User Tools

Site Tools


nemoone:رعد:آیات_1_تا_4

[سوره الرعد (13) : آیات 1 تا 4]

اشاره

بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِlt;br/gt;المر تِلْکَ آیٰاتُ اَلْکِتٰابِ وَ اَلَّذِی أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ اَلْحَقُّ وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَ اَلنّٰاسِ لاٰ یُؤْمِنُونَ (1) اَللّٰهُ اَلَّذِی رَفَعَ اَلسَّمٰاوٰاتِ بِغَیْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهٰا ثُمَّ اِسْتَویٰ عَلَی اَلْعَرْشِ وَ سَخَّرَ اَلشَّمْسَ وَ اَلْقَمَرَ کُلٌّ یَجْرِی لِأَجَلٍ مُسَمًّی یُدَبِّرُ اَلْأَمْرَ یُفَصِّلُ اَلْآیٰاتِ لَعَلَّکُمْ بِلِقٰاءِ رَبِّکُمْ تُوقِنُونَ (2) وَ هُوَ اَلَّذِی مَدَّ اَلْأَرْضَ وَ جَعَلَ فِیهٰا رَوٰاسِیَ وَ أَنْهٰاراً وَ مِنْ کُلِّ اَلثَّمَرٰاتِ جَعَلَ فِیهٰا زَوْجَیْنِ اِثْنَیْنِ یُغْشِی اَللَّیْلَ اَلنَّهٰارَ إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیٰاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ (3) وَ فِی اَلْأَرْضِ قِطَعٌ مُتَجٰاوِرٰاتٌ وَ جَنّٰاتٌ مِنْ أَعْنٰابٍ وَ زَرْعٌ وَ نَخِیلٌ صِنْوٰانٌ وَ غَیْرُ صِنْوٰانٍ یُسْقیٰ بِمٰاءٍ وٰاحِدٍ وَ نُفَضِّلُ بَعْضَهٰا عَلیٰ بَعْضٍ فِی اَلْأُکُلِ إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیٰاتٍ لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ (4)

ترجمه:

بنام خداوند بخشنده بخشایشگر 1-المر-اینها آیات کتاب (آسمانی) است، و آنچه از طرف پروردگار بر تو نازل شده حق است ولی اکثر مردم ایمان نمی آورند.

2-خدا همان کسی است که آسمان را-بدون ستونی که قابل رؤیت باشد-آفرید سپس

ص: 107

بر عرش استیلا یافت (و زمام تدبیر جهان را بدست گرفت) و خورشید و ماه را مسخر ساخت که هر کدام تا زمان معینی حرکت دارند کارها را او تدبیر می کند آیات را (برای شما) تشریح می نماید تا به لقای پروردگارتان یقین پیدا کنید 3-و او کسی است که زمین را گسترد و در آن کوه ها و نهرهایی قرار داد و از تمام میوه ها در آن دو جفت آفرید (پرده سیاه) شب را بر روز می پوشاند، در اینها آیاتی است برای آنها که تفکر می کنند.

4-و در روی زمین قطعاتی در کنار هم قرار دارد که با هم متفاوتند و باغهایی از انگور، و زراعت، و نخلها، که گاهی بر یک پایه می رویند و گاهی بر دو پایه، همه آنها از یک آب سیراب می شوند و با اینحال بعضی از آنها را از جهت میوه بر دیگری برتری می دهیم، در اینها نشانه هایی است برای آنها که عقل خویش را بکار می گیرند.

تفسیر:

نشانه های خدا در آسمان و زمین و جهان گیاهان

بار دیگر به حروف مقطعه قرآن که در 29 سوره آمده است، در آغاز این سوره برخورد می کنیم، منتها حروف مقطعه ای که در اینجا ذکر شده، در واقع ترکیبی است از“الم”که در آغاز چند سوره آمده و“الر”که در آغاز چند سوره دیگر بیان شده، و در واقع این سوره تنها سوره ای است که در آغاز آن“ المر “دیده می شود، و از آنجا که به نظر می رسد حروف مقطعه آغاز هر سوره پیوند مستقیمی با محتوای آن سوره دارد، محتمل است این ترکیب که در آغاز سوره رعد است اشاره به این باشد که محتوای سوره”رعد”جامع محتوای هر دو گروه از سوره هایی است که با“الم”و“الر”آغاز می شود، و اتفاقا دقت در محتوای این سوره ها این موضوع را تایید می کند.

