[سوره الحج (22) : آیات 3 تا 4]
اشاره
وَ مِنَ اَلنّٰاسِ مَنْ یُجٰادِلُ فِی اَللّٰهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَ یَتَّبِعُ کُلَّ شَیْطٰانٍ مَرِیدٍ (3) کُتِبَ عَلَیْهِ أَنَّهُ مَنْ تَوَلاّٰهُ فَأَنَّهُ یُضِلُّهُ وَ یَهْدِیهِ إِلیٰ عَذٰابِ اَلسَّعِیرِ (4)
ترجمه:
3-گروهی از مردم بدون هیچ علم و دانشی به مجادله در باره خدا برمی خیزند و از هر شیطان سر کشی پیروی می کنند.
4-بر او نوشته شده که هر کس ولایتش را بر گردن نهد بطور مسلم گمراهش می سازد و به آتش سوزان راهنماییش می کند.
تفسیر:
پیروان شیطان!
از آنجا که در آیات گذشته ترسیمی از وحشت عمومی مردم به هنگام وقوع زلزله قیامت بود در آیات مورد بحث حال گروهی از بیخبران را منعکس می کند که چگونه از چنین حادثه عظیمی غافلند.
می گوید: “گروهی از مردم بدون هیچ علم و دانشی در باره خدا به مجادله برمی خیزند” (وَ مِنَ النّٰاسِ مَنْ یُجٰادِلُ فِی اللّٰهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ) .
گاه در اصل توحید و یگانگی حق و نفی هر گونه شریک جدال می کنند، و گاه در قدرت خدا نسبت به مساله احیای مردگان و بعث و نشور، و در هر صورت هیچگونه دلیلی بر گفته های خود ندارند.
ص: 11
جمعی از مفسران گفته اند این آیه در مورد“نضر بن حارث”نازل شده که از مشرکان متعصب و لجوج و پشت هم انداز بود، او اصرار داشت که ملائکه دختران خدا هستند!، و قرآن مجموعه ای از افسانه های پیشینیان است که به خدا نسبت داده شده!، و زندگی بعد از مرگ را منکر بود.
بعضی دیگر آن را اشاره به همه مشرکان دانسته اند که در مساله توحید و قدرت خدا به مجادله برمی خاستند.
ولی با توجه به اینکه شان نزولها هرگز مفهوم آیه را محدود نمی کند نتیجه این دو قول یکی است و همه کسانی را که به نوعی، از روی تقلید کورکورانه یا تعصب یا پیروی از خرافات و هوا و هوسها، به جدال در برابر حق برمی خیزند شامل می شود.
سپس اضافه می کند: “اینگونه افراد که تابع هیچگونه منطق و دانشی نیستند از هر شیطان سر کش و متمردی تبعیت می کنند” (وَ یَتَّبِعُ کُلَّ شَیْطٰانٍ مَرِیدٍ) .
نه از یک شیطان که از همه شیطانها!اعم از شیاطین انس و جن که هر یک از آنها برای خود نقشه و برنامه و حیله و دامی دارند.
واژه“مرید”از ماده“مرد” (بر وزن سرد) در اصل به معنی سرزمین بلندی است که خالی از هر گونه گیاه باشد، و به درختی که از برگ خالی شود “امرد”می گویند، و روی همین جهت به نوجوانانی که مو در صورتشان نروئیده نیز امرد گفته می شود.
در اینجا منظور از“مرید”کسی است که عاری از هر گونه خیر و سعادت و نقطه قوت است، و طبعا چنین کسی سرکش و متمرد و ظالم و عصیانگر خواهد بود.
روشن است که پیروی از“شیطان بی همه چیز”انسان را به چه سرنوشتی مبتلا می سازد.
ص: 12
لذا در آیه بعد می گوید: “بر او نوشته و مقرر شده است که هر کس حلقه اطاعت و ولایتش را بر گردن نهد بطور مسلم گمراهش می سازد و به آتش سوزان راهنماییش می کند” (کُتِبَ عَلَیْهِ أَنَّهُ مَنْ تَوَلاّٰهُ فَأَنَّهُ یُضِلُّهُ وَ یَهْدِیهِ إِلیٰ عَذٰابِ السَّعِیرِ) (1) .
