[سوره الانشقاق (84) : آیات 1 تا 9]
اشاره
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِlt;br/gt;إِذَا اَلسَّمٰاءُ اِنْشَقَّتْ (1) وَ أَذِنَتْ لِرَبِّهٰا وَ حُقَّتْ (2) وَ إِذَا اَلْأَرْضُ مُدَّتْ (3) وَ أَلْقَتْ مٰا فِیهٰا وَ تَخَلَّتْ (4) وَ أَذِنَتْ لِرَبِّهٰا وَ حُقَّتْ (5) یٰا أَیُّهَا اَلْإِنْسٰانُ إِنَّکَ کٰادِحٌ إِلیٰ رَبِّکَ کَدْحاً فَمُلاٰقِیهِ (6) فَأَمّٰا مَنْ أُوتِیَ کِتٰابَهُ بِیَمِینِهِ (7) فَسَوْفَ یُحٰاسَبُ حِسٰاباً یَسِیراً (8) وَ یَنْقَلِبُ إِلیٰ أَهْلِهِ مَسْرُوراً (9)
ص: 295
ترجمه:
بنام خداوند بخشنده مهربان 1-در آن هنگام که آسمان (کرات آسمانی) شکافته شود.
2-و تسلیم فرمان پروردگارش شود، و سزاوار است چنین باشد.
3-و در آن هنگام که زمین گسترده شود.
4-و آنچه در درون دارد بیرون افکنده و خالی شود.
5-و تسلیم فرمان پروردگارش گردد، و شایسته است که چنین باشد.
6-ای انسان!تو با تلاش و رنج به سوی پروردگارت می روی و او را ملاقات خواهی کرد.
7-اما کسی که نامه اعمالش به دست راستش داده شده.
8-به زودی حساب آسانی برای او می شود.
9-و خوشحال به اهل و خانواده اش بازمی گردد.
تفسیر:
تلاشی پر رنج به سوی کمال مطلق
همانگونه که در شرح محتوای سوره گفتیم در آغاز این سوره نیز اشاره به حوادث عظیم و عجیب پایان جهان اشاره شده می فرماید:
“در آن هنگام که آسمان شکافته شود” (و اجرام و کرات آسمانی متلاشی گردد، و نظام کواکب برهم خورد) (إِذَا السَّمٰاءُ انْشَقَّتْ) (1) .
(1)
نظیر آنچه در سوره“انفطار”آمده که می فرماید: إِذَا السَّمٰاءُ انْفَطَرَتْ وَ إِذَا الْکَوٰاکِبُ انْتَثَرَتْ: “در آن زمان که آسمان (و کرات آسمانی) شکافته و ستارگان پراکنده شوند و فرو ریزند” (انفطار 1 و 2) .
ص: 296
1- 1) “اذا”حرف شرط است و جزای آن محذوف می باشد، و در تقدیر چنین است إِذَا السَّمٰاءُ انْشَقَّتْ … لاقی الانسان ربه فحاسبه و جازاه.
و این اعلام پایان دنیا و خرابی و فنای آن است.
* سپس می افزاید: “و تسلیم فرمان پروردگارش شود و سزاوار است چنین باشد” (وَ أَذِنَتْ لِرَبِّهٰا وَ حُقَّتْ) . مبادا تصور شود که آسمان با آن عظمت کمترین مقاومتی در مقابل این فرمان الهی می کند، او همچون بنده مطیع و فرمانبرداری است که در برابر این دستور کاملا تسلیم است. “اذنت”در اصل از“اذن” (بر وزن افق) به معنی“گوش”گرفته شده، و مفهوم آن استماع کردن و شنوا بودن و در اینجا کنایه از اطاعت فرمان و تسلیم است. “حقت”از ماده“حق”به معنی شایسته و سزاوار است. چگونه می تواند تسلیم نباشد در حالی که فیض وجود لحظه به لحظه از سوی خداوند به آن می رسد، و اگر یک آن این رابطه قطع گردد متلاشی و نابود خواهد شد. آری آسمان و زمین نه تنها در آغاز آفرینش، طبق آیه 11 سوره فصلت “ قٰالَتٰا أَتَیْنٰا طٰائِعِینَ “مطیع فرمان حق بود که در پایان عمر نیز چنین است. بعضی نیز گفته اند: که منظور از جمله”حقت”این است که وحشت و ترس قیامت آن چنان است که سزاوار است آسمانها نیز از هم بشکافد. ولی تفسیر اول مناسبتر به نظر می رسد. * و در مرحله بعد به وضع“زمین”اشاره کرده، می فرماید: “و در آن هنگام که زمین کشیده و گسترده شود” (وَ إِذَا الْأَرْضُ مُدَّتْ) .
