User Tools

Site Tools


nemoone:تحریم:آیات_1_تا_5

[سوره التحریم (66) : آیات 1 تا 5]

اشاره

بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ. یٰا أَیُّهَا اَلنَّبِیُّ لِمَ تُحَرِّمُ مٰا أَحَلَّ اَللّٰهُ لَکَ تَبْتَغِی مَرْضٰاتَ أَزْوٰاجِکَ وَ اَللّٰهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ (1) قَدْ فَرَضَ اَللّٰهُ لَکُمْ تَحِلَّهَ أَیْمٰانِکُمْ وَ اَللّٰهُ مَوْلاٰکُمْ وَ هُوَ اَلْعَلِیمُ اَلْحَکِیمُ (2) وَ إِذْ أَسَرَّ اَلنَّبِیُّ إِلیٰ بَعْضِ أَزْوٰاجِهِ حَدِیثاً فَلَمّٰا نَبَّأَتْ بِهِ وَ أَظْهَرَهُ اَللّٰهُ عَلَیْهِ عَرَّفَ بَعْضَهُ وَ أَعْرَضَ عَنْ بَعْضٍ فَلَمّٰا نَبَّأَهٰا بِهِ قٰالَتْ مَنْ أَنْبَأَکَ هٰذٰا قٰالَ نَبَّأَنِیَ اَلْعَلِیمُ اَلْخَبِیرُ (3) إِنْ تَتُوبٰا إِلَی اَللّٰهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُکُمٰا وَ إِنْ تَظٰاهَرٰا عَلَیْهِ فَإِنَّ اَللّٰهَ هُوَ مَوْلاٰهُ وَ جِبْرِیلُ وَ صٰالِحُ اَلْمُؤْمِنِینَ وَ اَلْمَلاٰئِکَهُ بَعْدَ ذٰلِکَ ظَهِیرٌ (4) عَسیٰ رَبُّهُ إِنْ طَلَّقَکُنَّ أَنْ یُبْدِلَهُ أَزْوٰاجاً خَیْراً مِنْکُنَّ مُسْلِمٰاتٍ مُؤْمِنٰاتٍ قٰانِتٰاتٍ تٰائِبٰاتٍ عٰابِدٰاتٍ سٰائِحٰاتٍ ثَیِّبٰاتٍ وَ أَبْکٰاراً (5)

ص: 269

ترجمه:

بنام خداوند بخشنده بخشایشگر 1-ای پیامبر!چرا چیزی را که خدا بر تو حلال کرده به خاطر جلب رضایت همسرانت بر خود حرام می کنی، و خداوند غفور و رحیم است.

2-خداوند راه گشودن سوگندهایتان را (در این گونه موارد) روشن ساخته و خداوند مولای شماست و او عالم و حکیم است.

3-به خاطر بیاورید هنگامی را که پیامبر یکی از رازهای خود را به بعضی از همسرانش گفت، ولی هنگامی که وی آن را افشا کرد و خداوند پیامبرش را از آن آگاه ساخت قسمتی از آن را برای او بازگو کرد و از قسمت دیگر خودداری نمود هنگامی که پیامبر همسرش را از آن خبر داد گفت چه کسی تو را از این راز آگاه ساخته؟ فرمود خدای عالم و آگاه مرا آگاه ساخت! 4-اگر از کار خود توبه کنید (به نفع شما است) زیرا دلهایتان از حق منحرف گشته و اگر بر ضد او دست به دست هم دهید (کاری از پیش نخواهید برد) زیرا خداوند یاور او است، و همچنین جبرئیل و مؤمنان صالح، و فرشتگان بعد از آنها پشتیبان او هستند.

ص: 270

5-امید است اگر او شما را طلاق دهد پروردگارش بجای شما همسرانی بهتر برای او قرار دهد، همسرانی مسلمان، مؤمن، متواضع، توبه کار، عابد، هجرت کننده زنانی ثیبه و باکره.