درباره تفسیر حروف مقطعه قرآن تا کنون در آغاز سوره های بقره و آل

ص: 108

عمران و اعراف، بحثهای مشروحی داشته ایم، که نیازی به تکرار آنها نمی بینیم.

به هر حال نخستین آیه این سوره از عظمت قرآن سخن می گوید:

“اینها آیات کتاب بزرگ آسمانی است” (تِلْکَ آیٰاتُ الْکِتٰابِ) (1) “و آنچه از پروردگارت بر تو نازل شده است حق است” (وَ الَّذِی أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ الْحَقُّ) .

(1)

و جای هیچگونه شک و تردید در آن دیده نمی شود، چرا که بیان کننده حقایق عینی جهان آفرینش و روابط آن با انسانها می باشد.

حقی است که با باطل آمیخته نشده و به همین دلیل نشانه های حقانیتش از چهره اش هویدا است، و نیاز به استدلال بیشتری ندارد.

“اما با این همه، مردم بو الهوس و نادان که اکثریت را تشکیل می دهند به این آیات ایمان نمی آورند” (وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَ النّٰاسِ لاٰ یُؤْمِنُونَ) .

چرا که اگر انسان را به حال خودش وا گذارند و پیروی معلمی پاکدل را که در مسیر زندگی، هدایت و تربیتش کند نپذیرد و هم چنان در پیروی از هوسها آزاد باشد، غالبا راه را گم کرده، به بیراهه می رود.

اما اگر مربیان الهی و هادیان راه حق، امام و پیشوای آنها باشند و او خود را در اختیارشان بگذارد، اکثریت به راه حق می روند.

