User Tools

Site Tools


nemoone:جاثیه:آیات_32_تا_37

[سوره الجاثیه (45) : آیات 32 تا 37]

اشاره

وَ إِذٰا قِیلَ إِنَّ وَعْدَ اَللّٰهِ حَقٌّ وَ اَلسّٰاعَهُ لاٰ رَیْبَ فِیهٰا قُلْتُمْ مٰا نَدْرِی مَا اَلسّٰاعَهُ إِنْ نَظُنُّ إِلاّٰ ظَنًّا وَ مٰا نَحْنُ بِمُسْتَیْقِنِینَ (32) وَ بَدٰا لَهُمْ سَیِّئٰاتُ مٰا عَمِلُوا وَ حٰاقَ بِهِمْ مٰا کٰانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُنَ (33) وَ قِیلَ اَلْیَوْمَ نَنْسٰاکُمْ کَمٰا نَسِیتُمْ لِقٰاءَ یَوْمِکُمْ هٰذٰا وَ مَأْوٰاکُمُ اَلنّٰارُ وَ مٰا لَکُمْ مِنْ نٰاصِرِینَ (34) ذٰلِکُمْ بِأَنَّکُمُ اِتَّخَذْتُمْ آیٰاتِ اَللّٰهِ هُزُواً وَ غَرَّتْکُمُ اَلْحَیٰاهُ اَلدُّنْیٰا فَالْیَوْمَ لاٰ یُخْرَجُونَ مِنْهٰا وَ لاٰ هُمْ یُسْتَعْتَبُونَ (35) فَلِلّٰهِ اَلْحَمْدُ رَبِّ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ رَبِّ اَلْأَرْضِ رَبِّ اَلْعٰالَمِینَ (36) وَ لَهُ اَلْکِبْرِیٰاءُ فِی اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ وَ هُوَ اَلْعَزِیزُ اَلْحَکِیمُ (37)

ص: 285

ترجمه:

32-و هنگامی که گفته می شد وعده خداوند حق است و در قیامت هیچ شکی نیست، شما می گفتید: ما نمی دانیم قیامت چیست؟ ما تنها گمانی در این باره داریم، و به هیچوجه یقین نداریم! 33-و سیئات اعمالشان برای آنها آشکار می شود، و سرانجام آنچه را استهزا می کردند بر آنها واقع می گردد.

34-و به آنها گفته می شود: امروز شما را فراموش می کنیم همانگونه که شما دیدار امروز را فراموش کردید، و جایگاه شما دوزخ است، و هیچ یاوری ندارید! 35-این به خاطر آن است که شما آیات خدا را به سخریه گرفتید و زندگی دنیا شما را مغرور کرد، امروز آنها از دوزخ خارج نمی شوند، و هیچگونه عذری از آنها پذیرفته نیست.

36-بنا بر این حمد و ستایش مخصوص خدا است، پروردگار آسمانها و پروردگار زمین، و پروردگار همه جهانیان.

37-و برای او است کبریا و عظمت در آسمان و زمین و او عزیز و حکیم است.

تفسیر:

آن روز که اعمال سوء انسان آشکار می شود.

نخستین آیه مورد بحث در حقیقت توضیحی است برای آنچه در آخرین آیات گذشته به صورت اجمال بیان شده بود، توضیحی است بر مساله استکبار کافران در برابر آیات الهی و دعوت انبیا، می فرماید: “هنگامی که گفته می شد وعده الهی حق است و در قیامت هیچ شکی نیست شما می گفتید: ما نمی دانیم قیامت چیست؟ ما تنها گمانی در این باره داریم و به هیچوجه یقین نداریم” (وَ إِذٰا قِیلَ إِنَّ وَعْدَ اللّٰهِ حَقٌّ وَ السّٰاعَهُ لاٰ رَیْبَ فِیهٰا قُلْتُمْ مٰا نَدْرِی مَا السّٰاعَهُ إِنْ نَظُنُّ إِلاّٰ ظَنًّا وَ مٰا نَحْنُ بِمُسْتَیْقِنِینَ) .

تعبیر“ مٰا نَدْرِی مَا السّٰاعَهُ ”: “نمی دانیم قیامت چیست”؟ در حالی که

ص: 286

مفهوم قیامت برای آنها پیچیده نبود، و اگر شکی داشتند تنها نسبت به وجود آن بود، نشان می دهد که آنها در مقام استکبار و بی اعتنایی بودند، و اگر روح حق طلبی می داشتند هم ماهیت روز قیامت امر روشنی بود هم دلیل بر وجود آن.

و از اینجا پاسخ سؤالی که در اینجا مطرح شده که اگر آنها به راستی در شک و تردید بودند مسئولیت و گناهی ندارند، روشن می شود، چرا که این شک و تردید نه بخاطر عدم وضوح حق بود، بلکه از مساله کبر و غرور و لجاجت و عناد ناشی می شد.

این احتمال نیز وجود دارد که هدفشان از ضد و نقیض گوئیها سخریه و استهزا بوده است.