* شان نزول: در شان نزول آیات فوق روایات زیادی در کتب تفسیر و حدیث و تاریخ شیعه و اهل سنت نقل شده است که ما از میان آنها آنچه مشهورتر و مناسبتر به نظر می رسد انتخاب کرده ایم و آن اینکه: پیامبر ص گاه که نزد“زینب بنت جحش” (یکی از همسرانش) می رفت زینب او را نگاه می داشت و از عسلی که تهیه کرده بود خدمت پیامبر ص می آورد، این سخن به گوش“عایشه”رسید، و بر او گران آمد، می گوید: من با“حفصه” (یکی دیگر از همسران پیامبر ص) قرار گذاشتیم که هر وقت پیامبر ص نزد یکی از ما آمد فورا بگوئیم آیا صمغ“مغافیر” خورده ای؟! (“مغافیر”صمغی بود که یکی از درختان حجاز به نام“عرفط” (بر وزن هرمز) تراوش می کرد و بوی نامناسبی داشت) و پیامبر ص مقید بود که هرگز بوی نامناسبی از دهان یا لباسش شنیده نشود بلکه به عکس اصرار داشت همیشه خوشبو و معطر باشد! به این ترتیب روزی پیامبر ص نزد“حفصه”آمد، او این سخن را به پیامبر ص گفت، حضرت فرمود: من“مغافیر”نخورده ام، بلکه عسلی نزد زینب بنت جحش نوشیدم، و من سوگند یاد می کنم که دیگر از آن عسل ننوشم (نکند زنبور آن عسل روی گیاه نامناسبی و احتمالا مغافیر نشسته باشد) ولی این سخن را به کسی مگو (مبادا به گوش مردم برسد، و به گویند چرا پیامبر ص: 271 غذای حلالی را بر خود تحریم کرده؟ و یا از کار پیامبر در این مورد و یا مشابه آن تبعیت کنند، و یا به گوش زینب برسد و او دل شکسته شود) . ولی سرانجام او این راز را افشا کرد، و بعدا معلوم شد اصل این قضیه توطئه ای بوده است، پیامبر ص سخت ناراحت شد و آیات فوق نازل گشت و ماجرا را چنان پایان داد که دیگر این گونه کارها در درون خانه پیامبر ص تکرار نشود) (1) . (1) در بعضی از روایات نیز آمده است که پیامبر ص بعد از این ماجرا یک ماه از همسران خود کناره گیری کرد (2) و حتی شایعه تصمیم آن حضرت ص نسبت به طلاق آنها منتشر شد، به طوری که سخت به وحشت افتادند (3) و از کار خود پشیمان شدند. (2) (3) *

تفسیر:

سرزنش شدید نسبت به بعضی از همسران پیامبر (ص)

بدون شک مرد بزرگی همچون پیغمبر اسلام ص تنها به خودش تعلق ندارد، بلکه به تمام جامعه اسلامی و عالم بشریت متعلق است، بنا بر این اگر در داخل خانه او توطئه هایی بر ضد وی، هر چند به ظاهر کوچک و ناچیز، انجام گیرد نباید به سادگی از کنار آن گذشت، حیثیت او نباید نعوذ باللّٰه بازیچه دست این و آن گردد، و اگر چنین برنامه ای پیش آید باید با قاطعیت با آن

ص: 272

1- 1) اصل این حدیث را“بخاری”در جلد 6 از صحیح خود صفحه 194 نقل کرده، و توضیحاتی که در پرانتز ذکر کردیم از کتب دیگر استفاده می شود.

2- 2) “تفسیر قرطبی”و تفسیرهای دیگر ذیل آیات مورد بحث.

3- 3) “تفسیر فی ظلال”جلد 8 صفحه 163.

برخورد کرد.

آیات فوق در حقیقت قاطعیتی است از سوی خداوند بزرگ در برابر چنین حادثه ای، و برای حفظ حیثیت پیامبرش.

نخست روی سخن را به خود پیامبر ص کرده می گوید: “ای پیامبر! چرا چیزی را که خدا بر تو حلال کرده به خاطر جلب رضایت همسرانت بر خود تحریم می کنی”؟! (یٰا أَیُّهَا النَّبِیُّ لِمَ تُحَرِّمُ مٰا أَحَلَّ اللّٰهُ لَکَ تَبْتَغِی مَرْضٰاتَ أَزْوٰاجِکَ) .