ص: 297
کوه ها-به شهادت آیات فراوانی از قرآن-به کلی متلاشی و برچیده می شوند، و تمام بلندیها و پستیها از میان می رود، زمین صاف و گسترده و آماده حضور همه بندگان در صحنه می شود، همانطور که در آیه 105 تا 107 سوره طه می فرماید: وَ یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْجِبٰالِ فَقُلْ یَنْسِفُهٰا رَبِّی نَسْفاً فَیَذَرُهٰا قٰاعاً صَفْصَفاً لاٰ تَریٰ فِیهٰا عِوَجاً وَ لاٰ أَمْتاً: “از تو درباره کوه ها سؤال می کنند، بگو:
پروردگارم آنها را بر باد می دهد، سپس زمین را صاف و هموار می سازد، به گونه ای که هیچ پستی و بلندی در آن نمی بینی”! و چنان دادگاه بزرگی که خلق اولین و آخرین در آن جمعند چنین صحنه ای نیز لازم دارد! بعضی گفته اند معنی آیه این است که خداوند، زمین کنونی را در قیامت بسیار گسترده تر از آنچه امروز است می کند تا آمادگی بیشتری برای حشر و نشر خلایق داشته باشد (1) .
(1)
* و در سومین مرحله می افزاید: “زمین آنچه را در درون دارد بیرون افکنده و خالی می شود” (وَ أَلْقَتْ مٰا فِیهٰا وَ تَخَلَّتْ) . معروف در میان مفسران این است که مفهوم آیه این است که تمام مردگانی که در درون خاک و داخل قبرها آرمیده اند یکباره همه به بیرون پرتاب می شوند، و لباس حیات و زندگی بر تن می کنند، شبیه آنچه در سوره“زلزال”آمده: وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقٰالَهٰا “زمین بارهای سنگین خود را خارج می کند” یا آنچه در سوره نازعات آیه 13 و 14 آمده: فَإِنَّمٰا هِیَ زَجْرَهٌ وٰاحِدَهٌ فَإِذٰا هُمْ بِالسّٰاهِرَهِ: “تنها یک صیحه زده می شود، و به دنبال آن همگی بر صفحه ص: 298 1- 1) “تفسیر فخر رازی”ذیل آیات مورد بحث. زمین ظاهر می شوند”! بعضی از مفسران گفته اند علاوه بر انسانها، معادن و گنجهای نهفته درون زمین نیز همگی بیرون می ریزد. این احتمال نیز در تفسیر آیه وجود دارد که مواد مذاب درون زمین با زلزله های هولناک و وحشتناک به کلی بیرون می ریزد، و همه پستیها را پر می کنند و سپس درون زمین خالی و آرام می گردد. جمع میان این معانی نیز بی مانع است. * باز به دنبال این سخن می افزاید: “زمین تسلیم فرمان پروردگارش شود و شایسته است که تسلیم باشد” (وَ أَذِنَتْ لِرَبِّهٰا وَ حُقَّتْ) .
این حوادث عظیم که با تسلیم کامل همه موجودات توأم است، از یک سو بیانگر فنای این دنیا است، فنای زمین و آسمان و انسانها و گنجها و گنجینه ها، و از سوی دیگر دلیل بر ایجاد نقطه عطفی است در جهان آفرینش، و مرحله نوین و تازه هستی.
