِنْدَ رَبِّهِمْ) .
و به این ترتیب هیچ موازنه ای بین”عمل“و”پاداش آنها“وجود ندارد، بلکه پاداششان از هر نظر نامحدود است، چرا که جمله” لَهُمْ مٰا یَشٰاؤُنَ “گویای همین حقیقت است.
و از آن جالبتر تعبیر”عند ربهم“ (نزد پروردگارشان) می باشد که بیانگر لطف بی حساب خداوند در باره آنها است، چه موهبتی از این بالاتر که به مقام قرب خدا راه یابند؟ همانگونه که در باره شهداء می گوید: بَلْ أَحْیٰاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ در باره مؤمنان صالح العمل نیز می فرماید: لهم ما یشاءون عند ربهم.
بی جهت نیست که در پایان آیه می گوید”این است فضل بزرگ“ (ذٰلِکَ هُوَ الْفَضْلُ الْکَبِیرُ) .
بارها گفته ایم شرح نعمتهای بهشتی در بیان نمی گنجد، برای ما زندانیان جهان ماده قابل تصور نیست که بدانیم در جمله لَهُمْ مٰا یَشٰاؤُنَ عِنْدَ رَبِّهِمْ چه مفاهیمی گنجانیده شده؟ مؤمنان چه چیزها می خواهند؟ و در جوار قرب خداوند چه الطافی یافت می شود.
اصولا هنگامی که خداوند بزرگ چیزی را به عنوان فضل کبیر توصیف
ص: 405
کند پیداست به قدری عظمت دارد که هر چه فکر کنیم از آن بالاتر است.
و به تعبیر دیگر این بندگان خالص کارشان بجایی می رسد که هر چه اراده کنند فراهم می شود، یعنی پرتوی از قدرت بی پایان پروردگار که إِنَّمٰا أَمْرُهُ إِذٰا أَرٰادَ شَیْئاً أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ (یس-82) در وجودشان پیدا می شود، چه فضیلت و موهبتی از این بالاتر؟ * در آیه بعد برای بیان عظمت این پاداش بزرگ می افزاید: “این همان چیزی است که خداوند بندگانش را که ایمان آورده اند و عمل صالح انجام داده اند به آن نوید می دهد” (ذٰلِکَ الَّذِی یُبَشِّرُ اللّٰهُ عِبٰادَهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ) . بشارت می دهد تا رنجهای طاعت و بندگی و مبارزه با هوای نفس و جهاد در برابر دشمنان بر آنها سخت نیاید، و به آن پاداشهای عظیم توان و نیروی بیشتری در راههای پر فراز و نشیب زندگی برای رسیدن به رضای پروردگار پیدا کنند. و از آنجا که ابلاغ این رسالت از سوی پیامبر بزرگوار اسلام ص گاه این توهم را ایجاد می کرد که او چه اجر و پاداشی در برابر رسالت خود از مردم می طلبد به دنبال این سخن به پیامبر دستور می دهد: “بگو: من هیچ اجر و پاداشی بر این موضوع از شما درخواست نمی کنم، جز اینکه ذوی القربای مرا دوست دارید” (قُلْ لاٰ أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبیٰ) . دوستی ذوی القربی چنان که مشروحا بیان خواهد شد بازگشت به مساله ولایت و قبول رهبری ائمه معصومین ع از دودمان پیامبر ص می کند که در حقیقت تداوم خط رهبری پیامبر ص و ادامه مساله ولایت الهیه است، و پر واضح است که قبول این ولایت و رهبری همانند نبوت پیامبر ص سبب سعادت خود انسانها ص: 406 است و نتیجه اش به خود آنها بازگشت می کند. توضیح اینکه: مفسران در تفسیر این جمله بحثهای فراوانی دارند و تفسیرهای مختلفی، که هر گاه با ذهن خالی از پیشداوریها به آنها نگاه کنیم می بینیم بر اثر انگیزه های مختلفی از مفهوم اصلی آیه دور شده اند، و احتمالاتی را برگزیده اند که نه با محتوای آیه سازگار است و نه با شان نزول و سایر قرائن تاریخی و روایی. رویهمرفته چهار تفسیر معروف برای آیه وجود دارد. 1-همان که در بالا اشاره شد که منظور از ذوی القربی نزدیکان پیغمبر ص است و محبت آنها وسیله ای است برای قبول امامت و رهبری ائمه معصومین ع از دودمان آن حضرت، و پشتوانه ای بر ادای رسالت. جمعی از مفسران نخستین، و تمام مفسران شیعه این معنا را برگزیده اند، و روایات فراوانی از طرف شیعه و اهل سنت در این زمینه نقل شده که بعدا به آن اشاره خواهیم کرد. 2-منظور این است که اجر و پاداش رسالت دوست داشتن اموری است که شما را به”قرب الهی“دعوت می کند. این تفسیر را که جمعی از مفسران اهل سنت انتخاب کرده اند به هیچوجه با ظاهر آیه سازگار نیست، زیرا در این صورت معنی آیه چنین می شود که از شما می خواهم که اطاعت الهی را دوست بدارید، و مودت آن را به دل بسپارید، در حالی که باید گفته شود من از شما اطاعت الهی را می خواهم (نه مودت اطاعت الهی) . بعلاوه در میان مخاطبین آیه کسی وجود نداشت که دوست ندارد به خدا نزدیک شود حتی مشرکان نیز علاقه داشتند که به خدا نزدیک شوند و اصولا عبادت ص: 407 بتها را وسیله ای برای این کار می پنداشتند. 