معلوم است که این تحریم، تحریم شرعی نبود، بلکه به طوری که از آیات بعد استفاده می شود سوگندی از ناحیه پیامبر ص یاد شده بود و می دانیم که قسم خوردن بر ترک بعضی از مباحات گناهی ندارد.

بنا بر این جمله“ لِمَ تُحَرِّمُ ” (چرا بر خود تحریم می کنی؟) به عنوان عتاب و سرزنش نیست بلکه نوعی دلسوزی و شفقت است.

درست مثل این که ما به کسی که زحمت زیاد برای تحصیل درآمد می کشد و خود از آن بهره چندانی نمی گیرد، می گوئیم چرا اینقدر به خود زحمت می دهی، و از نتیجه این زحمت بهره نمی گیری؟ .

سپس در پایان آیه می افزاید: “خداوند غفور و رحیم است” (وَ اللّٰهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ) .

این عفو و رحمت نسبت به همسرانی است که موجبات آن حادثه را فراهم کردند که اگر راستی توبه کنند مشمول آن خواهند بود، یا اشاره به این است که اولی این بود که پیامبر ص چنین سوگندی یاد نمی کرد کاری که احتمالا موجب جرأت و جسارت بعضی از همسران حضرت ص می شد.

* ص: 273 در آیه بعد اضافه می کند: “خداوند راه گشودن سوگندهایتان را (در این گونه موارد) روشن ساخته است” (قَدْ فَرَضَ اللّٰهُ لَکُمْ تَحِلَّهَ أَیْمٰانِکُمْ) (1) و (2) به این ترتیب که کفاره قسم را بدهید و خود را آزاد سازید. (1) (2) البته اگر سوگند در موردی باشد که ترک کاری رجحان دارد باید به سوگند عمل کرد، و شکستن آن گناه است، و کفاره دارد. اما اگر در مواردی باشد که ترک آن عمل مرجوح باشد (مانند آیه مورد بحث) در این صورت شکستن آن جایز است، اما برای حفظ احترام قسم بهتر است کفاره نیز داده شود (3) . (3) سپس می افزاید: “خداوند مولای شما و حافظ و یاور شما است و او علیم و حکیم است” (وَ اللّٰهُ مَوْلاٰکُمْ وَ هُوَ الْعَلِیمُ الْحَکِیمُ) . لذا او راه نجات از این گونه سوگندها را برای شما هموار ساخته، و طبق علم و حکمتش مشکل را برای شما گشوده است. از روایات استفاده می شود که پیامبر ص بعد از نزول این آیه برده ای آزاد کرده و آنچه را بر خود از طریق قسم حرام کرده بود حلال نمود. *

ص: 274

1- 1) “راغب”در“مفردات”می گوید. در هر مورد که“فرض”با“علی” همراه باشد به معنی“وجوب”است، و هر جا با“لام”باشد به معنی“عدم ممنوعیت” بنا بر این در آیه مورد بحث فرض به معنی وجوب نیست، بلکه به معنی اجازه است.

2- 2) “تحله” (مصدر باب تفعیل) به معنی حلال کردن است و یا به تعبیر دیگر کاری که گره قسم را بگشاید یعنی“کفاره”.

3- 3) “کفاره قسم به طوری که از آیه 89 سوره مائده استفاده می شود عبارت است از اطعام ده مسکین، یا لباس پوشاندن بر ده نفر. یا آزاد کردن یک بنده، و کسی که هیچکدام اینها را نداشته باشد سه روز روزه می گیرد (به جلد پنجم تفسیر نمونه صفحه 61 مراجعه کنید) .

