User Tools

Site Tools


nemoone:انعام:آیات_161_تا_163

[سوره الأنعام (6) : آیات 161 تا 163]

اشاره

قُلْ إِنَّنِی هَدٰانِی رَبِّی إِلیٰ صِرٰاطٍ مُسْتَقِیمٍ دِیناً قِیَماً مِلَّهَ إِبْرٰاهِیمَ حَنِیفاً وَ مٰا کٰانَ مِنَ اَلْمُشْرِکِینَ (161) قُلْ إِنَّ صَلاٰتِی وَ نُسُکِی وَ مَحْیٰایَ وَ مَمٰاتِی لِلّٰهِ رَبِّ اَلْعٰالَمِینَ (162) لاٰ شَرِیکَ لَهُ وَ بِذٰلِکَ أُمِرْتُ وَ أَنَا أَوَّلُ اَلْمُسْلِمِینَ (163)

ترجمه:

161-بگو: پروردگارم مرا به راه راست هدایت کرده، آئینی پا بر جا و ضامن سعادت دین و دنیا، آئین ابراهیم همان کسی که از آئینهای خرافی محیط خود روی گردانید و از مشرکان نبود.

162-بگو: نماز و تمام عبادات من و زندگی و مرگ من، همه برای خداوند پروردگار جهانیان است.

163-شریکی برای او نیست، و به همین دستور یافته ام، و من نخستین مسلمانم!

تفسیر:

اشاره

این است راه مستقیم من

این چند آیه و آیات دیگری که بعد از آن می خوانیم و سوره انعام با آن

ص: 58

1- 1) مجمع البیان جلد چهارم صفحه 390.

پایان می پذیرد در حقیقت خلاصه ای است از بحثهای این سوره که در زمینه مبارزه با شرک و بت پرستی بیان شده و تکمیل و توضیح بیشتری روی آنها است، در حقیقت این سوره با دعوت به توحید و مبارزه با شرک شروع و با همان بحث نیز خاتمه می یابد.

نخست در برابر عقائد و ادعاهای دور از منطق مشرکان و بت پرستان، خداوند به پیامبرش دستور می دهد که“بگو پروردگار من مرا به راه راست که نزدیکترین راهها است هدایت کرده است” (این راه راست همان جاده توحید و یکتاپرستی و درهم کوبیدن آئین شرک و بت پرستی است) (قُلْ إِنَّنِی هَدٰانِی رَبِّی إِلیٰ صِرٰاطٍ مُسْتَقِیمٍ) .

جالب توجه اینکه: این آیه و تعداد زیادی از آیات قبل و بعد با جمله “قل”: “بگو”شروع می شود، و شاید هیچ سوره ای در قرآن، این اندازه، این جمله در آن تکرار نشده باشد، و این در حقیقت درگیری شدید پیامبر ص را در این سوره با منطق مشرکان منعکس می کند.

و نیز راه هر گونه بهانه را بر آنها می بندد زیرا تکرار کلمه“قل”نشانه این است که تمام این گفتگوها به فرمان خدا و به تعبیر دیگر عین منطق پروردگار است، نه نظرات شخص پیامبر ص.

روشن است ذکر کلمه“قل”در این آیات و مانند آنها در متن قرآن، برای حفظ اصالت قرآن و نقل عین کلماتی است که بر پیامبر ص وحی شده و به تعبیر دیگر پیامبر ص هیچگونه تغییری در الفاظی که بر او وحی می شد نمی داد و حتی کلمه“قل”را که خطاب پروردگار به او است، عینا ذکر می کرد.

سپس این“ صِرٰاطٍ مُسْتَقِیمٍ “را در این آیه و دو آیه بعد توضیح می دهد:

نخست می گوید: “آئینی است مستقیم در نهایت راستی و درستی، ابدی

ص: 59

و جاویدان”و قائم به امور دین و دنیا و جسم و جان (دِیناً قِیَماً) (1) .

(1)

و از آنجا که عربها علاقه خاصی به ابراهیم نشان می دادند و حتی آئین خود را به عنوان آئین ابراهیم معرفی می کردند، اضافه می کند که”آئین واقعی ابراهیم همین است که من به سوی آن دعوت می کنم”نه آنچه شما به او بسته اید (مِلَّهَ إِبْرٰاهِیمَ) .

همان ابراهیم که“از آئین خرافی زمان و محیط، اعراض کرد، و به حق یعنی آئین یکتاپرستی روی آورد” (حنیفا) .

“حنیف”به معنی شخص یا چیزی است که تمایل به سویی پیدا کند، ولی در اصطلاح قرآن به کسی گفته می شود که از آئین باطل زمان خود روی گرداند و به آئین حق توجه کند.

این تعبیر گویا پاسخی است به گفتار مشرکان که مخالفت پیامبر را با آئین بت پرستی که آئین نیاکان عرب بود، نکوهش می کردند، پیامبر در پاسخ آنها می گوید: این سنت شکنی و پشت پا زدن به عقائد خرافی محیط، تنها کار من نیست، ابراهیم که مورد احترام همه ما است نیز چنین کرد.

سپس برای تاکید می افزاید که“او هیچگاه از مشرکان و بت پرستان نبود” (وَ مٰا کٰانَ مِنَ الْمُشْرِکِینَ) .

بلکه او قهرمان بت شکن و مبارز پویا و پی گیر با آئین شرک بود.