و از سوی سومی نشانه قدرت خداوند بزرگ است، بر همه چیز مخصوصا بر مساله معاد و رستاخیز.
آری هنگامی که این حوادث واقع شود، انسان، نتیجه اعمال نیک و بد خود را می بیند (و این جمله ای است که در تقدیر است) .
* سپس انسانها را مخاطب ساخته و سرنوشت آنها را در مسیری که در پیش دارند برای آنها روشن می کند، می فرماید: “ای انسان تو با تلاش و رنج و زحمت به سوی پروردگارت پیش می روی، و سرانجام او را ملاقات خواهی کرد” (یٰا أَیُّهَا الْإِنْسٰانُ إِنَّکَ کٰادِحٌ إِلیٰ رَبِّکَ کَدْحاً فَمُلاٰقِیهِ) . ص: 299 “کدح” (بر وزن مدح) به معنی تلاش و کوششی است که با رنج و تعب همراه باشد، و در جسم و جان اثر بگذارد، و لذا به گاو سخت کوشی که آثار کار کردن در جسم او ظاهر شده“ثور فیه کدوح”می گویند. در تفسیر“کشاف”و“فخر رازی”و“روح المعانی”آمده است که: این کلمه در اصل به معنی خراشی است که بر پوست تن وارد می شود، و به همین مناسبت به تلاشهایی که در روح انسان اثر می گذارد، اطلاق شده است. این آیه اشاره به یک اصل اساسی در حیات همه انسانها است، که همواره زندگی آمیخته با زحمت و رنج و تعب است، حتی اگر هدف رسیدن به متاع دنیا باشد، تا چه رسد به اینکه هدف آخرت و سعادت جاویدان و قرب پروردگار باشد، این طبیعت زندگی دنیا است، حتی افرادی که در نهایت رفاه زندگی می کنند آنها نیز از رنج و زحمت و درد بر کنار نیستند. تعبیر به“ملاقات پروردگار”در اینجا، خواه اشاره به ملاقات صحنه قیامت که صحنه حاکمیت مطلقه او است باشد، یا ملاقات جزا و پاداش و کیفر او، یا ملاقات خود او از طریق شهود باطن، نشان می دهد که این رنج و تعب تا آن روز ادامه خواهد یافت، و زمانی به پایان می رسد که پرونده این دنیا بسته شود و انسان با عملی پاک خدای خویش را ملاقات کند. آری راحتی بی رنج و تعب، تنها در آنجا است. خطاب به“انسان”که همه نوع انسان را شامل می شود (با توجه به تکیه بر انسانیت انسان) بیانگر این حقیقت است که خداوند نیروهای لازم را برای این حرکت مستمر الهی در وجود این اشرف مخلوقات آفرید. و تکیه بر عنوان“رب” (پروردگار) اشاره به این است که این سعی و تلاش جزئی از برنامه ربوبیت و تکامل و تربیت انسان است. آری ما همه مسافرانی هستیم که از سرحد عدم بار سفر بسته، و به اقلیم ص: 300 وجود گام نهاده ایم، ما همه رهرو منزل عشق او هستیم، و به طلبکاری مهر گیاه رخ دوست آمده ایم. نظیر این تعبیر در آیات دیگر قرآن نیز آمده است، مانند: وَ أَنَّ إِلیٰ رَبِّکَ الْمُنْتَهیٰ: “و اینکه همه امور به پروردگارت بازمی گردد و تمام خطوط به او منتهی می شود” (نجم 42) و نیز می فرماید وَ إِلَی اللّٰهِ الْمَصِیرُ “بازگشت همه به سوی خداوند است” (فاطر 18) . و آیات دیگر که همه حاکی از این سیر دائمی تکامل موجودات به سوی پروردگار متعال است. * ولی در اینجا انسانها به دو گروه تقسیم می شوند همانگونه که می فرماید:
“اما کسی که نامه اعمالش به دست راستش داده شده” (فَأَمّٰا مَنْ أُوتِیَ کِتٰابَهُ بِیَمِینِهِ) .
