[سوره التوبه (9) : آیات 17 تا 18]
اشاره
مٰا کٰانَ لِلْمُشْرِکِینَ أَنْ یَعْمُرُوا مَسٰاجِدَ اَللّٰهِ شٰاهِدِینَ عَلیٰ أَنْفُسِهِمْ بِالْکُفْرِ أُولٰئِکَ حَبِطَتْ أَعْمٰالُهُمْ وَ فِی اَلنّٰارِ هُمْ خٰالِدُونَ (17) إِنَّمٰا یَعْمُرُ مَسٰاجِدَ اَللّٰهِ مَنْ آمَنَ بِاللّٰهِ وَ اَلْیَوْمِ اَلْآخِرِ وَ أَقٰامَ اَلصَّلاٰهَ وَ آتَی اَلزَّکٰاهَ وَ لَمْ یَخْشَ إِلاَّ اَللّٰهَ فَعَسیٰ أُولٰئِکَ أَنْ یَکُونُوا مِنَ اَلْمُهْتَدِینَ (18)
ترجمه:
17-مشرکان حق ندارند مساجد خدا را آباد کنند در حالی که به کفر خویش گواهی می دهند آنها اعمالشان نابود (و بی ارزش) شده و در آتش جاودانه خواهند ماند.
18-مساجد الهی را تنها کسی آباد می کند که ایمان به خدا و روز قیامت آورده و نماز را بر پا دارد و زکاه را بپردازد و از چیزی جز خدا نترسد، ممکن است چنین گروهی هدایت یابند.
ص: 313
تفسیر:
عمران مسجد در صلاحیت همه کس نیست
از جمله موضوعاتی که بعد از لغو پیمان مشرکان و حکم جهاد با آنان ممکن بود برای بعضی مطرح گردد، این بود که چرا ما این گروه عظیم را از خود برانیم و اجازه ندهیم به مسجد الحرام برای مراسم حج قدم بگذارند، در حالی که شرکت آنان در این مراسم از هر نظر مایه آبادی است، هم آبادی بناء مسجد الحرام از طریق کمکهای مهمی که آنها به این کار می کردند، و هم آبادی معنوی از نظر افزایش جمعیت در اطراف خانه خدا!.
آیات فوق به این گونه افکار واهی و بی اساس پاسخ می گوید، و در نخستین آیه تصریح می کند:
“مشرکان حق ندارند مساجد خدا را آباد کنند، با اینکه صریحا به کفر خود گواهی می دهند”“ مٰا کٰانَ لِلْمُشْرِکِینَ أَنْ یَعْمُرُوا مَسٰاجِدَ اللّٰهِ شٰاهِدِینَ عَلیٰ أَنْفُسِهِمْ بِالْکُفْرِ) .
گواهی آنها بر کفر خودشان هم از لابلای سخنانشان آشکار است، و هم از لابلای اعمالشان و حتی طرز عبادت و مراسم حجشان نیز گواه این موضوع است.
سپس به دلیل و فلسفه این حکم اشاره کرده می گوید: “اینها به خاطر نداشتن ایمان، اعمالشان نابود می شود و بر باد می رود، و در پیشگاه خدا کمترین وزن و قیمتی ندارد” (أُولٰئِکَ حَبِطَتْ أَعْمٰالُهُمْ) .
و به همین دلیل”آنها جاودانه در آتش دوزخ باقی می مانند“ (وَ فِی النّٰارِ هُمْ خٰالِدُونَ) .
با این حال نه کوشش هایشان برای عمران و آبادی مسجد الحرام یا مانند
ص: 314
آن ارزشی دارد، و نه انبوه اجتماعشان در اطراف خانه کعبه.