در آیه بعد، شرح بیشتری پیرامون این ماجرا داده، می فرماید: “به خاطر بیاورید هنگامی را که پیامبر ص یکی از رازهای خود را به بعضی از همسرانش گفت، ولی او رازداری نکرد و به دیگران خبر داد، و خداوند پیامبرش را از این افشای”سر”آگاه ساخت، او قسمتی از آن را برای همسرش بازگو کرد و از قسمت دیگری خودداری نمود“ (وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِیُّ إِلیٰ بَعْضِ أَزْوٰاجِهِ حَدِیثاً فَلَمّٰا نَبَّأَتْ بِهِ وَ أَظْهَرَهُ اللّٰهُ عَلَیْهِ عَرَّفَ بَعْضَهُ وَ أَعْرَضَ عَنْ بَعْضٍ) .

این چه رازی بود که پیامبر ص به بعضی از همسران خود گفت که او رازداری نکرد؟ ، مطابق آنچه در شان نزول گفتیم و این راز مشتمل بر دو مطلب بود: یکی نوشیدن عسل نزد همسرش زینب بنت جحش، و دیگرش تحریم نوشیدن آن بر خود در آینده بود، و منظور از همسر غیر رازدارش در این آیه “حفصه”بود، که او این سخن را شنید و به”عایشه“بازگو کرد.

پیامبر ص چون از طریق وحی، از این افشای راز، آگاه شده بود، قسمتی از آن را به”حفصه“فرمود، و برای آنکه او زیاده شرمنده و خجل نشود از ذکر قسمت دیگری خودداری کرد (ممکن است قسمت اول، اصل نوشیدن عسل باشد و قسمت دوم تحریم آن بر خویشتن) .

به هر حال”هنگامی که پیامبر ص این افشای“سر”را به او (حفصه) خبر داد او گفت: چه کسی تو را از این موضوع آگاه کرد“؟ (فَلَمّٰا نَبَّأَهٰا بِهِ قٰالَتْ مَنْ أَنْبَأَکَ هٰذٰا) .

“گفت: خداوند دانا و آگاه مرا با خبر ساخت” (قٰالَ نَبَّأَنِیَ الْعَلِیمُ الْخَبِیرُ) .

از مجموع این آیه برمی آید که بعضی از همسران پیامبر ص نه تنها او را با سخنان خود ناراحت می کردند، بلکه مساله رازداری که از مهمترین

ص: 275

شرائط یک همسر باوفا است نیز در آنها نبود، اما به عکس، رفتار پیامبر ص با آنها با تمام این اوصاف چنان بزرگوارانه بود که حتی حضرت حاضر نشد تمام رازی که او افشا کرده بود به رخ او بکشد، تنها به قسمتی از آن اشاره کرده و لذا در حدیثی از امیر مؤمنان علی ع آمده است:

ما استقصی کریم قط، لان اللّٰه یقول عَرَّفَ بَعْضَهُ وَ أَعْرَضَ عَنْ بَعْضٍ: “افراد کریم و بزرگوار هرگز در مقام احقاق حق شخصی خویش تا آخرین مرحله، پیش نمی روند، زیرا خداوند در اینجا برای پیامبر ص می فرماید: او قسمتی را خبر داد و از قسمتی خودداری کرد” (1) .

(1)

