User Tools

Site Tools


nemoone:تحریم:آیات_9_تا_12

[سوره التحریم (66) : آیات 9 تا 12]

اشاره

یٰا أَیُّهَا اَلنَّبِیُّ جٰاهِدِ اَلْکُفّٰارَ وَ اَلْمُنٰافِقِینَ وَ اُغْلُظْ عَلَیْهِمْ وَ مَأْوٰاهُمْ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ اَلْمَصِیرُ (9) ضَرَبَ اَللّٰهُ مَثَلاً لِلَّذِینَ کَفَرُوا اِمْرَأَتَ نُوحٍ وَ اِمْرَأَتَ لُوطٍ کٰانَتٰا تَحْتَ عَبْدَیْنِ مِنْ عِبٰادِنٰا صٰالِحَیْنِ فَخٰانَتٰاهُمٰا فَلَمْ یُغْنِیٰا عَنْهُمٰا مِنَ اَللّٰهِ شَیْئاً وَ قِیلَ اُدْخُلاَ اَلنّٰارَ مَعَ اَلدّٰاخِلِینَ (10) وَ ضَرَبَ اَللّٰهُ مَثَلاً لِلَّذِینَ آمَنُوا اِمْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قٰالَتْ رَبِّ اِبْنِ لِی عِنْدَکَ بَیْتاً فِی اَلْجَنَّهِ وَ نَجِّنِی مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ وَ نَجِّنِی مِنَ اَلْقَوْمِ اَلظّٰالِمِینَ (11) وَ مَرْیَمَ اِبْنَتَ عِمْرٰانَ اَلَّتِی أَحْصَنَتْ فَرْجَهٰا فَنَفَخْنٰا فِیهِ مِنْ رُوحِنٰا وَ صَدَّقَتْ بِکَلِمٰاتِ رَبِّهٰا وَ کُتُبِهِ وَ کٰانَتْ مِنَ اَلْقٰانِتِینَ (12)

ص: 297

ترجمه:

9-ای پیامبر!با کفار و منافقین پیکار کن و بر آنها سخت بگیر، جایگاهشان جهنم است و بد جایگاهی است.

10-خداوند مثلی برای کسانی که کافر شده اند زده است، مثل به همسر نوح، و همسر لوط، آنها تحت سرپرستی دو بنده از بندگان صالح ما بودند، ولی به آن دو خیانت کردند، و ارتباط آنها با این دو (پیامبر) سودی به حالشان (در برابر عذاب الهی) نداشت. و به آنها گفته شد: وارد آتش شوید همراه کسانی که وارد می شوند! 11-و خداوند مثلی برای مؤمنان زده، به همسر فرعون، در آن هنگام که گفت پروردگارا! خانه ای برای من نزد خودت در بهشت بساز، و مرا از فرعون و عمل او نجات ده، و مرا از قوم ظالم رهایی بخش.

12-و همچنین مریم دختر عمران مثل زده که دامان خود را پاک نگاه داشت، و ما از روح خود در او دمیدیم، او کلمات پروردگار و کتابهایش را تصدیق کرد، و از مطیعان فرمان خدا بود.

تفسیر:

الگوهایی از زنان مؤمن و کافر

از آنجا که منافقان از افشای اسرار درونی خانه پیامبر ص و بروز مشاجرات و اختلافهایی در میان همسران او که در آیات قبل به آن اشاره شده قطعا خوشحال بودند، بلکه به شایعات در این زمینه دامن می زدند شاید به همین مناسبت در نخستین آیه مورد بحث دستور شدت عمل در باره آنها داده، می فرماید:

“ای پیامبر با کفار و منافقان پیکار و جهاد کن و بر آنها سخت بگیر جایگاهشان جهنم و بد جایگاهی است”.

ص: 298

(یٰا أَیُّهَا النَّبِیُّ جٰاهِدِ الْکُفّٰارَ وَ الْمُنٰافِقِینَ وَ اغْلُظْ عَلَیْهِمْ وَ مَأْوٰاهُمْ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصِیرُ) .