* “به زودی حساب آسانی برای او می شود” (فَسَوْفَ یُحٰاسَبُ حِسٰاباً یَسِیراً) . * “و مسرور و خوشحال به اهل و خانواده اش بازمی گردد” (وَ یَنْقَلِبُ إِلیٰ أَهْلِهِ مَسْرُوراً) .
اینها کسانی هستند که در مدار اصلی آفرینش، در همان مداری که خداوند برای این انسان و سرمایه ها و نیروهای او تعیین کرده حرکت می کنند، و تلاش و کوشش آنها همواره برای خدا، و سعی و حرکتشان به سوی خدا است، در آنجا نامه اعمالشان را به دست راستشان می دهند که این نشانه پاکی عمل و
ص: 301
صحت ایمان و نجات در قیامت است، و مایه سرافرازی و سربلندی در برابر اهل محشر.
هنگامی که در پای میزان عدل قرار می گیرند، میزانی که کمترین وزنها را می سنجد، خداوند حساب را بر آنها آسان می گیرد، از لغزشهایشان می گذرد، و به خاطر ایمان و اعمال صالح، سیئات آنها را تبدیل به حسنات می کند.
در اینکه منظور از“حساب یسیر”چیست بعضی گفته اند: منظور حساب سهل و آسان است که سخت گیری و دقت در آن نباشد، از سیئات بگذرد و حسنات را پاداش دهد.
در حدیثی از پیغمبر اکرم ص می خوانیم:
ثلاث من کن فیه حاسبه اللّٰه حسابا یسیرا، و ادخله الجنه برحمته.
قالوا: و ما هی یا رسول اللّٰه؟! قال: تعطی من حرمک، و تصل من قطعک و تعفو عمن ظلمک: “سه چیز در هر کس باشد خداوند حساب او را آسان می کند، و او را به رحمتش در بهشت وارد می سازد.
عرض کردند: آنها چه چیز است ای رسول خدا؟!فرمود: عطا کنی به کسی که تو را محروم کرده، و پیوند برقرار سازی با کسی که از تو بریده، و عفو کنی کسی را که به تو ستم کرده است” (1) .
(1)
این مطلب نیز از روایات استفاده می شود که دقت و سخت گیری در حساب در قیامت به میزان عقل و دانش انسانها بستگی دارد، چنان که امام باقر ع می فرماید:
انما یداق اللّٰه العباد فی الحساب یوم القیامه علی ما آتاهم من العقول فی الدنیا: “خداوند در قیامت در حساب بندگان به اندازه عقلی که در دنیا به آنها داده است دقت و سخت گیری می کند”! (2) .
(2)
ص: 302
1- 1) “مجمع البیان”ذیل آیات مورد بحث.
2- 2) “نور الثقلین”جلد 5 صفحه 537.
و برای“اهل”در آیات فوق تفسیرهای مختلفی ذکر کرده اند، بعضی گفته اند: منظور همسر و فرزندان با ایمان او است که مؤمنان در بهشت به آنها می رسند، و این خود نعمت بزرگی است که انسان افراد مورد علاقه اش را در بهشت ببیند، و در کنار آنها باشد.
بعضی دیگر“اهل”را به معنی حوریان بهشتی گرفته اند که برای مؤمنان تعیین شده اند، و بعضی آن را به افراد با ایمانی که در دنیا مورد علاقه او بودند و در خط او قرار داشتند تفسیر کرده اند.
جمع میان این معانی نیز ممکن است.
