User Tools

Site Tools


nemoone:دخان:آیات_51_تا_57

[سوره الدخان (44) : آیات 51 تا 57]

اشاره

إِنَّ اَلْمُتَّقِینَ فِی مَقٰامٍ أَمِینٍ (51) فِی جَنّٰاتٍ وَ عُیُونٍ (52) یَلْبَسُونَ مِنْ سُندُسٍ وَ إِسْتَبْرَقٍ مُتَقٰابِلِینَ (53) کَذٰلِکَ وَ زَوَّجْنٰاهُمْ بِحُورٍ عِینٍ (54) یَدْعُونَ فِیهٰا بِکُلِّ فٰاکِهَهٍ آمِنِینَ (55) لاٰ یَذُوقُونَ فِیهَا اَلْمَوْتَ إِلاَّ اَلْمَوْتَهَ اَلْأُولیٰ وَ وَقٰاهُمْ عَذٰابَ اَلْجَحِیمِ (56) فَضْلاً مِنْ رَبِّکَ ذٰلِکَ هُوَ اَلْفَوْزُ اَلْعَظِیمُ (57)

ترجمه:

51-پرهیزکاران در جایگاه امن و امانی هستند.

52-در میان باغها و چشمه ها.

53-آنها لباسهایی از حریر نازک و ضخیم می پوشند، و در مقابل یکدیگر می نشینند.

54-اینچنینند بهشتیان، و آنها را با“حور العین”تزویج می کنیم.

55-آنها هر نوع میوه ای را بخواهند در اختیارشان قرار می گیرد، و در نهایت امنیت به سر می برند.

56-هرگز مرگی جز همان مرگ اول (که در دنیا چشیده اند) نخواهند چشید و خداوند آنها را از عذاب دوزخ حفظ می کند.

ص: 209

57-این فضل و بخششی است از سوی پروردگارت، و این پیروزی بزرگی است.

تفسیر:

پرهیزگاران و انواع نعمتهای بهشتی

از آنجا که در آیات گذشته کیفرهای دردناک دوزخیان مطرح بود در این آیات مواهب و پاداشهای بهشتیان را می شمرد تا از قرینه مقابله اهمیت هر یک از این دو آشکارتر گردد.

این پاداشها در هفت قسمت خلاصه شده:

نخست اینکه: “پرهیزگاران در جایگاه امن و امانی هستند” (إِنَّ الْمُتَّقِینَ فِی مَقٰامٍ أَمِینٍ) (1) .

(1)

بنا بر این هیچگونه ناراحتی و ناامنی به آنها نمی رسد، و در امنیت کامل از آفات و بلاها، از غم و اندوهها، از شیاطین و طاغوتها به سر می برند.

* سپس به ذکر نعمت دوم پرداخته، می گوید: “آنها در میان باغها و چشمه ها به سر می برند، و جایگاه آنها از هر سو با درختان و چشمه ها احاطه شده” (فِی جَنّٰاتٍ وَ عُیُونٍ) . تعبیر به“جنات” (باغهای پر درخت) ممکن است اشاره به تعدد باغهایی باشد که هر یک از بهشتیان در اختیار دارند، و یا اشاره به مقامهای مختلف آنان باشد چرا که باغهای بهشت نیز همه یکسان نیست و به تفاوت درجات بهشتیان متفاوت است. *

ص: 210

1- 1) قابل توجه اینکه“امین”را به عنوان وصفی برای مقام و جایگاه ذکر کرده گویی جایگاه بهشتیان خود امین است، و هیچگونه خیانتی را نسبت به آنها مرتکب نمی شود، اینگونه تعبیرات معمولا برای تاکید و مبالغه می آید.

در مرحله سوم به لباسهای زیبای آنها اشاره کرده می افزاید: “آنها لباسهایی از حریر لطیف و نازک و ضخیم می پوشند، و در برابر یکدیگر بر تختها جای دارند” (یَلْبَسُونَ مِنْ سُندُسٍ وَ إِسْتَبْرَقٍ مُتَقٰابِلِینَ) .

“سندس”به پارچه های ابریشمین نازک و لطیف می گویند، و بعضی قید زربافت را نیز به آن افزوده اند.