این جهاد در مورد کفار ممکن است به صورت مسلحانه یا غیر مسلحانه بوده باشد، ولی در مورد منافقان بدون شک جهاد مسلحانه نیست، زیرا در هیچ تاریخی نقل نشده که پیامبر ص با منافقان پیکار مسلحانه کرده باشد، لذا در حدیثی از امام صادق ع می خوانیم که فرمود:

ان رسول اللّٰه لم یقاتل منافقا قط انما کان یتالفهم: “رسول خدا هرگز با منافقی جنگ نکرد، بلکه پیوسته در تالیف قلوب آنها می کوشید” (1) .

(1)

بنا بر این مراد از جهاد با آنها همان توبیخ و سرزنش و تهدید و انذار و رسوا ساختن آنها، و یا در بعضی از موارد تالیف قلوب آنها است، چه اینکه “جهاد”معنی وسیع و گسترده ای دارد، و هر گونه تلاش و کوشش را شامل می شود، تعبیر به“ وَ اغْلُظْ عَلَیْهِمْ ” (بر آنها سخت بگیر و خشونت کن) نیز اشاره به خشونت در سخن و افشاگری و تهدید و مانند آن است.

این وضع خاص در مقابل منافقان، با اینکه آنها خطرناکترین دشمن اسلام بودند، به خاطر این بود که آنها ظاهرا دم از اسلام می زدند، و با مسلمانان کاملا آمیزش داشتند، لذا ممکن نبود همچون یک کافر با آنها رفتار کرد.

البته این در صورتی بود که آنها دست به اسلحه نبرند و اگر این کار را می کردند مسلما با آنها مقابله به مثل می شد، زیرا در این صورت عنوان“محارب” به خود می گرفتند.

گرچه این مساله در عصر پیامبر ص واقع نشد ولی بعد از او مخصوصا در عصر امیر مؤمنان ع روی داد، و او با منافقان مسلح به نبرد برخاست.

بعضی گفته اند منظور از“جهاد با منافقان”در آیه فوق اجرای حدود

ص: 299

1- 1) “مجمع البیان”جلد 10 صفحه 319.

شرعی در مورد آنهاست، زیرا اکثر کسانی که حد بر آنها جاری می شد از منافقان بودند، ولی هیچ دلیلی برای این تفسیر، و بر این ادعا که حدود شرعی در آن عصر غالبا بر آنها واقع شده، در دست نیست.

قابل توجه اینکه آیه فوق عینا و بدون هیچ کم و زیاد در سوره توبه آیه 73 نیز آمده است.