* نکته ها: اشاره 1-یک حدیث اعجازآمیز در حدیثی از امیر مؤمنان علی ع در تفسیر“ إِذَا السَّمٰاءُ انْشَقَّتْ “آمده است که فرمود انها تنشق من المجره: “آسمانها از کهکشان جدا می شود”! (1) . (1) این حدیث پرمعنی و قابل دقت است، و از معجزات علمی محسوب می شود، از حقیقتی پرده برمی دارد که در آن زمان هیچیک از دانشمندان به آن نرسیده بودند و آن اینکه دانشمندان فلکی امروز با مشاهدات نجومی خود به وسیله تلسکوپهای عظیم و نیرومند ثابت کرده اند که عالم مجموعه ای است از کهکشانها و هر کهکشان مجموعه ای است از منظومه ها و ستارگان، و به همین دلیل آنها را شهرهای ستارگان می نامند، کهکشان راه شیری معروف که با چشم قابل مشاهده است مجموعه عظیم و دایره مانندی از همین منظومه ها و ستارگان است، یک طرف ص: 303 1- 1) “روح المعانی”جلد 30 صفحه 87-در المنثور جلد 6 صفحه 329. از آن بقدری از ما دور است که ستارگانش را به صورت ابری سفید می بینیم، ولی در واقع مجموعه نقاط نورانی نزدیک به هم است. اما آن طرفش که به ما نزدیک است ستارگانش قابل رؤیت می باشد، و همین ستارگانی است که ما در آسمان شب می بینیم، و به این ترتیب منظومه شمسی ما جزء این”مجره” (کهکشان) است. مطابق روایت فوق، علی ع می گوید: در آستانه قیامت این کواکب را که ما مشاهده می کنیم از کهکشان جدا می شود، و نظام همگی به هم می خورد. چه کسی آن زمان می دانست که ستارگانی که ما می بینیم در واقع جزء این کهکشان راه شیری (مجره) است جز کسی که قلبش به عالم غیب مربوط باشد و از سرچشمه علم خدا سیراب گردد. *
2-دنیا دار رنجها و دردهاست
تعبیر به“کادح”در آیات فوق که اشاره به تلاش و کوشش آمیخته با رنج و زحمت است، با توجه به اینکه مخاطب در آن همه انسانها می باشند، بیانگر این واقعیت است که طبیعت زندگی این جهان در هیچ مرحله خالی از مشکلات، ناراحتیها، و رنج و مشقت نیست، خواه این مشکلات جنبه جسمانی و بدنی داشته باشد، و یا جنبه روحی و فکری و یا هر دو، و هیچکس را خالی از آن نمی بینیم.
در حدیث بسیار پرمعنایی از امام علی بن الحسین ع می خوانیم:
الراحه لم تخلق فی الدنیا و لا لاهل الدنیا، انما خلقت الراحه فی الجنه و لاهل الجنه، و التعب و النصب خلقا فی الدنیا، و لاهل الدنیا، و ما اعطی احد منها جفنه الا اعطی من الحرص مثلیها، و من اصاب من الدنیا اکثر،
ص: 304
کان فیها اشد فقرا لانه یفتقر الی الناس فی حفظ امواله، و تفتقر الی کل آله من آلات الدنیا، فلیس فی غنی الدنیا الراحه!: “راحتی و آسایش در دنیا و برای اهل دنیا وجود ندارد، راحتی و آسایش تنها در بهشت است، و برای اهل بهشت!رنج و تعب در دنیا آفریده شده، و برای اهل دنیا، و (به همین دلیل) هر کسی پیمانه ای از آن به دست می آورد دو برابر آن حرص نصیب او می شود، و کسانی که از دنیا بیشتر دارند فقیرترند!زیرا محتاج دیگران در حفظ اموال خویشند، و به وسائل و ادوات زیادی برای حفظ آن نیازمندند، بنا بر این در ثروت دنیا راحتی نیز وجود ندارد”.
سپس امام ع در ذیل این حدیث فرمود:
کلا ما تعب اولیاء اللّٰه فی الدنیا للدنیا، بل تعبوا فی الدنیا للآخره:
“هرگز دوستان خدا در دنیا به خاطر دنیا رنج و تعب نمی کشند، بلکه رنج و تعب آنها در دنیا برای آخرت است”! (1) .
(1)
***
ص: 305
1- 1) “خصال صدوق”جلد 1 باب الدنیا و الآخره ککفتی المیزان حدیث 95.