* سپس به تشریح قسمت مهمی از دلائل توحید و نشانه های خدا در جهان آفرینش می پردازد، و انسان خاکی را در پهنه آسمانها به گردش وا می دارد، و این کرات با عظمت و نظام و حرکت و اسرار آن را به او نشان می دهد، تا به قدرت بی پایان و حکمت بی انتهایش پی برد، و چه زیبا می گوید: ص: 109 1- 1) همانگونه که در گذشته گفتیم انتخاب اسم اشاره بعید (تلک) بجای اسم اشاره قریب (هذه) کنایه ای است از عظمت آیات قرآن و رفعت و بلند پایه بودن آن. “خدا همان کسی است که آسمانها را چنان که می بینید بدون ستون بر پا داشت”یا“آنها را با ستونهای نامرئی برافراشت” (اَللّٰهُ الَّذِی رَفَعَ السَّمٰاوٰاتِ بِغَیْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهٰا) (1) برای جمله“ بِغَیْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهٰا “دو تفسیر گفته اند: نخست اینکه “همانگونه که می بینید آسمان، بی ستون است” (گویی در اصل چنین بوده، ترونها بغیر عمد) دیگر اینکه”ترونها”، صفت برای“عمد”بوده باشد که معنیش چنین است، آسمانها را بدون ستونی که مرئی باشد، برافراشته است، که لازمه آن وجود ستونی برای آسمان است، اما ستونی نامرئی!. (1) و این همان است که از امام علی بن موسی الرضا (ع) در حدیث حسین بن خالد آمده است، او می گوید از امام ابی الحسن الرضا (ع) پرسیدم، اینکه خداوند فرموده وَ السَّمٰاءِ ذٰاتِ الْحُبُکِ (سوگند به آسمان که دارای راههاست) یعنی چه، فرمود: این آسمان راههایی به سوی زمین دارد… حسین بن خالد می گوید عرض کردم چگونه می تواند راه ارتباطی با زمین داشته باشد در حالی که خداوند می فرماید آسمانها بی ستون است، امام فرمود: سبحان اللّٰه، أ لیس اللّٰه یقول بِغَیْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهٰا؟ قلت بلی، فقال ثم عمد و لکن لا ترونها: “عجیب است، آیا خداوند نمی فرماید بدون ستونی که قابل مشاهده باشد؟ من عرض کردم آری، فرمود: پس ستونهایی هست و لیکن شما آن را نمی بینید” (2) . (2) ص: 110 1- 1) عمد (بر وزن صمد) و عمد (بر وزن دهل) هر دو جمع عمود به معنی ستون است، هر چند از نظر ادبی اولی را جمع و دومی را اسم جمع دانسته اند (مجمع البیان ذیل آیه) . 2- 2) این حدیث را در تفسیر برهان از تفسیر علی بن ابراهیم و همچنین از تفسیر عیاشی نقل کرده است (برهان جلد 2 صفحه 278) . این آیه با توجه به حدیثی که در تفسیر آن وارد شده است، پرده از روی یک حقیقت علمی برداشته که در زمان نزول آیات، بر کسی آشکار نبود، چرا که در آن زمان هیئت بطلمیوس با قدرت هر چه تمامتر، بر محافل علمی جهان و بر افکار مردم حکومت می کرد، و طبق آن آسمانها به صورت کراتی تو در تو همانند طبقات پیاز روی هم قرار داشتند و طبعا هیچکدام معلق و بی ستون نبود، بلکه هر کدام بر دیگری تکیه داشت، ولی حدود هزار سال بعد از نزول این آیات، علم و دانش بشر به اینجا رسید که افلاک پوست پیازی، به کلی موهوم است و آنچه واقعیت دارد، این است که کرات آسمان هر کدام در مدار و جایگاه خود، معلق و ثابتند، بی آنکه تکیه گاهی داشته باشند، و تنها چیزی که آنها را در جای خود ثابت می دارد، تعادل قوه جاذبه و دافعه است که یکی ارتباط با جرم این کرات دارد و دیگری مربوط به حرکت آنهاست. این تعادل جاذبه و دافعه به صورت یک ستون نامرئی، کرات آسمان را در جای خود نگه داشته است. حدیثی که از امیر مؤمنان علی ع در این زمینه نقل شده بسیار جالب است، طبق این حدیث امام فرمود: هذه النجوم التی فی السماء مدائن مثل المدائن الذی فی الارض مربوطه کل مدینه الی عمود من نور (1) . (1) : “این ستارگانی که در آسمانند، شهرهایی هستند همچون شهرهای روی زمین که هر شهری با شهر دیگر (هر ستاره ای با ستاره دیگر) با ستونی از نور مربوط است”. آیا تعبیری روشنتر و رساتر از“ستون نامرئی”یا“ستونی از نور”در افق ادبیات آن روز برای ذکر امواج جاذبه و تعادل آن با نیروی دافعه پیدا ص: 111 1- 1) سفینه البحار جلد 2 صفحه 574 نقل از تفسیر علی بن ابراهیم قمی. می شد؟ (1) سپس می فرماید: “خداوند بعد از آفرینش این آسمانهای بی ستون که نشانه بارز عظمت و قدرت بی انتهای او است، بر عرش استیلا یافت، یعنی حکومت عالم هستی را بدست گرفت” (ثُمَّ اسْتَویٰ عَلَی الْعَرْشِ) درباره معنی“عرش”و تسلط خداوند بر آن در سوره اعراف ذیل آیه 54 به قدر کافی بحث شده است (2) . (1) (2) بعد از بیان آفرینش آسمانها و حکومت پروردگار بر آنها، سخن از تسخیر خورشید و ماه می گوید: “او کسی است که خورشید و ماه را مسخر و فرمانبردار و خدمتگزار ساخت” (وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ) . چه تسخیری از این بالاتر که همه اینها سر بر فرمان او هستند، و خدمتگزار انسانها و همه موجودات زنده اند. نور می پاشند، جهانی را روشن می سازند، بستر موجودات را گرم نگه می دارند، موجودات زنده را پرورش می دهند، در دریاها جزر و مد می آفرینند و خلاصه سرچشمه همه حرکتها و برکتها هستند. اما این نظام جهان ماده جاودانی و ابدی نیست، “و هر کدام از این خورشید و ماه تا سرآمد مشخصی که برای آنها تعیین شده است در مسیر خود به حرکت ادامه می دهند” (کُلٌّ یَجْرِی لِأَجَلٍ مُسَمًّی) . و به دنبال آن می افزاید که این حرکات و گردشها و آمد و شدها و دگرگونیها بی حساب و کتاب نیست و بدون نتیجه و فائده نمی باشد بلکه“اوست که همه کارها را تدبیر می کند”، و برای هر حرکتی حسابی، و برای هر حسابی هدفی در نظر گرفته است (یُدَبِّرُ الْأَمْرَ) . ص: 112 1- 1) برای توضیح بیشتر به کتاب“قرآن و آخرین پیامبر”صفحه 166 به بعد مراجعه فرمائید. 2- 2) به جلد ششم تفسیر نمونه صفحه 204 مراجعه فرمائید. “او آیات خویش را برای شما برمی شمرد و ریزه کاریهای آنها را شرح می دهد تا به لقای پروردگار و سرای دیگر ایمان پیدا کنید” (یُفَصِّلُ الْآیٰاتِ لَعَلَّکُمْ بِلِقٰاءِ رَبِّکُمْ تُوقِنُونَ) . * به دنبال آیه قبل که انسان را به آسمانها می برد و آیات الهی را در عالم بالا نشان می دهد دومین آیه از آیات توحیدی این سوره، انسان را به مطالعه زمین و کوه ها و نهرها و انواع میوه ها و طلوع و غروب خورشید دعوت می کند، تا بیندیشد که محل آسایش و آرامش او در آغاز چه بوده و چگونه به این صورت در آمده است.