تکرار جمله حَنِیفاً وَ مٰا کٰانَ مِنَ الْمُشْرِکِینَ در چند مورد از آیات قرآن با ذکر کلمه“مسلما”یا بدون آن برای تاکید روی همین مساله است که ساحت مقدس ابراهیم که عرب جاهلی به او افتخار می کرد از این عقائد و اعمال غلط

ص: 60

1- 1) “قیما”هم به معنی راستی و استقامت ممکن است باشد، و هم به معنی پایدار و جاویدان، و هم به معنی قائم به امور دین و دنیا.

پاک بود (1) .

(1)

* در آیه بعد اشاره به این می کند که بگو نه تنها از نظر عقیده من موحد و یکتاپرستم بلکه از نظر عمل، هر کار نیکی که می کنم، “نماز من و تمام عبادات من و حتی مرگ و حیات من همه برای پروردگار جهانیان است”برای او زنده ام، به خاطر او می میرم و در راه او هر چه دارم فدا می کنم، تمام هدف من و تمام عشق من و تمام هستی من او است (قُلْ إِنَّ صَلاٰتِی وَ نُسُکِی وَ مَحْیٰایَ وَ مَمٰاتِی لِلّٰهِ رَبِّ الْعٰالَمِینَ) . “نسک”در اصل به معنی عبادت است و لذا به شخص عبادت کننده“ناسک” گفته می شود، ولی این کلمه بیشتر درباره اعمال حج به کار می رود، و می گویند: مناسک حج، بعضی احتمال داده اند که“نسک”در اینجا به معنی“قربانی”بوده باشد، ولی ظاهر این است که هر گونه عبادتی را شامل می شود، در واقع نخست اشاره به نماز (صلاه) به عنوان مهمترین عبادت شده، بعد همه عبادات را به طور کلی بیان کرده است، یعنی هم نماز من و هم تمام عباداتم و حتی زندگی و مرگم، همه برای او است. * در آیه بعد برای تاکید و ابطال هر گونه شرک و بت پرستی، اضافه می کند:

“پروردگاری که هیچ شریک و شبیهی برای او نیست” (لاٰ شَرِیکَ لَهُ) .

سرانجام می فرماید: “و به این موضوع، من دستور یافته ام و من اولین مسلمانم” (وَ بِذٰلِکَ أُمِرْتُ وَ أَنَا أَوَّلُ الْمُسْلِمِینَ) .

***

ص: 61

1- 1) سوره بقره آیه 135، سوره آل عمران آیه 67 و 95.

چگونه پیامبر ص اولین مسلمان بود

در آیه فوق پیامبر ص به عنوان اولین مسلمان ذکر شده است، و در این باره در میان مفسران گفتگو است، زیرا می دانیم اگر منظور از“اسلام”معنی وسیع این کلمه بوده باشد تمام ادیان آسمانی را شامل می شود و به همین دلیل این کلمه (مسلم) بر پیامبران دیگر نیز اطلاق شده است، درباره نوح ع می خوانیم: وَ أُمِرْتُ أَنْ أَکُونَ مِنَ الْمُسْلِمِینَ “مامورم که از مسلمانان باشم” (یونس-72) و درباره ابراهیم خلیل ع و فرزندش اسماعیل نیز می خوانیم: رَبَّنٰا وَ اجْعَلْنٰا مُسْلِمَیْنِ لَکَ: “خداوندا ما را برای خودت مسلمان قرار ده” (بقره-128) و درباره یوسف ع آمده است توفنی مسلما: “مرا مسلمان بمیران” (یوسف-101) و همچنین پیامبران دیگر.

البته“مسلم”به معنی کسی است که در برابر فرمان خدا تسلیم است و این معنی درباره همه پیامبران الهی و امتهای مؤمن آنها صدق می کند، با این حال، اولین مسلمان بودن پیامبر اسلام ص یا از نظر کیفیت و اهمیت اسلام او است، زیرا درجه تسلیم و اسلام او بالاتر از همگان بود و یا اولین فرد از این امت بود که آئین قرآن و اسلام را پذیرفت.

در بعضی از روایات نیز وارد شده است: که منظور نخستین کسی است که در عالم ارواح به دعوت پروردگار و سؤال او در زمینه الوهیتش پاسخ مثبت داد (1) .

(1)

در هر حال آیات فوق روشنگر روح اسلام و حقیقت تعلیمات قرآن است، دعوت به صراط مستقیم، دعوت به آئین خالص ابراهیم بت شکن، و دعوت به نفی هر گونه شرک و دوگانگی و چندگانگی، این از نظر عقیده و ایمان.

ص: 62

1- 1) تفسیر صافی ذیل آیه.

و اما از نظر عمل، دعوت به اخلاص و خلوص نیت و همه چیز را برای خدا بجا آوردن است، برای او زنده بودن و در راه او جان دادن، و همه چیز را برای او خواستن، به او دلبستن و از غیر او گسستن، به او عشق ورزیدن و از غیر او بیزاری جستن است.

چقدر فاصله است میان این دعوت صریح اسلام و میان اعمال جمعی از مسلمان نماها که چیزی جز تظاهر و خودنمایی نمی فهمند و نمی دانند، و در هر مورد به ظاهر می اندیشند، و نسبت به باطن و مغز، بی اعتنا هستند، و به همین دلیل، حیات و زندگی و اجتماع و جمعیت و افتخار و آزادی آنها نیز، چیزی جز پوستهای بی مغز نیست!

nemoone/انعام/آیات_161_تا_163.txt · Last modified: 2024/12/07 17:08 by 127.0.0.1

Donate Powered by PHP Valid HTML5 Valid CSS Driven by DokuWiki