3-منظور این است که شما بستگان خودتان را به عنوان پاداش رسالت دارید و صله رحم بجا آورید. با این تفسیر هیچ تناسبی در میان رسالت و پاداش آن وجود ندارد، زیرا دوست داشتن بستگان خود چه خدمتی می تواند به پیامبر ص بوده باشد؟ و چگونه ممکن است اجر رسالت قرار داده شود؟! 4-منظور این است که پاداش من این است که خویشاوندی مرا نسبت به خود محفوظ دارید، و بخاطر اینکه با اکثر قبایل شما رابطه خویشاوندی دارم مرا آزار ندهید (زیرا پیامبر ص از طریق نسبی با قبایل قریش ارتباط داشت و از طریق سببی (ازدواج) با بسیاری از قبایل دیگر، و از طریق مادر با جمعی از مردم مدینه از قبیله بنی النجار، و از طرف مادر رضاعی به قبیله بنی سعد) . این تعبیر بدترین معنایی است که برای آیه شده است چرا که درخواست اجر رسالت از کسانی است که رسالت او را پذیرا شده اند، و هر گاه کسانی رسالت را پذیرا شوند دیگر نیازی به این بحثها نیست، آنها پیامبر ص را به عنوان فرستاده الهی احترام می گذارند، احتیاجی ندارد که به خاطر قرابت و خویشاوندیش او را محترم بشمرند، چرا که احترام ناشی از قبول رسالت ما فوق همه اینها است، در واقع این تفسیر را باید از اشتباهات بزرگی شمرد که دامان بعضی از مفسران را گرفته و مفهوم آیه را به کلی مسخ کرده است. در اینجا برای اینکه به حقیقت محتوای آیه آشناتر شویم بهترین راه آن است که از آیات دیگر قرآن کمک گیریم: در بسیاری از آیات قرآن مجید می خوانیم: پیامبران می گفتند پاداشی از شما در برابر دعوت رسالت نمی خواهیم، و پاداش ما تنها بر پروردگار عالمیان است ” مٰا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِیَ إِلاّٰ عَلیٰ رَبِّ الْعٰالَمِینَ “ (1) .. (1) ص: 408 1- 1) سوره شعرا آیه 109-127-145-164-180 و در مورد شخص پیامبر اسلام نیز تعبیرات مختلفی دیده می شود: در یک جا می گوید قُلْ مٰا سَأَلْتُکُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَکُمْ إِنْ أَجْرِیَ إِلاّٰ عَلَی اللّٰهِ: “بگو پاداشی را که از شما خواستم تنها به سود شما است اجر و پاداش من فقط بر خداوند است” (سبا-47) . و در جای دیگر می خوانیم: قُلْ مٰا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلاّٰ مَنْ شٰاءَ أَنْ یَتَّخِذَ إِلیٰ رَبِّهِ سَبِیلاً: بگو من در برابر ابلاغ رسالت هیچگونه پاداشی از شما مطالبه نمی کنم، مگر کسانی که بخواهند راهی به سوی پروردگارشان برگزینند”. و بالآخره در مورد دیگری می گوید: قُلْ مٰا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ وَ مٰا أَنَا مِنَ الْمُتَکَلِّفِینَ: “من از شما پاداشی نمی طلبم و چیزی بر شما تحمیل نمی کنم” (ص-86) . هر گاه این آیات سه گانه را با آیه مورد بحث در کنار هم بگذاریم نتیجه گیری کردن از آن آسان است: در یک جا به کلی نفی اجر و مزد می کند. در جای دیگر می گوید: من تنها پاداش از کسی می خواهم که راهی به سوی خدا می جوید. و در مورد سوم می گوید پاداشی را که از شما خواسته ام برای خود شما است. و بالآخره در آیه مورد بحث می افزاید: مودت در قربی پاداش رسالت من است، یعنی: من پاداشی از شما خواسته ام که این ویژگیها را دارد: مطلقا چیزی نیست که نفعش عائد من شود، صد در صد به سود خود شما است، و چیزی است که راه شما را به سوی خدا هموار می سازد. به این ترتیب آیا جز مساله ادامه خط مکتب پیامبر ص به وسیله رهبران الهی و جانشینان معصومش که همگی از خاندان او بوده اند امر دیگری می تواند ص: 409 باشد؟ منتها چون مساله مودت پایه این ارتباط بوده در این آیه با صراحت آمده است. جالب اینکه غیر از آیه مورد بحث در قرآن مجید در پانزده مورد دیگر کلمه “القربی”به کار رفته که در تمام آنها به معنی خویشاوندان و نزدیکان است با اینحال معلوم نیست چرا بعضی اصرار دارند که“قربی”منحصرا در اینجا به معنی“تقرب الی اللّٰه”بوده باشد، و معنی ظاهر و واضح آن را که در همه جا در قرآن در آن به کار رفته است کنار بگذارند؟ این نکته نیز قابل توجه است که در پایان همین آیه مورد بحث می افزاید: “آن کس که عمل نیکی انجام دهد بر نیکی عملش می افزاییم، چرا که خداوند آمرزنده و شکرگزار است و به اعمال بندگان جزای مناسب می دهد” (وَ مَنْ یَقْتَرِفْ حَسَنَهً نَزِدْ لَهُ فِیهٰا حُسْناً إِنَّ اللّٰهَ غَفُورٌ شَکُورٌ) . چه حسنه ای از این برتر که انسان خود را همیشه در زیر پرچم رهبران الهی قرار دهد، حب آنها را در دل گیرد، و خط آنها را ادامه دهد، در فهم کلام الهی آنجا که مسائل برای او ابهام پیدا کند از آنها توضیح بخواهد، عمل آنها را معیار قرار دهد، و آنها را الگو و اسوه خود سازد. *
روایاتی که در تفسیر این آیه آمده است
شاهد گویای دیگر برای تفسیر فوق اینکه روایات فراوانی در منابع اهل سنت و شیعه از شخص پیامبر ص نقل شده که نشان می دهد منظور از“قربی”اهل بیت و نزدیکان و خاصان پیامبرند، به عنوان نمونه:
1-“احمد”در فضائل الصحابه با سند خود از سعید بن جبیر از عامر چنین نقل می کند: لما نزلت قُلْ لاٰ أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبیٰ قالوا:
یا رسول اللّٰه!من قرابتک؟ من هؤلاء الذین وجبت علینا مودتهم؟ قال:
علی و فاطمه و ابناهما (علیهم السلام) و قالها ثلاثا: “هنگامی که آیه” قُلْ
ص: 410
لاٰ أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبیٰ
“نازل شد اصحاب عرض کردند ای رسول خدا!خویشاوندان تو که مودت آنها بر ما واجب است کیانند؟ فرمود: علی و فاطمه و دو فرزند آن دو، این سخن را سه بار تکرار فرمود”! (1) 2-در“مستدرک الصحیحین”از امام“علی بن الحسین” ع نقل شده که وقتی امیر مؤمنان علی ع به شهادت رسید، حسن بن علی ع در میان مردم خطبه خواند که بخشی از آن این بود:
(1)
انا من اهل البیت الذین افترض اللّٰه مودتهم علی کل مسلم فقال تبارک و تعالی لنبیه (ص) قُلْ لاٰ أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبیٰ وَ مَنْ یَقْتَرِفْ حَسَنَهً نَزِدْ لَهُ فِیهٰا حُسْناً فاقتراف الحسنه مودتنا اهل البیت: “من از خاندانی هستم که خداوند مودت آنها را بر هر مسلمانی واجب کرده است، و به پیامبرش فرموده: قل لا اسئلکم… منظور خداوند از “اکتساب حسنه”مودت ما اهل بیت است” (2) .
(2)
3-“سیوطی”در“الدر المنثور”در ذیل آیه مورد بحث از مجاهد از ابن عباس نقل کرده که در تفسیر آیه“ قُلْ لاٰ أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبیٰ ” گفت: ان تحفظونی فی اهل بیتی و تودوهم بی:
“منظور این است که حق مرا در اهل بیتم حفظ کنید، و آنها را به سبب من دوست دارید” (3) .
(3)
و از اینجا روشن می شود آنچه از ابن عباس بطریق دیگر نقل شده که منظور عدم آزار پیامبر ص به خاطر قرابتش با قبائل مختلف عرب بوده مسلم نیست، زیرا چنان که دیدیم مخالف آن نیز از ابن عباس نقل شده است…
ص: 411
1- 1) “احقاق الحق”جلد 3 صفحه 2، “قرطبی”نیز این روایت را در ذیل آیه مورد بحث آورده (جلد 8 صفحه 5843)
2- 2) مستدرک الصحیحین جلد 3 صفحه 172-محب الدین طبری همین حدیث را در ذخائر صفحه 137 آورده، ابن حجر نیز در“صواعق”صفحه 101 آن را نقل کرده است.
3- 3) الدر المنثور ذیل آیه مورد بحث-جلد 6 صفحه 7
4-“ابن جریر طبری”در تفسیرش با سند خود از“سعید بن جبیر”و با سند دیگری از“عمر بن شعیب”نقل می کند که منظور از این آیه، هی قربی رسول اللّٰه (نزدیکان رسول خدا می باشد) (1) .