می گوید: “او کسی است که زمین را گسترش داد” (وَ هُوَ الَّذِی مَدَّ الْأَرْضَ) .

آن چنان آن را گسترد که برای زندگی انسان و پرورش گیاهان و جانداران آماده باشد، گودالها و سراشیبی های تند و خطرناک را بوسیله فرسایش کوه ها و تبدیل سنگها به خاک پر کرد، و آنها را مسطح و قابل زندگی ساخت، در حالی که چین خوردگیهای نخستین آن چنان بودند که اجازه زندگی به انسان نمی دادند.

این احتمال نیز در این جمله وجود دارد که منظور از“ مَدَّ الْأَرْضَ “اشاره به همان مطلبی باشد که دانشمندان زمین شناسی می گویند که تمام زمین در آغاز زیر آب پوشیده بود، سپس آبها در گودالها قرار گرفت و خشکیها تدریجا از آب سر بر آوردند و روز به روز گسترده شدند، تا به صورت کنونی در آمدند.

پس از آن به مساله پیدایش کوه ها اشاره می کند و می فرماید: “خداوند در زمین کوه ها قرار داد” (وَ جَعَلَ فِیهٰا رَوٰاسِیَ) .

همان کوه هایی که در آیات دیگر قرآن”اوتاد” (میخهای) زمین معرفی

ص: 113

شده شاید به دلیل اینکه کوه ها از زیر به هم پنجه افکنده اند و همچون زرهی تمام سطح زمین را پوشانده که هم فشارهای داخلی را از درون خنثی کنند و هم نیروی فوق العاده جاذبه ماه و جزر و مد را از بیرون، و به این ترتیب، تزلزل و اضطراب و زلزله های مداوم را از میان ببرند و کره زمین را در آرامش برای زندگی انسانها نگه دارند.

ذکر کوه ها بعد از ذکر گسترش زمین گویا اشاره به آن است که نه زمین آن چنان گسترده است که هیچ پستی و بلندی در آن نباشد که در این صورت هرگز بارانها و آبها روی آن قرار نمی گرفت و یا همه جا تبدیل به باتلاق می گشت و طوفانها دائما بر سطح آن جریان داشت، ولی با آفرینش کوه ها از هر دو جهت امن و امان شد.

و نه تمامش کوه و دره است که قابل زندگی نباشد، و در مجموع ترکیبی است از مناطق مسطح و صاف و کوه ها و دره ها که بهترین ترکیب را برای زندگی بشر و سایر موجودات زنده تشکیل می دهد. سپس به آبها و نهرهایی که در روی زمین، جریان دارد اشاره کرده می گوید: “و در آن نهرهایی قرار داد” (وَ أَنْهٰاراً) .

