User Tools

Site Tools


nemoone:دخان:آیات_9_تا_16

[سوره الدخان (44) : آیات 9 تا 16]

اشاره

بَلْ هُمْ فِی شَکٍّ یَلْعَبُونَ (9) فَارْتَقِبْ یَوْمَ تَأْتِی اَلسَّمٰاءُ بِدُخٰانٍ مُبِینٍ (10) یَغْشَی اَلنّٰاسَ هٰذٰا عَذٰابٌ أَلِیمٌ (11) رَبَّنَا اِکْشِفْ عَنَّا اَلْعَذٰابَ إِنّٰا مُؤْمِنُونَ (12) أَنّٰی لَهُمُ اَلذِّکْریٰ وَ قَدْ جٰاءَهُمْ رَسُولٌ مُبِینٌ (13) ثُمَّ تَوَلَّوْا عَنْهُ وَ قٰالُوا مُعَلَّمٌ مَجْنُونٌ (14) إِنّٰا کٰاشِفُوا اَلْعَذٰابِ قَلِیلاً إِنَّکُمْ عٰائِدُونَ (15) یَوْمَ نَبْطِشُ اَلْبَطْشَهَ اَلْکُبْریٰ إِنّٰا مُنْتَقِمُونَ (16)

ترجمه:

9-ولی آنها در شکند و (با حقایق) بازی می کنند.

10-منتظر روزی باش که آسمان دود آشکاری پدید آورد!.

11-همه مردم را فرا می گیرد، این عذاب دردناکی است.

12- (می گویند) پروردگارا!عذاب را از ما برطرف کن که ایمان می آوریم.

13-چگونه و از کجا متذکر می شوند با اینکه رسول آشکار (با معجزات و منطق روشن)

ص: 157

به سراغ آنها آمد؟ .

14-سپس از او رویگردان شدند و گفتند: دیوانه ای است که دیگران به او تعلیم می دهند!.

15-ما کمی عذاب را برطرف می سازیم ولی باز به کارهای خود برمی گردید! 16-ما از آنها انتقام می گیریم در آن روز که آنها را با قدرت خواهیم گرفت، آری ما از آنها انتقام می گیریم.

تفسیر:

آن روز که دودی کشنده همه آسمان را فرا می گیرد

از آنجا که در آیات گذشته سخن از این در میان بود که اگر آنها طالب یقین باشند اسباب تحصیل یقین فراوان و فراهم است، در نخستین آیه مورد بحث می افزاید: آنها جویای یقین و طالب حق نیستند، “بلکه آنها در شکند و با حقایق بازی می کنند”! (بَلْ هُمْ فِی شَکٍّ یَلْعَبُونَ) .

اگر آنها در حقانیت این کتاب آسمانی و نبوت تو تردید دارند به خاطر این نیست که مساله پیچیده ای است، بلکه از این جهت است که آن را جدی نمی گیرند، و با شوخی به آن برخورد می کنند، گاه مسخره و استهزا می کنند و گاه خود را به نادانی و بیخبری می زنند، و هر روز با یک نوع بازی خود را سرگرم می سازند.

“یلعبون”از ماده“لعاب”به گفته راغب به معنی آب دهان است به هنگامی که راه می افتد، و از آنجا که انسان موقع بازی و شوخی هدف مهمی از کار خود ندارد تشبیه به بزاق شده است که بی اراده از دهان انسان بیرون ریزد.

به هر حال این یک واقعیت است که برخورد جدی با مسائل انسان را در شناخت واقعیتها کمک می کند، و برخوردهای غیر جدی پرده بر روی آنها می افکند.

* ص: 158 در آیه بعد به تهدید این منکران لجوج و سرسخت پرداخته در حالی که روی سخن را به پیامبر کرده، می گوید: “منتظر روزی باش که آسمان دود آشکاری پدید می آورد”! (فَارْتَقِبْ یَوْمَ تَأْتِی السَّمٰاءُ بِدُخٰانٍ مُبِینٍ) . * “دودی که تمام مردم را فرا می گیرد”! (یغشی الناس) .

“و سپس به آنها گفته می شود این عذاب دردناک الهی است”! (هٰذٰا عَذٰابٌ أَلِیمٌ) .

