User Tools

Site Tools


nemoone:زمر:آیات_56_تا_59

[سوره الزمر (39) : آیات 56 تا 59]

اشاره

أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ یٰا حَسْرَتیٰ عَلیٰ مٰا فَرَّطْتُ فِی جَنْبِ اَللّٰهِ وَ إِنْ کُنْتُ لَمِنَ اَلسّٰاخِرِینَ (56) أَوْ تَقُولَ لَوْ أَنَّ اَللّٰهَ هَدٰانِی لَکُنْتُ مِنَ اَلْمُتَّقِینَ (57) أَوْ تَقُولَ حِینَ تَرَی اَلْعَذٰابَ لَوْ أَنَّ لِی کَرَّهً فَأَکُونَ مِنَ اَلْمُحْسِنِینَ (58) بَلیٰ قَدْ جٰاءَتْکَ آیٰاتِی فَکَذَّبْتَ بِهٰا وَ اِسْتَکْبَرْتَ وَ کُنْتَ مِنَ اَلْکٰافِرِینَ (59)

ترجمه:

56- (این دستورها به خاطر آن است که) مبادا کسی روز قیامت بگوید: افسوس بر من از کوتاهی هایی که در اطاعت فرمان خدا کردم و (آیات او را) به سخریه گرفتم! 57-و مبادا بگوید: اگر خداوند مرا هدایت می کرد از پرهیزگاران بودم.

58-یا هنگامی که عذاب را می بیند بگوید: آیا می شود بار دیگر (به دنیا) بازگردم تا از نیکوکاران باشم؟! 59-آری آیات من به سراغ تو آمد اما آن را تکذیب کردی و تکبر ورزیدی و از کافران بودی!.

ص: 509

تفسیر:

آن روز پشیمانی بیهوده است

در آیات گذشته دستور مؤکدی برای توبه و اصلاح و جبران اعمال گذشته آمده بود، آیات مورد بحث در تعقیب آن آمده، نخست می گوید: “این دستورها به خاطر آن داده شد که مبادا کسی روز قیامت بگوید: افسوس بر من از کوتاهی هایی که در اطاعت فرمان خدا کردم!و آیات و رسولان او را به سخریه گرفتم”! (أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ یٰا حَسْرَتیٰ عَلیٰ مٰا فَرَّطْتُ فِی جَنْبِ اللّٰهِ وَ إِنْ کُنْتُ لَمِنَ السّٰاخِرِینَ) (1) “یا حسرتا”در اصل“یا حسرتی”بوده (حسرت به یاء متکلم اضافه شده است) و حسرت به معنی اندوه و غم بر چیزهایی است که از دست رفته و پشیمانی ببار آورده است.

(1)

“راغب”در مفردات می گوید: این کلمه از ماده“حسر” (بر وزن حبس) به معنی برهنه کردن و کنار زدن لباس است، و از آنجا که در موارد ندامت و اندوه بر گذشته گویی پرده های جهل کنار رفته، این تعبیر به کار می رود.

آری هنگامی که انسان وارد عرصه محشر می شود و نتیجه تفریطها، و مسامحه کاریها و خلافکاریها، و شوخی گرفتن جدیها، را در برابر چشم خود می بیند، فریادش به“وا حسرتا”بلند می شود، اندوهی سنگین توأم با ندامتی عمیق بر قلب او سایه می افکند، و این حالت درونی خود را بر زبان آورده و به صورت جمله های فوق بیان می دارد.

در اینکه“جنب اللّٰه”در اینجا به چه معنی است؟ مفسران احتمالات

ص: 510

1- 1) آغاز این آیه محذوفی دارد که آن را با آیات قبل پیوند می دهد، و در تقدیر چنین است“لئلا تقول نفس”یا“حذرا ان تقول نفس… “، در صورت دوم “مفعول له”برای”انیبوا و اسلموا و اتبعوا”خواهد بود-ان در جمله“ وَ إِنْ کُنْتُ لَمِنَ السّٰاخِرِینَ “مخففه از مثقله است و در اصل”انی کنت لمن الساخرین”بوده است.

فراوانی داده اند.

واقع این است که“جنب”در لغت به معنی پهلو است و سپس به هر چیزی که در کنار چیزی قرار گرفته باشد اطلاق می شود، همانگونه که“یمین” و“یسار”به معنی طرف چپ و راست بدن است، سپس به هر چیزی که در این ناحیه قرار گیرد یمین و یسار گفته می شود، در اینجا“جنب اللّٰه”نیز به معنی تمام اموری است که در جانب پروردگار قرار دارد: فرمان او، اطاعت او، قرب او، کتب آسمانی که از ناحیه او نازل شده است، همه در معنی آن جمع است.

و به این ترتیب گنهکاران اظهار ندامت و پشیمانی و غم و اندوه و حسرت نسبت به تمام کوتاهی هایی که در برابر خداوند داشتند می کنند، مخصوصا روی مساله سخریه و استهزا نسبت به آیات و رسولان او انگشت می نهند، چرا که عامل اصلی تفریطهای آنها همین بی اعتنایی و شوخی پنداشتن این حقایق بزرگ بر اثر جهل و غرور و تعصب است.