* سپس بار دیگر به ماجرای همسران پیامبر ص بازمی گردد، و برای اینکه درس عملی زنده ای به آنها بدهد به ذکر سرنوشت فشرده دو نفر از زنان بی تقوا که در خانه دو پیامبر بزرگ خدا بودند، و سرنوشت دو زن مؤمن و ایثارگر که یکی از آنها در خانه یکی از جبارترین مردان تاریخ بود می پردازد. نخست می فرماید: “خداوند مثلی برای کافران زده است، مثلی به همسر نوح و همسر لوط” (ضَرَبَ اللّٰهُ مَثَلاً لِلَّذِینَ کَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَ امْرَأَتَ لُوطٍ) (1) . (1) “آنها تحت سرپرستی دو بنده از بندگان صالح ما بودند، ولی به آن دو خیانت کردند” (کٰانَتٰا تَحْتَ عَبْدَیْنِ مِنْ عِبٰادِنٰا صٰالِحَیْنِ فَخٰانَتٰاهُمٰا) . “اما ارتباط آنها با این دو پیامبر بزرگ سودی به حالشان در برابر عذاب الهی نداشت، و به آنها گفته شد که وارد در آتش شوید همراه کسانی که وارد می شوند” (فَلَمْ یُغْنِیٰا عَنْهُمٰا مِنَ اللّٰهِ شَیْئاً وَ قِیلَ ادْخُلاَ النّٰارَ مَعَ الدّٰاخِلِینَ) . و به این ترتیب به دو همسر پیامبر اسلام ص که در ماجرای افشای ص: 300 1- 1) “ضرب”در اینجا دو مفعول گرفته“ اِمْرَأَتَ نُوحٍ “مفعول اول است که مؤخر شده و”مثلا”مفعول دوم این احتمال نیز داده شده است که“ضرب”یک مفعول داشته باشد و آن“مثلا”است، و“ اِمْرَأَتَ نُوحٍ “بدل آن می باشد (البیان فی غریب اعراب القرآن جلد 2 صفحه 449) . اسرار و آزار آن حضرت ص دخالت داشتند هشدار می دهد که گمان نکنند همسری پیامبر ص به تنهایی می تواند مانع کیفر آنها باشد، همانگونه که رابطه همسران نوح و لوط، به خاطر خیانت، از خاندان نبوت و وحی قطع شد، و گرفتار عذاب الهی شدند. و در ضمن هشداری است به همه مؤمنان در تمام قشرها که پیوندهای خود را با اولیاء اللّٰه در صورت گناه و عصیان مانع عذاب الهی نپندارند. در بعضی از کلمات مفسران آمده است که اسم همسر حضرت نوح”والهه” و اسم همسر حضرت لوط“والعه”بوده است (1) و بعضی عکس این را نوشته اند، یعنی نام همسر نوح را“والعه”و همسر لوط را“والهه”یا“واهله”گفته اند (2) . (1) (2) به هر حال این دو زن به این دو پیامبر بزرگ خیانت کردند، البته خیانت آنها هرگز انحراف از جاده عفت نبود، زیرا هرگز همسر هیچ پیامبری آلوده به بی عفتی نشده است، چنان که در حدیثی از پیامبر اکرم ص صریحا آمده است، “ما بغت امرأه نبی قط”: “همسر هیچ پیامبری هرگز آلوده عمل منافی عفت نشد” (3) . (3) خیانت همسر“لوط”این بود که با دشمنان آن پیامبر ع همکاری می کرد، و اسرار خانه او را به دشمن می سپرد، و همسر نوح نیز چنین بود. “راغب”در“مفردات”می گوید: “خیانت”و“نفاق”یک حقیقت است، جز اینکه“خیانت”در مقابل“عهد و امانت”گفته می شود، و نفاق در مسائل دینی. ص: 301 1- 1) “قرطبی”جلد 10 صفحه 6680. 2- 2) “روح المعانی”جلد 28 صفحه 142 (بعضی نیز نام همسر نوح را“واغله” یا“والغه”گفته اند) . 3- 3) “در المنثور”جلد 6 صفحه 245. تناسب این داستان با داستان افشای اسرار خانه پیامبر ص نیز ایجاب می کند که منظور از خیانت همین باشد. به هر حال آیه فوق امیدهای کاذب افرادی را که گمان می کنند تنها ارتباط با شخص بزرگی همچون پیامبر ص می تواند مایه نجات آنها گردد (هر چند در عمل آلوده باشند) قطع می کند، تا هیچکس از این نظر برای خود مصونیتی قائل نشود، لذا در پایان آیه می گوید: “به آنها گفته می شود با سایر دوزخیان وارد جهنم شوید”یعنی میان شما و دیگران از این نظر هیچ امتیازی نیست!. * سپس دو مثال برای افراد باایمان ذکر کرده، می گوید: “خداوند مثلی برای مؤمنان ذکر کرده: همسر فرعون را، در آن زمان که به پیشگاه خدا عرضه داشت: پروردگار من!خانه ای برایم در جوار قربت در بهشت بنا کن، و مرا از فرعون و کارهایش رهایی بخش، و مرا از این قوم ظالم نجات ده” (وَ ضَرَبَ اللّٰهُ مَثَلاً لِلَّذِینَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قٰالَتْ رَبِّ ابْنِ لِی عِنْدَکَ بَیْتاً فِی الْجَنَّهِ وَ نَجِّنِی مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ وَ نَجِّنِی مِنَ الْقَوْمِ الظّٰالِمِینَ) .

معروف این است که نام همسر فرعون“آسیه”و نام پدرش“مزاحم” بوده است، گفته اند هنگامی که معجزه موسی ع را در مقابل ساحران مشاهده کرد اعماق قلبش به نور ایمان روشن شد، و از همان لحظه به موسی ایمان آورد او پیوسته ایمان خود را مکتوم می داشت، ولی ایمان و عشق به خدا چیزی نیست که بتوان آن را همیشه کتمان کرد، هنگامی که فرعون از ایمان او با خبر شد بارها او را نهی کرد، و اصرار داشت که دست از دامن آئین موسی ع بردارد، و خدای او را رها کند، ولی این زن با استقامت هرگز تسلیم خواسته فرعون نشد.