خداوند پاک و منزه است، و خانه او نیز باید پاک و پاکیزه باشد و دستهای آلودگان از خانه خدا و مساجد باید به کلی قطع گردد. *در آیه بعد برای تکمیل این سخن شرایط آباد کنندگان مساجد و کانونهای پرستش و عبادت را ذکر می کند، و برای آنها پنج شرط مهم بیان می دارد و می گوید: “تنها کسانی مساجد خدا را آباد می سازند که ایمان به خدا و روز رستاخیز دارند” (إِنَّمٰا یَعْمُرُ مَسٰاجِدَ اللّٰهِ مَنْ آمَنَ بِاللّٰهِ وَ الْیَوْمِ الآخر) این اشاره به شرط اول و دوم است، که جنبه اعتقادی و زیر بنائی دارد و تا آن نباشد هیچ عمل پاک و شایسته و خالصی از انسان سر نمی زند، بلکه اگر ظاهرا هم شایسته باشد، در باطن آلوده به انواع غرض های ناپاک خواهد بود. بعد به شرطهای سوم و چهارم اشاره کرده، و می گوید: “و نماز را بر پا دارد و زکات را بدهد” (وَ أَقٰامَ الصَّلاٰهَ وَ آتَی الزَّکٰاهَ) . یعنی ایمانش به خدا و روز رستاخیز تنها در مرحله ادعا نباشد، بلکه با اعمال پاکش آن را تایید کند، هم پیوندش با خدا محکم باشد و نماز را به درستی انجام دهد، و هم پیوندش با خلق خدا، و زکاه را بپردازد. سرانجام به آخرین شرط اشاره کرده، و می گوید”و جز از خدا نترسد. “ (وَ لَمْ یَخْشَ إِلاَّ اللّٰهَ) . قلبش مملو از عشق به خدا است و تنها احساس مسئولیت در برابر فرمان او می کند، بندگان ضعیف را کوچکتر از آن می شمرد که بتوانند در سرنوشت او و جامعه او و آینده او و پیروزی و پیشرفت او و بالآخره در آبادی کانون عبادت او، تاثیری داشته باشند. ص: 315 و در پایان اضافه می کند”این گروه که دارای چنین صفاتی هستند ممکن است هدایت شوند“و به هدف خود برسند و در عمران و آبادی مساجد خدا بکوشند و از نتایج بزرگ آن بهره مند شوند (فَعَسیٰ أُولٰئِکَ أَنْ یَکُونُوا مِنَ الْمُهْتَدِینَ) . *
در اینجا به چند نکته باید توجه کرد:
اشاره
1-منظور از”عمران“چیست؟
آیا آباد ساختن مساجد به معنی آبادی ساختمان و تاسیسات آن است، یا به معنی اجتماع و شرکت در آن؟ بعضی از مفسران تنها یکی از این دو قسمت را در تفسیر”عمران مساجد“در آیه فوق انتخاب کرده اند در حالی که مفهوم این کلمه یک مفهوم وسیع است، و همه این امور را شامل می شود.
مشرکان و بت پرستان نه حق شرکت در مساجد دارند، و نه تعمیر و بنای ساختمان آنها و همه این امور باید به دست مسلمانان انجام پذیرد.
ضمنا از این آیات استفاده می شود که مسلمانان نباید هدایا و کمکهای مشرکان بلکه تمام فرق غیر اسلامی را برای ساختمان مساجد خود بپذیرند، زیرا آیه اول گرچه تنها سخن از مشرکان می گوید، ولی آیه دوم که با کلمه “انما”شروع شده، عمران مساجد را مخصوص مسلمانان می سازد.
و از اینجا روشن می شود که متولیان و پاسداران مساجد نیز باید از میان پاکترین افراد انتخاب شوند، نه اینکه افراد ناپاک و آلوده به خاطر مال و ثروتشان، و یا به خاطر مقام یا نفوذ اجتماعیشان-آن چنان که در بسیاری از نقاط متاسفانه رایج شده-بر این مراکز عبادت و اجتماعات اسلامی گمارده شوند.
بلکه تمام دستهای ناپاک را از تمام این مراکز مقدس باید کوتاه ساخت.
و از آن روز که گروهی از زمامداران جبار و یا ثروتمندان آلوده و گنهکار دست به ساختمان مساجد و مراکز اسلامی زدند، روح و معنویت و برنامه های سازنده
ص: 316
آنها مسخ شد، و همین است که می بینیم بسیاری از این گونه مساجد شکل مسجد ضرار را به خود گرفته است!.