(1)
5-مرحوم طبرسی مفسر معروف از“شواهد التنزیل”حاکم حسکانی که از مفسران و محدثان معروف اهل سنت است از“ابی امامه”باهلی چنین نقل می کند:
پیامبر اسلام ص فرمود:
ان اللّٰه خلق الانبیاء من اشجار شتی، و انا و علی (ع) من شجره واحده، فانا اصلها، و علی (ع) فرعها، و فاطمه (ع) لقاحها، و الحسن و الحسین ثمارها، و اشیاعنا اوراقها-تا آنجا که فرمود-لو ان عبدا عبد اللّٰه بین الصفا و المروه الف عام، ثم الف عام، ثم الف عام، حتی یصیر کالشن البالی، ثم لم یدرک محبتنا کبه اللّٰه علی منخریه فی النار، ثم تلا: قُلْ لاٰ أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً:
“خداوند انبیاء را از درختان مختلفی آفرید، ولی من و علی ع را از درخت واحدی، من اصل آنم، و علی شاخه آن، فاطمه موجب باروری آن است، و حسن حسین میوه های آن، و شیعیان ما برگهای آنند… سپس افزود: اگر کسی خدا را در میان صفا و مروه هزار سال، و سپس هزار سال، و از آن پس هزار سال، عبادت کند، تا همچون مشک کهنه شود، اما محبت ما را نداشته باشد خداوند او را به صورت در آتش می افکند، سپس این آیه را تلاوت فرمود: قُلْ لاٰ أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبیٰ ”.
جالب این که این حدیث آن چنان اشتهار یافته بود که شاعر معروف کمیت در اشعارش به آن اشاره کرده، می گوید: وجدنا لکم فی آل حامیم آیه تاولها منا تقی و معرب ما برای شما (خاندان پیامبر ص) در سوره های حامیم آیه ای یافتیم.
که گروه تقیه کننده آن را تاویل کرده، و گروه آشکار کننده آن را آشکارا.
ص: 412
1- 1) تفسیر طبری جلد 25 صفحه 16 و 17
بیان کرده اند (1) .
(1)
6-و نیز سیوطی در“الدر المنثور”از ابن جریر از ابی الدیلم چنین نقل می کند: هنگامی که علی بن الحسین ع را به اسارت آوردند، و بر در دروازه دمشق نگهداشتند، مردی از اهل شام گفت: الحمد للّٰه الذی قتلکم و استاصلکم!:
“خدا را شکر که شما را کشت، و ریشه کن ساخت! علی بن الحسین ع فرمود: آیا قرآن را خوانده ای؟ گفت آری، فرمود:
سوره های حامیم را خوانده ای، عرض کرد نه، فرمود آیا این آیه را نخوانده ای قُلْ لاٰ أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبیٰ؟ ! گفت: آیا شما همانها هستید که در این آیه اشاره شده؟ فرمود: آری (2) .
(2)
7-“زمخشری”در”کشاف“حدیثی نقل کرده که فخر رازی و قرطبی نیز در تفسیرشان از او اقتباس کرده اند: حدیث مزبور به وضوح مقام آل محمد ص و اهمیت حب آنها را بیان می دارد، می گوید: رسول خدا ص فرمود:
من مات علی حب آل محمد مات شهیدا.
الا و من مات علی حب آل محمد (ص) مغفورا له.
الا و من مات علی حب آل محمد مات تائبا.
الا و من مات علی حب آل محمد مات مؤمنا مستکمل الایمان.
الا و من مات علی حب آل محمد بشره ملک الموت بالجنه ثم منکر و نکیر.
الا و من مات علی حب آل محمد یزف الی الجنه کما تزف العروس الی بیت زوجها.
الا و من مات علی حب آل محمد فتح له فی قبره بابان الی الجنه.
الا و من مات علی حب آل محمد جعل اللّٰه قبره مزار ملائکه الرحمه.
الا و من مات علی حب آل محمد مات علی السنه و الجماعه…
ص: 413
1- 1) “مجمع البیان”جلد 9 صفحه 29
2- 2) “الدر المنثور”جلد 6 صفحه 7
الا و من مات علی بغض آل محمد جاء یوم القیامه مکتوب بین عینیه آیس من رحمه اللّٰه الا و من مات علی بغض آل محمد مات کافرا.
الا و من مات علی بغض آل محمد لم یشم رائحه الجنه:
“هر کس با محبت آل محمد بمیرد شهید از دنیا رفته”.
“آگاه باشید هر کس با محبت آل محمد ص از دنیا رود بخشوده است”.
“آگاه باشید هر کس با محبت آل محمد ص از دنیا رود با توبه از دنیا رفته”.
“آگاه باشید هر کس با محبت آل محمد ص از دنیا رود مؤمن کامل الایمان از دنیا رفته”.
“آگاه باشید هر کس با محبت آل محمد ص از دنیا رود فرشته مرگ او را بشارت به بهشت می دهد، و سپس منکر و نکیر (فرشتگان مامور سؤال در برزخ) به او بشارت دهند”.
“آگاه باشید هر کس با محبت آل محمد ص از دنیا رود او را با احترام به سوی بهشت می برند آن چنان که عروس به خانه داماد”.