ص: 302

سرانجام فرعون دستور داد دست و پاهایش را با میخها بسته، در زیر آفتاب سوزان قرار دهند، و سنگ عظیمی بر سینه او بیفکنند، هنگامی که آخرین لحظه های عمر خود را می گذارند دعایش این بود“پروردگارا!برای من خانه ای در بهشت در جوار خودت بنا کن و مرا از فرعون و اعمالش رهایی بخش و مرا از این قوم ظالم نجات ده”! خداوند نیز دعای این زن مؤمن پاکباز فداکار را اجابت فرمود و او را در کنار بهترین زنان جهان مانند مریم قرار داد. چنان که در همین آیات در ردیف او قرار گرفته است.

در روایتی از رسول خدا ص می خوانیم:

افضل نساء اهل الجنه خدیجه بنت خویلد، و فاطمه بنت محمد (ص) ، و مریم بنت عمران، و آسیه بنت مزاحم، امرأه فرعون!: “برترین زنان اهل بهشت چهار نفرند”خدیجه“ دختر خویلد و”فاطمه“دختر محمد ص و”مریم“دختر عمران و”آسیه“ دختر مزاحم همسر فرعون” (1) .

(1)

جالب اینکه همسر فرعون با این سخن کاخ عظیم فرعون را تحقیر می کند و آن را در برابر خانه ای در جوار رحمت خدا به هیچ می شمرد، و به این وسیله به آنها که او را نصیحت می کردند که اینهمه امکانات چشمگیری که از طریق “ملکه مصر بودن”در اختیار تو است با ایمان به مرد شبانی همچون موسی از دست نده!پاسخ می گوید.

و با جمله“ نَجِّنِی مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ “بیزاری خود را، هم از خود فرعون و هم از مظالم و جنایاتش، اعلام می دارد.

و با جمله” وَ نَجِّنِی مِنَ الْقَوْمِ الظّٰالِمِینَ “ناهمرنگی خود را با محیط آلوده

ص: 303

1- 1) “در المنثور”جلد 6 صفحه 246.

و بیگانگی خویش را از جنایات آنها برملا می کند، و چقدر حساب شده است این جمله های سه گانه ای که این زن با معرفت و ایثارگر در واپسین لحظه های عمرش بیان کرد، جمله هایی که می تواند برای همه زنان و مردان مؤمن جهان الهام بخش باشد، جمله هایی که بهانه های واهی را از دست تمام کسانی که فشار محیط، یا همسر را، مجوزی برای ترک اطاعت خدا و تقوی می شمرند، می گیرد.

مسلما زرق و برق و جلال و جبروتی برتر از دستگاه فرعونی وجود نداشت همانطور که فشار و شکنجه ای فراتر از شکنجه های فرعون جنایتکار نبود، ولی نه آن زرق و برق، و نه این فشار و شکنجه، آن زن مؤمن را به زانو در نیاورد و هم چنان به راه خود در مسیر رضای خدا ادامه داد تا جان خویش را در راه معشوق حقیقی فدا کرد.

قابل توجه اینکه تقاضا می کند خداوند خانه ای در بهشت، و در نزد خودش، برای او بنا کند، که در بهشت بودن جنبه جسمانی آن است، و نزد خدا بودن جنبه روحانی آن، و او هر دو را در یک عبارت کوتاه جمع کرده است.