* وحشت و اضطراب تمام وجود آنها را فرا می گیرد، پرده های غفلت از مقابل چشمشان کنار می رود، و به اشتباه بزرگ خود واقف می شوند رو به درگاه خدا می آورند و می گویند: “پروردگارا عذاب را از ما برطرف گردان که ایمان می آوریم”! (رَبَّنَا اکْشِفْ عَنَّا الْعَذٰابَ إِنّٰا مُؤْمِنُونَ) . * ولی او دست رد بر سینه این نامحرمان می زند و می فرماید: “اینها چگونه و از کجا متذکر می شوند و از راه خود بازمی گردند با اینکه رسول آشکار با معجزات و دلائل روشن به سراغ آنها آمد”؟! (أَنّٰی لَهُمُ الذِّکْریٰ وَ قَدْ جٰاءَهُمْ رَسُولٌ مُبِینٌ) .

رسولی که هم خودش آشکار بود و هم تعلیمات و برنامه ها و دلائل و معجزاتش همه مبین و واضح بود.

* اما آنها بجای اینکه سر بر فرمان او نهند و به خداوند یگانه ایمان آورند و دستوراتش را به جان پذیرا شوند“از او رویگردان شدند و گفتند: او دیوانه ای است که دیگران این مطالب را به او القا کرده اند”! (ثُمَّ تَوَلَّوْا عَنْهُ وَ قٰالُوا ص: 159 مُعَلَّمٌ مَجْنُونٌ ) . گاه می گفتند یک“غلام رومی”داستانهای انبیاء را شنیده به او تعلیم می دهد، و این آیات ساخته و پرداخته او است! وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ یَقُولُونَ، إِنَّمٰا یُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِسٰانُ الَّذِی یُلْحِدُونَ إِلَیْهِ أَعْجَمِیٌّ وَ هٰذٰا لِسٰانٌ عَرَبِیٌّ مُبِینٌ: “ما می دانیم که آنها می گویند بشری به او تعلیم می دهد در حالی که زبان کسی که این نسبت الحادی را به او می دهند عجمی است و این قرآن عربی آشکار است” (نحل -103) . و گاه می گفتند او گرفتار اختلال حواس شده است، و این سخنان زائیده آن است از دست دادن تعادل فکری است. * سپس می افزاید: “ما کمی عذاب را از شما برطرف می سازیم ولی عبرت نمی گیرید، و بار دیگر به کارهای خود بازمی گردید” (إِنّٰا کٰاشِفُوا الْعَذٰابِ قَلِیلاً إِنَّکُمْ عٰائِدُونَ) .

و از اینجا روشن می شود که اگر به هنگام گرفتاری در چنگال عذاب از کرده خود پشیمان شوند و تصمیم بر تجدید نظر می گیرند موقت و زودگذر است، همین که طوفان حوادث فرو نشست برنامه های پیشین تکرار می گردد.

* و در آخرین آیه مورد بحث می فرماید: “ما از آنها انتقام می گیریم روزی روز مجازات بزرگ و سخت است، آری ما از آنها انتقام می گیریم” (یَوْمَ نَبْطِشُ الْبَطْشَهَ الْکُبْریٰ إِنّٰا مُنْتَقِمُونَ) (1) . (1) ص: 160 1- 1) در ترکیب این جمله احتمالات فراوانی داده اند، آنچه بیشتر از سوی مفسران پذیرفته شده است و با لحن آیه نیز مناسب می باشد این است که: “یوم”متعلق است به فعل“ننتقم”که از جمله“انا منتقمون”فهمیده می شود، بنا بر این در تقدیر چنین است: “ننتقم منهم یوم نبطش البطشه الکبری انا منتقمون. “بطش” (بر وزن نقش) به معنی گرفتن چیزی است با قدرت، و در اینجا به معنی گرفتن برای مجازات شدید است، و توصیف”بطشه“به”کبری“اشاره به مجازات سخت و سنگینی است که در انتظار این گروه می باشد. خلاصه اینکه به فرض که مجازاتهای مقطعی آنها تخفیف یابد یا قطع شود مجازات سخت و نهایی در انتظار آنها است، و راه گریزی از آن ندارند. “منتقمون”از ماده”انتقام“چنان که قبلا نیز گفته ایم به معنی مجازات کردن است، هر چند کلمه انتقام در استعمالات روزمره کنونی معنی دیگری می بخشد که توأم با فرونشاندن آتش خشم و سوز دل است، ولی در معنی لغوی آن این امور وجود ندارد. *

نکته:

“منظور از”دخان مبین”چیست“؟

در اینکه منظور از دخان (دود) که در این آیات به عنوان نشانه ای از عذاب الهی مطرح شده است چیست؟ در میان مفسران گفتگو است، و در اینجا دو نظریه عمده وجود دارد:

1-اشاره به مجازاتی است که کفار قریش در عصر پیامبر ص به آن مبتلا شدند، زیرا حضرت در حق آنها نفرین کرد و عرضه داشت

اللهم سنین کسنی یوسف! “خداوندا سالهای قحطی و خشکی را همانند سالهای زمان یوسف دامن گیر آنها کن”!.