“آگاه باشید هر کس با محبت آل محمد ص از دنیا رود در قبر او دو در به سوی بهشت گشوده می شود”.
“آگاه باشید هر کس با محبت آل محمد ص از دنیا رود قبر او را زیارتگاه فرشتگان رحمت قرار می دهد”.
“آگاه باشید هر کس با محبت آل محمد ص از دنیا رود بر سنت و جماعت اسلام از دنیا رفته”.
“آگاه باشید هر کس با عداوت آل محمد ص از دنیا رود روز قیامت در حالی وارد عرصه محشر می شود که در پیشانی او نوشته شده: مایوس از رحمت خدا”! “آگاه باشید هر کس با بغض آل محمد ص از دنیا برود کافر از دنیا رفته”
ص: 414
“آگاه باشید هر کس با عداوت آل محمد ص از دنیا برود بوی بهشت را استشمام نخواهد کرد” (1) .
(1)
جالب اینکه فخر رازی بعد از ذکر این حدیث شریف که صاحب کشاف آن را به صورت ارسال مسلم ذکر کرده است می افزاید:
آل محمد ص کسانی هستند که بازگشت امرشان به او است، کسانی که ارتباطشان محکمتر و کاملتر باشد”آل“محسوب می شوند، و شک نیست که فاطمه و علی و حسن و حسین محکمترین پیوند را با رسول خدا داشتند، و این از مسلمات و مستفاد از احادیث متواتر است، بنا بر این لازم است که آنها را”آل پیامبر“ص بدانیم.
سپس می افزاید: گروهی در مفهوم”آل“اختلاف کرده اند، بعضی آنها را خویشاوندان نزدیک پیامبر می دانند، و بعضی گفته اند آنها امت پیامبرند، اگر این واژه را بر معنی اول حمل کنیم آل پیامبر تنها آنها هستند، و اگر به معنی امت که دعوت او را پذیرفتند بدانیم باز هم خویشاوندان نزدیک رسول خدا ص آل او محسوب می شوند، بنا بر این به هر تقدیر آنها آل هستند و اما غیر آنها در لفظ “آل”داخلند یا نه؟ محل اختلاف است.
سپس فخر رازی از صاحب کشاف چنین نقل می کند: “وقتی این آیه نازل شد عرض کردند”ای رسول خدا!خویشاوندان تو کیانند که مودتشان بر ما واجب است”؟ فرمود: “علی و فاطمه و دو فرزندشان”.
بنا بر این ثابت می شود که این چهار تن ذی القربای پیغمبرند و هنگامی که این معنی ثابت شد واجب است از احترام فوق العاده ای برخوردار باشند“.
فخر رازی می افزاید: دلائل مختلفی بر این مساله دلالت می کند:
ص: 415
1- 1) تفسیر کشاف جلد 4 صفحه 220 و 221-تفسیر فخر رازی جلد 27 صفحه 165 و 166-تفسیر قرطبی جلد 8 صفحه 5843-تفسیر ثعلبی ذیل آیه مورد بحث از جلیل بن عبد اللّٰه بجلی (طبق نقل المراجعات نامه شماره 19) .
1-جمله” إِلاَّ الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبیٰ “که طرز استدلال به آن بیان شد.
2-شک نیست که پیامبر فاطمه را دوست می داشت و درباره او فرمود:
”
فاطمه بضعه منی یؤذینی ما یؤذیها “: “فاطمه پاره تن من است آنچه او را آزار دهد مرا آزار داده است”!و با احادیث متواتر از رسول خدا ص ثابت شده که او علی و حسن و حسین را دوست می داشت، و هنگامی که این معنی ثابت شود محبت آنها بر تمام امت واجب است چون خداوند فرموده: وَ اتَّبِعُوهُ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ: “از او پیروی کنید تا هدایت شوید” (1) و نیز فرموده: فَلْیَحْذَرِ الَّذِینَ یُخٰالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ: “کسانی که فرمان او را مخالفت می کنند از عذاب الهی بترسند” (2) و نیز فرموده: قُلْ إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللّٰهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللّٰهُ:
(1)
(2)
“بگو اگر خدا را دوست می دارید از من پیروی کنید تا خدا شما را دوست دارد” (3) و نیز فرموده لَقَدْ کٰانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللّٰهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ: “برای شما در زندگی رسول خدا سرمشق نیکویی بود” (4) .
(3)
(4)
3-دعای برای”آل“افتخار بزرگی است و لذا این دعا خاتمه تشهد در نماز قرار داده شده: اللهم صل علی محمد و علی آل محمد، و ارحم محمدا و آل محمد، و چنین تعظیم و احترامی در حق غیر آل دیده نشده است، بنا بر این همه این دلائل نشان می دهد که محبت آل محمد ص واجب است.
سرانجام فخر رازی سخنان خود را در این مساله با اشعار معروف شافعی پایان می دهد: یا راکبا قف بالمحصب من منی و اهتف بساکن خیفها و الناهض سحرا اذا فاض الحجیج الی منی فیضا کما نظم الفرات الفائض..