“استبرق”به معنی پارچه های ابریشمی ضخیم است، و جمعی از اهل لغت و مفسران آن را معرب کلمه فارسی“استبر یا ستبر” (به معنی ضخیم) می دانند، این احتمال نیز هست که ریشه آن عربی باشد و از“برق” (به معنی تلالؤ) گرفته شده است، به خاطر درخشندگی خاصی که این گونه پارچه ها دارد.

البته در بهشت گرما و سرمای شدیدی وجود ندارد تا به وسیله پوشیدن لباس دفع شود، بلکه اینها اشاره به لباسهای متنوع و گوناگون بهشتی است، و همانگونه که قبلا گفته ایم الفاظ و کلمات ما که برای رفع حاجت در زندگی روزمره دنیا وضع شده قادر نیست مسائل آن جهان بزرگ و کامل را توصیف کند، بلکه تنها می تواند اشاراتی به آن باشد.

بعضی نیز تفاوت این لباسها را اشاره به تفاوت مقام قرب بهشتیان دانسته اند.

ضمنا متقابل بودن بهشتیان با یکدیگر و حذف هر گونه تفاوت و برتری- جویی در میان آنها اشاره ای است به روح انس و اخوتی که بر جلسات آنها حاکم است، جلساتی که جز صفا و روحانیت و معنویت در فضای آن چیزی وجود ندارد.

* در مرحله چهارم نوبت به همسران آنها می رسد می گوید: “آری اینچنینند بهشتیان، و حور العین را به همسری آنها درمی آوریم” (کَذٰلِکَ وَ زَوَّجْنٰاهُمْ بِحُورٍ عِینٍ) . ص: 211 “حور”جمع“حوراء”و“احور”به کسی می گویند که سیاهی چشم او کاملا مشکی و سفیدی آن کاملا شفاف است!. “عین” (بر وزن چین) جمع“اعین”و“عیناء”به معنی درشت چشم است. از آنجا که زیبایی انسان بیش از همه در چشمان او است، در اینجا چشمان زیبای حور العین را توصیف می کند، و البته در آیات دیگر قرآن زیبائیهای دیگر آنها نیز به“طرز زیبایی”مطرح شده است. * سپس به ذکر پنجمین نعمت بهشتیان پرداخته می افزاید: “آنها هر نوع میوه ای را بخواهند تقاضا می کنند در اختیارشان قرار می گیرد و در نهایت امنیت هستند” (یَدْعُونَ فِیهٰا بِکُلِّ فٰاکِهَهٍ آمِنِینَ) .

حتی مشکلاتی که در بهره گیری از میوه های دنیا وجود دارد برای آنها وجود نخواهد داشت، میوه ها همگی نزدیک و در دسترسند، بنا بر این زحمت و رنج چیدن میوه از درختان بلند در آنجا نیست: قُطُوفُهٰا دٰانِیَهٌ (حاقه-23) .

انتخاب هر گونه میوه ای را بخواهند به دست آنهاست: وَ فٰاکِهَهٍ مِمّٰا یَتَخَیَّرُونَ (واقعه-20) .

بیماریها و ناراحتیهایی که گاه بر اثر خوردن میوه ها در این دنیا پیدا می شود در آنجا وجود ندارد، و نیز بیمی از فساد و کمبود و فنای آنها نیست، و از هر نظر فکر آنها راحت و در امنیتند.

به هر حال اگر غذای دوزخیان“زقوم”است و در درون آنان همچون آب جوشان می جوشد، طعام بهشتیان میوه های لذتبخش و خالی از هر گونه ناراحتی است.

