User Tools

Site Tools


nemoone:انعام:آیات_21_تا_24

[سوره الأنعام (6) : آیات 21 تا 24]

اشاره

وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ اِفْتَریٰ عَلَی اَللّٰهِ کَذِباً أَوْ کَذَّبَ بِآیٰاتِهِ إِنَّهُ لاٰ یُفْلِحُ اَلظّٰالِمُونَ (21) وَ یَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِیعاً ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِینَ أَشْرَکُوا أَیْنَ شُرَکٰاؤُکُمُ اَلَّذِینَ کُنْتُمْ تَزْعُمُونَ (22) ثُمَّ لَمْ تَکُنْ فِتْنَتُهُمْ إِلاّٰ أَنْ قٰالُوا وَ اَللّٰهِ رَبِّنٰا مٰا کُنّٰا مُشْرِکِینَ (23) اُنْظُرْ کَیْفَ کَذَبُوا عَلیٰ أَنْفُسِهِمْ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ مٰا کٰانُوا یَفْتَرُونَ (24)

ترجمه:

21-چه کسی ستمکارتر از کسی است که بر خدا دروغ بسته (و شریک برای او قائل شده است) یا آیات او را تکذیب نموده، مسلما ظالمان روی رستگاری نخواهند دید.

22-آن روز که همه آنها را محشور می کنیم، به مشرکان می گوئیم: معبودهایتان که آنها را شریک خدا می پنداشتید کجا هستند؟ (و چرا به یاری شما نمی شتابند؟) .

23-سپس پاسخ و عذر آنها چیزی جز این نیست که می گویند به خداوندی که پروردگار ما است سوگند که ما مشرک نبودیم.

24-ببین چگونه به خودشان (نیز) دروغ می گویند و آنچه را به دروغ شریک خدا می پنداشتند از دست می دهند.

تفسیر:

بزرگترین ظلم

در تعقیب برنامه کوبیدن همه جانبه“شرک و بت پرستی”در نخستین آیه بالا با صراحت به صورت استفهام انکاری می گوید: “چه کسی ستمکارتر از مشرکانی است که بر خدا دروغ بسته و شریک برای او قرار داده و یا آیات او را تکذیب نموده اند”

ص: 183

(وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَریٰ عَلَی اللّٰهِ کَذِباً أَوْ کَذَّبَ بِآیٰاتِهِ) .

در حقیقت جمله اول اشاره به انکار توحید است، و جمله دوم اشاره به انکار نبوت، و به راستی ظلمی از این بالاتر نمی شود که انسان جماد بی ارزش و یا انسان ناتوانی را همتای وجود نامحدودی قرار دهد که بر سراسر جهان هستی حکومت می کند، این کار از سه جهت ظلم محسوب می شود: ظلم نسبت به ذات پاک او که شریکی برای او قائل شده، و ظلم بر خویشتن که شخصیت و ارزش وجود خود را تا سر حد پرستش یک قطعه سنگ و چوب پائین آورده، و ظلم بر اجتماع که بر اثر شرک گرفتار تفرقه و پراکندگی و دور شدن از روح وحدت و یگانگی شده است.

مسلما هیچ ستمگری-مخصوصا چنین ستمگرانی که ستم آنها همه جانبه است-روی سعادت و رستگاری نخواهند دید (إِنَّهُ لاٰ یُفْلِحُ الظّٰالِمُونَ) .

البته در آیه فوق صریحا کلمه“شرک”ذکر نشده ولی با توجه به آیات قبل و آیات بعد که همگی پیرامون مسئله شرک صحبت می کند روشن می شود که منظور از کلمه“افتراء”در این آیه همان تهمت شریک قائل شدن برای ذات خدا است.

قابل توجه اینکه: در 15 مورد از قرآن مجید افرادی به عنوان ظالمترین و ستمکارترین مردم معرفی شده اند که همه با جمله استفهامیه“و من اظلم”یا “فمن اظلم” (چه کسی ستمکارتر است) شروع شده است، گرچه بسیاری از این آیات درباره شرک و بت پرستی و انکار آیات الهی سخن می گوید، یعنی ناظر به اصل توحید است، ولی بعضی از آنها نیز درباره مسائل دیگر می باشد مانند “ وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَسٰاجِدَ اللّٰهِ أَنْ یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ ”“چه کسی ستمکارتر است از آنهایی که مانع ذکر نام خدا در مساجد شوند”؟ (بقره-114) .

