[سوره التغابن (64) : آیات 14 تا 18]
اشاره
یٰا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ مِنْ أَزْوٰاجِکُمْ وَ أَوْلاٰدِکُمْ عَدُوًّا لَکُمْ فَاحْذَرُوهُمْ وَ إِنْ تَعْفُوا وَ تَصْفَحُوا وَ تَغْفِرُوا فَإِنَّ اَللّٰهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ (14) إِنَّمٰا أَمْوٰالُکُمْ وَ أَوْلاٰدُکُمْ فِتْنَهٌ وَ اَللّٰهُ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِیمٌ (15) فَاتَّقُوا اَللّٰهَ مَا اِسْتَطَعْتُمْ وَ اِسْمَعُوا وَ أَطِیعُوا وَ أَنْفِقُوا خَیْراً لِأَنْفُسِکُمْ وَ مَنْ یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولٰئِکَ هُمُ اَلْمُفْلِحُونَ (16) إِنْ تُقْرِضُوا اَللّٰهَ قَرْضاً حَسَناً یُضٰاعِفْهُ لَکُمْ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ وَ اَللّٰهُ شَکُورٌ حَلِیمٌ (17) عٰالِمُ اَلْغَیْبِ وَ اَلشَّهٰادَهِ اَلْعَزِیزُ اَلْحَکِیمُ (18)
ترجمه:
14-ای کسانی که ایمان آورده اید بعضی از همسران و فرزندانتان دشمنان شما هستند، از آنها بر حذر باشید، و اگر عفو کنید و صرفنظر نمائید و ببخشید (خدا شما را می بخشد) چرا که خداوند بخشنده و مهربان است.
ص: 202
15-اموال و فرزندانتان وسیله آزمایش شما هستند، و اجر و پاداش عظیم نزد خدا است.
16-بنا بر این تا آنجا که در توان دارید تقوای الهی پیشه کنید، و گوش دهید و اطاعت نمائید، و انفاق کنید که برای شما بهتر است، و آنها که از بخل و حرص خویشتن مصون بمانند رستگار و پیروزند.
17-اگر به خدا قرض الحسنه دهید آن را برای شما مضاعف می سازد، و شما را می بخشد و خداوند شکر کننده و بردبار است.
18-او از پنهان و آشکار با خبر است و او عزیز و حکیم است.
شان نزول:
در روایتی از امام باقر ع می خوانیم: که در مورد آیه“ إِنَّ مِنْ أَزْوٰاجِکُمْ… “فرمود: منظور این است که وقتی بعضی از مردان می خواستند هجرت کنند پسر و همسرش دامن او را گرفتند و می گفتند: تو را به خدا سوگند که هجرت نکن، زیرا اگر بروی ما بعد از تو بی سرپرست خواهیم شد، بعضی می پذیرفتند و می ماندند، آیه فوق نازل شد و آنها را از قبول این گونه پیشنهادها و اطاعت فرزندان و زنان در این زمینه ها بر حذر داشت، اما بعضی دیگر اعتنا نمی کردند و می رفتند ولی به خانواده خود می گفتند به خدا اگر با ما هجرت نکنید و بعدا در (دار الهجره) مدینه نزد ما آئید ما مطلقا به شما اعتنا نخواهیم کرد، ولی به آنها دستور داده شد که هر وقت خانواده آنها به آنها پیوستند گذشته را فراموش کنند و جمله وَ إِنْ تَعْفُوا وَ تَصْفَحُوا وَ تَغْفِرُوا فَإِنَّ اللّٰهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ ناظر به همین معنی است (1) .