* جاودانگی بهشت و نعمتهای بهشتی ششمین موهبت الهی بر متقین است، چرا ص: 212 که آنچه فکر انسان را به هنگام وصال ناراحت می کند بیم فراق است، لذا می فرماید: “آنها هیچ مرگی جز همان مرگ اول که در دنیا چشیدند نخواهند چشید”! (لاٰ یَذُوقُونَ فِیهَا الْمَوْتَ إِلاَّ الْمَوْتَهَ الْأُولیٰ) . جالب اینکه قرآن مساله جاودانه بودن نعمتهای بهشت را با تعبیرات مختلف بیان کرده است، گاه می گوید: خالدین فیها“جاودانه در باغهای بهشت خواهند ماند” (1) . (1) و گاه می گوید: عَطٰاءً غَیْرَ مَجْذُوذٍ “این عطائی است قطع نشدنی” (هود-108) . در اینکه چرا تعبیر به مرگ نخستین (الموته الاولی) شده است مطالبی است که در“نکات”خواهد آمد. سرانجام هفتمین و آخرین نعمت را در این سلسله چنین بیان می کند: “و خداوند آنها را از عذاب دوزخ حفظ کرده است” (وَ وَقٰاهُمْ عَذٰابَ الْجَحِیمِ) . کمال این نعمتها در این است که احتمال عذاب و فکر مجازات بهشتیان را به خود مشغول نمی دارد و نگران نمی کند. اشاره به اینکه اگر پرهیزگاران لغزشهایی هم داشته اند خدا به لطف و کرمش آنها را بخشیده، و به آنها اطمینان داده است که از این نظر نگرانی به خود راه ندهند، و به تعبیر دیگر غیر از معصومین خواه ناخواه لغزشی دارند و تا مشمول عفو الهی نشوند از آن بیمناکند این آیه به آنها از این نظر امنیت کامل می بخشد. در اینجا سؤالی مطرح است و آن اینکه بعضی از مؤمنان مدت زمانی به خاطر گناهشان در دوزخ می مانند تا پاک شوند و سپس به بهشت می آیند، آیا آیه ص: 213 1- 1) این تعبیر در آیات زیادی از قرآن مجید وارد شده است، از جمله آل عمران 15، آل عمران 136، نساء 13، نساء 122، مائده 85، و غیر آن. فوق شامل حال آنها نمی شود؟ در پاسخ می توان گفت: آیه از پرهیزگاران بلند پایه ای سخن می گوید که از همان ابتدا قدم در بهشت می نهند، و اما از گروه دیگر ساکت است. این احتمال نیز وجود دارد که این دسته نیز بعد از ورود در بهشت دیگر بیمی از بازگشت به دوزخ ندارند، و در امن و امانند، یعنی آیه فوق حال آنها را بعد از ورود در بهشت ترسیم می کند. * در آخرین آیه مورد بحث اشاره به تمام این نعمتهای هفتگانه کرده، به صورت یک جمع بندی می گوید: “همه اینها به عنوان فضل و بخششی از سوی پروردگار تو است و این فوز عظیم و پیروزی بزرگی است که شامل حال پرهیزگاران می شود” (فَضْلاً مِنْ رَبِّکَ ذٰلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ) (1) .

(1)

درست است که پرهیزگاران حسنات بسیاری در دنیا انجام داده اند، ولی مسلما پاداش عادلانه آن اعمال ناچیز اینهمه نعمت بی پایان و جاودانی نیست این فضل خدا است که اینهمه پاداش را در اختیار آنها گذارده.

از این گذشته، اگر فضل الهی در دنیا شامل حال آنها نبود هرگز نمی توانستند آن حسنات را بجا آورند، او به آنها عقل و دانش داد، او پیامبران الهی و کتب آسمانی را فرستاد، و او توفیق هدایت و عمل را شامل حالشان کرد.

آری بهره گیری از این توفیقات بزرگ و رسیدن به آن همه پاداش در پرتو این توفیقات، “فوز عظیم”و پیروزی بزرگی است که جز در سایه لطف او حاصل نمی شود.