و در مورد دیگر می خوانیم: “ وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ کَتَمَ شَهٰادَهً عِنْدَهُ مِنَ اللّٰهِ ”:

ص: 184

“چه کسی ستمکارتر است از آنها که کتمان شهادت می کنند”؟ (بقره-140) در اینجا این سؤال پیش می آید: چگونه ممکن است هر یک از این طوائف ستمکارترین مردم باشند؟ در صورتی که“ظالم ترین”تنها بر یک طائفه از آنها صدق می کند.

در پاسخ می توان گفت: همه این امور در حقیقت از یک جا ریشه می گیرد و آن مسئله شرک و کفر و عناد است زیرا منع مردم از ذکر خدا در مساجد و سعی و کوشش در ویران ساختن آنها نشانه کفر و شرک است، و همچنین کتمان شهادت که ظاهرا منظور از آن کتمان شهادت بر حقایقی است که موجب سرگردانی مردم در وادی کفر می شود از چهره های گوناگون شرک و انکار خداوند یگانه است.

* در آیه بعد پیرامون سرنوشت مشرکان در رستاخیز بحث می شود، تا روشن گردد آنها با اتکاء به مخلوقات ضعیفی همچون بتها نه آرامشی برای خود در این جهان فراهم ساختند و نه در جهان دیگر و می گوید: “آن روز که همه اینها را یک جا مبعوث می کنیم به مشرکان می گوئیم معبودهای ساختگی شما که آنها را شریک خدا می پنداشتید کجا هستند؟ “و چرا به یاری شما نمی شتابند؟ چرا هیچگونه اثری از قدرت نمایی آنها در این عرصه وحشتناک دیده نمی شود؟ (وَ یَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِیعاً ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِینَ أَشْرَکُوا أَیْنَ شُرَکٰاؤُکُمُ الَّذِینَ کُنْتُمْ تَزْعُمُونَ) . مگر بنا نبود آنها در مشکلات شما را یاری کنند؟ و شما به این امید به آنها پناه می بردید؟ پس چرا کمترین اثری از آنها دیده نمی شود؟ . آنها در بهت و حیرت و وحشت عجیبی فرو می روند و پاسخی در برابر این سؤال ندارند جز اینکه سوگند یاد کنند که”به خدا قسم ما هیچگاه مشرک نبودیم”به گمان اینکه در آنجا نیز می توان حقائق را انکار کرد (ثُمَّ لَمْ تَکُنْ ص: 185 فِتْنَتُهُمْ إِلاّٰ أَنْ قٰالُوا وَ اللّٰهِ رَبِّنٰا مٰا کُنّٰا مُشْرِکِینَ ) . در اینکه“فتنه”در آیه فوق به چه معنی است، میان مفسران گفتگو است، بعضی آن را به معنی پوزش و معذرت و بعضی به معنی پاسخ و بعضی به معنی شرک گرفته اند (1) . (1) این احتمال نیز در تفسیر آیه وجود دارد که منظور از“فتنه و افتنان” همان دلباختگی به چیزی است یعنی نتیجه دلباختگی آنها به شرک و بت پرستی که پرده ای بر روی اندیشه و خرد آنها افکنده این شده است، که در قیامت که پرده ها کنار می رود متوجه خطای بزرگ خود بشوند و از اعمال خود بیزاری جویند و به کلی انکار کنند. و اصل“فتنه”در لغت چنان که“راغب”در“مفردات”می گوید: آن است که طلا را در آتش بیفکنند و زیر فشار حرارت قرار دهند تا باطن آن آشکار گردد و معلوم شود خالص است یا ناخالص؟ این معنی را در آیه فوق می توان به عنوان یک تفسیر دیگر پذیرفت، زیرا آنها هنگامی که در روز رستاخیز در فشار سخت و وحشتهای آن روز فرو می روند بیدار می شوند و به خطای خود واقف می گردند و برای نجات خود اعمال گذشته را انکار می کنند. * در آیه بعد برای اینکه مردم از سرنوشت رسوای این افراد عبرت گیرند می گوید: “درست توجه کن ببین اینها کارشان به کجا می رسد که به کلی از روش و مسلک خویش بیزاری جسته و آن را انکار می کنند و حتی به خودشان نیز دروغ می گویند” (اُنْظُرْ کَیْفَ کَذَبُوا عَلیٰ أَنْفُسِهِمْ) .

