User Tools

Site Tools


nemoone:انعام:آیه_51

[سوره الأنعام (6) : آیه 51]

اشاره

وَ أَنْذِرْ بِهِ اَلَّذِینَ یَخٰافُونَ أَنْ یُحْشَرُوا إِلیٰ رَبِّهِمْ لَیْسَ لَهُمْ مِنْ دُونِهِ وَلِیٌّ وَ لاٰ شَفِیعٌ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ (51)

ترجمه:

51-به وسیله آن (قرآن) کسانی را که از روز حشر و رستاخیز می ترسند، بیم ده، (روزی که در آن روز) یاور و سرپرست و شفاعت کننده ای جز او (خدا) ندارند، شاید پرهیزکاری پیشه کنند.

تفسیر:

در پایان آیه گذشته فرمود که نابینا و بینا یکسان نیستند، و به دنبال آن در این آیه به پیامبر ص دستور می دهد“به وسیله قرآن کسانی را انذار و بیدار کن که از روز رستاخیز بیم دارند”یعنی تا این اندازه چشم قلب آنها گشوده است که احتمال می دهند حساب و کتابی در کار باشد، و در پرتو این احتمال، و ترس از مسئولیت، آمادگی برای پذیرش یافته اند (وَ أَنْذِرْ بِهِ الَّذِینَ یَخٰافُونَ أَنْ یُحْشَرُوا إِلیٰ رَبِّهِمْ) .

شاید کرارا گفته ایم که تنها وجود یک رهبر لایق و برنامه های جامع تربیتی برای هدایت افراد کافی نیست، بلکه یک نوع آمادگی در خود افراد نیز لازم است همانطور که نور آفتاب به تنهایی برای یافتن راه از چاه کفایت نمی کند بلکه چشم بینا هم لازم دارد، و نیز بذر مستعد و آماده ما دام که زمین آماده و مستعدی وجود نداشته باشد بارور نمی گردد.

از آنچه گفتیم روشن شد که ضمیر“به”به قرآن بازگشت می کند، اگر چه قرآن در آیات قبل با صراحت ذکر نشده ولی از قرائن روشن می شود.

همچنین منظور از“یخافون” (می ترسند) همان احتمال زیان و ضرر است

ص: 249

که هر عاقلی به هنگام قرار گرفتن در برابر دعوت انبیاء و رهبران الهی در فکرش پیدا می شود که شاید گفتار آنها حق باشد، و مخالفت با آن موجب زیان و خسران گردد، پس چه بهتر که در دعوت آنها مطالعه کنم و دلائل آنها را ببینم.

این یکی از نخستین شرطهای هدایت است و همان است که علمای عقائد آن را به عنوان لزوم“دفع ضرر محتمل”دلیل وجوب مطالعه در دعوت مدعی نبوت و لزوم مطالعه درباره شناسایی خدا قرار داده اند.

سپس می گوید این گونه افراد بیدار دل از آن روز می ترسند که جز خدا پناهگاه و شفاعت کننده ای وجود ندارد (لَیْسَ لَهُمْ مِنْ دُونِهِ وَلِیٌّ وَ لاٰ شَفِیعٌ) .

آری این گونه افراد را انذار کن و دعوت به سوی حق بنما، زیرا امید تقوا و پرهیزگاری درباره آنها هست (لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ) .

البته نفی“شفاعت”و“ولایت”غیر خدا در این آیه هیچگونه منافاتی با شفاعت و ولایت مردان خدا ندارد، زیرا همانطور که قبلا اشاره کردیم منظور نفی شفاعت و ولایت بالذات است، یعنی این دو مقام ذاتا مخصوص خدا است، و اگر غیر او مقام ولایت و شفاعتی دارد به اذن و اجازه و فرمان او است همانطور که قرآن صریحا می گوید: “ مَنْ ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاّٰ بِإِذْنِهِ ”“کیست که در پیشگاه او جز به فرمان او شفاعت کند”؟ (بقره: 255) .

برای توضیح بیشتر در این زمینه و در زمینه بحث شفاعت به طور کلی، به جلد اول تفسیر نمونه صفحه 160 و جلد دوم صفحه 189 و 196 مراجعه فرمائید.

ص: 250

nemoone/انعام/آیه_51.txt · Last modified: 2024/12/07 17:08 by 127.0.0.1

Donate Powered by PHP Valid HTML5 Valid CSS Driven by DokuWiki