User Tools

Site Tools


nemoone:حاقه:آیات_1_تا_8

[سوره الحاقه (69) : آیات 1 تا 8]

اشاره

بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ. اَلْحَاقَّهُ (1) مَا اَلْحَاقَّهُ (2) وَ مٰا أَدْرٰاکَ مَا اَلْحَاقَّهُ (3) کَذَّبَتْ ثَمُودُ وَ عٰادٌ بِالْقٰارِعَهِ (4) فَأَمّٰا ثَمُودُ فَأُهْلِکُوا بِالطّٰاغِیَهِ (5) وَ أَمّٰا عٰادٌ فَأُهْلِکُوا بِرِیحٍ صَرْصَرٍ عٰاتِیَهٍ (6) سَخَّرَهٰا عَلَیْهِمْ سَبْعَ لَیٰالٍ وَ ثَمٰانِیَهَ أَیّٰامٍ حُسُوماً فَتَرَی اَلْقَوْمَ فِیهٰا صَرْعیٰ کَأَنَّهُمْ أَعْجٰازُ نَخْلٍ خٰاوِیَهٍ (7) فَهَلْ تَریٰ لَهُمْ مِنْ بٰاقِیَهٍ (8)

ص: 434

ترجمه:

بنام خداوند بخشنده بخشایشگر 1-آن روزی که مسلما واقع می شود.

2-چه روز واقع شدنی است؟ 3-و تو چه می دانی آن روز تحقق یابنده چیست؟ 4-قوم ثمود و عاد عذاب کوبنده الهی را انکار کردند.

5-اما قوم“ثمود”با عذابی سرکش هلاک شدند.

6-و اما قوم“عاد”به وسیله تندبادی طغیانگر و سرد و پرصدا به هلاکت رسیدند.

7- (خداوند) این تندباد را هفت شب و هشت روز پی در پی و بنیان کن بر آنها مسلط ساخت و (اگر آنجا بودی) می دیدی که آن قوم همچون تنه های پوسیده و تو خالی درختان نخل در میان این تندباد روی زمین افتاده و هلاک شده اند.

8-آیا کسی از آنها را باقی می بینی؟

تفسیر:

عذابی سرکش برای قوم طغیانگر!

این سوره از مساله قیامت و آن هم با عنوان تازه ای شروع می شود، می فرماید:

“آن روز تحقق یابنده” (اَلْحَاقَّهُ) .

* “چه روز تحقق یابنده ای است” (مَا الْحَاقَّهُ) (1) . (1) ص: 435 1- 1) در ترکیب این جمله احتمالات متعددی داده شده که از همه مناسبتر این است که گفته شود“ اَلْحَاقَّهُ “مبتدا است و”ما”استفهامیه مبتدای دوم، و“الحاقه”بعد از آن، خبر مبتدای دوم و مجموعا خبر مبتدای اول است. * “و تو چه می دانی که آن روز تحقق یابنده چیست”؟ (وَ مٰا أَدْرٰاکَ مَا الْحَاقَّهُ) .

تقریبا عموم مفسران“حاقه”به معنی روز قیامت تفسیر کرده اند، به خاطر اینکه روزی است که قطعا واقع می شود، همانند تعبیر به“الواقعه” در سوره“واقعه”، و همین تعبیر در آیه 16 همین سوره نیز آمده است، و اینها همه حاکی از یقینی بودن آن روز بزرگ است.

تعبیر به“ مَا الْحَاقَّهُ “برای بیان عظمت آن روز است، درست مثل اینکه در تعبیرات روزمره می گوئیم: فلان کس انسان است، چه انسانی؟ یعنی حد و مرزی برای توصیف انسانیت او نیست.

تعبیر به” مٰا أَدْرٰاکَ مَا الْحَاقَّهُ “باز هم برای تاکید بیشتر روی عظمت حوادث آن روز عظیم است، تا آنجا که حتی به پیامبر اسلام ص خطاب می شود که تو نمی دانی آن روز چگونه است؟ و حقیقت همین است که درک حوادث قیامت برای ما زندانیان زندان دنیا امکان پذیر نیست، همانگونه که درک مسائل مربوط به دنیا برای جنینی که در شکم مادر است با هیچ بیانی میسر نمی باشد (1) .