* سپس به دومین زن با شخصیت که الگویی برای افراد باایمان محسوب می شود اشاره کرده، می فرماید: و نیز”خداوند مثلی زده است”مریم“دختر عمران را که دامان خود را پاک نگاهداشت” (وَ مَرْیَمَ ابْنَتَ عِمْرٰانَ الَّتِی أَحْصَنَتْ فَرْجَهٰا) (1) . (1) ص: 304 1- 1) در باره اینکه منظور از تعبیر“فرج”چیست؟ شرح مبسوطی در جلد 13 تفسیر نمونه صفحه 494 (ذیل آیه 91 سوره انبیاء) داشتیم. “و ما از روح خود در او دمیدیم” (فَنَفَخْنٰا فِیهِ مِنْ رُوحِنٰا) . و او به فرمان خدا بدون داشتن همسر، فرزندی آورد که پیامبر اولو العزم پروردگار شد. سپس می افزاید“او سخنان پروردگار و کتابهایش را تصدیق کرد، و به همه آنها ایمان آورد” (وَ صَدَّقَتْ بِکَلِمٰاتِ رَبِّهٰا وَ کُتُبِهِ) . “و او از مطیعان فرمان خدا بود” (وَ کٰانَتْ مِنَ الْقٰانِتِینَ) . از نظر ایمان در سرحد اعلی قرار داشت، و به تمام کتب آسمانی و اوامر الهی مؤمن، و از نظر عمل پیوسته مطیع اوامر الهی بود، و بنده ای بود جان و دل بر کف، و چشم بر امر و گوش بر فرمان داشت. تفاوت“کلمات”و“کتب”ممکن است از این نظر باشد که تعبیر به “کتب”اشاره به تمام کتابهای آسمانی است که بر پیامبران نازل شده و تعبیر به“کلمات”ناظر وحی هایی است که صورت کتاب آسمانی نداشته است. مریم آن چنان نسبت به این کلمات و کتب مؤمن بود که قرآن در آیه 75 سوره مائده به عنوان“صدیقه” (بسیار تصدیق کننده) از او یاد کرده است. در آیات مختلف قرآن مطالب زیادی در باره شخصیت این زن باایمان و مقام والای او دیده می شود که قسمت مهمی از آن در همان سوره ای است که به نام او نامیده شده (جمعی نیز صدیقه را به معنی بسیار راستگو توصیف کرده اند) . و به هر حال قرآن با این تعبیرات دامان مریم را از سخنان ناروایی که جمعی از یهودیان آلوده و جنایتکار، در باره او می گفتند، و شخصیت، و حتی پاکدامنی او را زیر سؤال می بردند، پاک می شمرد، و مشت محکمی بر دهان ص: 305 بدگویان می کوبد. تعبیر به“ فَنَفَخْنٰا فِیهِ مِنْ رُوحِنٰا ” (از روح خود در او دمیدیم) چنان که قبلا نیز اشاره کرده ایم منظور از آن یک روح با عظمت و متعالی است، یا به تعبیر دیگر اضافه“روح”به“خداوند”“اضافه تشریفیه”است که برای بیان عظمت چیزی می آید، مانند اضافه“خانه”به“خدا”در تعبیر“بیت اللّٰه” و گرنه خداوند نه روح دارد، و نه خانه و بیت. عجب اینکه بعضی از مفسران حدیثی در باره زنان با شخصیت و والا مقام در نزد خداوند نقل کرده اند که“عایشه را برترین آنها شمرده اند!چه خوب بود این حدیث را در تفسیر سوره تحریم ذکر نمی کردند، چرا که این سوره با صدای رسا پیامی بر خلاف این حدیث ساختگی می دهد، و چنان که دیدیم بسیاری از مفسران اهل سنت و مورخان تصریح کرده اند آن دو زن که آیات این سوره آنها را شدیدا ملامت می کند و مایه خشم خدا و رسولش شدند، “حفصه”و”عایشه“بودند، و این معنی صریحا در صحیح بخاری نیز آمده است (1) . (1) ما از تمام کسانی که آزاد می اندیشند می خواهیم بار دیگر آیات این سوره را مرور کنند و سپس ارزش چنین احادیثی را روشن سازند. *خداوندا!ما را از حب و بغضهای بی دلیل و تعصب آمیز حفظ فرما، و چنان کن که در برابر آیات قرآن مجیدت با تمام وجود خود تسلیم و خاضع باشیم.

ص: 306

1- 1) “صحیح بخاری”جلد 6 صفحه 195.

پروردگارا!مباد آن روزی که پیامبر بزرگت از اعمال ما ناخشنود و از روش زندگی ما ناراضی گردد.

بارالها!به ما چنان استقامتی مرحمت کن که فشارها و شکنجه های فراعنه زمان در سراسر جهان در روح و ایمان ما کمترین اثر نگذارد.

آمین یا رب العالمین.

پایان سوره تحریم 7 شوال 1406

ص: 307

ص: 308

nemoone/تحریم/آیات_9_تا_12.txt · Last modified: 2024/12/07 17:08 by 127.0.0.1

Donate Powered by PHP Valid HTML5 Valid CSS Driven by DokuWiki