(1)
* ص: 203 1- 1) تفسیر”علی بن ابراهیم”مطابق نقل“نور الثقلین”جلد 5 صفحه 342 (حدیث 20) همین معنی به صورت مختصرتری در تفسیر“در المنثور”و“تفاسیر دیگر” از ابن عباس نقل شده است، ولی هیچکدام به جامعیت روایت فوق نیست. تفسیر: اموال و فرزندانتان وسیله آزمایش شما هستند از آنجا که در آیات گذشته فرمان به اطاعت بی قید و شرط خدا و رسولش آمده بود، و از آنجا که یکی از موانع مهم این راه علاقه افراطی به اموال و همسران و فرزندان است در آیات مورد بحث به مسلمان در این زمینه هشدار می دهد. نخست می گوید: “ای کسانی که ایمان آورده اید!بعضی از همسران و فرزندانتان دشمنان شما هستند، از آنها بر حذر باشید” (یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ مِنْ أَزْوٰاجِکُمْ وَ أَوْلاٰدِکُمْ عَدُوًّا لَکُمْ فَاحْذَرُوهُمْ) . البته نشانه های این عداوت کم نیست گاه می خواهید اقدام به کار مثبتی همچون هجرت کنید دامان شما را می گیرند و مانع این فیض عظیم می شوند، و گاه انتظار مرگ شما را می کشند تا ثروت شما را تملک کنند، و مانند اینها. بدون شک نه همه فرزندان چنینند، و نه همه همسران، و لذا در آیه با تعبیر“من”تبعیضیه، به همین معنی اشاره می کند که تنها بعضی از آنها چنینند، مراقب آنها باشید. البته این دشمنی گاه در لباس دوستی است و به گمان خدمت است، و گاه به راستی با نیت سوء و قصد عداوت انجام می گیرد، و یا به قصد منافع خویشتن. مهم این است که وقتی انسان بر سر دوراهی قرار می گیرد که راهی به سوی خدا می رود و راهی به سوی زن و فرزند، و این دو احیانا از هم جدا شده اند، باید در تصمیم گیری تردید به خود راه ندهد که رضای حق را بر همه چیز مقدم بشمارد زیرا نجات دنیا و آخرت در آن است. لذا در آیه 23 سوره توبه می خوانیم: یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تَتَّخِذُوا آبٰاءَکُمْ وَ إِخْوٰانَکُمْ أَوْلِیٰاءَ إِنِ اسْتَحَبُّوا الْکُفْرَ عَلَی الْإِیمٰانِ وَ مَنْ یَتَوَلَّهُمْ مِنْکُمْ ص: 204 فَأُولٰئِکَ هُمُ الظّٰالِمُونَ: “ای کسانی که ایمان آورده اید پدران و برادرانتان را دوستان خود قرار ندهید اگر آنها کفر را بر ایمان مقدم بشمرند، و هر کس از شما آنها را دوست دارد ظالم و ستمگر است”. ولی از آنجا که ممکن است این دستور بهانه ای برای خشونت و انتقام جویی و افراط از ناحیه پدران و همسران گردد بلا فاصله در ذیل آیه برای تعدیل آنها می فرماید: “و اگر عفو کنید و صرفنظر نمائید و ببخشید خداوند نیز شما را مشمول عفو و رحمتش قرار می دهد چرا که خدا غفور و رحیم است” (وَ إِنْ تَعْفُوا وَ تَصْفَحُوا وَ تَغْفِرُوا فَإِنَّ اللّٰهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ) . بنا بر این اگر آنها از کار خود پشیمان شدند و در مقام عذرخواهی برآمدند، و یا بعد از هجرت به شما پیوستند آنها را از خود نرانید، عفو و گذشت پیشه کنید، همانطور که انتظار دارید خدا هم با شما چنین کند. در داستان افک“عایشه”در تفسیر سوره نور می خوانیم: هنگامی که کار شایعه سازان در مدینه بالا گرفت بعضی از مؤمنان که بستگانشان در صف شایعه- سازان بودند سوگند یاد کردند که هر گونه کمک مالی را از آنها قطع کنند، آیه 22 همان سوره نازل شد و گفت: “آنها که دارای برتری مالی و وسعت زندگی هستند نباید سوگند یاد کنند که از انفاق نسبت به نزدیکان و مستمندان و مهاجران در راه خدا دریغ نمایند آنها باید عفو کنند و صرفنظر نمایند”: أَ لاٰ تُحِبُّونَ أَنْ یَغْفِرَ اللّٰهُ لَکُمْ: “آیا دوست ندارید خداوند شما را ببخشد”؟! در اینکه فرق میان“عفو”و“صفح”و“غفران”چیست؟ با توجه به مفهوم لغوی آنها روشن می شود که سلسله مراتب بخشش گناه را بیان می کند، زیرا“عفو”به معنی صرفنظر کردن از مجازات است، و“صفح”مرتبه بالاتری است یعنی ترک هر گونه سرزنش، و“غفران”به معنی پوشاندن گناه و به فراموشی سپردن آن است. ص: 205 به این ترتیب افراد با ایمان در عین قاطعیت در حفظ اصول اعتقادی خویش، و عدم تسلیم در مقابل زن و فرزندانی که آنها را به راه خطا دعوت می کنند، باید تا آنجا که می توانند در تمام مراحل از محبت و عفو و گذشت دریغ ندارند که همه اینها وسیله ای است برای تربیت و باز گرداندن آنان به خط اطاعت خداوند. * در آیه بعد به یک اصل کلی دیگر در مورد اموال و فرزندان اشاره کرده، می فرماید: “اموال و اولاد شما، وسیله آزمایش شما هستند” (إِنَّمٰا أَمْوٰالُکُمْ وَ أَوْلاٰدُکُمْ فِتْنَهٌ) .
