[سوره الحج (22) : آیات 11 تا 14]
اشاره
وَ مِنَ اَلنّٰاسِ مَنْ یَعْبُدُ اَللّٰهَ عَلیٰ حَرْفٍ فَإِنْ أَصٰابَهُ خَیْرٌ اِطْمَأَنَّ بِهِ وَ إِنْ أَصٰابَتْهُ فِتْنَهٌ اِنْقَلَبَ عَلیٰ وَجْهِهِ خَسِرَ اَلدُّنْیٰا وَ اَلْآخِرَهَ ذٰلِکَ هُوَ اَلْخُسْرٰانُ اَلْمُبِینُ (11) یَدْعُوا مِنْ دُونِ اَللّٰهِ مٰا لاٰ یَضُرُّهُ وَ مٰا لاٰ یَنْفَعُهُ ذٰلِکَ هُوَ اَلضَّلاٰلُ اَلْبَعِیدُ (12) یَدْعُوا لَمَنْ ضَرُّهُ أَقْرَبُ مِنْ نَفْعِهِ لَبِئْسَ اَلْمَوْلیٰ وَ لَبِئْسَ اَلْعَشِیرُ (13) إِنَّ اَللّٰهَ یُدْخِلُ اَلَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا اَلصّٰالِحٰاتِ جَنّٰاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا اَلْأَنْهٰارُ إِنَّ اَللّٰهَ یَفْعَلُ مٰا یُرِیدُ (14)
ترجمه:
11-بعضی از مردم خدا را تنها با زبان می پرستند (و ایمان قلبیشان بسیار ضعیف است) همین که دنیا به آنها رو کند و نفع و خیری به آنان رسد حالت اطمینان پیدا می کنند اما اگر مصیبتی به عنوان امتحان به آنها برسد دگرگون می شوند و به کفر رو می آورند! و به این ترتیب هم دنیا را از دست داده اند و هم آخرت را و این خسران و زیان آشکاری است!
ص: 32
12-او جز خدا کسی را می خواند که نه زیانی به او می رساند، و نه سودی، این گمراهی بسیار عمیقی است! 13-او کسی را می خواند که زیانش از نفعش نزدیکتر است، چه بد مولا و یاوری، و چه بد مونس و معاشری! 14-خداوند کسانی را که ایمان آورده اند و عمل صالح انجام داده اند در باغهایی از بهشت وارد می کند که نهرها زیر درختانش جاری است (آری) خدا هر چه را اراده کند انجام می دهد.
تفسیر:
آنها که بر لب پرتگاه کفرند!
در آیات گذشته سخن از دو گروه در میان بود گروه پیروان گمراه، و رهبران گمراه کننده، اما در آیات مورد بحث سخن از گروه سومی است که همان افراد ضعیف الایمان هستند.
قرآن در توصیف این گروه چنین می گوید: “بعضی از مردم خدا را تنها با زبان می پرستند اما ایمان قلبی شان بسیار سطحی و ضعیف است” (وَ مِنَ النّٰاسِ مَنْ یَعْبُدُ اللّٰهَ عَلیٰ حَرْفٍ) .
تعبیر به“علی حرف”ممکن است اشاره به این باشد که ایمان آنها بیشتر بر زبانشان است، و در قلبشان جز نور ضعیف بسیار کمرنگی از ایمان نتابیده است.
و ممکن است اشاره به این باشد که آنها در متن ایمان و اسلام قرار ندارند بلکه در کنار و لبه آنند، زیرا یکی از معانی“حرف”لبه کوه و کناره اشیاء است و می دانیم کسانی که در لبه چیزی قرار گرفته اند مستقر و پا بر جا نیستند، و با تکان مختصری از مسیر خارج می شوند، چنین است حال افراد ضعیف الایمان که با کوچکترین چیزی ایمانشان بر باد فنا می رود.
سپس قرآن به تشریح تزلزل ایمان آنها پرداخته می گوید: “آنها چنانند که اگر دنیا به آنها رو کند و نفع و خیری به آنان برسد حالت اطمینان پیدا
ص: 33
می کنند!و آن را دلیل بر حقانیت اسلام می گیرند، اما اگر به وسیله گرفتاریها و پریشانی و سلب نعمت مورد آزمایش قرار گیرند دگرگون می شوند و به کفر رو می آورند”! (فَإِنْ أَصٰابَهُ خَیْرٌ اطْمَأَنَّ بِهِ وَ إِنْ أَصٰابَتْهُ فِتْنَهٌ انْقَلَبَ عَلیٰ وَجْهِهِ) (1) .