سیستم آبیاری زمین بوسیله کوه ها، و ارتباط کوه ها با نهرها، بسیار جالب است، زیرا بسیاری از کوه های روی زمین، آبهایی را که به صورت برف در آمده در قله خود یا در شکافهای دره هایشان ذخیره می کنند که تدریجا آب می شوند و به حکم قانون جاذبه از مناطق مرتفع تر به سوی مناطق پست و گسترده روان می گردند و بی آنکه نیاز به نیروی دیگری باشد در تمام مدت سال به طور طبیعی بسیاری از زمینها را آبیاری و سیراب می کنند.

اگر شیب ملایم زمینها نبود، و اگر آبها به این صورت در کوه ها ذخیره نمی شد، آبیاری اغلب مناطق خشک امکان پذیر نبود، و یا اگر امکان داشت هزینه

ص: 114

فوق العاده زیادی لازم داشت.

بعد از آن به ذکر مواد غذایی و میوه هایی که از زمین و آب و تابش آفتاب به وجود می آید و بهترین وسیله برای تغذیه انسان است پرداخته، می گوید:

“و از تمام میوه ها دو جفت در زمین قرار داد” (وَ مِنْ کُلِّ الثَّمَرٰاتِ جَعَلَ فِیهٰا زَوْجَیْنِ اثْنَیْنِ) . اشاره به اینکه میوه ها موجودات زنده ای هستند که دارای نطفه های نر و ماده می باشند که از طریق تلقیح، بارور می شوند.

اگر“لینه”دانشمند و گیاه شناس معروف سوئدی در اواسط قرن 18 میلادی موفق به کشف این مساله شد که زوجیت در جهان گیاهان تقریبا یک قانون عمومی و همگانی است و گیاهان نیز همچون حیوانات از طریق آمیزش نطفه نر و ماده، بارور می شوند و میوه می دهند، قرآن مجید در یکهزار و یکصد سال قبل از آن، این حقیقت را فاش ساخت، و این خود یکی از معجزات علمی قرآن مجید است که بیانگر عظمت این کتاب بزرگ آسمانی می باشد.

شکی نیست که قبل از“لینه”بسیاری از دانشمندان اجمالا به وجود نر و ماده در بعضی از گیاهان پی برده بودند، حتی مردم عادی می دانستند که مثلا اگر نخل را بر ندهند یعنی از نطفه نر روی قسمتهای ماده گیاه نپاشند ثمر نخواهد داد، اما هیچکس بدرستی نمی دانست که این یک قانون تقریبا همگانی است، تا اینکه “لینه”موفق به کشف آن شد، ولی همانگونه که گفتیم قرآن قرنها قبل از وی، از روی آن پرده برداشته بود.

و از آنجا که زندگی انسان و همه موجودات زنده و مخصوصا گیاهان و میوه ها بدون نظام دقیق شب و روز امکان پذیر نیست در قسمت دیگر این آیه از این موضوع سخن به میان آورده، می گوید: خداوند بوسیله شب، روز را می پوشاند و پرده بر آن می افکند“ (یُغْشِی اللَّیْلَ النَّهٰارَ) .

ص: 115

چرا که اگر پرده تاریک آرامبخش شب نباشد، نور مداوم آفتاب، همه گیاهان را می سوزاند و اثری از میوه ها و بطور کلی از موجودات زنده بر صفحه زمین باقی نمی ماند.

با اینکه در کره ماه، روز، دائمی نیست، اما همین مقدار که طول روزها به مقدار پانزده شبانه روز کره زمین است، حرارت در وسط روز در کره ماه آن قدر بالا می رود که اگر آب و مایع دیگری در آنجا باشد به نقطه جوشش و بالاتر از آن می رسد و هیچ موجود زنده ای را که در زمین می شناسیم، تاب تحمل آن گرما را در شرائط عادی ندارد.

و در پایان آیه می فرماید: “در این موضوعات که گفته شد، آیات و نشانه هایی است برای آنهایی که تفکر می کنند” (إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیٰاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ) .

آنها که در این نظام بدیع و شگرف، می اندیشند، در نظام نور و ظلمت، در نظام کرات آسمانی و گردش آنها و در نظام نور افشانی خورشید و ماه و خدمتگزاری آنان نسبت به انسانها، و در نظام گسترش زمین و اسرار پیدایش کوه ها و نهرها و گیاهان و میوه ها، آری آنها در این آیات قدرت لا یزال و حکمت بی پایان آفریدگار را به روشنی می بینند.

