User Tools

Site Tools


nemoone:انعام:آیات_104_تا_107

[سوره الأنعام (6) : آیات 104 تا 107]

اشاره

قَدْ جٰاءَکُمْ بَصٰائِرُ مِنْ رَبِّکُمْ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ عَمِیَ فَعَلَیْهٰا وَ مٰا أَنَا عَلَیْکُمْ بِحَفِیظٍ (104) وَ کَذٰلِکَ نُصَرِّفُ اَلْآیٰاتِ وَ لِیَقُولُوا دَرَسْتَ وَ لِنُبَیِّنَهُ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ (105) اِتَّبِعْ مٰا أُوحِیَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ هُوَ وَ أَعْرِضْ عَنِ اَلْمُشْرِکِینَ (106) وَ لَوْ شٰاءَ اَللّٰهُ مٰا أَشْرَکُوا وَ مٰا جَعَلْنٰاکَ عَلَیْهِمْ حَفِیظاً وَ مٰا أَنْتَ عَلَیْهِمْ بِوَکِیلٍ (107)

ترجمه:

104-دلائل روشن از طرف پروردگارتان برای شما آمد، کسی که (بوسیله آن حق را) ببیند به سود خود اوست و کسی که از دیدن آن چشم بپوشد به زیان خود اوست، و من شما را اجبار نمی کنم.

105-و این چنین آیات را در شکلهای گوناگون بیان می داریم بگذار آنها بگویند تو درس خوانده ای (و آنها را از دگری آموخته ای) هدف ما این است که آن را برای کسانی که علم و آگاهی دارند روشن سازیم.

106-از آنچه از طرف پروردگارت بر تو وحی شده پیروی کن، هیچ معبودی جز او نیست، و از مشرکان روی بگردان.

107-اگر خدا می خواست (همه به اجبار ایمان می آوردند و هیچ یک) مشرک نمی شدند و ما تو را مسئول (اعمال) آنها قرار ندادیم و وظیفه نداری آنها را مجبور (به ایمان) سازی.

ص: 388

تفسیر:

وظیفه تو اجبار کردن نیست

این آیات در حقیقت یک نوع خلاصه و نتیجه گیری از آیات گذشته است.

نخست می گوید: “دلائل و نشانه های روشن در زمینه توحید و خداشناسی و نفی هر گونه شرک که مایه بصیرت و بینایی است برای شما آمد” (قَدْ جٰاءَکُمْ بَصٰائِرُ مِنْ رَبِّکُمْ) .

“بصائر”جمع“بصیره”از ماده“بصر”به معنی دیدن است، ولی معمولا در بینش فکری و عقلانی به کار برده می شود، و گاهی به تمام اموری که باعث درک و فهم مطلب است، اطلاق می گردد، و در آیه فوق به معنی دلیل و شاهد و گواه آمده است و مجموعه دلائلی را که در آیات گذشته در زمینه خداشناسی گفته شد در بر می گیرد بلکه مجموع قرآن در آن داخل است.

سپس برای اینکه روشن سازد این دلائل به قدر کافی حقیقت را آشکار می سازد و جنبه منطقی دارد، می گوید: “آنهایی که به وسیله این دلائل چهره حقیقت را بنگرند به سود خود گام برداشته اند، و آنها که همچون نابینایان از مشاهده آن خود را محروم سازند به زیان خود عمل کرده اند” (فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ عَمِیَ فَعَلَیْهٰا) .

و در پایان آیه از زبان پیغمبر ص می گوید: “من نگاهبان و حافظ شما نیستم” (وَ مٰا أَنَا عَلَیْکُمْ بِحَفِیظٍ) .

در اینکه منظور از این جمله چیست، مفسران دو احتمال داده اند، نخست اینکه من حافظ اعمال و مراقب و مسئول کارهای شما نیستم، بلکه خداوند همه را نگاهداری می کند و پاداش و کیفر هر کس را خواهد داد، وظیفه من تنها ابلاغ رسالت و تلاش و کوشش هر چه بیشتر در راه هدایت مردم است.

ص: 389

دیگر اینکه: من مامور و نگاهبان شما نیستیم، که با جبر و زور شما را به ایمان دعوت کنم، بلکه تنها وظیفه من بیان منطقی حقایق است و تصمیم نهایی با خود شما است.

و مانعی ندارد که هر دو معنی از این کلمه، اراده شود.

