User Tools

Site Tools


nemoone:انعام:آیات_88_تا_90

[سوره الأنعام (6) : آیات 88 تا 90]

اشاره

ذٰلِکَ هُدَی اَللّٰهِ یَهْدِی بِهِ مَنْ یَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِهِ وَ لَوْ أَشْرَکُوا لَحَبِطَ عَنْهُمْ مٰا کٰانُوا یَعْمَلُونَ (88) أُولٰئِکَ اَلَّذِینَ آتَیْنٰاهُمُ اَلْکِتٰابَ وَ اَلْحُکْمَ وَ اَلنُّبُوَّهَ فَإِنْ یَکْفُرْ بِهٰا هٰؤُلاٰءِ فَقَدْ وَکَّلْنٰا بِهٰا قَوْماً لَیْسُوا بِهٰا بِکٰافِرِینَ (89) أُولٰئِکَ اَلَّذِینَ هَدَی اَللّٰهُ فَبِهُدٰاهُمُ اِقْتَدِهْ قُلْ لاٰ أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِنْ هُوَ إِلاّٰ ذِکْریٰ لِلْعٰالَمِینَ (90)

ترجمه:

88-این هدایت خدا است که هر کس از بندگان خود را بخواهد با آن راهنمایی می کند، و اگر آنها مشرک شوند آنچه را عمل می کردند نابود می گردد.

89-آنها کسانی هستند که کتاب و حکم و نبوت به آنان دادیم و اگر نسبت به آن کفر ورزند (مهم نیست زیرا) کسانی را نگاهبان آن ساخته ایم که نسبت به آن کافر نیستند.

ص: 331

1- 1) از نظر ترکیبی من آبائهم جارو مجروری است که متعلق آن یا جمله“فضلنا” است که در آیه قبل ذکر شده و یا محذوف است و جمله بعد بر آن محذوف دلالت می کند و در اصل چنین بوده“اجتبینا من آبائهم”، ضمنا باید توجه داشت که“من”در آیه فوق ظاهرا تبعیضیه است.

90-آنها کسانی هستند که خداوند هدایتشان کرده پس به هدایت آنان اقتدا کن (و) بگو در برابر این (رسالت و تبلیغ) پاداشی از شما نمی طلبم. این رسالت چیزی جز یک یادآوری برای جهانیان نیست (و آگاه ساختن و بیدار کردن وظیفه من است و در برابر انجام وظیفه مزد معنی ندارد) .

تفسیر:

سه امتیاز مهم

به دنبال ذکر نام گروه های مختلفی از پیامبران الهی در آیات گذشته، در اینجا اشاره به خطوط کلی و اصلی زندگانی آنها شده، نخست می فرماید: “این هدایت خدا است که بوسیله آن هر کس از بندگانش را بخواهد هدایت و رهبری می کند” (ذٰلِکَ هُدَی اللّٰهِ یَهْدِی بِهِ مَنْ یَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِهِ) .

یعنی گرچه آنها مردان صالحی بودند و با نیروی عقل و اندیشه و با تمام وجود خود در طریق هدایت گام بر می داشتند، ولی باز اگر توفیق الهی شامل حال آنها نمی شد و دست پر مهر او، زیر بازوی آنها را نمی گرفت، امکان لغزش درباره همه آنها و هر کس، وجود داشته و دارد.

سپس برای اینکه کسی تصور نکند آنها به اجبار در این راه گام گذاشتند و همچنین کسی تصور نکند که خداوند نظر خاص و استثنایی و بی دلیل در مورد آنها داشته است، می فرماید: “اگر فرضا این پیامبران با آن همه مقام و موقعیتی که داشتند مشرک می شدند، تمام اعمالشان بر باد می رفت” (وَ لَوْ أَشْرَکُوا لَحَبِطَ عَنْهُمْ مٰا کٰانُوا یَعْمَلُونَ) .

یعنی آنها نیز مشمول همان قوانین الهی هستند که درباره دیگران اجرا می گردد و تبعیضی در کار نیست.