* در آخرین آیه مورد بحث، به یک سلسله نکات جالب زمین شناسی و گیاه شناسی که هر کدام نشانه نظام حساب شده آفرینش است اشاره کرده، نخست می فرماید: “در زمین قطعات مختلفی وجود دارد که در کنار هم و در همسایگی یکدیگرند” (وَ فِی الْأَرْضِ قِطَعٌ مُتَجٰاوِرٰاتٌ) (1) . (1) با اینکه این قطعات همه با یکدیگر متصل و مربوطند، هر کدام ساختمان ص: 116 1- 1) “متجاور”از ماده”جار“، به معنی همسایه و نزدیک است، ولی هنگامی که می فرماید: قطع متجاورات، مفهومش این است که قطعه های مختلفی هستند که در کنار هم قرار دارند و الا اگر همه آنها یکسان بودند تعبیر قطعه های مجاور معنی نداشت. و استعدادی مخصوص به خود دارند، بعضی محکم، بعضی نرم، بعضی شور، بعضی شیرین و هر کدام استعداد برای پرورش نوع خاصی از گیاهان و درختان میوه و زراعت را دارد، چرا که نیازهای انسان و جانداران زمینی بسیار زیاد و متفاوت است، گویی هر قطعه از زمین ماموریت بر آوردن یکی از این نیازها را دارد، و اگر همه یک نواخت بودند، و یا استعدادها به صورت صحیحی در میان قطعات زمین تقسیم نشده بود، انسان گرفتار چه کمبودهایی از نظر مواد غذایی و دارویی و سایر نیازمندیها می شد، اما با تقسیم حساب شده این ماموریت و بخشیدن استعداد پرورش آن به قطعات مختلف زمین همه این نیازمندیها به طور کامل بر طرف می گردد. دیگر اینکه”در همین زمین باغها و درختانی وجود دارد از انواع انگور و زراعتها و نخلها“ (وَ جَنّٰاتٌ مِنْ أَعْنٰابٍ وَ زَرْعٌ وَ نَخِیلٌ) (1) . (1) و عجب اینکه این درختان و انواع مختلف آنها، “گاهی از یک پایه و ساقه می رویند و گاه از پایه های مختلف” (صِنْوٰانٌ وَ غَیْرُ صِنْوٰانٍ) (2) . (2) “صنوان”جمع”صنو“در اصل به معنی شاخه ای است که از تنه اصلی درخت بیرون می آید و بنا بر این صنوان به معنی شاخه های مختلفی است که از یک تنه بیرون می آید. جالب اینکه گاه می شود که هر یک از این شاخه ها، نوع خاصی از میوه را تحویل می دهد، ممکن است این جمله اشاره به مساله استعداد درختان برای پیوند باشد ص: 117 1- 1) اعناب جمع عنب و نخیل جمع نخل است، و شاید ذکر صیغه جمع در اینجا اشاره به انواع مختلف انگور و خرما است که هر یک از این دو میوه شاید صدها نوع در عالم خود داشته باشد با خواص و طعم و رنگ متفاوت. 2- 2) برای”صنو“معنی دیگری ذکر کرده اند و آن”شبیه“است، ولی به نظر می رسد که این معنی از معنی اول که در بالا ذکر کردیم گرفته شده است. که گاه بر یک پایه چند پیوند مختلف می زنند و هر کدام از این پیوندها رشد کرده و نوع خاصی از میوه را به ما تحویل می دهد، خاک یکی، و ریشه و ساقه یکی، اما میوه و محصولش مختلف و متفاوت است! و عجیبتر اینکه، “همه آنها از یک آب سیراب می شوند” (یُسْقیٰ بِمٰاءٍ وٰاحِدٍ) . و با این همه، “بعضی از این درختان را بر بعض دیگر از نظر میوه برتری می دهیم” (وَ نُفَضِّلُ بَعْضَهٰا عَلیٰ بَعْضٍ فِی الْأُکُلِ) . حتی بسیار دیده ایم که در یک درخت یا در یک شاخه، میوه هایی از یک جنس وجود دارد که طعمها و رنگهای متفاوت دارند، و در جهان گلها بسیار دیده شده است که یک بوته گل و حتی یک شاخه، گلهایی به رنگهای کاملا مختلف عرضه می کند. این چه آزمایشگاه و لابراتوار اسرار آمیزی در شاخه درختان به کار گذارده شده است که از مواد کاملا یکسان، ترکیبات کاملا مختلف تولید می کند که هر یک بخشی از نیازمندی انسان را برطرف می سازد. آیا هر یک از این اسرار دلیل بر وجود یک مبدء حکیم و عالم که این نظام را رهبری کند نیست. اینجاست که در پایان آیه می فرماید: “در این امور نشانه هایی است از عظمت خدا برای آنها که تعقل و اندیشه می کنند” (إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیٰاتٍ لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ) . *