ص: 186

1- 1) در صورتی که به معنی معذرت و پاسخ بوده باشد آیه احتیاج به تقدیر ندارد ولی در صورتی که به معنی شرک باشد باید کلمه“نتیجه”را نیز در تقدیر گرفت یعنی“نتیجه شرک آنها این شد که سوگند یاد کنند مشرک نبودند”.

و تمام تکیه گاه هایی که برای خود انتخاب کرده بودند و آنها را شریک خدا می پنداشتند همه را از دست می دهند و دستشان به جایی نمی رسد (وَ ضَلَّ عَنْهُمْ مٰا کٰانُوا یَفْتَرُونَ) .

***

در اینجا به چند نکته باید توجه داشت

1-منظور از“انظر” (نگاه کن) مسلما نگاه کردن با دیده عقل است نه دیده حس. زیرا صحنه های قیامت در دنیا قابل مشاهده نیست.

2-اینکه می گوید: آنها بر خودشان دروغ بستند یا به معنی این است که آنها در دنیا خود را فریب دادند و از راه حق بیرون رفتند، و یا اینکه در جهان دیگر که سوگند یاد می کنند که ما مشرک نبوده ایم در حقیقت به خودشان دروغ می بندند زیرا مسلما آنها مشرک بودند.

3-در اینجا سؤالی باقی می ماند و آن اینکه: از آیه فوق استفاده می شود که مشرکان، سابقه شرک خود را در روز قیامت انکار می کنند، و حال آنکه وضع روز قیامت و مشاهده حسی حقائق طوری است که هیچکس به خود اجازه نمی دهد سخنی بر خلاف حق بگوید، درست مثل اینکه در روز روشن هیچ دروغگویی را نمی بینیم که در برابر آفتاب بایستد و بگوید هوا تاریک است، به علاوه از بعضی از آیات دیگر چنین استفاده می شود که آنها روز قیامت صریحا به شرک خود اعتراف می کنند و هیچ حقیقتی را کتمان نمی نمایند وَ لاٰ یَکْتُمُونَ اللّٰهَ حَدِیثاً (نساء-42) .

در پاسخ این سؤال دو جواب می توان گفت:

نخست اینکه در روز قیامت مراحلی وجود دارد، در مراحل نخستین مشرکان خیال می کنند می توانند با دروغ گفتن از کیفرهای دردناک الهی رهایی یابند لذا طبق عادت دیرینه خویش متوسل به دروغ می شوند، ولی در مراحل بعد که می فهمند روزنه ای برای فرار از این طریق وجود ندارد، به اعمال خود اعتراف می نمایند.

ص: 187

در حقیقت گویا در روز رستاخیز پرده ها تدریجا از مقابل چشم انسان کنار می رود، در آغاز که مشرکان هنوز به دقت پرونده های خود را بررسی نکرده اند متوسل به دروغ می شوند، اما در مراحل بعد که پرده ها بالاتر می رود، و همه چیز را حاضر می بینند، چاره ای جز اعتراف ندارند، درست مانند افراد مجرمی که در آغاز بازجویی همه چیز، حتی آشنایی با دوستان خود را انکار می کنند، اما هنگامی که اسناد و مدارک زنده جرم به آنها ارائه داده می شود، می بینند مطلب به حدی روشن است که جای انکار نیست، لذا اعتراف می کنند و همه چیز را می گویند.

این پاسخ در حدیثی از امیر مؤمنان علی ع نقل شده است (1) .

(1)

دیگر اینکه آیه فوق در مورد کسانی است که واقعا خود را مشرک نمی دیدند همانند مسیحیان که قائل به خدایان سه گانه اند و در عین حال خود را موحد می پندارند، یا کسانی که دم از توحید می زدند ولی عمل آنها بوی شرک می داد زیرا دستورات پیامبران را زیر پا گذاشته بودند و به غیر خدا تکیه داشتند، و ولایت اولیای الهی را انکار می کردند و در عین حال خود را موحد می پنداشتند، اینها در روز قیامت قسم یاد می کنند که ما موحد بوده ایم ولی به زودی به آنها می فهمانند که آنها در باطن جزء مشرکان بودند-این پاسخ نیز در روایات متعددی از علی ع و امام صادق ع نقل شده است. (2)

(2)

و هر دو پاسخ قابل قبول است.

ص: 188

1- 1) نور الثقلین جلد اول صفحه 708.

2- 2) نور الثقلین جلد اول صفحه 708.

nemoone/انعام/آیات_21_تا_24.txt · Last modified: 2024/12/07 17:08 by 127.0.0.1

Donate Powered by PHP Valid HTML5 Valid CSS Driven by DokuWiki