* سپس می افزاید: “و مبادا بگوید: اگر خداوند مرا هدایت می کرد از پرهیزگاران بودم” (أَوْ تَقُولَ لَوْ أَنَّ اللّٰهَ هَدٰانِی لَکُنْتُ مِنَ الْمُتَّقِینَ) . این سخن را گویا زمانی می گوید که او را به پای میزان حساب می آورند، گروهی را می بیند که با دست پر از حسنات به سوی بهشت روانه می شوند، او نیز آرزو می کند در صف آنان باشد و همراه آنان به سوی نعمتهای الهی برود. * باز می افزاید: “و مبادا هنگامی که عذاب الهی را می بیند بگوید آیا می شود بار دیگر مرا به دنیا بازگردانند تا از نیکوکاران باشم”؟! (أَوْ تَقُولَ حِینَ تَرَی الْعَذٰابَ لَوْ أَنَّ لِی کَرَّهً فَأَکُونَ مِنَ الْمُحْسِنِینَ) .

این هنگامی است که او را به سوی دوزخ می برند و چشمش به آتش سوزان

ص: 511

و منظره عذاب دردناک آن می افتد، آهی از دل بر می کشد و آرزو می کند ای کاش به او اجازه داده می شد تا به دنیا بازگردد، تبهکاریهای گذشته را با اعمال نیکش بشوید و در صف نیکوکاران جای گیرد.

به این ترتیب هر یک از این گفتارهای سه گانه مجرمان در قیامت در موقفی اظهار می شود:

با ورود در صحنه محشر اظهار حسرت می کند.

با مشاهده پاداش پرهیزکاران آرزوی سرنوشت آنها را می نماید.

و با مشاهده عذاب الهی آرزوی بازگشت به دنیا و جبران گذشته می کند.

* قرآن در برابر این سه گفتار تنها به گفتار دوم چنین پاسخ می گوید: “آری آیات من به سراغ تو آمد اما آن را تکذیب کردی، و تکبر ورزیدی، و از کافران بودی” (بَلیٰ قَدْ جٰاءَتْکَ آیٰاتِی فَکَذَّبْتَ بِهٰا وَ اسْتَکْبَرْتَ وَ کُنْتَ مِنَ الْکٰافِرِینَ) (1) . (1) یعنی اینکه می گویی“اگر هدایت الهی به سراغ من آمده بود از پرهیزگاران بودم هدایت الهی چیست؟ جز اینهمه کتب آسمانی و فرستادگان خدا و آیات و نشانه های حق در آفاق و انفس؟ همه این آیات را دیدی و شنیدی عکس العمل تو در مقابل آن چه بود؟ تکذیب و استکبار و کفر! مگر ممکن است خدا بدون اتمام حجت کسی را مجازات کند؟ مگر میان ص: 512 1- 1) گر چه قائل در آیات گذشته”نفس“بوده، و آن مؤنث است، و کرارا در آیات قرآن اوصاف و افعال مربوط به آن به صورت مؤنث آمده، ولی در آیه مورد بحث ضمیر کذبت و ما بعد آن به صورت مذکر آمده است این به خاطر آن است که در اینجا منظور از آن انسان و مانند آن می باشد بعضی نیز گفته اند که نفس به مذکر و مؤنث هر دو اطلاق می شود. تو و هدایت یافتگان تفاوتی از نظر برنامه های تربیتی خداوند وجود داشت؟ بنا بر این مقصر اصلی خودت هستی و خود کرده ای که لعنت بر خودت باد! از میان این سه عمل”استکبار“ریشه اصلی است و به دنبال آن”تکذیب آیات الهی“و نتیجه آن”کفر و بی ایمانی“است. اما چرا از گفتار اول آنها پاسخ نمی دهد؟ زیرا واقعیتی است که گریزی از آن نیست، آنها باید حسرت بخورند و غرق غم و اندوه باشند. و اما در مورد گفتار سوم دائر به تقاضای بازگشت به دنیا چون در موارد متعددی از آیات قرآن به آن پاسخ داده شده (از جمله آیه 28 سوره انعام وَ لَوْ رُدُّوا لَعٰادُوا لِمٰا نُهُوا عَنْهُ وَ إِنَّهُمْ لَکٰاذِبُونَ “اگر بازگردند همان اعمال گذشته را تکرار خواهند کرد. و آنها دروغ می گویند”و همچنین آیه 100 سوره مؤمنون، دیگر نیازی به تکرار نبوده است. از این گذشته پاسخی را که از گفتار دوم آنها داده است می تواند اشاره ای به پاسخ این سؤال نیز باشد، زیرا هدف از بازگشت به دنیا چیست؟ آیا چیزی جز اتمام حجت است، در حالی که خداوند اتمام حجت بر آنان کرده، و چیزی در این زمینه کم نگذارده است که بار دوم آن را بیان کند، آن تنبه و بیداری که مجرمان به هنگام مشاهده عذاب پیدا می کنند یک نوع”بیداری اضطراری“است که در صورت بازگشت به حال عادی آثار آن باقی نخواهد ماند، درست همانند مطلبی است که قرآن در باره مشرکان به هنگام گرفتار شدن در میان امواج دریا بیان می کند که خدا را به اخلاص می خوانند، اما وقتی که به ساحل نجات رسیدند همه چیز را به دست فراموشی می سپارند فَإِذٰا رَکِبُوا فِی الْفُلْکِ دَعَوُا اللّٰهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ فَلَمّٰا نَجّٰاهُمْ إِلَی الْبَرِّ إِذٰا هُمْ یُشْرِکُونَ (عنکبوت-65) . *