نکته ها

اشاره

1-در نخستین آیه مورد بحث،

در ابتدا اشاره به اسرار آفرینش و توحید شده بود، ولی در پایان آیه می خوانیم یُفَصِّلُ الْآیٰاتِ لَعَلَّکُمْ بِلِقٰاءِ رَبِّکُمْ تُوقِنُونَ:

ص: 118

“خداوند آیات خویش را برای شما تشریح می کند تا به قیامت و معاد ایمان بیاورید” این سؤال پیش می آید که چه رابطه ای بین مساله توحید و معاد است که یکی به عنوان نتیجه دیگری ذکر شده است؟!.

پاسخ این سؤال با توجه به این نکته روشن می شود که اولا قدرت خداوند بر ایجاد این جهان، دلیل بر قدرت او بر اعاده آن است، همانگونه که در آیه 29 سوره اعراف می خوانیم کَمٰا بَدَأَکُمْ تَعُودُونَ: “همانگونه که شما را در آغاز آفرید باز می گرداند”و یا در اواخر سوره یس می خوانیم: “آیا خدایی که آسمانها و زمین را آفرید قدرت ایجاد مثل آن را ندارد”.

ثانیا همانگونه که در بحثهای معاد گفته ایم، اگر عالم آخرت نباشد، آفرینش این جهان، بیهوده خواهد بود، چرا که این زندگی به تنهایی نمی تواند هدفی برای آفرینش این جهان پهناور باشد قرآن مجید ضمن آیات مربوط به معاد (سوره واقعه آیه 62) می گوید: وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ النَّشْأَهَ الْأُولیٰ فَلَوْ لاٰ تَذَکَّرُونَ:

“شما که این جهان را دیده اید چگونه متذکر نمی شوید که حتما جهانی بعد از آن خواهد بود” (1) .

(1)

***

2-معجزات علمی قرآن.

در قرآن مجید، آیات فراوانی است که پرده از روی یک سلسله اسرار علمی که در آن زمان از چشم دانشمندان پنهان بوده، برداشته، که این خود نشانه ای از اعجاز و عظمت قرآن است و محققانی که در باره اعجاز قرآن بحث کرده اند، غالبا به قسمتی از این آیات اشاره نموده اند.

یکی از این آیات آیه ای است که در بالا ذکر شد که درباره زوجیت گیاهان بحث می کند، همانگونه که گفتیم مساله زوجیت در جهان گیاهان به صورت یک

ص: 119

1- 1) برای توضیح بیشتر به کتاب”معاد و جهان پس از مرگ“مراجعه فرمائید.

قضیه جزئی برای بشر از قدیم الایام شناخته شده بود، اما به عنوان یک قانون کلی و همگانی، نخستین بار در اروپا در اواسط قرن هیجدهم بوسیله دانشمند ایتالیایی”لینه“پرده از روی آن برداشته شد، اما قرآن برای مسلمانان از هزار سال حتی بیشتر خبر داده بود.

این موضوع در سوره لقمان آیه 10 نیز آمده است: وَ أَنْزَلْنٰا مِنَ السَّمٰاءِ مٰاءً فَأَنْبَتْنٰا فِیهٰا مِنْ کُلِّ زَوْجٍ کَرِیمٍ: “از آسمان آبی فرستادیم و بوسیله آن در زمین از هر زوج گیاه مفید رویاندیم”.

در بعضی از آیات دیگر نیز اشاره به این موضوع شده است.

3-تسخیر خورشید و ماه.