و اگر در این میدان آزمایش، از عهده برآئید، “اجر و پاداش عظیم نزد خداوند (از آن شما) خواهد بود” (وَ اللّٰهُ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِیمٌ) .
در آیه گذشته تنها سخن از عداوت“بعضی”از همسران و فرزندان نسبت به انسان بود که او را از راه اطاعت خدا منحرف ساخته، به گناه، و گاهی به کفر می کشانند، ولی در اینجا سخن از“همه”فرزندان و اموال است که وسیله آزمایش انسانند.
در واقع خداوند برای تربیت انسان، دائما او را در کوره های داغ امتحان قرار می دهد، و با امور مختلفی او را می آزماید، اما این دو (اموال و فرزندان) از مهمترین وسائل امتحان او را تشکیل می دهند، چرا که جاذبه اموال از یک سو و عشق و علاقه به فرزندان از سوی دیگر، چنان کشش نیرومندی در انسان ایجاد می کند که در مواردی که رضای خدا از رضای آنها جدا می شود، انسان سخت در فشار قرار می گیرد.
تعبیر به“انما”که معمولا برای حصر آورده می شود نشان می دهد که این دو موضوع، بیش از هر چیز دیگر وسیله امتحان است، و به همین دلیل در روایتی از امیر مؤمنان علی ع می خوانیم که فرمود:
ص: 206
لا یقولن احدکم: “اللهم انی اعوذ بک من الفتنه”لانه لیس احد الا و هو مشتمل علی فتنه، و لکن من استعاذ فلیستعذ من مضلات الفتن، فان اللّٰه سبحانه یقول: “و اعلموا انما اموالکم و اولادکم فتنه ”: “هیچکس از شما نگوید خداوندا، من به تو پناه می برم، از امتحان و آزمایش، چرا که هر کس دارای وسیله آزمایشی است (و حد اقل مال و فرزندی دارد و اصولا طبیعت زندگی دنیا، طبیعت آزمایش و بوته امتحان است) و لکن کسی که می خواهد به خدا پناه برد، از امتحانات گمراه کننده پناه برد چه اینکه خداوند می گوید: “بدانید اموال و اولاد شما وسیله آزمون است (1) .
(1)
همین معنی با مختصر تفاوتی در آیه 28 سوره انفال دیده می شود (آنچه در ذیل کلام امیر مؤمنان علی ع و روایت فوق ذکر شده تعبیری است که در سوره انفال آمده است، دقت کنید) .
در اینجا بسیاری از مفسران و محدثان نقل کرده اند که روزی رسول خدا ص بر فراز منبر مشغول خطبه بود، حسن و حسین ع که آن روز دو کودک بودند وارد شدند در حالی که پیراهنهای سرخی به تن داشتند، گاه به هنگام راه رفتن لغزش پیدا کرده می افتادند، همین که چشم رسول خدا ص به آنها افتاد خطبه خود را قطع کرد و از منبر فرود آمد و آنها را در بغل گرفت، و بر فراز منبر برد، و بر دامان خود نشانید و بعد فرمود: “خداوند عز و جل درست فرموده است که می گوید: إِنَّمٰا أَمْوٰالُکُمْ وَ أَوْلاٰدُکُمْ فِتْنَهٌ من هنگامی که نظر به این دو کودک کردم که راه می روند و می لغزند، شکیبایی نکردم تا گفتارم را قطع نمودم و آنها را برداشتم، و بعد از آن به خطبه خود ادامه داد (2) .