* ص: 214 1- 1) در باره اعراب“فضلا”چند احتمال داده شده است: نخست اینکه“مفعول مطلق”برای فعل محذوفی است (فضلهم فضلا) دیگر اینکه“مفعول لاجله”است، و یا حال. نکته: مرگ نخستین چیست؟ در آیات فوق خواندیم که بهشتیان هیچ مرگی جز مرگ نخستین را نمی چشند، در اینجا سه سؤال مطرح است. نخست اینکه منظور از مرگ اول چیست؟ اگر مرگی است که پایان زندگی دنیا را تشکیل می دهد چرا می گوید: بهشتیان جز مرگ اول را نمی چشند، در حالی که آن را قبلا چشیده اند (و باید به صورت فعل ماضی گفته شود نه مضارع) . در پاسخ این سؤال بعضی“الا”را در إِلاَّ الْمَوْتَهَ الْأُولیٰ به معنی بعد گرفته اند و گفته اند معنی آیه این می شود که بعد از مرگ نخستین مرگ دیگری را نخواهند چشید. بعضی در اینجا تقدیری قائل شده اند و گفته اند تقدیر چنین است: إِلاَّ الْمَوْتَهَ الْأُولیٰ التی ذاقوها: “مگر مرگ نخستین که آن را از قبل چشیده اند” (1) . (1) سؤال دیگر اینکه چرا تنها سخن از مرگ نخستین به میان آمده در حالی که می دانیم انسان دو مرگ را می چشد، مرگی در پایان زندگی دنیا، و مرگی بعد از حیات برزخی. در پاسخ این سؤال جوابهایی گفته اند که هیچیک قابل قبول نیست، و نیاز به ذکر آن نمی بینیم، بهتر این است که گفته شود حیات و مرگ برزخی هیچ شباهتی به حیات و مرگ معمولی ندارد، بلکه به مقتضای معاد جسمانی حیات قیامت از جهاتی شبیه حیات دنیا است، منتها در سطحی بسیار بالاتر و والاتر، و لذا به بهشتیان گفته می شود جز مرگ نخستین که در دنیا داشتید دیگر مرگی در ص: 215 1- 1) بنا بر این استثناء فوق نیز“استثناء منقطع”است، زیرا چنین مرگی را بهشتیان نمی چشند بلکه قبلا چشیده اند (دقت کنید) . کار نخواهد بود، و چون حیات و مرگ برزخی مطلقا با آن شباهتی ندارد سخنی از آن به میان نیامده است (1) . (1) سومین سؤال اینکه نبودن مرگ در قیامت منحصر به بهشتیان نیست، دوزخیان نیز مرگی ندارند، پس چرا در آیه روی بهشتیان تکیه شده است؟ مرحوم طبرسی در“مجمع البیان”جواب جالبی دارد، می گوید: این به خاطر آن است که بشارتی برای بهشتیان باشد که حیات جاویدان گوارایی دارند، اما برای دوزخیان که هر لحظه از حیاتشان برای آنها مرگی است و گویی پیوسته می میرند و زنده می شوند این سخن مفهومی ندارد. به هر حال تعبیر به“لا یذوقون” (نمی چشند) در اینجا اشاره به این است که حتی کمترین آثاری از آثار مرگ نیز برای بهشتیان پیدا نمی شود. جالب اینکه در حدیثی از امام باقر ع می خوانیم: “خداوند روز قیامت به بعضی از بهشتیان می گوید: و عزتی و جلالی، و علوی و ارتفاع مکانی، لانحلن له الیوم خمسه اشیاء… الا انهم شباب لا یهرمون، و اصحاء لا یسقمون، و اغنیاء لا یفتقرون، و فرحون لا یحزنون، و احیاء لا یموتون، ثم تلی هذه الایه: لاٰ یَذُوقُونَ فِیهَا الْمَوْتَ إِلاَّ الْمَوْتَهَ الْأُولیٰ: “به عزت و جلالم سوگند، و به علو و بلندی مقامم قسم، من پنج چیز را به او می بخشم… آنها همیشه جوانند و پیر نمی شوند، تندرستند و بیمار نمی گردند، توانگرند و فقیر نخواهند شد، خوشحالند و اندوهی به آنها راه نمی یابد، و همیشه زنده اند و نمی میرند، سپس این آیه را تلاوت فرمود: لاٰ یَذُوقُونَ فِیهَا الْمَوْتَ إِلاَّ الْمَوْتَهَ الْأُولیٰ (2) . (2) *

ص: 216

1- 1) در باره حیات و مرگ برزخی در جلد بیستم ذیل آیه 11 سوره مؤمن مشروحا بحث کرده ایم.

2- 2) “اصول کافی”مطابق نقل”تفسیر نور الثقلین”جلد 4 صفحه 634.

nemoone/دخان/آیات_51_تا_57.txt · Last modified: 2024/12/07 17:08 by 127.0.0.1

Donate Powered by PHP Valid HTML5 Valid CSS Driven by DokuWiki