بعد از این ماجرا چنان قحطسالی در محیط مکه رخ داد که از گرسنگی و تشنگی هنگامی که به آسمان نگاه می کردند گویی در میان آنها و آسمان دود و دخانی وجود داشت، کار آن قدر بر آنان سخت شد که مردارها و استخوانهای حیوانات مرده را می خوردند.

ص: 161

خدمت پیامبر ص آمدند و گفتند: ای محمد!تو به ما دستور صله رحم می دهی در حالی که خویشاوندان تو در این ماجرا نابود شدند، اگر این عذاب از ما برطرف گردد ما ایمان خواهیم آورد) .

پیامبر ص در حق آنها دعا کرد، فراوانی و نعمت نصیبشان شد و بلا و عذاب برطرف گردید، اما از این ماجرا عبرت نگرفتند و باز به سوی کفر برگشتند (1) .

(1)

مطابق این تفسیر”بطشه کبری“که مجازات سخت و سنگین است به معنی ماجرای جنگ بدر گرفته شده که این گروه مشرک ضربات سنگین و خرد کننده ای را در جنگ بدر از مسلمانان دریافت داشتند!.

طبق این تفسیر دخانی در حقیقت وجود نداشته، بلکه آسمان در نظر مردم گرسنه و تشنه تیره و تار جلوه می کند، بنا بر این ذکر”دخان“در اینجا جنبه مجازی دارد، و اشاره به آن حالت سخت و دردناک است.

بعضی گفته اند اصولا در ادبیات عرب”دخان“کنایه از شر و بلای فراگیر است (2) .

(2)

بعضی دیگر معتقدند به هنگام خشکسالی و کمی باران گرد و غبار تیره و تاری معمولا صفحه آسمان را می پوشاند که از آن در اینجا تعبیر به”دخان“ شده است، زیرا باران است که گرد و غبارها را فرو می نشاند و هوا را صاف می کند (3) .

(3)

با تمام این اوصاف ذکر کلمه”دخان“طبق این تفسیر جنبه مجازی

ص: 162

1- 1) “مجمع البیان”جلد 9 صفحه 62 (ذیل آیات مورد بحث) .

2- 2) “فخر رازی”می گوید: ان العرب یسمون الشر الغالب بالدخان (جلد 27 صفحه 242) .

3- 3) “روح المعانی”جلد 25 صفحه 107.

خواهد داشت.

2-منظور از”دخان مبین“همان دود غلیظی است که در پایان جهان و در آستانه قیامت صفحه آسمان را می پوشاند، و نشانه فرا رسیدن لحظات آخر دنیاست و سرآغاز عذاب الیم الهی برای ظالمان و مفسدان است.

در اینجا این گروه ستمگر از خواب غفلت بیدار می شوند و تقاضای رفع عذاب و بازگشت به زندگی عادی دنیا می کنند که دست رد به سینه آنها زده می شود.

مطابق این تفسیر دخان معنی حقیقی خود را دارد، و مضمون این آیات همان است که در آیات دیگر قرآن آمده که گنهکاران و کافران در آستانه قیامت یا در خود قیامت تقاضای برطرف شدن عذاب و بازگشت به دنیا می کنند ولی از آنها پذیرفته نمی شود (1) .

(1)

تنها مشکلی که این تفسیر دارد این است که با جمله إِنّٰا کٰاشِفُوا الْعَذٰابِ قَلِیلاً إِنَّکُمْ عٰائِدُونَ: “ما کمی عذاب را برطرف می سازیم اما شما بار دیگر باز می گردید”سازگار نیست، چرا که در پایان جهان یا در قیامت مجازات الهی تخفیف نمی یابد تا مردم به حالت کفر و گناه بازگردند.

اما اگر این جمله را به صورت یک قضیه شرطیه معنی کنیم هر چند کمی مخالف ظاهر است مشکل برطرف می شود، زیرا مفهوم آیه چنین می شود: هر گاه ما کمی عذاب را از اینها برطرف کنیم باز راه نخست را پیش می گیرند که در حقیقت شبیه آیه 28 سوره انعام است وَ لَوْ رُدُّوا لَعٰادُوا لِمٰا نُهُوا عَنْهُ: “اگر آنها به دنیا بازگردند باز اعمالی را که از آن نهی شدند تکرار می کنند”.