* در آیه بعد برای تاکید این موضوع که تصمیم نهایی در انتخاب راه حق و باطل با خود مردم است، می گوید: “این چنین ما آیات و دلائل را در شکلهای گوناگون و قیافه های مختلف بیان کردیم” (وَ کَذٰلِکَ نُصَرِّفُ الْآیٰاتِ) (1) . (1) ولی جمعی به مخالفت برخاستند و بدون مطالعه و هیچگونه دلیل، گفتند “این درسها را از دیگران (از یهود و نصاری و کتابهای آنها) فرا گرفته ای” (وَ لِیَقُولُوا دَرَسْتَ) (2) . (2) ولی“جمع دیگری که آمادگی پذیرش حق را دارند، و صاحب بصیرتند و عالم و آگاهند، بوسیله آن چهره حقیقت را می بینند و می پذیرند” (وَ لِنُبَیِّنَهُ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ) . تهمت به پیامبر ص از نظر فراگیری تعلیماتش از یهود و نصاری، مطلبی است که بارها از طرف مشرکان عنوان شد و هنوز هم مخالفان لجوج آن را تعقیب ص: 390 1- 1) “نصرف”از ماده“تصریف”به معنی دگرگون ساختن و به اشکال مختلف درآوردن است، اشاره به اینکه آیات قرآن با لحنهای متفاوت و با استفاده از تمام وسائل نفوذ روانی، برای کسانی که در سطوح مختلف از نظر فکر و عقیده و سایر جنبه های اجتماعی و روانی قرار دارند، نازل شده است. 2- 2) لام لیقولوا به اصطلاح“لام عاقبت”است که برای بیان سرانجام و عاقبت چیزی آورده می شود ولی هدف اصلی آن نبوده است و“درست” (از ماده“درس”به معنی فراگیری است و این تهمتی بود که مشرکان به پیامبر ص می زدند. می کنند: در حالی که اصولا در محیط جزیره عربستان، درس و مکتب و علمی نبود که پیامبر ص آن را فرا گیرد، و مسافرتهای پیامبر ص به خارج شبه جزیره به قدری کوتاه بود که جای این گونه احتمال ندارد معلومات یهود و مسیحیان ساکن محیط حجاز نیز به قدری ناچیز و آمیخته با خرافات بود که اصلا قابل مقایسه با قرآن و تعلیمات پیامبر اسلام ص نبود، توضیح بیشتر در باره این موضوع را در ذیل آیه 103 سوره نحل به خواست خدا خاطر نشان خواهیم ساخت. * سپس وظیفه پیامبر ص را در برابر لجاجتها و کینه توزی ها و تهمتهای مخالفان، مشخص ساخته، می گوید: “وظیفه تو آن است که از آنچه از طرف پروردگار بر تو وحی می شود، پیروی کنی، خدایی که هیچ معبودی جز او نیست” (اِتَّبِعْ مٰا أُوحِیَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ هُوَ) .

و نیز“وظیفه تو این است که به مشرکان و نسبتهای ناروا و سخنان بی اساس آنها اعتنا نکنی” (وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِکِینَ) .

در حقیقت این آیه یک نوع دلداری و تقویت روحیه نسبت به پیامبر ص است، که در برابر اینگونه مخالفان در عزم راسخ و آهنینش کمترین سستی حاصل نشود.

از آنچه گفتیم به خوبی روشن می شود که جمله“ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِکِینَ ” (از مشرکان روی بگردان و به آنها اعتنا نکن) هیچگونه منافاتی با دستور دعوت آنها به سوی اسلام و یا جهاد در برابر آنان ندارد، بلکه منظور این است که به سخنان بی اساس و تهمتهای آنها، اعتنا نکند و در راه خویش، ثابت قدم بماند.

***

ص: 391

در آخرین آیه مورد بحث بار دیگر این حقیقت را تایید می کند که خداوند نمی خواهد آنها را به اجبار وادار به ایمان سازد و“اگر می خواست همگی ایمان می آوردند و هیچکس مشرک نمی شد” (وَ لَوْ شٰاءَ اللّٰهُ مٰا أَشْرَکُوا) و نیز تاکید می کند“تو مسئول اعمال آنها نیستی و برای اجبار آنها به ایمان، مبعوث نشده ای” (وَ مٰا جَعَلْنٰاکَ عَلَیْهِمْ حَفِیظاً) .

همانطور که“تو وظیفه نداری آنها را به اجبار به کار خیر دعوت کنی” (وَ مٰا أَنْتَ عَلَیْهِمْ بِوَکِیلٍ) .

تفاوت“حفیظ”و“وکیل”در این است که حفیظ به کسی می گویند که از شخص یا چیزی مراقبت کرده و او را از زیان و ضرر حفظ می کند، اما وکیل به کسی می گویند که برای جلب منافع برای کسی تلاش و کوشش می نماید.

شاید نیاز به تذکر ندارد که نفی این دو صفت (حفیظ و وکیل) از پیامبر ص به معنی نفی اجبار کردن بر دفع زیان یا جلب منفعت است و گر نه پیامبر ص از طریق تبلیغ و دعوت به کارهای خیر و ترک کارهای شر این دو وظیفه را در مورد آنها به صورت اختیاری انجام می دهد.

لحن این آیات از این نظر بسیار قابل ملاحظه است که ایمان به خدا و مبانی اسلام هیچگونه جنبه تحمیلی نمی تواند داشته باشد، بلکه از طریق منطق و استدلال و نفوذ در فکر و روح افراد باید پیشروی کند، زیرا ایمان اجباری ارزشی ندارد، مهم این است که مردم حقایق را درک کنند و با اراده و اختیار خویش آن را بپذیرند.

قرآن بارها در آیات مختلف روی این حقیقت تاکید کرده و بیگانگی اسلام را از اعمال خشونت باری همانند اعمال کلیسا در قرون وسطی (1) و محکمه تفتیش

(1)

ص: 392

1- 1) “قرون وسطی”به دوران یکهزار ساله ای گفته می شود که از قرن ششم میلادی شروع و به قرن پانزدهم پایان می یابد، این دوران یکی از تاریکترین دورانهایی است که بر اروپا و مسیحیت گذشته است و جالب اینکه عصر طلایی اسلام درست در وسط قرون وسطی قرار دارد.

عقائد و امثال آن اعلام می دارد. و بخواست خدا در آغاز سوره برائه علل سخت گیری اسلام در برابر مشرکان مورد بحث قرار می گیرد.

nemoone/انعام/آیات_104_تا_107.txt · Last modified: 2024/12/07 17:08 by 127.0.0.1

Donate Powered by PHP Valid HTML5 Valid CSS Driven by DokuWiki