(1)
* نکته ها: اشاره 1-مجادله در برابر حق و باطل- گرچه در واژه“مجادله”در عرف، مفهوم جر و بحث بی اساس و غیر منطقی افتاده است ولی در اصل لغت چنین نیست بلکه به معنی هر گونه بحث و گفتگو است که گاه به حق و گاه به ناحق است و لذا قرآن به پیامبر دستور می دهد: وَ جٰادِلْهُمْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ: “با مخالفان خود با روشی که بهتر است مجادله کن” (نحل-125) . *
2-مجادله به باطل راه شیطان است-
بعضی از مفسران بزرگ معتقدند که جمله یُجٰادِلُ فِی اللّٰهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ اشاره به گفتگوهای بی اساس مشرکان است، و جمله وَ یَتَّبِعُ کُلَّ شَیْطٰانٍ مَرِیدٍ اشاره به برنامه های عملی نادرست آنها است.
بعضی دیگر جمله اول را اشاره به اعتقادات فاسد و خرافی آنها دانسته و جمله دوم را به برنامه های عملی غلط و انحرافی آنان.
ولی از آنجا که آیات قبل و بعد از آن پیرامون مبانی اعتقادی و اصول عقائد است بعید نیست که هر دو جمله اشاره به یک حقیقت باشد، و به تعبیر دیگر طرفین نفی و اثبات یک موضوع است. در جمله اول می گوید: آنها بدون علم و دانش و صرفا از روی تقلید و تعصب و هوا پرستی به مجادله در باره خدا و قدرت او
ص: 13
1- 1) “سعیر”از ماده“سعر” (بر وزن قعر) به معنی شعله ور شدن آتش است در اینجا منظور آتش سوزان دوزخ است که از هر آتشی سوزنده تر می باشد.
برمی خیزند، و جمله دوم می گوید: کسی که دنبال علم و دانشی نیست طبیعی است که از هر شیطان طغیانگری پیروی می کند.
* 3-چرا از هر شیطان؟ - جالب اینکه نمی فرماید: چنین کسی از شیطان پیروی می کند، بلکه می گوید از هر شیطان متمردی، و این اشاره به آن است که شیاطین همه یک خط واحد و برنامه مشترک ندارند، بلکه هر یک برای خود راهی و دامی انتخاب کرده اند، آن چنان این دامها متنوع است که انسان در تشخیص آنها گم می شود مگر آنها که به خاطر ایمان و توکل بر خدا در سایه حمایت او قرار گرفته اند و مشمول جمله إِلاّٰ عِبٰادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ (1) هستند. (1) ذکر این نکته نیز لازم است که تمرد و سرکشی و خالی بودن از خیر و برکت در مفهوم کلمه شیطان افتاده است ولی در اینجا مخصوصا کلمه“مرید” (فاقد هر گونه خیر و سعادت بودن) را به عنوان تاکید پشت سر آن ذکر می کند تا سرنوشت کسانی که از چنین رهبرانی پیروی می کنند کاملا روشن گردد. *
4-تفسیر جمله“ کُتِبَ عَلَیْهِ ”-
می دانیم این تعبیر به معنی مقرر و ملزم داشتن است خواه در عالم تکوین و آفرینش باشد و یا در عالم تشریع و احکام و قوانین.
ولی به هر حال نباید توهم کرد که این جمله بوی“جبر”می دهد، و شیاطین مجبورند پیروان خود را گمراه سازند، و به دار البوار بفرستند، بلکه این نتیجه حتمی برنامه ای است که آنها با میل خود انتخاب کرده اند، مثلا هنگامی که ابلیس رئیس و سر سلسله شیاطین، در برابر فرمان خدا سرپیچی کرد و با میل و اراده خود راه طغیان و حتی اعتراض به ذات پاک خدا را پیش گرفت، چنین کسی جز
ص: 14
1- 1) حجر-40.
اینکه گمراه و گمراه کننده باشد سرنوشتی نخواهد داشت و همچنین شیطانهای دیگر از انس و جن.
این درست به این می ماند که بگوئیم هر کس معتاد به مواد مخدر شد، بدبختی و سیه روزی در پیشانیش نوشته می شود، آیا این دلیل جبر است (1) ؟ ***
(1)
ص: 15
1- 1) در مورد مرجع ضمیر“علیه”بعضی گفته اند به شیطان باز می گردد و بعضی به پیروان شیطان که از جمله“ وَ مِنَ النّٰاسِ ”… استفاده می شود، ولی ظاهر این است که به شیطان باز می گردد، به خصوص اینکه ضمیر نزدیک به آن (ضمیر مَنْ تَوَلاّٰهُ) نیز به شیطان باز می گردد.