* آیه بعد سخن از مجازات و کیفر آنها می گوید، کیفری که شباهت با مجازاتهای قراردادی دنیای ما ندارد، می فرماید: “در آنجا سیئات اعمالشان برای آنها آشکار می شود” (وَ بَدٰا لَهُمْ سَیِّئٰاتُ مٰا عَمِلُوا) . زشتیها و بدیها تجسم می یابند، جان می گیرند، و در برابر آنها آشکار می شوند، و همدم و همنشین آنها هستند، و دائما آزارشان می دهند! “و سرانجام آنچه را استهزا می کردند بر آنها واقع می شود” (وَ حٰاقَ بِهِمْ مٰا کٰانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُنَ) (1) . (1) * و از همه دردناکتر اینکه از سوی خداوند رحمن و رحیم به آنها خطاب می گردد: “و گفته می شود: امروز شما را فراموش می کنیم همانگونه که شما دیدار امروز را به فراموشی سپردید”! (وَ قِیلَ الْیَوْمَ نَنْسٰاکُمْ کَمٰا نَسِیتُمْ لِقٰاءَ یَوْمِکُمْ هٰذٰا)

ص: 287

1- 1) “حاق”از ماده“حوق”در اصل به معنی وارد شدن و نازل شدن و اصابت کردن و احاطه نمودن است، بعضی گفته اند که اصل آن“حق” (به معنی تحقق یافتن) بوده است که قاف اول تبدیل به واو و سپس به الف شده است!

.

این تعبیری است که به صورتهای مختلف در قرآن مجید کرارا آمده است:

در آیه 51 اعراف می خوانیم: فَالْیَوْمَ نَنْسٰاهُمْ کَمٰا نَسُوا لِقٰاءَ یَوْمِهِمْ هٰذٰا:

“امروز آنها را به فراموشی می سپریم آن گونه که آنها لقای امروز را فراموش کردند”.

و در آیه 14 الم سجده نیز همین معنی به شکل دیگری آمده است.

بدون شک فراموشی برای ذات پاک خداوند که علمش محیط به تمام عالم هستی است مفهومی ندارد، این کنایه لطیفی است از بی اعتنایی و نادیده گرفتن یک انسان مجرم و گنهکار، حتی در تعبیرات روزمره ما نیز دیده می شود، می گوئیم:

فلان دوست بی وفا را برای همیشه فراموش کن، یعنی همچون یک انسان فراموش شده با او رفتار نما، مهر و محبت و دیدار و دلجویی و احوالپرسی را در باره او ترک کن و هرگز به سراغ او مرو.

این تعبیر ضمنا تاکید دیگری است بر مساله“تجسم اعمال”و“تناسب مجازات و جرم”چرا که نسیان قیامت سبب می شود خدا آنها را در قیامت به فراموشی بسپارد، و چه دردناک و جانکاه است این مصیبت بزرگ که خداوند رحیم و مهربان کسی را به فراموشی بسپارد و از تمام الطافش محروم کند.

مفسران در اینجا تفسیرهای مختلفی برای این نسیان ذکر کرده اند که تقریبا روح همه آنها همان معنی جامع فوق است لذا نیازی به تکرار آنها نمی بینیم.

ضمنا منظور از فراموش کردن لقای روز قیامت فراموش کردن لقای کلیه مسائل و حوادثی است که در آن روز تحقق می یابد، اعم از حساب و کتاب و غیر آن که همواره منکر آن بودند، این احتمال نیز دارد که منظور فراموش کردن لقای خداوند در آن روز است چرا که روز قیامت به عنوان“یوم لقاء اللّٰه”در قرآن

ص: 288

مجید معرفی شده که منظور از آن شهود باطنی است.

در دنباله آیه می افزاید: “به آنها گفته می شود: جایگاه شما دوزخ است”! (وَ مَأْوٰاکُمُ النّٰارُ) .

و اگر گمان می کنید کسی به یاری شما می شتابد قاطعانه به شما می گوئیم “هیچ یار و یاوری برای شما نیست” (وَ مٰا لَکُمْ مِنْ نٰاصِرِینَ) .