ص: 332

* در آیه بعد به سه امتیاز مهم که پایه همه امتیازات انبیاء بوده اشاره کرده می فرماید: “اینها کسانی بودند که کتاب آسمانی به آنان داده ایم و هم مقام حکم و هم نبوت” (أُولٰئِکَ الَّذِینَ آتَیْنٰاهُمُ الْکِتٰابَ وَ الْحُکْمَ وَ النُّبُوَّهَ) . البته منظور این نیست که همه آنها دارای کتاب آسمانی بودند بلکه چون سخن از مجموع آنها در میان است کتاب به مجموع نسبت داده شده، درست مثل این است که می گوئیم: در فلان کتاب دانشمندان و کتب آنها معرفی شده است، یعنی کتب آنهایی که کتابی تالیف کرده اند. ضمنا در اینکه منظور از“حکم”چیست، سه احتمال وجود دارد: 1-حکم به معنی عقل و فهم و درک یعنی علاوه بر اینکه کتاب آسمانی در اختیار آنها گذاشتیم قدرت درک و فهم آن را به آنها بخشیدیم زیرا وجود کتاب بدون وجود درک و فهم قوی و کامل، اثری نخواهد داشت. 2-مقام داوری، یعنی آنها در پرتو قوانین آسمانی که از کتاب الهی استفاده می کردند می توانستند در میان مردم قضاوت کنند و شرائط یک قاضی و دادرس عادل همگی در آنها بطور کامل جمع بود. 3-حکومت و زمامداری، زیرا آنها علاوه بر مقام نبوت و رسالت، دارای مقام حکومت نیز بودند. شاهد بر معانی فوق علاوه بر اینکه معنی لغوی حکم با تمام این معانی تطبیق می کند این است که در آیات مختلف قرآن نیز حکم در این معانی بکار رفته است (1) . (1) و هیچ مانعی ندارد که حکم در آیه فوق در یک معنی جامع که همه مفاهیم سه گانه فوق را شامل شود، استعمال شده باشد، زیرا حکم در اصل-آن چنان که ص: 333 1- 1) در آیه 12 سوره لقمان به معنی علم و فهم و در آیه 22 سوره ص به معنی قضاوت، و در آیه 26 سوره کهف به معنی حکومت آمده است. “راغب”در کتاب“مفردات”می گوید به معنی منع و جلوگیری است، و از آنجا که عقل جلو اشتباهات و خلافکاریها را می گیرد، همچنین قضاوت صحیح مانع از ظلم و ستم است، و حکومت عادل جلو حکومتهای ناروای دیگران را می گیرد، در هر یک از این سه معنی استعمال می شود. البته همان گونه که اشاره کردیم که همه انبیاء دارای این همه مقامات نبودند ولی هنگامی که احکامی به جمعی اسناد داده می شود، لزومی ندارد که همه افراد آن جمع دارای تمام آن احکام باشند، بلکه ممکن است بعضی از آنها فقط دارای بعضی از آن احکام باشند و لذا موضوع کتاب آسمانی که تنها برای عده ای از انبیای نامبرده وجود داشته مشکلی برای ما در فهم آیه فوق ایجاد نمی کند. سپس می فرماید: “اگر این جمعیت، یعنی مشرکان و اهل مکه و مانند آنها، این حقایق را نپذیرند، دعوت تو بدون پاسخ نمی ماند، زیرا ما جمعیتی را ماموریت داده ایم که نه تنها آن را بپذیرند بلکه آن را محافظت و نگهبانی کنند جمعیتی که در راه کفر گام بر نمی دارند و در برابر حق تسلیمند” (فَإِنْ یَکْفُرْ بِهٰا هٰؤُلاٰءِ فَقَدْ وَکَّلْنٰا بِهٰا قَوْماً لَیْسُوا بِهٰا بِکٰافِرِینَ) . در تفسیر“المنار”و تفسیر“روح المعانی”از بعضی از مفسران نقل شده که منظور از این جمعیت، ایرانیان هستند، (که به زودی اسلام را پذیرفتند و در پیشرفت آن با تمام قوا کوشیدند و دانشمندان آنها در فنون مختلف اسلامی کتابهای فراوان تالیف کردند) (1) . (1) ص: 334 1- 1) این احتمال در تفسیر آیه نیز هست که منظور از هؤلاء خود انبیاء باشند، یعنی اگر به فرض محال این انبیای بزرگ الهی از ادای رسالت سر باز می زدند باز رسالت الهی به زمین نمی ماند و جمعی دیگر ماموریت رساندن آن را به جهانیان می یافتند، نظیر این تعبیرات در قرآن دیده می شود چنان که در جای دیگر می خوانیم لَئِنْ أَشْرَکْتَ لَیَحْبَطَنَّ عَمَلُکَ (زمر-65) . * در آخرین آیه، برنامه این پیامبران بزرگ را یک سرمشق عالی هدایت به پیامبر اسلام ص معرفی کرده، و می گوید: “اینها کسانی هستند که مشمول هدایت الهی شده اند و به هدایت آنها اقتدا کن” (أُولٰئِکَ الَّذِینَ هَدَی اللّٰهُ فَبِهُدٰاهُمُ اقْتَدِهْ) (1) .