* سپس روی سخن را به این دو همسر که در توطئه بالا دست داشتند کرده می گوید: “اگر شما از کار خود توبه کنید، و دست از آزار پیامبر ص بردارید به سود شما است، زیرا دلهای شما با این عمل از حق منحرف گشته، و به گناه آلوده شده” (إِنْ تَتُوبٰا إِلَی اللّٰهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُکُمٰا) . منظور از این دو نفر به اتفاق مفسران شیعه و اهل سنت، “حفصه”و “عایشه”است که به ترتیب دختران”عمر“و”ابو بکر“بودند. “صغت”از ماده”صغو“ (بر وزن عفو) به معنی متمایل شدن به چیزی است لذا می گویند: صغت النجوم یعنی ستارگان، متمایل به سوی مغرب شدند”، به همین جهت واژه“اصغاء”، به معنی گوش فرا دادن به سخن دیگری آمده است، و منظور از“ صَغَتْ قُلُوبُکُمٰا “در آیه مورد بحث، انحراف دلهای آنها از حق به سوی گناه بوده است (2) . (2) ص: 276 1- 1) المیزان جلد 19 صفحه 392. 2- 2) طبق تفسیری که در بالا ذکر کردیم و بسیاری از مفسران آن را برگزیده اند آیه محذوفی دارد و در تقدیر چنین است: ان تتوبا الی اللّٰه کانت خیر لکما (یا تقدیر دیگری شبیه این معنی) ولی بعضی احتمال داده اند که آیه محذوفی نداشته باشد و جمله ” صَغَتْ قُلُوبُکُمٰا “جزای شرط باشد (با این قید که مفهوم جمله تمایل به سوی حق باشد نه باطل) ولی این احتمال بسیار بعید است، زیرا شرط به صورت فعل مضارع است و جزاء به صورت فعل ماضی، و این به عقیده اکثر نحویین جایز نیست، ضمنا ذکر “قلوبکما”به صیغه جمع، نه به صیغه تثنیه، به خاطر آنست که دو تثنیه در کنار هم از نظر فصاحت ناخوش آیند است و لذا به صورت جمع ذکر شده و معنی آن تثنیه است. سپس اضافه می کند: “اگر شما دو نفر بر ضد او دست به دست هم دهید کاری از پیش نخواهید برد، چرا که خداوند مولی و یاور او است، و همچنین جبرئیل و مؤمنان صالح، و فرشتگان نیز بعد از آنها پشتیبان او هستند”” وَ إِنْ تَظٰاهَرٰا عَلَیْهِ فَإِنَّ اللّٰهَ هُوَ مَوْلاٰهُ وَ جِبْرِیلُ وَ صٰالِحُ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمَلاٰئِکَهُ بَعْدَ ذٰلِکَ ظَهِیرٌ) . این تعبیر، نشان می دهد که تا چه حد این ماجرا در قلب پاک پیامبر ص و روح عظیم او تاثیر منفی گذاشت، تا آنجا که خداوند به دفاع از او پرداخته و با اینکه قدرت خودش از هر نظر کافی است، حمایت جبرئیل و مؤمنان صالح و فرشتگان دیگر را نیز اعلام می دارد. قابل توجه اینکه: در”صحیح بخاری“از”ابن عباس“نقل شده که می گوید: از عمر پرسیدم آن دو نفر از همسران پیامبر ص که بر ضد او دست به دست داده بودند چه کسانی بودند؟ عمر گفت: حفصه و عایشه بودند، سپس افزود: به خدا سوگند ما در عصر جاهلیت برای زنان چیزی قائل نبودیم تا اینکه خداوند آیاتی را در باره آنان نازل کرد، و حقوقی برای آنان قرار داد، (و آنها جسور شدند) (1) . (1) در تفسیر”در المنثور“نیز همین معنی، ضمن حدیث مفصلی از ابن عباس ص: 277 1- 1) “صحیح بخاری”جلد 6 صفحه 195 (ذیل سوره تحریم) . نقل شده، و در آن حدیث آمده است که عمر می گوید: بعد از این ماجرا آگاه شدم که پیامبر ص از تمام همسرانش کناره گیری کرده، و در محلی بنام “مشربه ام ابراهیم”اقامت گزیده، خدمتش رسیدم، و عرض کردم: ای رسول خدا!آیا همسرانت را طلاق گفتی؟ فرمود: نه، گفتم: اللّٰه اکبر، ما جمعیت قریش پیوسته بر زنانمان مسلط بودیم، اما هنگامی که به مدینه آمدیم جمعی را دیدیم که زنانشان بر آنان مسلطند زنان ما نیز از آنها یاد گرفتند!روزی دیدم همسرم با من مشاجره می کند، من این عمل او را عجیب و زشت شمردم، گفت: چرا تعجب می کنی؟ به خدا همسران پیامبر ص هم با پیامبر ص چنین می کنند!حتی گاه از او قهر می نمایند، و من به دخترم حفصه سفارش کردم که هرگز چنین کاری را نکند و گفتم اگر همسایه ات (منظور عایشه است) چنین می کند تو نکن، زیرا شرائط او با تو متفاوت است (1) . (1) در باره”صالح المؤمنین“بحثی داریم که در نکات به خواست خدا خواهد آمد. * در آخرین آیه مورد بحث خداوند روی سخن را به تمام زنان پیامبر ص کرده، با لحنی که خالی از تهدید نیست می فرماید: “هر گاه او شما را طلاق گوید امید می رود که پروردگار به جای شما همسرانی بهتر برای او قرار دهد همسرانی مسلمان، مؤمن، متواضع، توبه کار، عبادت کننده و مطیع فرمان خدا زنانی غیر باکره و باکره” (عَسیٰ رَبُّهُ إِنْ طَلَّقَکُنَّ أَنْ یُبْدِلَهُ أَزْوٰاجاً خَیْراً مِنْکُنَّ مُسْلِمٰاتٍ مُؤْمِنٰاتٍ قٰانِتٰاتٍ تٰائِبٰاتٍ عٰابِدٰاتٍ سٰائِحٰاتٍ ثَیِّبٰاتٍ وَ أَبْکٰاراً) .

