User Tools

Site Tools


nemoone:توبه:آیات_124_تا_125

[سوره التوبه (9) : آیات 124 تا 125]

اشاره

وَ إِذٰا مٰا أُنْزِلَتْ سُورَهٌ فَمِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ أَیُّکُمْ زٰادَتْهُ هٰذِهِ إِیمٰاناً فَأَمَّا اَلَّذِینَ آمَنُوا فَزٰادَتْهُمْ إِیمٰاناً وَ هُمْ یَسْتَبْشِرُونَ (124) وَ أَمَّا اَلَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزٰادَتْهُمْ رِجْساً إِلَی رِجْسِهِمْ وَ مٰاتُوا وَ هُمْ کٰافِرُونَ (125)

ترجمه:

124-و هنگامی که سوره ای نازل می شود بعضی از آنان (به دیگران) می گوید این سوره ایمان کدامیک از شما را افزون ساخت؟ (به آنها بگو) اما کسانی که ایمان آورده اند ایمانشان را افزود و آنها (به فضل و موهبت الهی) خوشحالند.

125-و اما آنها که در دلهایشان بیماری است پلیدی بر پلیدیشان افزود و از دنیا رفتند در حالی که کافر بودند.

ص: 198

تفسیر:

تاثیر آیات قرآن بر دلهای آماده و آلوده

به تناسب بحثهایی که در باره منافقان و مؤمنان گذشت، در این دو آیه اشاره به یکی از نشانه های بارز این دو گروه شده است.

نخست می گوید: “هنگامی که سوره ای نازل می شود، بعضی از منافقان به یکدیگر می گویند: ایمان کدامیک از شما به خاطر نزول این سوره افزون شد”؟! (وَ إِذٰا مٰا أُنْزِلَتْ سُورَهٌ فَمِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ أَیُّکُمْ زٰادَتْهُ هٰذِهِ إِیمٰاناً) (1) .

(1)

و با این سخن می خواستند عدم تاثیر سوره های قرآن و بی اعتنایی خود را نسبت به آنها بیان کنند، و بگویند این آیات، محتوای مهم و چشمگیری ندارد، و مسائلی است عادی و پیش پا افتاده!.

اما قرآن با لحن قاطعی به آنها پاسخ می دهد و ضمن تقسیم مردم به دو گروه، می گوید: “اما کسانی که ایمان آورده اند نزول این آیات بر ایمانشان می افزاید و آثار شادی و خوشحالی را در چهره هایشان آشکار می سازد” (فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا فَزٰادَتْهُمْ إِیمٰاناً وَ هُمْ یَسْتَبْشِرُونَ) .

* “و اما آنها که در دلهایشان بیماری نفاق و جهل و عناد و حسد است، پلیدی تازه ای بر پلیدیشان می افزاید”! (وَ أَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزٰادَتْهُمْ رِجْساً إِلَی رِجْسِهِمْ) . ص: 199 1- 1) کلمه“ما”در جمله إِذٰا مٰا أُنْزِلَتْ در حقیقت“ما زائده”و برای تاکید است، و بعضی گفته اند که“ما صله”می باشد که حرف شرط یعنی“اذا”را بر جزای آن مسلط می سازد و جمله را تاکید می کند. “و سر انجام در حال کفر و بی ایمانی از دنیا خواهند رفت” (وَ مٰاتُوا وَ هُمْ کٰافِرُونَ) . *

در اینجا به چند نکته باید توجه کرد:

اشاره

1-قرآن در دو آیه بالا این واقعیت را تاکید می کند که تنها وجود برنامه ها و تعلیمات حیاتبخش برای سعادت یک فرد، یا یک گروه کافی نیست، بلکه آمادگی زمینه ها نیز باید به عنوان یک شرط اساسی مورد توجه قرار گیرد.

آیات قرآن مانند دانه های حیاتبخش باران است، که می دانیم در باغ سبزه روید و در شوره زار خس! آنها که با روح تسلیم و ایمان و عشق به واقعیت به آن می نگرند، از هر سوره، بلکه از هر آیه ای، درس تازه ای فرا می گیرند که ایمانشان را پرورش می دهد و صفات بارز انسانیت را در آنها تقویت می کند.