(1)
گویی آنها دین و ایمان را به عنوان یک وسیله نیل به مادیات پذیرفته اند که اگر این هدف تامین شد دین را حق می دانند و گر نه بی اساس! “ابن عباس”و جمعی دیگر از مفسران پیشین در شان نزول این آیه چنین نقل کرده اند که گاهی گروهی از بادیه نشینان خدمت پیامبر می آمدند، اگر حال جسمانی آنها خوب می شد، اسب آنها بچه خوبی می آورد، زن آنها پسر می زائید و اموال و چهار پایان آنان فزونی می گرفت خشنود می شدند و به اسلام و پیامبر ص عقیده پیدا می کردند!، اما اگر بیمار می شدند، همسرشان دختر می آورد و اموالشان رو به نقصان می گذاشت وسوسه های شیطانی قلبشان را فرا می گرفت و به آنها می گفت تمام این بدبختیها بخاطر این آئینی است که پذیرفته ای و آنها هم روی گردان می شدند! (2) .
(2)
قابل توجه اینکه قرآن در مورد روی آوردن دنیا به این اشخاص تعبیر به خیر می کند، و در مورد پشت کردن دنیا تعبیر به“فتنه” (وسیله آزمایش) نه“شر”اشاره به اینکه این حوادث ناگوار شر و بدی نیست، بلکه وسیله ای است برای آزمایش.
و در پایان آیه اضافه می کند“و به این ترتیب آنها هم دنیا را از دست داده اند و هم آخرت را” (خَسِرَ الدُّنْیٰا وَ الْآخِرَهَ) .
ص: 34
1- 1) جمله“ اِنْقَلَبَ عَلیٰ وَجْهِهِ “با توجه به اینکه”انقلب”در اینجا به معنی بازگشت کردن است، ممکن است اشاره به این باشد که او به کلی به ایمان پشت می کند، حتی صورت خود را به عقب نیز بر نمی گرداند گویی همیشه از ایمان بیگانه بوده است.
2- 2) تفسیر فخر رازی جلد 23 صفحه 13-تفسیر قرطبی جلد 6 صفحه 4409.
“و این روشنترین خسران و زیان است که انسان هم دینش بر باد رود و هم دنیایش” (ذٰلِکَ هُوَ الْخُسْرٰانُ الْمُبِینُ) .
در حقیقت این گونه افراد دین را تنها از دریچه منافع مادی خود می نگریستند و معیار و محک حقانیت آن را روی آوردن دنیا می پنداشتند، این گروه که در عصر و زمان ما نیز تعدادشان کم نیست، و در هر جامعه ای وجود دارند، ایمانی آلوده به شرک و بت پرستی دارند منتها بت آنها همسر و فرزند و مال و ثروت و گاو و گوسفند آنها است و بدیهی است که چنین ایمان و اعتقادی سستتر از تار عنکبوت است! البته بعضی از مفسران این آیه را اشاره به منافقان دانسته اند، اگر منظور منافقی باشد که به هیچ وجه ایمان در دل او نیست این بر خلاف ظاهر آیه است، زیرا جمله“ یَعْبُدُ اللّٰهَ “و همچنین”اطمأن به”و جمله“ اِنْقَلَبَ عَلیٰ وَجْهِهِ ” نشان می دهد قبلا ایمان ضعیفی داشته است و اگر منظور منافقانی است که بهره بسیار کمی از ایمان دارند با آنچه گفتیم منافاتی ندارد و قابل قبول است.
* آیه بعد به عقیده شرک آلود این گروه مخصوصا بعد از انحراف از توحید و ایمان به خدا اشاره کرده می گوید: “او جز خدا کسی را می خواند که نه زیانی می تواند به او برساند و نه سودی” (یَدْعُوا مِنْ دُونِ اللّٰهِ مٰا لاٰ یَضُرُّهُ وَ مٰا لاٰ یَنْفَعُهُ) اگر به راستی او خواهان منافع مادی و گریزان از زیان است، و به همین دلیل معیار حقانیت دین را اقبال و ادبار دنیا می گیرد، پس چرا به سراغ بتهایی می رود که نه امیدی به نفعشان است، نه ترسی از زیانشان، موجوداتی بی خاصیت و فاقد هر گونه اثر در سرنوشت انسانها؟! آری“این گمراهی بسیار عمیقی است” (ذٰلِکَ هُوَ الضَّلاٰلُ الْبَعِیدُ) . فاصله آن از خط صراط مستقیم آن چنان زیاد است که امید بازگشتشان به سوی حق بسیار کم است. ص: 35 باز مطلب را از این فراتر برده می گوید: “او کسی را می خواند که زیانش از نفعش نزدیکتر است”! (یَدْعُوا لَمَنْ ضَرُّهُ أَقْرَبُ مِنْ نَفْعِهِ) . چرا که این معبودهای ساختگی در دنیا فکر آنها را به انحطاط و پستی و خرافات سوق می دهند، و در آخرت آتش سوزان را برای آنها به ارمغان می آورند بلکه آن گونه که در آیه 98 سوره انبیاء خواندیم“این بتها خود آتشگیره ها و هیزم جهنمند”! (إِنَّکُمْ وَ مٰا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ) . و در پایان آیه اضافه می کند“چه بد مولا و یاوری هستند این بتها، و چه بد مونس و معاشری” (لَبِئْسَ الْمَوْلیٰ وَ لَبِئْسَ الْعَشِیرُ) . در اینجا این سؤال پیش می آید که در آیه قبل هر گونه سود و زیان بتها را نفی می کند اما در این آیه می گوید زیانش از نفعش نزدیکتر است آیا این دو با یکدیگر سازگار است؟ در پاسخ باید گفت: این در گفتگوها معمول است که گاه در یک مرحله موجودی را بی خاصیت می شمرند، پس از آن ترقی کرده آن را منشا زیان می دانند درست مثل اینکه می گوئیم با فلان شخص معاشرت نکن که نه به درد دین تو می خورد نه به درد دنیا، و بعد ترقی می کنیم و می گوئیم بلکه مایه بدبختی و رسوایی تو است، بعلاوه زیانی که نفی شده زیان به دشمنان آنهاست زیرا آنها قادر نیستند ضرری به مخالفان بزنند، اما زیانی که اثبات شده یک زیان قهری است که دامان عابدان آنها را می گیرد. ضمنا صیغه“افعل تفضیل” (کلمه اقرب) چنان که در جای دیگر هم گفته ایم الزاما به معنی وجود صفتی در طرفین مورد مقایسه نیست و ای بسا طرف ضعیفتر اصلا فاقد آن باشد، مثلا می گوئیم: یک ساعت صبر و شکیبایی در برابر گناه بهتر از آتش دوزخ است (هرگز مفهوم این سخن آن نیست که آتش دوزخ خوب است ص: 36 ولی صبر و شکیبایی از آن بهتر است، بلکه آتش دوزخ اصلا فاقد هر گونه خوبی است) . این تفسیر را جمعی از مفسران بزرگ مانند“شیخ طوسی”در“تبیان”و“طبرسی” در“مجمع البیان”انتخاب کرده اند. در حالی که بعضی دیگر همچون“فخر رازی”این احتمال را نیز در تفسیر آیه داده اند که هر یک از این دو آیه اشاره به گروهی از بتها است آیه نخست بتهای سنگی و چوبی بیجان را می گوید و آیه دوم طاغوتها و انسانهای بت گونه، گروه اول نه سودی دارند و نه زیانی، بلکه کاملا بی خاصیتند، ولی گروه دوم یعنی“ائمه ضلال”زیان دارند و خیری در آنها نیست، و به فرض که خیر اندکی داشته باشند زیانشان به مراتب بیشتر است (جمله لَبِئْسَ الْمَوْلیٰ وَ لَبِئْسَ الْعَشِیرُ را نیز گواه این معنی گرفته اند) و به این ترتیب تضادی باقی نمی ماند (1) . (1) * و از آنجا که روش قرآن این است که مسائل نیک و بد را در مقایسه با هم بیان کند تا نتیجه گیری آن کاملتر و روشنتر باشد در آخرین آیه مورد بحث می فرماید: “خداوند کسانی را که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند در باغهایی از بهشت وارد می کند که نهرها زیر درختانش جاری است” (إِنَّ اللّٰهَ یُدْخِلُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ جَنّٰاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهٰارُ) .
برنامه آنها روشن، خط فکری و عملی آنها مشخص، مولای آنها خدا و همدم و مونسشان انبیاء و شهداء و صالحان و فرشتگان خواهند بود.
آری“خدا هر چه را اراده کند انجام می دهد” (إِنَّ اللّٰهَ یَفْعَلُ مٰا یُرِیدُ) .
این پاداشهای بزرگ برای او سهل و آسان است، همانگونه که مجازات
ص: 37
1- 1) بعضی از مفسران مانند مؤلف محترم المیزان جمله“یدعوا”را به معنی“یقول” گرفته اند که از ظاهر آیه بعید است.
مشرکان لجوج و رهبران گمراهشان برای او ساده است.
در این مقایسه در حقیقت گروهی که تنها ایمان بر زبانشان قرار دارد در کناره دین قرار گرفته اند و با جزئی وسوسه منحرف می شوند و عمل صالحی نیز ندارند، اما مؤمنان صالح در متن اسلامند و سختترین طوفانها تکانشان نمی دهد، درخت ایمانشان ریشه دار و میوه اعمال صالح بر شاخسار آن آشکار است، این از یک سو.
از سوی دیگر معبودهای گروه اول بی خاصیت اند بلکه زیانشان بیشتر است اما مولا و سرپرست گروه دوم بر همه چیز قدرت دارد و برترین نعمتها را برای آنها فراهم ساخته است.
***
ص: 38