به این ترتیب به آنها هشدار می دهد تصور نکنند که پیامبر هرگز آنها را

ص: 278

1- 1) “در المنثور”جلد 6 صفحه 243 (با تلخیص) .

طلاق نخواهد داد، و نیز تصور نکنند که اگر آنها را طلاق دهد همسرانی بهتر از آنان جانشین آنها نمی شود، دست از توطئه و مشاجره و آزار بردارند، و گرنه از افتخار همسری پیامبر برای همیشه محروم می شوند. و زنانی بهتر و با فضیلت تر جای آنها را خواهند گرفت!.

* نکته ها: اشاره 1-اوصاف همسر شایسته در اینجا قرآن شش وصف برای همسران خوب شمرده است که می تواند الگویی برای همه مسلمانان به هنگام انتخاب همسر باشد. نخست”اسلام“و سپس”ایمان“یعنی اعتقادی که در اعماق قلب انسان نفوذ کند، و سپس حالت”قنوت“یعنی تواضع و اطاعت از همسر و بعد از آن “توبه”یعنی اگر کار خلافی از او سر زند در اشتباه خود اصرار نورزد، و از در عذرخواهی درآید. و بعد از آن”عبادت“خداوند، عبادتی که روح و جان او را بسازد، و پاک و پاکیزه کند، و سپس”اطاعت فرمان خدا“و پرهیز از هر گونه گناه. قابل توجه این که”سائحات“جمع (سائح) را بسیاری از مفسران به معنی “صائم”و روزه دار تفسیر کرده اند، ولی به طوری که”راغب“در”مفردات“ می گوید روزه بر دو گونه است”روزه حقیقی“که به معنی ترک غذا و آمیزش است، و”روزه حکمی“که به معنی نگهداری اعضای بدن از گناهان است، و منظور از روزه در اینجا معنی دوم است (این گفته راغب با توجه به مناسبت مقام جالب به نظر می رسد، ولی باید دانست که سائح را به معنی کسی که در ص: 279 طریق اطاعت خدا سیر می کند نیز تفسیر کرده اند) (1) . (1) این نیز قابل توجه است که قرآن روی باکره و غیر باکره بودن زن تکیه نکرده، و برای آن اهمیتی قائل نشده، زیرا در مقابل اوصاف معنوی که ذکر شد این مساله اهمیت چندانی ندارد. *

2-منظور از” صٰالِحُ الْمُؤْمِنِینَ “کیست؟

بدون شک” صٰالِحُ الْمُؤْمِنِینَ “معنی وسیعی دارد که همه مؤمنان صالح و با تقوا و کامل الایمان را شامل می شود، هر چند صالح در اینجا مفرد است، و نه جمع ولی چون معنی جنسی دارد از آن عمومیت استفاده می شود (2) .

(2)

اما در اینکه مصداق اتم و اکمل آن در اینجا کیست؟ از روایات متعددی استفاده می شود که منظور”امیر مؤمنان“علی ع است.