* اما چرا و به چه دلیل شما گرفتار چنین سرنوشتی شدید؟ “این به خاطر آن است که آیات خدا را به سخریه گرفتید و زندگی دنیا شما را مغرور کرد” (ذٰلِکُمْ بِأَنَّکُمُ اتَّخَذْتُمْ آیٰاتِ اللّٰهِ هُزُواً وَ غَرَّتْکُمُ الْحَیٰاهُ الدُّنْیٰا) . اصولا این دو از یکدیگر جدا نیست: “غرور”و“استهزا”افراد مغرور و خود برتربین که دیگران را با چشم حقارت نگاه می کنند غالبا آنها را به باد استهزا و سخریه می گیرند، سرچشمه اصلی غرور نیز متاع زندگی دنیا و قدرت و ثروت و پیروزیهای گذرا و موقت آن است که افراد“کم ظرفیت”را چنان غافل می سازد که حتی برای دعوت فرستادگان الهی کمترین ارزشی قائل نخواهند شد، و حتی زحمت مطالعه دعوت آنها را به خود نمی دهند. و در پایان آیه بار دیگر آنچه را که در آیه قبل آمده بود به تعبیر دیگری تکرار و تاکید کرده، می گوید: “امروز آنها از آتش دوزخ خارج نمی شوند، و هیچگونه عذری از آنها پذیرفته نیست” (فَالْیَوْمَ لاٰ یُخْرَجُونَ مِنْهٰا وَ لاٰ هُمْ یُسْتَعْتَبُونَ) (1) . (1) در آنجا سخن از ماوی و جایگاه ثابت آنها بود و در اینجا سخن از عدم خروج آنها از دوزخ است، در آنجا می فرمود یاوری ندارند، و در اینجا می گوید ص: 289 1- 1) در مورد معنی“یستعتبون”و ریشه اصلی آن ذیل آیه 57 سوره روم (جلد 16 صفحه 486) توضیح لازم را داده ایم. عذری از آنها پذیرفته نمی شود، و در نتیجه راه نجاتی برای آنها نیست. * در پایان این سوره برای تکمیل بحث توحید و معاد که بیشترین مباحث این سوره را در برمی گرفت، ضمن دو آیه وحدت ربوبیت و عظمت خداوند و قدرت و حکمت او را بیان می کند، و پنج وصف از صفات خدا را در این قسمت منعکس می سازد.

نخست می گوید: “پس تمام حمد و ستایش مخصوص خدا است” (فَلِلّٰهِ الْحَمْدُ) .

چرا که او“پروردگار همه آسمانها، و پروردگار زمین، و پروردگار همه جهانیان است” (رَبِّ السَّمٰاوٰاتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعٰالَمِینَ) .

“رب”به معنی مالک و مدبر، و حاکم و مصلح است، بنا بر این هر خیر و برکتی است از ناحیه ذات پاک او است و به همین دلیل تمام ستایشها به او باز می گردد، حتی ستایش گل، و صفای چمن، و صفای نسیم، و زیبایی ستارگان ستایش او است که همه از ذات پاکش سرچشمه می گیرد و با لطف و عنایتش پرورش می یابد.

جالب اینکه یک بار می گوید: پروردگار آسمانها، بار دیگر پروردگار زمین، و سرانجام پروردگار همه جهان هستی و جهانیان، تا اعتقاد به ارباب انواع و خدایان مختلفی را که برای موجودات گوناگون قائل بودند درهم بکوبد، و همه را به سوی توحید ربوبی دعوت کند.

* بعد از بیان توصیف ذات پاک او به مقام“حمد”و“ربوبیت”در سومین توصیف ص: 290 می افزاید: “و برای او است کبریاء و عظمت و علو و رفعت در آسمانها و زمین” (وَ لَهُ الْکِبْرِیٰاءُ فِی السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ) . چرا که آثار عظمتش در پهنه آسمان و سراسر زمین و تمام جهان آشکار است. در آیه قبل سخن از مقام ربوبیت یعنی مالکیت و تدبیر او در عالم هستی بود، و در اینجا سخن از عظمت او است که هر قدر در آفرینش آسمان و زمین دقت کنیم به این حقیقت آشناتر خواهیم شد. و بالآخره در چهارمین و پنجمین توصیف می گوید: “او قادر شکست ناپذیر و حکیم علی الاطلاق است” (وَ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ) . و به این ترتیب مجموعه“علم و قدرت و عظمت و ربوبیت و محمودیت”که مجموعه ای از مهمترین صفات و اسماء حسنای او است تکمیل می گردد. و گویی اشاره به این می کند: له الحمد فاحمدوه، و هو الرب فاشکروا له، و له الکبریاء فکبروه، و هو العزیز الحکیم فاطیعوه: “حمد از آن او است پس حمدش را بجا آورید، و پروردگار او است پس شکرش کنید، و عظمت برای او است پس او را تکبیر گوئید، و او عزیز و حکیم است پس تنها او را اطاعت کنید”. به این ترتیب سوره جاثیه که با توصیف خداوند به“عزیز و حکیم”آغاز شده با همین اوصاف پایان می یابد، و سراسر محتوای آن نیز گواه بر عزت و حکمت بی پایان او است. *پروردگارا!به کبریا و عظمتت سوگند، و به مقام ربوبیت و عزت و حکمتت سوگند که ما را در طریق اطاعت فرمانت ثابت قدم بدار.

خداوندا!هر گونه حمد و ستایش از آن تو است و هر موفقیتی نصیب

ص: 291

ماست آن هم از برکت الطاف بیکران تو است، این نعمتها را بر ما مستدام دار و افزون فرما.

بارالها!ما همه غرق احسان توایم، توفیق ادای شکرت را مرحمت کن آمین یا رب العالمین.

پایان سوره جاثیه 14 شعبان 1405 15\2\1364

ص: 292

nemoone/جاثیه/آیات_32_تا_37.txt · Last modified: 2024/12/07 17:08 by 127.0.0.1

Donate Powered by PHP Valid HTML5 Valid CSS Driven by DokuWiki