User Tools

Site Tools


nemoone:جن:آیات_7_تا_10

[سوره الجن (72) : آیات 7 تا 10]

اشاره

وَ أَنَّهُمْ ظَنُّوا کَمٰا ظَنَنْتُمْ أَنْ لَنْ یَبْعَثَ اَللّٰهُ أَحَداً (7) وَ أَنّٰا لَمَسْنَا اَلسَّمٰاءَ فَوَجَدْنٰاهٰا مُلِئَتْ حَرَساً شَدِیداً وَ شُهُباً (8) وَ أَنّٰا کُنّٰا نَقْعُدُ مِنْهٰا مَقٰاعِدَ لِلسَّمْعِ فَمَنْ یَسْتَمِعِ اَلْآنَ یَجِدْ لَهُ شِهٰاباً رَصَداً (9) وَ أَنّٰا لاٰ نَدْرِی أَ شَرٌّ أُرِیدَ بِمَنْ فِی اَلْأَرْضِ أَمْ أَرٰادَ بِهِمْ رَبُّهُمْ رَشَداً (10)

ترجمه:

7-و اینکه آنها گمان کردند، همانگونه که شما گمان می کردید که خداوند هرگز کسی را (به نبوت) مبعوث نمی کند.

8-و اینکه ما آسمان را جستجو کردیم، و همه را پر از محافظان قوی و تیرهای شهب یافتیم! 9-و اینکه ما پیش از این به استراق سمع در آسمانها می نشستیم. اما اکنون هر کس بخواهد استراق سمع کند شهابی را در کمین خود می یابد! 10-و اینکه (با این اوضاع و احوال) ما نمی دانیم آیا اراده شری در باره اهل زمین شده یا پروردگارشان اراده کرده است آنها را هدایت کند.

ص: 109

تفسیر:

ما قبلا استراق سمع می کردیم اما…

این آیات هم چنان ادامه سخنان مؤمنان جن است که به هنگام تبلیغ قوم خود بیان داشتند، و از طرق مختلف آنها را به سوی اسلام و قرآن دعوت نمودند، نخست می گویند: “و گروهی از انسانها مانند شما گمان می کردند خداوند هیچ انسانی را (بعد از موسی و مسیح) به نبوت مبعوث نمی کند” (وَ أَنَّهُمْ ظَنُّوا کَمٰا ظَنَنْتُمْ أَنْ لَنْ یَبْعَثَ اللّٰهُ أَحَداً) .

لذا به انکار قرآن، و تکذیب نبوت پیامبر اسلام ص برخاستند، ولی ما هنگامی که با دقت به آیات این کتاب آسمانی گوش فرا دادیم حقانیت آن را به روشنی درک کردیم، مبادا شما هم مانند مشرکان انسانها راه کفر پیش گیرید و به سرنوشت آنها گرفتار شوید.

این تعبیر هشداری است به مشرکان که بدانند وقتی جن، منطقش این است و داوریش چنین، بیدار شوند و به دامن قرآن و پیامبر اکرم ص چنگ زنند.

بعضی احتمال داده اند که جمله“ أَنْ لَنْ یَبْعَثَ اللّٰهُ أَحَداً “اشاره به انکار معاد است نه انکار بعثت پیامبران، و نیز بعضی گفته اند که این آیه و آیه قبل به طور کلی از کلام خدا است، نه از مؤمنان جن، و به صورت جمله های معترضه در وسط سخنان آنها قرار گرفته، و مخاطب در آن مشرکان عربند.

مطابق این تفسیر، مفهوم آیه چنین می شود که ای مشرکان عرب، جنیان نیز مثل شما چنین پنداشتند که خدا نیز هیچ رسولی را مبعوث نمی کند، اما بعد از شنیدن قرآن به اشتباه خود پی بردند، وقت آن رسیده که شما نیز بیدار شوید.

ص: 110

ولی این تفسیر بسیار بعید به نظر می رسد، بلکه ظاهر این است که این سخنان ادامه گفتار مؤمنان جن، و مخاطب در آن”کافران جن”می باشند. *سپس مؤمنان جن، به یکی از نشانه های صدق گفتار خود که در جهان طبیعت برای همه جنیان قابل درک است اشاره کرده، می گویند: “ما آسمانها را جستجو کردیم و همه را پر از نگهبانان و محافظان قوی و تیرهای شهب یافتیم” (وَ أَنّٰا لَمَسْنَا السَّمٰاءَ فَوَجَدْنٰاهٰا مُلِئَتْ حَرَساً شَدِیداً وَ شُهُباً) (1) (2) ، *“ما پیش از این به استراق سمع در آسمانها می نشستیم، و اخباری از آن را دریافت می داشتیم و به اطلاع دوستان خود می رساندیم، ولی الان چنان است که هر کس بخواهد استراق سمع کند، شهابی را در کمین خود می یابد که او را هدف قرار می دهد”! (وَ أَنّٰا کُنّٰا نَقْعُدُ مِنْهٰا مَقٰاعِدَ لِلسَّمْعِ فَمَنْ یَسْتَمِعِ الْآنَ یَجِدْ لَهُ شِهٰاباً رَصَداً) .