ص: 513

نکته ها:

اشاره

1-تفریط در جنب اللّٰه:

گفتیم”جنب اللّٰه“در آیات مورد بحث معنی وسیعی دارد که هر گونه مطلبی را که مربوط به خداوند است شامل می شود، و به این ترتیب تفریط در این قسمت شامل تمام انواع تفریطها در اطاعت فرمان او، و پیروی از کتب آسمانی، و اقتدا به انبیاء و اولیاء می گردد.

به همین دلیل در روایات متعددی از ائمه اهل بیت ع می خوانیم که “جنب اللّٰه”به امامان تفسیر شده است، از جمله در روایتی در اصول کافی از امام موسی بن جعفر ع در تفسیر” یٰا حَسْرَتیٰ عَلیٰ مٰا فَرَّطْتُ فِی جَنْبِ اللّٰهِ “ چنین آمده:

جنب اللّٰه امیر المؤمنین (ع) و کذلک من کان بعده من الاوصیاء بالمکان الرفیع الی ان ینتهی الامر الی آخرهم “جنب اللّٰه امیر مؤمنان ع و همچنین اوصیای بعد از او هستند که مقام والایی دارند، تا به آخرین نفر آنها برسد” (که حضرت مهدی ارواحنا فداه می باشد) ” (1) .

(1)

و نیز در تفسیر علی بن ابراهیم از امام صادق ع می خوانیم: “نحن جنب اللّٰه”: “جنب اللّٰه مائیم” (2) .

(2)

همین معنی در روایات دیگری از ائمه دیگر ع نیز نقل شده است.

همانگونه که بارها گفته ایم این تفسیرها از قبیل بیان مصداقهای روشن است، چرا که مسلم است پیروی از مکتب امامان پیروی از پیامبر و اطاعت فرمان خدا است چرا که آنها از خود چیزی نمی گویند.

در حدیث دیگری مصداق روشن حسرت داران روز قیامت را“عالمان بی عمل”معرفی می کند، در کتاب“محاسن”از امام باقر ع آمده است:

ص: 514

1- 1 و 2) تفسیر نور الثقلین جلد 4 صفحه 495.

2-

ان اشد الناس حسره یوم القیامه الذین وصفوا العدل ثم خالفوه، و هو قول اللّٰه عز و جل أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ یٰا حَسْرَتیٰ عَلیٰ مٰا فَرَّطْتُ فِی جَنْبِ اللّٰهِ:

“از همه مردم متاسف تر در روز قیامت کسانی هستند که طریقه حق و عدالت را برای مردم توصیف کردند سپس خود به مخالفت برخاستند، و این همان است که خداوند متعال می گوید: أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ یٰا حَسْرَتیٰ عَلیٰ مٰا فَرَّطْتُ فِی جَنْبِ اللّٰهِ (1) .

(1)

* 2-در آستانه مرگ یا در قیامت؟ آیا این گفتگوهای سه گانه ای که مجرمان بعد از مشاهده عذاب الهی دارند مربوط به عذاب استیصال در پایان عمرشان است؟ یا مربوط به زمان ورود در صحنه قیامت؟ معنی دوم صحیحتر به نظر می رسد، هر چند آیات قبل از آن مربوط به عذاب استیصال است، و آیه بعد از آن مربوط به قیامت، شاهد این سخن آیه 31 سوره انعام است که می فرماید: قَدْ خَسِرَ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِلِقٰاءِ اللّٰهِ حَتّٰی إِذٰا جٰاءَتْهُمُ السّٰاعَهُ بَغْتَهً قٰالُوا یٰا حَسْرَتَنٰا عَلیٰ مٰا فَرَّطْنٰا فِیهٰا: “آنها که لقای پروردگار را انکار کردند گرفتار زیان شدند، وضع آنها به همین منوال ادامه می یابد تا زمانی که قیامت به طور ناگهانی فرا رسد، می گویند: ای افسوس که در باره آن کوتاهی کردیم”. در روایات فوق نیز شاهدی بر این معنی داشتیم. *

ص: 515

1- 1) همان مدرک صفحه 496.

nemoone/زمر/آیات_56_تا_59.txt · Last modified: 2024/12/07 17:08 by 127.0.0.1

Donate Powered by PHP Valid HTML5 Valid CSS Driven by DokuWiki