(2)
ص: 207
1- 1) “نهج البلاغه”کلمات قصار جمله 93.
2- 2) “مجمع البیان”جلد 10 صفحه 301 (ذیل آیات مورد بحث) همین حدیث را”قرطبی”در تفسیر خود و”روح المعانی“و”فی ظلال“، و”المیزان“با تفاوتهای مختصری نقل کرده اند.
باید توجه داشت که”فتنه“و آزمایش، گاه آزمون خیر است و گاه آزمون شر، و در اینجا می تواند آزمون خیر باشد به این معنی که خدا می خواهد پیامبرش را بیازماید که به هنگام اشتغال به خطبه آنهم بر فراز منبر آیا ممکن است از حال این دو فرزند که جگر گوشه های زهرا ع هستند و هر کدام در آینده مقام والایی خواهند داشت غافل گردد، یا ابهت و شکوه خطبه مانع از ابراز عاطفه و محبت نخواهد گشت، و گرنه مسلم است که پیامبر ص از یاد خدا و انجام مسئولیت سنگین تبلیغ و هدایت به خاطر محبت فرزندان هرگز غافل نمی شد.
و به هر حال این عمل پیامبر ص هشداری بود به همه مسلمانان تا موقعیت این دو فرزند علی ع و فاطمه ع را بشناسند.
لذا در حدیثی که در منابع معروف اهل سنت نقل شده می خوانیم که”براء ابن عازب“ (صحابی معروف) می گوید:
رأیت الحسن بن علی علی عاتق النبی صلی اللّٰه علیه و آله و هو یقول: اللهم انی احبه فاحبه: “حسن بن علی را بر شانه پیامبر ص دیدم در حالی که می فرمود: “خدایا من او را دوست می دارم تو هم او را دوست بدار” (1) .
(1)
در روایات دیگر آمده که گاه حسین ع می آمد و به هنگام سجده بر دوش پیامبر ص می رفت و حضرت مانع او نمی شد (2) !و اینها همه بیانگر عظمت مقام این دو امام بزرگ است.
(2)
* ص: 208 1- 1) “صحیح مسلم”جلد 4 صفحه 1883 (باب فضائل الحسن و الحسین علیهما السلام حدیث 58) . 2- 2) “بحار”جلد 43 صفحه 296 حدیث 57. در آیه بعد به عنوان نتیجه گیری می فرماید، “اکنون که چنین است تقوای الهی پیشه کنید آن قدر که در توان دارید، و فرمانهای او را بشنوید و اطاعت کنید، و در راه او انفاق نمائید که برای شما بهتر است” (فَاتَّقُوا اللّٰهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ وَ اسْمَعُوا وَ أَطِیعُوا وَ أَنْفِقُوا خَیْراً لِأَنْفُسِکُمْ) . نخست دستور به اجتناب از گناهان می دهد (چرا که تقوا بیشتر ناظر به پرهیز از گناه است) و سپس دستور به اطاعت فرمان و شنیدنی که مقدمه این اطاعت است و از میان طاعات بخصوص روی مساله انفاق که از مهمترین آزمایشهای الهی است تکیه می کند و سرانجام هم می گوید سود تمام اینها عائد خود شما می شود. بعضی از مفسران”خیرا”را به معنی“مال”تفسیر کرده اند که وسیله نیل به کارهای مثبت است همانگونه که در آیه وصیت نیز به همین معنی آمده است: کُتِبَ عَلَیْکُمْ إِذٰا حَضَرَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ إِنْ تَرَکَ خَیْراً الْوَصِیَّهُ لِلْوٰالِدَیْنِ وَ الْأَقْرَبِینَ بِالْمَعْرُوفِ: “بر شما مقرر شده هنگامی که مرگ یکی از شما فرا رسد اگر خیری از خود به یادگار گذاشته وصیت به طور شایسته برای پدر و مادر و نزدیکان کند” (بقره-180) . جمعی نیز خیر را