ولی کسانی که از پشت شیشه های تاریک لجاجت و کبر و نفاق به این آیات می نگرند نه تنها از آنها بهره نمی گیرند، بلکه بر شدت کفر و عنادشان افزوده می شود.

و به تعبیر دیگر در برابر هر فرمان تازه ای نافرمانی و عصیان جدیدی می کنند، و در مقابل هر دستوری سرکشی تازه ای، و در مقابل هر حقیقت، لجاجت جدیدی، و این سبب تراکم عصیانها، و نافرمانیها و لجاجتها، در وجودشان می شود، و چنان ریشه های این صفات زشت در روح آنان قوی می گردد که سر انجام در حال کفر می میرند، و راه بازگشت به روی آنها به کلی بسته می شود! و باز به تعبیر دیگر: در هیچ برنامه تربیتی تنها“فاعلیت فاعل”کافی نیست، بلکه روح پذیرش و“قابلیت قابل”نیز شرط اساسی است.

2-“رجس”در لغت به معنی موجود پلید و ناپاک است، و به گفته“راغب”

ص: 200

در کتاب“مفردات”، این پلیدی چهار گونه است: گاهی از نظر غریزه و طبع، و گاهی از نظر فکر و عقل، و گاهی از جهت شرع، و گاهی از تمام جهات.

البته شک نیست که پلیدی ناشی از نفاق و لجاجت و سرسختی در مقابل حق یک نوع پلیدی باطنی و معنوی است که اثرش در تمام وجود انسان و سخنان و کردارش سر انجام آشکار می گردد.

[رجس چیست؟ ]

3-جمله“ وَ هُمْ یَسْتَبْشِرُونَ “با توجه به ریشه کلمه”بشارت”که به معنی سرور و خوشحالی است که آثارش در چهره انسان ظاهر گردد، نشان می دهد بقدری اثر تربیتی آیات قرآن در مؤمنان آشکار بود که فورا علائمش در چهره هایشان نمایان می گشت.

4-در آیات فوق، “نفاق”و صفات زشتی که لازمه آن است به عنوان بیماری قلبی شمرده شده، و همانگونه که سابقا هم گفته ایم“قلب”در اینگونه موارد به معنی روح و عقل است، و بیماری قلبی، در این موارد به معنی رذایل اخلاقی و انحرافات روانی است، و این تعبیر نشان می دهد، انسان اگر از روحیه سالمی برخوردار باشد، هیچیک از این صفات زشت نباید در وجود او ریشه بدواند، و اینگونه اخلاق همچون بیماری جسمانی بر خلاف طبیعت انسان می باشد، و بنا بر این آلودگی به این صفات دلیل بر انحراف از مسیر اصلی طبیعی و بیماری روحی و روانی است (1) .

(1)

[هر آیه روح تازه ای می دهد]

5-آیات فوق درس عجیبی به همه ما مسلمانان می دهد، زیرا این واقعیت را بیان می کند که مسلمانان نخستین با نزول هر سوره ای از قرآن روح تازه ای پیدا می کردند، و تربیت نوینی می یافتند، آن چنان که آثارش بزودی در چهره هاشان نمایان می گشت، در حالی که امروز افراد به ظاهر مسلمانی را می بینیم که نه تنها

ص: 201

1- 1) در باره بیماری قلب و مفهوم آن در قرآن در جلد اول صفحه 64 نیز بحث دیگری داشته ایم.

خواندن یک سوره در آنها اثر نمی گذارد بلکه از ختم تمام قرآن نیز در آنها کمترین اثری دیده نمی شود.

آیا سوره ها و آیات قرآن اثر خود را از دست داده اند؟ و یا آلودگی افکار و بیماری دلها و وجود حجابها که از اعمال سوء ما ناشی می شود چنین حالت بی تفاوتی و نفوذناپذیری را به قلبهای ما داده است، باید از این حال به خدا پناه ببریم و از درگاه پاکش بخواهیم که قلبی همچون قلب مسلمانان نخستین به ما ببخشد.

nemoone/توبه/آیات_124_تا_125.txt · Last modified: 2024/12/07 17:08 by 127.0.0.1

Donate Powered by PHP Valid HTML5 Valid CSS Driven by DokuWiki