User Tools

Site Tools


nemoone:انعام:آیات_19_تا_20

[سوره الأنعام (6) : آیات 19 تا 20]

اشاره

قُلْ أَیُّ شَیْءٍ أَکْبَرُ شَهٰادَهً قُلِ اَللّٰهُ شَهِیدٌ بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ وَ أُوحِیَ إِلَیَّ هٰذَا اَلْقُرْآنُ لِأُنْذِرَکُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ أَ إِنَّکُمْ لَتَشْهَدُونَ أَنَّ مَعَ اَللّٰهِ آلِهَهً أُخْریٰ قُلْ لاٰ أَشْهَدُ قُلْ إِنَّمٰا هُوَ إِلٰهٌ وٰاحِدٌ وَ إِنَّنِی بَرِیءٌ مِمّٰا تُشْرِکُونَ (19) اَلَّذِینَ آتَیْنٰاهُمُ اَلْکِتٰابَ یَعْرِفُونَهُ کَمٰا یَعْرِفُونَ أَبْنٰاءَهُمُ اَلَّذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فَهُمْ لاٰ یُؤْمِنُونَ (20)

ترجمه:

19-بگو بالاترین گواهی، گواهی کیست؟ بگو خداوند گواه میان من و شما است و (بهترین دلیل آن این است که) این قرآن را بر من وحی کرده تا شما و تمام کسانی را که این قرآن به آنها می رسد انذار کنم (و از مخالفت فرمان خدا بترسانم) آیا براستی شما گواهی می دهید که خدایان دیگری با خدا است؟ بگو من هرگز چنین گواهی نمی دهم او است خداوند یگانه یکتا و من از آنچه برای او شریک قرار داده اید بیزارم.

20-آنهایی که کتاب آسمانی به آنان داده ایم بخوبی او را (پیامبر را) می شناسند همانگونه که فرزندان خود را می شناسند، تنها کسانی که سرمایه وجود خود را از دست داده اند ایمان نمی آورند.

تفسیر:

بالاترین شاهد

به طوری که جمعی از مفسران نقل کرده اند، عده ای از مشرکان مکه نزد پیامبر آمدند و گفتند: تو چگونه پیامبری هستی که احدی را با تو موافق نمی بینیم

ص: 178

حتی از یهود و نصارا درباره تو تحقیق کردیم آنها نیز گواهی و شهادتی به حقانیت تو بر اساس محتویات تورات و انجیل ندادند، لا اقل کسی را به ما نشان ده که گواه بر رسالت تو باشد، آیات فوق ناظر به این جریان است.

***پیامبر مامور می شود که در مقابل این مخالفان لجوج که چشم بر هم نهاده، و این همه نشانه های حقانیت دعوت او را نادیده گرفته بودند و باز هم مطالبه گواه و شاهد می کردند بگوید: “به عقیده شما بالاترین شهادت، شهادت کیست”؟ (قُلْ أَیُّ شَیْءٍ أَکْبَرُ شَهٰادَهً) .

غیر از این است که بالاترین شهادت، شهادت پروردگار است؟ “بگو خداوند بزرگ گواه میان من و شما است” (قُلِ اللّٰهُ شَهِیدٌ بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ) .

“و بهترین دلیل آن این است که این قرآن را بر من وحی فرستاده” (وَ أُوحِیَ إِلَیَّ هٰذَا الْقُرْآنُ) .

قرآنی که ممکن نیست ساخته فکر بشری آنهم در آن عصر و زمان و در آن محیط و مکان بوده باشد قرآنی که محتوی انواع شواهد اعجاز می باشد: الفاظ آن اعجاز آمیز و معانی آن اعجازآمیزتر، آیا همین یک شاهد بزرگ، دلیل بر گواهی خداوند بر حقانیت دعوت من نیست؟ ضمنا از این جمله استفاده می شود که قرآن بزرگترین معجزه و بالاترین گواه صدق دعوی پیامبر است.

سپس به هدف نزول قرآن پرداخته و می گوید“این قرآن به این جهت بر من نازل شده است که شما را و تمام کسانی را که سخنان من در طول تاریخ بشر و پهنه زمان و در تمام نقاط جهان به گوش آنها می رسد از مخالفت فرمان خدا بترسانم و به عواقب دردناک این مخالفت توجه دهم” (لِأُنْذِرَکُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ) .

اگر می بینیم در اینجا فقط سخن از“انذار”و بیم دادن، به میان آمده-

ص: 179

با اینکه معمولا همه جا با بشارت همراه است-به خاطر این است که سخن در برابر افراد لجوجی بوده که اصرار در مخالفت داشته اند.

ضمنا با ذکر کلمه“و من بلغ” (تمام کسانی که این سخن به آنها می رسد) رسالت جهانی قرآن و دعوت عمومی و همگانی آن را اعلام می دارد، در حقیقت تعبیری از این کوتاهتر و جامعتر برای ادای این منظور تصور نمی شود و دقت در وسعت آن می تواند هر گونه ابهامی را در مورد عدم اختصاص دعوت قرآن به نژاد عرب و یا زمان و منطقه خاصی برطرف سازد. جمعی از دانشمندان از تعبیراتی مانند تعبیر فوق مسئله خاتمیت پیامبر را نیز استفاده کرده اند، زیرا طبق تعبیر بالا پیامبر مبعوث بوده به تمام کسانی که گفتارش به آنها می رسد و این شامل تمام کسانی می شود که تا پایان این جهان به دنیا قدم می گذارند.