(1)

احتمال دیگری که در تفسیر این آیات وجود دارد گرچه کمتر کسی از مفسران آن را پذیرفته است اینکه” اَلْحَاقَّهُ “اشاره به عذابهایی است که در این

ص: 436

1- 1) بعضی از مفسران گفته اند جمله” مٰا أَدْرٰاکَ “در تمام قرآن در جایی گفته شده که مطلب معلوم و مسلمی است اما” وَ مٰا یُدْرِیکَ “در مواردی آمده که نامعلوم است (مجمع البیان جلد 10 صفحه 343) بعضی دیگر از مفسران مانند قرطبی نیز این معنی را نقل کرده اند.

دنیا ناگهان دامان مجرمان سرکش و طاغیان خودخواه را می گیرد، همانگونه که”القارعه”در آیه بعد در کلمات بعضی از مفسران به همین معنی تفسیر شده است، و اتفاقا این تفسیر با آیات آینده که سخن از عذابهای کوبنده قوم عاد و ثمود و فرعون و قوم لوط می گوید تناسب بیشتری دارد.

در تفسیر“علی بن ابراهیم”نیز می خوانیم: “ اَلْحَاقَّهُ، الحذر بنزول العذاب”: “حاقه هشداری است به نازل شدن عذاب”نظیر آنچه در باره آل فرعون (مؤمن-آیه 45) آمده است که می فرماید وَ حٰاقَ بِآلِ فِرْعَوْنَ سُوءُ الْعَذٰابِ:

“عذاب بد بر آل فرعون نازل گشت” (1) .

(1)

* سپس به سراغ بیان سرنوشت اقوامی می رود که روز قیامت (یا نزول عذاب الهی را در دنیا) منکر شدند، و می افزاید: “قوم ثمود و عاد عذاب کوبنده الهی را انکار کردند” (کَذَّبَتْ ثَمُودُ وَ عٰادٌ بِالْقٰارِعَهِ) . * “اما قوم ثمود به وسیله عذابی سرکش هلاک شدند” (فَأَمّٰا ثَمُودُ فَأُهْلِکُوا بِالطّٰاغِیَهِ) .

“قوم ثمود”قومی بودند که در یک منطقه کوهستانی میان حجاز و شام زندگی می کردند، حضرت“صالح”به سوی آنها مبعوث شد، ولی آنها هرگز ایمان نیاوردند و به مبارزه با او برخاستند حتی از او خواستند که اگر راست می گویی عذابی را که به ما وعده می دهی فرود آور!در این هنگام“صاعقه ای ویرانگر”بر آنها مسلط شد، و در چند لحظه لرزه بر قصرها و خانه های

ص: 437

1- 1) تفسیر“علی بن ابراهیم”جلد 2 صفحه 383 (توجه داشته باشید“حاقه” با“حاق”از یک ماده است) .

مستحکمشان افکند، و همه را درهم کوبید و جسمهای بی جانشان بر زمین افتاد.

قابل توجه اینکه: قرآن عامل نابودی این قوم سرکش را عذابی سرکش می شمرد“الطاغیه”و این عذاب سرکش در سوره اعراف آیه 78 به عنوان “رجفه” (زلزله) ذکر شده، و در آیه 13 فصلت“صاعقه”و در 67 هود “صیحه”آمده است که در حقیقت همه به یک معنی بازمی گردد، زیرا صاعقه همیشه با صدای عظیمی همراه است، و لرزه بر نقطه ای که فرود می آید وارد می کند و عذابی است طغیانگر (1) * سپس به سراغ سرنوشت“قوم عاد”می رود، قومی که در سرزمین“احقاف” (در شبه جزیره عرب یا یمن زندگی می کردند) قامتهایی طویل، اندامی قوی، شهرهایی آباد، زمینهایی خرم و سرسبز، و باغهایی پرطراوت داشتند، پیامبر آنها حضرت“هود”بود، آنها نیز طغیان و سرکشی را بجایی رساندند که خداوند با عذابی دردناک که شرح آن در همین آیات آمده است طومار زندگی آنها را درهم پیچیده، نخست می فرماید: “اما عاد به وسیله تندبادی سرکش و پرسروصدا و سرد و مسموم به هلاکت رسیدند” (وَ أَمّٰا عٰادٌ فَأُهْلِکُوا بِرِیحٍ صَرْصَرٍ عٰاتِیَهٍ) . (1) “صرصر” (بر وزن دفتر) به بادهای سرد یا پرسروصدا و یا مسموم گفته می شود، و مفسران هر سه معنی را در تفسیر آن ذکر کرده اند، و جمع میان آنها نیز ممکن است. “عاتیه”از ماده“عتو” (بر وزن غلو) به معنی سرکش است، منتها نه سرکش از فرمان خدا، بلکه سرکش در معیار نسیمها و بادهای معمولی. ص: 438 1- 1) سرگذشت“قوم ثمود”در جلد 6 تفسیر نمونه صفحه 234 تا 241 مشروحا آمده است. * سپس به توصیف دیگری از این تندباد کوبنده پرداخته، می افزاید:

“خداوند آن را بر این قوم، مدت هفت شب و هشت روز پی در پی و بنیان کن مسلط ساخت” (سَخَّرَهٰا عَلَیْهِمْ سَبْعَ لَیٰالٍ وَ ثَمٰانِیَهَ أَیّٰامٍ حُسُوماً) .

“حسوما”از ماده“حسم” (بر وزن رسم) به معنی از بین بردن آثار چیزی است، و اگر به شمشیر“حسام” (بر وزن غلام) گفته می شود به همین مناسبت است، و گاه به داغ نهادن بر زخم برای سوزاندن ریشه آن نیز“حسم”گفته می شود، و در اینجا منظور این است که این هفت شب و هشت روز پی در پی زندگی گسترده و با رونق این قوم عظیم را درهم کوبید و متلاشی کرد و ریشه کن ساخت (1) .

(1)

نتیجه آن شد که قرآن می گوید: “اگر آنجا بودی مشاهده می کردی که آن قوم همگی به روی زمین افتاده، همچون تنه های پوسیده و تو خالی درختان نخل”! (فَتَرَی الْقَوْمَ فِیهٰا صَرْعیٰ کَأَنَّهُمْ أَعْجٰازُ نَخْلٍ خٰاوِیَهٍ) .

چه تشبیه جالبی که هم بزرگی قامت آنها را مشخص می کند، و هم ریشه کن شدن آنها را، و هم تو خالی بودن در برابر عذابهای الهی به گونه ای که تندباد آنها را به آسانی جابه جا می کرد.

“خاویه”از ماده“خواء” (بر وزن هواء) در اصل به معنی خالی شدن است، این تعبیر در مورد شکمهای گرسنه، ستارگان خالی از باران (به اعتقاد عرب جاهلی) و گردوی پوک نیز به کار می رود.

* ص: 439 1- 1) توجه داشته باشید که“حسوما”“صفت”است برای“ سَبْعَ لَیٰالٍ وَ ثَمٰانِیَهَ أَیّٰامٍ “و بعضی آن را”حال”برای“ریح”یا“مفعول له”دانسته اند. و در آخرین آیه می افزاید: “آیا کسی از آنها را باقی می بینی”؟! (فَهَلْ تَریٰ لَهُمْ مِنْ بٰاقِیَهٍ) (1) . (1) آری امروز نه تنها اثری از قوم عاد نیست که از ویرانه های شهرهای آباد، و عمارتهای پرشکوه، و مزارع سرسبز آنها نیز چیزی باقی نمانده است. در باره سرگذشت قوم عاد مشروحا در جلد 9 صفحه 140 تا 148 (ذیل آیات 58 تا 60 سوره هود) بحث کرده ایم، و همچنین در جلد 20 صفحه 233 تا 241) . *

ص: 440

1- 1) “باقیه”صفت برای موصوف مقدری است و در اصل“نفس باقیه”بوده.

nemoone/حاقه/آیات_1_تا_8.txt · Last modified: 2024/12/07 17:08 by 127.0.0.1

Donate Powered by PHP Valid HTML5 Valid CSS Driven by DokuWiki