* 2-عمل خالص تنها از ایمان سرچشمه می گیرد. ممکن است بعضی چنین فکر کنند که چه مانعی دارد، از سرمایه های غیر مسلمانان برای عمران و آبادی این مراکز استفاده کنیم؟ اما آنها که چنین می گویند توجه به این نکته اساسی ندارند که اسلام همه جا عمل صالح را میوه درخت ایمان می شمرد، عمل همیشه پرتوی از نیات و عقاید آدمی است، و همیشه شکل و رنگ آن را به خود می گیرد. نیت های ناپاک ممکن نیست عمل پاکی به وجود آورد، و محصول مفیدی از خود نشان دهد، چه اینکه عمل باز تاب نیت است. *
3-پاسداران شجاع
جمله” لَمْ یَخْشَ إِلاَّ اللّٰهَ “ (جز از خدا نترسند) نشان می دهد که عمران و آبادی و نگاهداری مساجد جز در سایه شهامت و شجاعت ممکن نیست، هنگامی این مراکز مقدس اسلامی به صورت کانونهای انسان سازی و کلاسهای عالی تربیت در می آید، که بنیانگذاران و پاسدارانی شجاع داشته باشد، آنها که از هیچ کس جز خدا نترسند، و تحت تاثیر هیچ مقام و قدرتی قرار نگیرند، و برنامه ای جز برنامه های الهی در آن پیاده نکنند.
* 4-آیا تنها مسجد الحرام منظور است؟ بعضی از مفسران آیات فوق را مخصوص”مسجد الحرام“دانسته اند، در ص: 317 حالی که الفاظ آیه عام است، و هیچ گونه دلیلی بر این تخصیص نیست، هر چند “مسجد الحرام”که بزرگترین مسجد اسلامی است در ردیف اول قرار گرفته، و در آن روز که آیات نازل شد، بیشتر آن مسجد در نظر بود، ولی این دلیل تخصیص مفهوم آیات نمی شود. *
5-اهمیت بنای مساجد
در باره اهمیت بنای مسجد احادیث فراوانی از طرق اهل بیت و اهل سنت رسیده است که اهمیت فوق العاده این کار را نشان می دهد.
از پیامبر ص چنین نقل شده که فرمود: ”
من بنی مسجدا و لو کمفحص قطاه بنی اللّٰه له بیتا فی الجنه “: کسی که مسجدی بنا کند هر چند به اندازه لانه مرغی بوده باشد، خداوند خانه ای در بهشت برای او بنا خواهد ساخت”. (1)
(1)
و در حدیث دیگری از پیامبر ص نقل شده: “
من اسرج فی مسجد سراجا لم تزل الملائکه و حمله العرش یستغفرون له ما دام فی ذلک المسجد ضوئه ”.
“کسی که چراغی در مسجدی برافروزد فرشتگان و حاملان عرش الهی ما دام که نور آن چراغ در مسجد می تابد برای او استغفار می کنند”. (2)
(2)
ولی امروز آنچه بیشتر اهمیت دارد، عمران و آبادی معنوی مساجد است، و به تعبیر دیگر بیش از آنچه به ساختن مسجد اهمیت می دهیم باید به ساختن افرادی که اهل مسجد و پاسداران مسجد و حافظان آنند اهمیت بدهیم.
مسجد باید کانونی باشد برای هر گونه حرکت جنبش و سازنده اسلامی در زمینه آگاهی و بیداری مردم، و پاکسازی محیط، و آماده ساختن مسلمانان
ص: 318
1- 1) -این حدیث در کتاب وسایل باب 8 از ابواب احکام مساجد و هم چنین در تفسیر المنار جلد 10 صفحه 213 از ابن عباس نقل شده است.
2- 2) -کتاب محاسن صفحه 57 بنا به نقل کتاب کنز العرفان جلد 1-صفحه 108
برای دفاع از میراثهای اسلام!.
مخصوصا باید توجه داشت، مسجد مرکزی برای جوانان با ایمان گردد، نه اینکه تنها مرکز بازنشستگان و از کار افتادگان شود. مسجد باید کانونی برای فعال ترین قشرهای اجتماع باشد، نه مرکز افراد بیکاره و بی حال و خواب آلوده ها!.
ص: 319