ص: 416
1- 1) اعراف-158
2- 2) نور-63
3- 3) آل عمران-31
4- 4) احزاب-21.
ان کان رفضا حب آل محمد:
فلیشهد الثقلان انی رافضی!!
“ای سواری که عازم حج هستی!در آنجا که در نزدیکی منی ریگ برای رمی جمرات جمع می کنند و مرکز بزرگ اجتماع زائران خانه خداست بایست، و فریاد بزن به تمام کسانی که در مسجد خیف مشغول عبادتند و یا در حال حرکت می باشند.
فریاد بزن به هنگام سحرگاه که حاجیان از مشعر به سوی منی کوچ می کنند و همچون نهری عظیم و خروشان وارد سرزمین منی می شوند.
آری فریاد بزن و بگو: اگر محبت آل محمد ص رفض و ترک است، همه جن و انس شهادت دهند که من رافضیم”! (1) .
(1)
آری این است مقام آل محمد ص که ما به دامانشان چنگ زده ایم و آنها را رهبر خویش و راهنمای دین و دنیا پذیرفته ایم، الگو و اسوه خویش می دانیم و تداوم خط نبوت را با امامت آنها می بینیم.
البته غیر از احادیث فوق روایات فراوان دیگری در منابع اسلامی نقل شده که از نظر رعایت اختصار و قناعت به جنبه های تفسیری به هفت روایت فوق اکتفاء کردیم، ولی ذکر این نکته را مناسب می دانیم که در بعضی از منابع کلامی مانند”احقاق الحق“و شرح مبسوط آن، حدیث معروف فوق در مورد تفسیر آیه قُلْ لاٰ أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبیٰ از حدود پنجاه کتاب از کتب اهل سنت نقل شده است که نشان می دهد تا چه اندازه نقل این روایت گسترده و مشهور بوده است قطع نظر از منابع فراوانی که از طرق اهل بیت این حدیث را نقل می کند.
*. ص: 417 1- 1) تفسیر فخر رازی جلد 27 صفحه 166 نکته ها: اشاره 1-سخنی با مفسر معروف”آلوسی“ اشاره در اینجا سؤالی برای جمعی مطرح است که آلوسی مفسر معروف در روح المعانی آن را به صورت ایرادی بر شیعه مطرح کرده، و ما آن را به صورت یک سؤال در اینجا عنوان کرده، مورد بررسی قرار می دهیم، خلاصه کلام او چنین است: بعضی از شیعه آیه را در مقام استدلال بر امامت علی ع ذکر کرده اند و گفته اند علی ع واجب المحبه است، و هر واجب المحبتی واجب الطاعه است، و هر واجب الطاعتی دارای مقام امامت است، و از آن نتیجه گرفته اند که علی ع دارای مقام امامت می باشد و آیه را دلیل بر این موضوع شمردند. اما سخن آنها از چند جهت قابل ایراد است. اولا استدلال به آیه بر وجوب محبت فرع بر این است که آیه را به معنی محبت خویشاوندان پیامبر بدانیم، در حالی که جمع کثیری از مفسران این تفسیر را نپذیرفته اند، و گفته اند این مناسب مقام نبوت نیست، زیرا پیامبر را متهم می سازد، چه اینکه شبیه کار دنیاپرستانی است که فعالیتهایی را شروع می کنند، سپس منافعی در برابر آن برای فرزندان و بستگان خود مطالبه می نمایند بعلاوه با آیه وَ مٰا تَسْئَلُهُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ (تو پاداشی از آنها مطالبه نمی کنی) (یوسف-104) منافات دارد. ثانیا قبول نداریم که وجوب محبت دلیل بر وجوب اطاعت است، لذا ابن بابویه در کتاب اعتقادات می گوید: امامیه اتفاق دارند که محبت علویین لازم است در حالی که همه را واجب الاطاعت نمی دانند! ثالثا قبول نداریم که هر شخص واجب الاطاعه ای دارای مقام امامت یعنی زعامت کبری باشد، و الا هر پیامبری در زمان خود دارای چنین مقامی بود، در ص: 418 حالی که در داستان طالوت می خوانیم که او امام جمعیت شد در حالی که پیامبری نیز در آن زمان وجود داشت. رابعا آیه اقتضا می کند تمام اهل بیت واجب الاطاعه باشند، و به همین دلیل باید همه امام باشند، در حالی که امامیه چنین عقیده ای ندارند (1) . (1) *
تحلیل و بررسی
با برداشتی که از آیه مورد بحث طبق قرائن فراوان و محکم موجود در آیه و سایر آیات قرآن داشتیم پاسخ بسیاری از این ایرادات روشن می شود:
زیرا گفتیم این محبت امر ساده ای نیست، این به عنوان پاداش نبوت و اجر رسالت است، طبعا باید مطلبی هموزن و همشان آن باشد، تا بتواند پاداش آن قرار گیرد.