به معنی گسترده ای تفسیر کرده، و آن را قید“انفاق” ندانسته، بلکه به کل آیه مربوط می دانند و می گویند: منظور این است اطاعت تمام این اوامر به سود شما است، (این تفسیر مناسبتر به نظر می رسد) (1) . (1) ذکر این نکته نیز لازم است که دستور به تقوا به مقدار توانایی هیچ منافاتی با آیه 102 سوره آل عمران ندارد که می گوید: اِتَّقُوا اللّٰهَ حَقَّ تُقٰاتِهِ: “آن گونه که حق تقوا و پرهیزکاری است از خدا بپرهیزید”بلکه این ص: 209 1- 1) بنا بر این تفسیر اول“خیرا”مفعول“انفقوا”است، و بنا بر تقسیم دوم خبر است برای فعل مقدری و در تقدیر چنین است“یکن خیرا لکم”. هر دو مکمل یکدیگرند، چرا که در یک جا می گوید: “تا آنجا که در توان دارید تقوا پیشه کنید”و در جای دیگر می گوید: “حق تقوا را اداء کنید” مسلم است ادا کردن حق تقوا به مقدار قدرت و توانایی انسان است، زیرا تکلیف ما لا یطاق معنی ندارد، هدف این است که انسان آخرین کوشش خود را در این طریق به کار گیرد. بنا بر این کسانی که آیه مورد بحث را ناسخ آیه سوره آل عمران دانسته اند در اشتباهند. و در پایان آیه به عنوان تاکیدی بر مساله انفاق می فرماید: و آنها که از بخل و حرص خویش مصون بمانند رستگار و پیروزند“ (وَ مَنْ یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولٰئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ) . “شح”به معنی بخل توأم با حرص است، و می دانیم این دو صفت رذیله از بزرگترین موانع رستگاری انسان، و بزرگترین سد راه انفاق و کارهای خیر است، اگر انسان دست به دامن لطف الهی زند و با تمام وجودش از او تقاضا کند و در خودسازی و تهذیب نفس بکوشد و از این دو رذیله نجات یابد سعادت خود را تضمین کرده است. گرچه در بعضی از روایات از امام صادق ع آمده است: من ادی الزکاه فقد وقی شح نفسه: “کسی که زکات را بپردازد از بخل و حرص رهایی یافته” (1) ولی روشن است که این یکی از مصداقهای زنده ترک بخل و حرص است، نه تمام مفهوم آن. (1) در حدیث دیگری می خوانیم که امام صادق ع از شب تا صبح طواف خانه خدا بجا می آورد و پیوسته می فرمود: اللهم قنی شح نفسی: “خداوندا!مرا ص: 210 1- 1) “مجمع البیان”جلد 10 صفحه 301. از حرص و بخل خودم نگاهدار”یکی از یارانش عرض می کند: فدایت شوم، امشب نشنیدم غیر از این دعا، دعای دیگری کنی فرمود: چه چیز از بخل و حرص نفس مهمتر است در حالی که خداوند می فرماید: وَ مَنْ یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولٰئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (1) . (1) * سپس برای تشویق به انفاق و جلوگیری از بخل و شح نفس می فرماید:
“اگر شما به خدا، قرض الحسنه دهید، آن را برای شما مضاعف می سازد، و شما را مشمول آمرزش خویش می گرداند، و خدا شکرگزار و بردبار است) (إِنْ تُقْرِضُوا اللّٰهَ قَرْضاً حَسَناً یُضٰاعِفْهُ لَکُمْ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ وَ اللّٰهُ شَکُورٌ حَلِیمٌ) .