(1)

(2)

آیا این وضع تازه دلیل، بر این حقیقت نیست که با ظهور این پیامبر و نزول کتاب آسمانی او دگرگونی عظیمی در جهان رخ داده است؟ چرا شما قبلا قدرت بر استراق سمع داشتید، و الان احدی توانایی بر این کار ندارد؟!آیا مفهوم وضع جدید این نیست که دوران شیطنت و کهانت و فریب پایان گرفته، و شب تاریک جهل به پایان رسیده و آفتاب عالمتاب وحی و نبوت طلوع کرده است؟!

ص: 111

1- 1) “لمسنا”از ماده“لمس”می باشد که معنی آن معروف است، ولی در اینجا کنایه از طلب و جستجو است (مفردات راغب و تفسیر کبیر فخر رازی و تفسیر قرطبی) .

2- 2) “حرس” (بر وزن قفس) جمع“حارس”به معنی نگاهبان، و بعضی آن را اسم جمع دانسته اند.

“شهاب”در اصل به معنی شعله ای است که از آتش زبانه می کشد، و به شعله های آتشینی که در آسمان به صورت خط ممتد ظاهر می شود نیز“شهاب”می گویند طبق تحقیقات دانشمندان امروز آنها قطعه سنگهای کوچکی هستند که در فضای بیرون از کره زمین در حرکتند، هنگامی که به زمین نزدیک شوند تحت تاثیر جاذبه آن قرار گرفته، و به سرعت به طرف زمین سقوط می کنند، هنگامی که وارد جو، یعنی قشر هوای فشرده محیط به زمین، شوند به خاطر بر خورد شدید با آن، داغ و آتشین، و به صورت شعله سوزانی در می آیند، و سرانجام خاکستر آنها بر زمین می نشیند.

در آیات قرآن مجید کرارا این مساله مطرح شده که“شهابها”تیرهایی است که به سوی شیاطین که قصد استراق سمع در آسمانها دارند پرتاب می شود.

در اینکه منظور از استراق سمع چیست؟ و چگونه جن و شیاطین به وسیله شهابها از صحنه آسمان رانده می شوند؟ بحثهای مشروحی ذیل آیه 18 سوره “حجر” (جلد 11 صفحه 40 به بعد) و ذیل آیه 10 سوره صافات (جلد 19 صفحه 15 به بعد) آورده ایم.

به هر حال واژه“رصد” (بر وزن حسد) به معنی آمادگی برای انتظار چیزی است که در فارسی از آن تعبیر“به کمین کردن”می شود، این واژه گاه به معنی اسم فاعل یعنی کسی یا چیزی که در کمین نشسته نیز آمده است، و در آیات فوق به همین معنی به کار رفته. *سپس افزودند با این اوضاع و احوال ما نمی دانیم آیا این ممنوعیت از استراق سمع دلیل بر این است که اراده شری برای مردم روی زمین شده، یا خداوند می خواهد از این طریق آنها را هدایت فرماید“؟! ص: 112 (وَ أَنّٰا لاٰ نَدْرِی أَ شَرٌّ أُرِیدَ بِمَنْ فِی الْأَرْضِ أَمْ أَرٰادَ بِهِمْ رَبُّهُمْ رَشَداً) . و به تعبیر دیگر ما نمی دانیم آیا این امر مقدمه نزول عذاب و بلا از سوی خدا است یا مقدمه هدایت آنها؟ ولی مؤمنان جن قاعدتا باید فهمیده باشند که ممنوعیت از استراق سمع که با ظهور پیامبر اسلام ص مقارن بوده، مقدمه هدایت انسانها، و بر چیده شدن دستگاه کهانت و خرافات دیگری مانند آن است، و این چیزی جز اعلام پایان یک دوره تاریک، و آغاز دورانی نورانی نمی تواند باشد. اما از آنجا که”جن“به مساله استراق سمع دلبستگی خاصی داشت هنوز نمی توانست باور کند که این محرومیت یک نوع خیر و برکت است، و گرنه روشن است که کاهنان در عصر جاهلیت با اتکاء به همین مساله استراق سمع سهم بزرگی در گمراه ساختن مردم داشتند. قابل توجه این که آنها در این جمله هدایت را به خدا نسبت می دهند، ولی شر را به صورت فعل مجهول بدون نسبت به خدا ذکر می کنند، اشاره به اینکه آنچه از سوی خدا می رسد خیر و هدایت است، و شر و فساد از خود مردم و سوء استفاده آنها از نعمتهای الهی و مواهب آفرینش ناشی می شود. گرچه می بایست در مقابل”شر“، واژه”خیر“ذکر شود، ولی از آنجا که واژه”خیر“در اینجا به معنی”هدایت“بوده روی همین مصداق تکیه شده است. *

ص: 113

nemoone/جن/آیات_7_تا_10.txt · Last modified: 2024/12/07 17:08 by 127.0.0.1

Donate Powered by PHP Valid HTML5 Valid CSS Driven by DokuWiki