از سوی دیگر آیات قرآن گواهی می دهد سود این محبت چیزی نیست که به پیامبر ص برگردد، بلکه نتیجه آن صد در صد عائد خود مؤمنان می شود یا به تعبیر دیگر این یک امر معنوی است که در تکامل هدایت مسلمانان مؤثر است.
به این ترتیب گرچه از آیه چیزی جز مساله وجوب محبت استفاده نمی شود اما با قرائنی که ذکر شد این وجوب محبت سر از مساله امامت که پشتوانه مقام نبوت و رسالت است در می آورد.
با توجه به این توضیح کوتاه به بررسی ایرادات فوق می پردازیم:
اولا-اینکه بعضی از مفسران آیه را به مودت اهل بیت تفسیر نکرده اند باید قبول کرد که پیشداوریها و رسوبات ذهنی مانع از این امر بوده فی المثل جمعی از آنها”قربی“را به معنی”تقرب به پروردگار“تفسیر کرده اند!در حالی که در تمام آیات قرآن هر موردی این کلمه به کار رفته به معنی خویشاوندان است..
ص: 419
1- 1) روح المعانی جلد 25 صفحه 28 (ذیل آیه مورد بحث)
و یا اینکه جمعی آن را به معنی خویشاوندی پیامبر با قبایل عرب تفسیر کرده اند، در حالی که این تفسیر نظام آیه را به کلی به هم می ریزد، اجر رسالت را از کسی مطالبه می کنند که رسالت را پذیرفته، و کسی که رسالت پیامبر را بپذیرد چه نیازی دارد که خویشاوندی او را با خود در نظر گیرد، و از آزار او چشم بپوشد؟ علاوه بر این روایات زیادی که آیه را به ولایت اهل بیت پیامبر تفسیر می کند چرا کنار بگذاریم؟! بنا بر این باید قبول کرد که این گروه از مفسران هرگز با ذهن خالی به تفسیر آیه نپرداخته اند و گرنه مطلب پیچیده ای در آن وجود ندارد.
و از اینجا روشن می شود که تقاضای چنین پاداشی نه با مقام نبوت منافات دارد، و نه همچون راه و رسم دنیا پرستان است، و با آیه 104 سوره یوسف که نفی هر گونه پاداش میکند نیز کاملا هماهنگ است، چرا که پاداش مودت اهل بیت در حقیقت پاداشی نیست که پیامبر از آن منتفع گردد بلکه خود مسلمین از آن بهره مند می شوند.
ثانیا-درست است وجوب محبت ساده هرگز دلیل بر وجوب اطاعت نیست اما وقتی در نظر بگیریم که این محبتی است که متناسب همطراز رسالت قرار داده شده، یقین پیدا می کنیم که وجوب اطاعت نیز در آن نهفته است، و از اینجا روشن می شود که گفتار ابن بابویه (صدوق) نیز منافاتی با آنچه گفتیم ندارد.
ثالثا-درست است که هر وجوب اطاعتی دلیل بر مقام امامت و زعامت کبری نیست، ولی باید توجه داشت وجوب اطاعتی که پاداش رسالت و متناسب با آن است جز امامت نمی تواند باشد.
رابعا-امام به معنی رهبر-در هر عصری یک تن بیشتر نمی تواند باشد، و بنا بر این امامت همه اهل بیت معنی نخواهد داشت بعلاوه نباید نقش روایات را در
ص: 420
این زمینه یعنی در فهم معنی آیه از نظر دور داشت.
قابل توجه اینکه آلوسی شخصا اهمیت زیادی برای مودت اهل بیت قائل شده، و در چند خط پیش از بحث فوق می گوید: حق این است که محبت خویشاوندان پیامبر ص بخاطر قرابتشان با پیامبر ص واجب است، و هر قدر قرابت قویتر باشد محبت وجوب بیشتری دارد، و سرانجام می گوید: آثار این مودت تعظیم و احترام و قیام به اداء حقوق اقربای پیغمبر است، در حالی که بسیاری از مردم در این امر سستی کرده اند تا آنجا که محبت قرابت پیامبر ص را یک نوع رافضی گری شمرده اند!ولی من چنین نمی گویم، بلکه همان می گویم که شافعی در آن کلام جالب و گویای خود گفته است.
سپس اشعاری را که در بالا از شافعی نقل کردیم ذکر کرده، می افزاید:
با این حال من معتقد به خروج از اعتقادات بزرگان اهل سنت در مورد صحابه نیستم، و محبت آنها را نیز از واجبات می شمرم (1) .