(1)

این آیه بار دیگر تاکید می کند که اصول دعوت همه پیامبران الهی یکی است، اگر چه از نظر ویژگیها و خصوصیات، به تناسب نیازمندیهای مختلف هر زمان تفاوتهای قابل ملاحظه ای داشته اند، و آئینهای بعدی کاملتر از آئینهای قبلی بوده اند کلاسهای علمی و تربیتی، تا به آخرین آنها که برنامه نهایی است، یعنی اسلام، رسیده است.

در اینکه منظور از این هدایت که باید سرمشق پیامبر اسلام ص قرار گیرد چیست؟ بعضی از مفسران احتمال داده اند که همان صبر و پایداری در مقابل مشکلات، و بعضی گفته اند مقصود توحید و تبلیغ رسالت است، ولی ظاهرا هدایت مفهوم وسیعی دارد که هم توحید و سایر اصول اعتقادی را شامل می شود و هم صبر و استقامت، و هم سایر اصول اخلاق و تعلیم و تربیت.

از آنچه گفتیم روشن می شود که آیه فوق هیچ منافاتی با این ندارد که اسلام ناسخ ادیان و شرایع پیشین باشد، زیرا نسخ تنها شامل قسمتی از احکام می شود،

ص: 335

1- 1) باید توجه داشت که“ه”در“اقتده”ضمیر نیست بلکه“هاء سکت”است که به هنگام وقف بر حرف متحرک به کلام ملحق می شود، نظیر همزه وصل که برای عدم ابتدای به ساکن در آغاز کلام می آورند، بنا بر این همانطور که همزه وصل به هنگام اتصال کلام ساقط می شود، هاء سکت نیز باید ساقط شود اما از آنجا که این هاء در رسم الخط قرآنها نوشته شده است، برای رعایت ظاهر رسم الخط احتیاط را در این دانسته اند که در اینجا وقف شود تا هاء اظهار گردد؟

نه اصول کلی دعوت آنها.

سپس به پیامبر ص دستور داده می شود که“به مردم بگوید: من هیچگونه اجر و پاداشی در برابر رسالت خود از شما تقاضا نمی کنم، همانطور که پیامبران پیشین چنین درخواستی نکردند، من هم از این سنت همیشگی پیامبران پیروی کرده و به آنها اقتدا می کنم” (قُلْ لاٰ أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً) .

نه تنها اقتداء به پیامبران و سنت جاویدان آنها ایجاب می کند که پاداشی مطالبه نکنم بلکه از آنجا که این آئین پاک که برای شما آورده ام یک ودیعه الهی است که در اختیار شما قرار می دهم، در برابر رساندن ودیعه الهی به شما اجر و پاداش، مفهومی ندارد.

به علاوه این قرآن و رسالت و هدایت یک بیدار باش و یادآوری به همه جهانیان است (إِنْ هُوَ إِلاّٰ ذِکْریٰ لِلْعٰالَمِینَ) .

و چنین نعمت عمومی و همگانی، همانند نور آفتاب و امواج هوا و بارش باران است که جنبه عمومی و جهانی دارد، و هیچگاه خرید و فروش نمی شود و کسی در برابر آن اجر و پاداشی نمی گیرد، این هدایت و رسالت نیز جنبه خصوصی و اختصاصی ندارد که بتوان برای آن پاداش قائل شد، (با توجه به آنچه در تفسیر این جمله گفته شد پیوند آنها با یکدیگر و با آیات قبل کاملا روشن می گردد) .

ضمنا از جمله اخیر به خوبی استفاده می شود که آئین اسلام جنبه قومی و و منطقه ای ندارد و یک آئین جهانی و همگانی است.

ص: 336

nemoone/انعام/آیات_88_تا_90.txt · Last modified: 2024/12/07 17:08 by 127.0.0.1

Donate Powered by PHP Valid HTML5 Valid CSS Driven by DokuWiki