از احادیثی که از طرق اهل بیت ع وارد شده چنین استفاده می شود که منظور از ابلاغ قرآن تنها به این نیست که عین متن آن به اقوام دیگر برسد حتی وصول ترجمه های آن به زبانهای دیگر نیز در مفهوم آیه وارد است.

در حدیثی از امام صادق نقل شده که درباره آیه فوق سؤال شده، حضرت فرمود: “

بکل لسان ” (1) یعنی به هر زبان که باشد.

(1)

ضمنا یکی از قوانین مسلم اصول فقه که قاعده“قبح عقاب بلا بیان”است نیز از آیه فوق استفاده می شود.

توضیح اینکه در اصول فقه اثبات شده است ما دام که حکمی به کسی نرسد در برابر آن مسئولیتی ندارد (مگر اینکه در فرا گرفتن حکم کوتاهی کرده باشد) آیه فوق نیز می گوید آنهایی که سخن من به آنها برسد، در برابر آن مسئولیت دارند و به این ترتیب کسانی که بدون تقصیر به آنها ابلاغ نشده باشد مسئولیتی ندارند.

ص: 180

1- 1) تفسیر برهان، نور الثقلین جلد 1 صفحه 707 ذیل آیه.

در تفسیر“المنار”از پیامبر اکرم ص چنین نقل شده که یک دسته از اسیران را نزد پیامبر ص آوردند، حضرت پرسید آیا شما را دعوت به اسلام کرده اند؟ گفتند نه، دستور داد آنها را رها کردند، سپس آیه بالا را تلاوت کرد و فرمود: بگذارید آنها به جایگاه خود باز گردند زیرا حقیقت اسلام به آنها ابلاغ نشده و به سوی آن دعوت نگردیده اند (1) و نیز از این آیه استفاده می شود که اطلاق کلمه“شیء”که معادل کلمه“چیز”در فارسی بر خدا جائز است و لکن او چیزی است نه مانند اشیاء دیگر که مخلوق و محدود باشد بلکه خالق است و نامحدود.

(1)

سپس به دنبال این سخن دستور به پیامبر ص می دهد که از آنها سؤال کند“آیا براستی شما گواهی می دهید که خدایان دیگری با خدا است”؟ (ا إنکم لَتَشْهَدُونَ أَنَّ مَعَ اللّٰهِ آلِهَهً أُخْریٰ) بعد می گوید“با صراحت به آنها بگو من هرگز چنین گواهی نمی دهم، بگو او است خداوند یگانه و من از آنچه شما برای او شریک قرار داده اید بیزارم” (قُلْ لاٰ أَشْهَدُ، قُلْ إِنَّمٰا هُوَ إِلٰهٌ وٰاحِدٌ وَ إِنَّنِی بَرِیءٌ مِمّٰا تُشْرِکُونَ) .

در حقیقت ذکر این چند جمله در پایان آیه به خاطر یک نکته مهم روانی است و آن اینکه ممکن است مشرکان چنین تصور کنند که گفتگوهای آنها شاید تزلزلی در روح پیامبر ص ایجاد کرده باشد و با امیدواری مجلس را ترک گویند و به دوستان خود بشارت دهند که شاید محمد ص بعد از این در دعوت خود تجدید نظر کند، این جمله ها که از صراحت و قاطعیت سرشار است این امید را به کلی مبدل به یاس می کند و به آنها نشان می دهد که مطلب بالاتر از آن است که آنها می پندارند و کمترین تزلزلی در دعوت او پیدا نخواهد شد و تجربه نشان داده که ذکر این گونه کلمات قاطع در پایان یک بحث اثر عمیقی در رسیدن به نتیجه نهایی دارد!

ص: 181

1- 1) المنار جلد 7 صفحه 341.

و در آیه بعد به آنها که مدعی بودند اهل کتاب هیچگونه گواهی درباره پیامبر اسلام نمی دهند صریحا پاسخ می دهد و می گوید: “آنهایی که کتاب آسمانی بر آنها نازل کردیم به خوبی پیامبر را می شناسند همانگونه که فرزندان خود را می شناسند”! (اَلَّذِینَ آتَیْنٰاهُمُ الْکِتٰابَ یَعْرِفُونَهُ کَمٰا یَعْرِفُونَ أَبْنٰاءَهُمُ) .

یعنی نه تنها از اصل ظهور و دعوت او آگاهند بلکه جزئیات و خصوصیات و نشانه های دقیق او را نیز می دانند، بنا بر این اگر جمعی از اهل مکه می گفتند ما مراجعه به اهل کتاب کرده ایم و اطلاعاتی از پیامبر نداشته اند یا واقعا دروغ می گفتند و تحقیقی نکرده بودند و یا اهل کتاب حقائق را کتمان کرده و به آنها بازگو نمی کردند، همانطور که آیات دیگر قرآن نیز اشاره به کتمان آنها می کند. (توضیح بیشتر این موضوع در جلد اول تفسیر نمونه صفحه 366 ذیل آیه 146 سوره بقره گذشت) .

در پایان آیه به عنوان یک نتیجه نهایی اعلام می دارد: “تنها کسانی به این پیامبر (با این همه نشانه های روشن) ایمان نمی آورند که در بازار تجارت زندگی همه چیز خود را از دست داده و سرمایه وجود خود را باخته اند (اَلَّذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فَهُمْ لاٰ یُؤْمِنُونَ) .

ص: 182

nemoone/انعام/آیات_19_تا_20.txt · Last modified: 2024/12/07 17:08 by 127.0.0.1

Donate Powered by PHP Valid HTML5 Valid CSS Driven by DokuWiki