چه تعبیر عجیبی که بارها در قرآن مجید در مورد”انفاق فی سبیل اللّٰه” تکرار شده، خدایی که آفریننده اصل و فرع وجود ما، و بخشنده تمام نعمتها، و مالک اصلی همه ملکها است، از ما وام می طلبد!و در برابر آن وعده“اجر مضاعف”و آمرزش می دهد، و نیز از ما تشکر می کند، لطف و محبت بالاتر از این تصور نمی شود، و بزرگواری و رحمت فراتر از این ممکن نیست، ما چه هستیم و چه داریم که به او وام دهیم؟ و تازه چرا اینهمه پاداش عظیم بگیریم؟! اینها همه نشانه اهمیت مساله انفاق از یک سو و لطف بی پایان خدا در باره بندگان از سوی دیگر نیست؟ “قرض”در اصل به معنی قطع کردن و بریدن است، و چون با واژه “حسن”همراه شود، اشاره به جدا کردن مال از خویشتن و دادن آن در راه خیر است.
“یضاعفه”از ماده“ضعف” (بر وزن شعر) چنان که قبلا هم گفته ایم،
ص: 211
1- 1) “نور الثقلین”جلد 5 صفحه 346.
تنها به معنی دو برابر نیست، بلکه چندین برابر را نیز شامل می شود که در مورد “انفاق”تا هفتصد برابر، و بیش از آن، در قرآن آمده است! (بقره-261) .
ضمنا جمله“ یَغْفِرْ لَکُمْ “دلیل بر این است که انفاق، یکی از عوامل آمرزش گناه است.
تعبیر به”شکور”که یکی از اوصاف خدا است، دلیل بر این است که خداوند از بندگانش به وسیله پاداشهای عظیم تشکر می کند، و“حلیم”بودن او اشاره به مساله آمرزش گناهان، و عدم تعجیل در عقوبت بندگان است.
* و بالآخره در آخرین آیه می فرماید: “او آگاه از پنهان و آشکار است و قدرتمند و حکیم است” (عٰالِمُ الْغَیْبِ وَ الشَّهٰادَهِ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ) . از اعمال بندگان مخصوصا انفاقهای آنها، در نهان و آشکار، با خبر است، و اگر از آنها تقاضای وامی می کند، نه به خاطر نیاز و عدم قدرت است بلکه به خاطر کمال لطف و محبت است، و اگر این همه پاداش در برابر انفاقها به آنها وعده می دهد، این نیز مقتضای حکمت او است. و به این ترتیب اوصاف پنجگانه خداوند که در این آیه و آیه قبل به آن اشاره شده، همگی نوعی ارتباط با مساله انفاق در راه او دارد، ولی توجه به این صفات پنجگانه خداوند علاوه بر مساله تشویق به انفاق، انسان را در مساله اطاعت پروردگار به طور کلی و خودداری از هر گونه گناه مصمم تر می کند و به او قوت قلب و نیروی اراده و روح تقوا می بخشد. *
ص: 212
نکته:
یک حدیث پر معنی
در حدیثی از پیغمبر گرامی اسلام آمده است:
ما من مولود یولد الا فی شبابیک رأسه مکتوب خمس آیات من سوره التغابن: “هیچ نوزادی متولد نمی شود مگر اینکه در مشبکهای سرش پنج آیه از سوره تغابن نوشته شده”! (1) ممکن است منظور همین پنج آیه آخر سوره باشد که در مورد اموال و اولاد سخن می گوید، و نوشته شدن این پنج آیه در شبکه های سر اشاره به حتمی بودن این مساله است، یعنی محتوای این آیات در باره همه فرزندان آدم بدون استثناء صادق است.
(1)
تعبیر به“شبابیک”جمع“شباک”بر وزن (خفاش) به معنی (مشبک) ممکن است اشاره به استخوانهای سر باشد که قطعات آن درهم فرورفته و یا اشاره به شبکه های مغزی است، و در هر حال دلیل بر وجود این روحیات در انسانها است.
*خداوندا!ما را در این آزمون بزرگ به اموال، اولاد، و همسر یاری فرما. پروردگارا!ما را از بخل و حرص و شح نفس دور دار که هر کس را از آن دور داری اهل نجات و رستگاری است. ص: 213 1- 1) “روح البیان”جلد 10 صفحه 24. بارالها!در روز قیامت روزی که غبن و زیان بندگان گنهکار ظاهر می شود ما را در کنف لطفت از این“تغابن”برکنار فرما آمین یا رب العالمین. *پایان سوره تغابن 22 رمضان المبارک 1406
ص: 214