در آیات فوق خواندیم که خداوند خورشید و ماه را مسخر کرده است، آیات فراوانی در قرآن مجید داریم که می گوید کرات آسمانی و موجودات زمینی و شب و روز و مانند آن، همه مسخر انسانند، در یک مورد می خوانیم: “خداوند نهرها را مسخر شما کرد” وَ سَخَّرَ لَکُمُ الْأَنْهٰارَ (ابراهیم-32) .

و در مورد دیگر می فرماید: “کشتی را مسخر شما ساخت” وَ سَخَّرَ لَکُمُ الْفُلْکَ (ابراهیم-32) و در جای دیگر”شب و روز را برای شما تسخیر کرد“ سَخَّرَ لَکُمُ اللَّیْلَ وَ النَّهٰارَ (نحل-12) .

و در جای دیگر”خورشید و ماه را مسخر شما ساخت“ وَ سَخَّرَ لَکُمُ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ (ابراهیم-33) و در جای دیگر”دریا را به تسخیر شما در آورد تا گوشت تازه از آن استفاده کنید“ وَ هُوَ الَّذِی سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْکُلُوا مِنْهُ لَحْماً طَرِیًّا (نحل-14) .

و در جای دیگر می فرماید: “آیا نمی بینی خداوند همه آنچه را روی زمین است مسخر شما ساخت”؟ أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللّٰهَ سَخَّرَ لَکُمْ مٰا فِی الْأَرْضِ (حج-65) .

ص: 120

و بالآخره در جای دیگر می خوانیم: “خداوند آنچه را در آسمانها و زمین است، همگی را مسخر شما ساخت” وَ سَخَّرَ لَکُمْ مٰا فِی السَّمٰاوٰاتِ وَ مٰا فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً مِنْهُ (جاثیه-13) .

از مجموع این آیات به خوبی استفاده می شود که اولا انسان تکامل یافته- ترین موجود این جهان است، و از نظر جهان بینی اسلام آن قدر به او ارزش و مقام داده شده است که همه موجودات دیگر را مسخر این انسان ساخته، انسانی که “خلیفه اللّٰه”است و قلبش جایگاه نور خدا!.

ثانیا روشن می شود که”تسخیر“در این آیات به این معنی نیست که انسان این موجودات را همگی تحت فرمان خود در می آورد، بلکه همین اندازه که در مسیر منافع و خدمت او حرکت دارند و فی المثل کرات آسمانی برای او نور افشانی می کنند یا فوائد دیگری دارند در تسخیر او هستند.

هیچ مکتبی اینقدر برای انسان ارزش و الا قائل نشده، و در هیچ فلسفه ای انسان این همه موقعیت و شخصیت ندارد، و این از ویژگیهای مکتب اسلام است، که ارزش وجودی انسان را تا این حد بالا می برد، که آگاهی از آن اثر عمیق تربیتی دارد، چرا که وقتی انسان فکر کند که خدا اینهمه عظمت به او داده است، و ابر و باد و ماه و خورشید و فلک همه در کارند و همگی سرگشته و فرمانبردار و خدمتکار اویند، چنین انسانی تن به غفلت و پستی نمی دهد و خود را اسیر شهوات و برده ثروت و مقام و”زر“و”زور“نمی سازد، زنجیرها را در هم می شکند و به اوج آسمانها پرواز می کند.

چگونه می توان گفت خورشید و ماه مسخر انسان نیستند، در حالی که با نور افشانی خود، صحنه حیات انسان را روشن و گرم و آماده می سازند، که اگر نور خورشید نباشد هیچگونه جنبش و حرکتی در کره زمین وجود نخواهد داشت، و از سوی دیگر بوسیله جاذبه خود، حرکت زمین را در مدارش تنظیم می کند

ص: 121

و جزر و مد، در دریاها با همکاری ماه می آفریند، که خود سرچشمه برکات و منافع فراوانی است.

کشتیها، دریاها، نهرها، شبها و روزها، هر کدام به نحوی به انسان خدمت می کنند، و در طریق منافع او در حرکتند.

دقت در این تسخیرها و نظام حساب شده آنها، دلیل روشنی است بر عظمت و قدرت و حکمت آفریدگار.

ص: 122

nemoone/رعد/آیات_1_تا_4.txt · Last modified: 2024/12/07 17:08 by 127.0.0.1

Donate Powered by PHP Valid HTML5 Valid CSS Driven by DokuWiki