در حدیثی از امام باقر ع می خوانیم:

لقد عرف رسول اللّٰه (ص) علیا (ع) اصحابه مرتین: اما مره فحیث قال: “من کنت مولاه فعلی مولاه”و اما الثانیه فحیث نزلت هذه الایه: ” فَإِنَّ اللّٰهَ هُوَ مَوْلاٰهُ وَ جِبْرِیلُ وَ صٰالِحُ الْمُؤْمِنِینَ… “ اخذ رسول اللّٰه (ص) بید علی (ع) فقال: ایها الناس هذا صالح المؤمنین!!:

“رسول خدا دو بار علی ع را (با صراحت) به یارانش معرفی کرده

ص: 280

1- 1) “سائح”از ماده”سیاحت”در اصل به جهانگردانی می گفتند که بدون زاد و توشه راه می افتادند، و با کمکهای مردم زندگی می کردند، و از آنجا که روزه دار از غذا امساک می کند تا وقت افطار فرا رسد، و از این نظر شبیه سیاحت کنندگان است، این واژه به شخص“صائم”اطلاق شده است.

2- 2) بعضی“صالح”را در اینجا جمع دانسته و گفته اند نظر به اینکه واو“صالحوا” به هنگام اضافه حذف می شود در رسم الخط قرآن نیز نیامده است، ولی این معنی بعید به نظر می رسد.

یک بار آنجا که فرمود: (در غدیر خم) : من کنت مولاه فعلی مولاه: “هر کس من مولای او هستم علی مولای او است”، و اما بار دوم هنگامی که آیه فَإِنَّ اللّٰهَ هُوَ مَوْلاٰهُ… نازل شد، رسول خدا دست علی ع را گرفت و فرمود: ای مردم این“ صٰالِحُ الْمُؤْمِنِینَ “است”! (1) این معنی را بسیاری از علمای اهل سنت نیز در کتابهای خود نقل کرده اند از جمله علامه”ثعلبی“و علامه”گنجی“در”کفایه الطالب“و”ابو حیان اندلسی“و”سبط ابن جوزی“ و غیر آنها (2) .

(1)

(2)

جمعی از مفسران از جمله”سیوطی“در”در المنثور“ذیل آیه مورد بحث و”قرطبی“در تفسیر معروف خود و همچنین”آلوسی“در”روح المعانی“در تفسیر همین آیه این روایت را نقل کرده اند.

نویسنده”روح البیان“بعد از نقل این روایت از”مجاهد“می گوید:

مؤید این حدیث، حدیث معروف”منزله“است که پیامبر ص به علی ع فرمود:

انت منی بمنزله هارون من موسی، زیرا عنوان”صالحین“در آیات قرآن برای انبیاء آمده است، از جمله در آیه وَ کُلاًّ جَعَلْنٰا صٰالِحِینَ (انبیاء -72) و در آیه أَلْحِقْنِی بِالصّٰالِحِینَ (یوسف-101) می باشد (که در اولی عنوان”صالح“به جمعی از انبیاء، و در دومی به حضرت یوسف اطلاق شده است) و هنگامی که علی ع به منزله”هارون“باشد، او نیز مصداق صالح است (دقت کنید) .

کوتاه سخن اینکه: احادیث در این زمینه فراوان است، مفسر معروف محدث”بحرانی“در تفسیر”برهان“بعد از ذکر روایتی در این زمینه از محمد بن

ص: 281

1- 1) تفسیر”مجمع البیان“جلد 10 صفحه 316.

2- 2) برای توضیح بیشتر به جلد 3”احقاق الحق“صفحه 311 مراجعه فرمائید.

عباس (1) نقل می کند که او 52 حدیث در این زمینه از طرق شیعه و اهل سنت جمع آوری کرده، سپس خود او به نقل قسمتی از آن می پردازد (2) .