(1)
*. 2-کشتی نجات! “فخر رازی”در ذیل این بحث نکته ای را نقل کرده و آن را پسندیده است و”آلوسی“در روح المعانی نیز آن را به عنوان”نکته ای لطیف“به نقل از فخر رازی آورده، نکته ای که فکر می کنند از طریق آن بعضی از تضادها بر طرف می گردد، و آن اینکه: پیغمبر گرامی اسلام از یک سو فرموده است: مثل اهل بیتی کمثل سفینه نوح من رکب فیها نجی: “مثل اهل بیت من همچون کشتی نوح است هر کس سوار بر آن شود نجات می یابد”. و از سوی دیگر فرموده است: اصحابی کالنجوم بایهم اقتدیتم اهتدیتم: “اصحاب من همچون ستارگان آسمانند به هر کدام اقتدا کنید هدایت می یابید ص: 421 1- 1) همان مدرک و ما الان در اقیانوس تکلیف گرفتاریم، و امواج شبهات و شهوات ما را از هر سو در هم می کوبد، و آن کس که می خواهد از دریا عبور کند احتیاج به دو امر دارد یکی کشتی است که خالی از هر عیب و نقص باشد، و دیگری ستارگان پر فروغ درخشنده ای است که مسیر را به او نشان دهد، هنگامی که انسان سوار بر کشتی شود، و چشم بر ستارگان درخشان بدوزد امید نجات وجود دارد، همچنین هر کس از اهل سنت بر کشتی محبت آل محمد ص سوار گردد، و چشم به ستارگان اصحاب دوزد امید است که خداوند او را به سلامت و سعادت در دنیا و آخرت برساند (1) . (1) ولی ما می گوئیم این تشبیه شاعرانه گرچه زیبا است اما دقیق نیست، چرا که اولا کشتی نوح مرکب نجات بود و در آن روز که همه جای جهان را امواج خروشان آب فرا گرفته بود، دائما در گردش بود بی آنکه مانند کشتیهای معمولی مقصدی داشته باشد که به سوی آن مقصد به کمک ستارگان حرکت کند. مقصد خود کشتی بود، و نجات از غرقاب، تا فرو نشستن آب و قرار گرفتن کشتی بر کنار کوه جودی. ثانیا-در بعضی از روایات که در کتب برادران اهل سنت نقل شده از پیغمبر گرامی اسلام چنین آمده است: النجوم امان لاهل الارض من الغرق و اهل بیتی امان لامتی من الاختلاف فی الدین “ستارگان امان برای اهل زمینند از غرق شدن و اهل بیت من امان امتند از اختلاف در دین” (2) . (2) *..
ص: 422
1- 1) تفسیر فخر رازی جلد 27 صفحه 167
2- 2) “حاکم”این حدیث را در جلد سوم”مستدرک”صفحه 149 از ابن عباس نقل کرده، سپس می گوید: هذا حدیث صحیح الاسناد و لم یخرجاه: “این حدیث معتبری است که بخاری و مسلم آن را نقل نکرده اند)
3-تفسیر” وَ مَنْ یَقْتَرِفْ حَسَنَهً … “
“اقتراف”در جمله”و مَنْ یَقْتَرِفْ حَسَنَهً نَزِدْ لَهُ فِیهٰا حسنه““هر کس حسنه ای را کسب کند ما بر حسن آن می افزائیم”در اصل از”قرف“ (بر وزن حرف) به معنی کندن پوست اضافی از درخت یا پوستهای اضافی از زخم است که گاه مایه پیراستن و بهبودی می گردد، این کلمه بعدا در اکتساب به کار رفته اعم از اینکه اکتساب خوبی باشد یا بدی.
ولی به گفته راغب این واژه در بدیها بیش از خوبیها به کار می رود (هر چند در آیه مورد بحث در خوبیها به کار رفته) .
لذا ضرب المثلی در عرب معروف است که می گویند: الاعتراف یزیل الاقتراف”اعتراف به گناه، گناه را از بین می برد“.
جالب اینکه در بعضی از تفاسیر از ابن عباس و یکی دیگر از مفسران نخستین بنام”سدی“نقل شده که منظور از”اقتراف حسنه“در آیه شریفه مودت آل محمد ص است (1) .
(1)
در حدیثی که سابقا از امام حسن بن علی ع نقل کردیم نیز آمده:
اقتراف الحسنه مودتنا اهل البیت: “منظور از بدست آوردن حسنه مودت ما اهل بیت است” روشن است که منظور از اینگونه تفسیرها محدود بودن معنی اکتساب حسنه به مودت اهل بیت نیست، بلکه معنی وسیع و گسترده ای دارد ولی از آنجا که این جمله به دنبال مساله مودت ذی القربی آمده است روشنترین مصداق اکتساب حسنه همین مودت است.
* 4-این چند آیه مدنی است این سوره (سوره شوری) چنان که در آغاز گفتیم از سوره های مکی است. ص: 423 1- 1) “مجمع البیان”ذیل آیات مورد بحث، و تفسیر صافی، و تفسیر قرطبی ولی جمعی از مفسران معتقدند که این چهار آیه (آیه 23 تا 26) در مدینه نازل شده است، و شان نزولی که در آغاز تفسیر این آیات نقل کردیم گواه بر این معنی است، روایاتی که اهل بیت را به علی ع و فاطمه و دو فرزندان آنها امام حسن و امام حسین تفسیر می کند نیز مناسب همین معنی است، زیرا می دانیم ازدواج علی ع و بانوی اسلام در مدینه انجام گرفت، و تولد حسن و حسین ع در سالهای سوم و چهارم هجری طبق نقل معروف بوده است. *
ص: 424