از این گذشته تفسیر البطشه الکبری (مجازات سخت و سنگینی) به حوادث روز بدر بعید به نظر می رسد، اما با مجازاتهای قیامت کاملا متناسب

ص: 163

1- 1) به آیات 27-30 سوره انعام مراجعه شود.

است (1) .

(1)

شاهد دیگر برای تفسیر دوم روایاتی است که از شخص پیامبر اسلام ص نقل شده که”دخان“را تفسیر به دودی کرده که در آستانه رستاخیز جهان را فرا می گیرد، مانند روایتی که”حذیفه بن یمان“از پیامبر ص نقل می کند که چهار چیز را از نشانه های نزدیک شدن قیامت ذکر فرمود: اول ظهور دجال و دیگر نزول عیسی، و سوم آتشی که از قعر سرزمین”عدن“برمی خیزد و”دود“.

حذیفه سؤال می کند: یا رسول اللّٰه (ص) و ما الدخان فتلا رسول اللّٰه (ص)

فَارْتَقِبْ یَوْمَ تَأْتِی السَّمٰاءُ بِدُخٰانٍ مُبِینٍ

، یملأ ما بین المشرق و المغرب، یمکث اربعین یوما و لیله، اما المؤمن فیصیبه منه کهیئه الزکمه، و اما الکافر بمنزله السکران یخرج من منخریه و اذنیه و دبره.

“ای رسول خدا!منظور از این دخان چیست؟ پیامبر ص در پاسخ آیه شریفه فَارْتَقِبْ یَوْمَ تَأْتِی السَّمٰاءُ بِدُخٰانٍ مُبِینٍ را تلاوت فرمود، سپس افزود:

دودی است که میان مشرق و مغرب را پر می کند و چهل شبانه روز باقی می ماند، اما مؤمن حالتی شبیه زکام به او دست می دهد، و اما کافر شبیه مست خواهد شد، و دود از بینی و گوشها و پشت او بیرون می آید” (2) .

(2)

در حدیث دیگری از”ابو مالک اشعری“از رسول خدا ص آمده است:

ان ربکم أنذرکم ثلاثا: الدخان یاخذ المؤمن منه کالزکمه، و یاخذ الکافر فینفخ حتی یخرج من کل مسمع منه، و الثانیه الدابه، و الثالثه الدجال:

“پروردگار شما، شما را به سه چیز انذار کرده است: دخان (دود) که اثرش در مؤمن همچون زکام است، و اما کافر تمام جسمش باد می کند و دود از تمام منافذ بدنش بیرون می آید، و دوم دابه الارض، و سوم دجال” (3) .

(3)

ص: 164

1- 1) راغب در مفردات می گوید البطش هو تناول الشیء بصوله”بطش به معنی گرفتن چیزی با قدرت است“که معمولا مقدمه مجازات می باشد.

2- 2 و 3) تفسیر در المنثور جلد 6 صفحه 29.

3-

در باره دابه الارض در جلد 15 صفحه 551 ذیل آیه 82 نمل توضیح کافی داده شده است.

شبیه همین معنی در مورد”دخان“از”ابو سعید خدری“از پیغمبر اکرم نقل شده است (1) .

(1)

در روایاتی که از طرق اهل بیت نقل شده نظیر همین تعبیرات بلکه مشروحتر دیده می شود: از جمله در روایتی از امیر مؤمنان علی ع می خوانیم که می گوید رسول خدا فرمود:

عشر قبل الساعه لا بد منها: السفیانی، و الدجال، و الدخان، و الدابه، و خروج القائم (ع) ، و طلوع الشمس من مغربها، و نزول عیسی، و خسف بالمشرق و خسف بجزیره العرب، و نار تخرج من قعر عدن تسوق الناس الی المحشر:

“ده نشانه است که قبل از قیامت به هر حال ظاهر می شود سفیانی،دجال، دخان، دابه الارض، قیام حضرت مهدی ع، طلوع آفتاب از مغرب، نزول عیسی، زلزله فرو برنده ای در مشرق، و زلزله ای همانند آن در جزیره العرب، و آتشی که از اعماق عدن برمی خیزد و مردم را به سوی محشر می راند” (2) .

(2)

از مجموع آنچه گفته شد نتیجه می گیریم که تفسیر دوم مناسبتر است.

***

ص: 165

1- 1) همان مدرک.

2- 2) “بحار الانوار”جلد 52 صفحه 209

nemoone/دخان/آیات_9_تا_16.txt · Last modified: 2024/12/07 17:08 by 127.0.0.1

Donate Powered by PHP Valid HTML5 Valid CSS Driven by DokuWiki