(1)

(2)

* 3-نارضایی پیامبر (ص) از بعضی از همسران خود در طول تاریخ بسیارند بزرگانی که همسرانی در شان خود نداشتند، و از عدم اجتماع شرائط لازم در آنها رنج می بردند که در قرآن مجید نیز نمونه هایی از آنها در میان انبیای بزرگ ذکر شده است. آیات فوق نشان می دهد که پیامبر اسلام ص نسبت به بعضی از همسرانش چنین بود، آنها به خاطر رقابتهایی که با یکدیگر داشتند گاه روح پاک حضرتش را جریحه دار می کردند، و گاه به اعتراض نسبت به او و یا افشاء سرش می پرداختند، تا آنجا که خداوند به سرزنش آنان و دفاع از پیامبرش پرداخته و مؤکدترین بیان را در این زمینه فرموده و حتی آنها را تهدید به طلاق می کند، و چنان که دیدیم بعد از ماجرای آیات فوق پیامبر ص حدود یک ماه از همسرانش قهر کرد، شاید خود را اصلاح کنند! اصولا تاریخ زندگی آن حضرت ص به خوبی نشان می دهد که بعضی از همسران پیامبر ص نه تنها معرفت لازم را نسبت به مقام نبوت نداشتند، بلکه گاه او را همچون یک فرد عادی مورد بازخواست، و حتی خدای نکرده مورد اهانت قرار می دادند!بنا بر این اصرار بر این معنا که همه آنها افرادی شایسته ص: 282 1- 1) به نظر میرسد که”محمد بن عباس“در اینجا همان”ابو عبد اللّٰه“معروف به “ابن الحجام”است، نویسنده کتاب”ما نزل من القرآن من اهل البیت“ (ع) که جمعی از علماء گفته اند: کتابی است که همچون آن تا کنون تالیف نیافته (جامع الرواه جلد 2 صفحه 134) . 2- 2) تفسیر”برهان“جلد 4 صفحه 353 ذیل حدیث 2. و کاملی بوده اند بی دلیل به نظر می رسد آنهم با توجه به صراحت آیات فوق. تاریخ اسلام نسبت به زنان بعد از پیامبر ص مخصوصا داستان جنگ “جمل”نیز نشان داد که این معنی نه تنها در عصر آن حضرت ص، که بعد از او نسبت به جانشینانش نیز تکرار شده است که اینجا جای شرح همه این مسائل نیست. اصولا تعبیر آیات فوق که می گوید: “هر گاه پیامبر شما را طلاق دهد خداوند زنانی از شما بهتر که واجد صفات ششگانه مذکور در آیه باشند به او می دهد”بیانگر این واقعیت است که لا اقل بعضی از همسران حضرت واجد این شرایط نبودند. مراجعه به آیات سوره احزاب در باره زنان پیامبر ص نیز نظر فوق را تایید می کند. *

4-افشای سر

رازداری نه تنها از صفات مؤمنان حقیقی است که هر انسان با شخصیتی باید رازدار باشد، این معنی در مورد دوستان نزدیک و همسر اهمیت بیشتری دارد، در آیات فوق خواندیم که چگونه خداوند بعضی از همسران پیامبر ص را به خاطر ترک رازداری شدیدا ملامت و سرزنش می کند.

علی ع در حدیثی می فرماید:

جمع خیر الدنیا و الآخره فی کتمان السر و مصادقه الاخیار، و جمع الشر فی الاذاعه و مواخاه الاشرار:

“تمام خیر دنیا و آخرت در این دو چیز نهفته شده: کتمان سر و دوستی با نیکان و تمام شر در این دو چیز نهفته شده: افشای اسرار و دوستی با اشرار” (1) .

(1)

* ص: 283 1- 1) “سفینه البحار”جلد 2 صفحه 469 (ماده کتم) . 5-نباید حلال خدا را بر خود حرام کنید اموری که از سوی خداوند حلال یا حرام شده همه طبق مصالح دقیقی بوده و به همین دلیل جای آن ندارد که انسان حلالی را بر خود حرام، و یا حرامی را بر خود حلال نماید، حتی اگر سوگندی در این زمینه یاد کند-چنان که در آیات فوق آمده است-آن قسم را می توان شکست. آری اگر مباحی که سوگند بر ترک آن خورده عمل مکروهی بوده باشد، یا از جهتی ترک آن اولی باشد در این صورت باید به قسم پایبند بود. *

ص: 284

nemoone/تحریم/آیات_1_تا_5.txt · Last modified: 2024/12/07 17:08 by 127.0.0.1

Donate Powered by PHP Valid HTML5 Valid CSS Driven by DokuWiki