User Tools

Site Tools


nemoone:انشقاق:آیات_10_تا_15

[سوره الانشقاق (84) : آیات 10 تا 15]

اشاره

وَ أَمّٰا مَنْ أُوتِیَ کِتٰابَهُ وَرٰاءَ ظَهْرِهِ (10) فَسَوْفَ یَدْعُوا ثُبُوراً (11) وَ یَصْلیٰ سَعِیراً (12) إِنَّهُ کٰانَ فِی أَهْلِهِ مَسْرُوراً (13) إِنَّهُ ظَنَّ أَنْ لَنْ یَحُورَ (14) بَلیٰ إِنَّ رَبَّهُ کٰانَ بِهِ بَصِیراً (15)

ترجمه:

10-و اما کسی که نامه اعمالش پشت سرش داده شده.

11-به زودی فریادش بلند می شود که ای وای بر من که هلاک شدم! 12-و در شعله های سوزان آتش دوزخ می سوزد.

13-او در میان خانواده اش پیوسته (از کفر و گناه خود) مسرور بود! 14-او گمان می کرد هرگز بازگشت نمی کند.

15-آری پروردگارش نسبت به او بینا بود (و اعمالش را برای حساب ثبت کرد) .

تفسیر:

آنها که از شرم نامه اعمال را پشت سر می گیرند!

به دنبال بحثی که در آیات قبل پیرامون اصحاب الیمین (مؤمنانی که نامه اعمالشان به دست راستشان داده می شود) گذشت در این آیات از کفار

ص: 306

و مجرمان و چگونگی نامه اعمال آنها سخن می گوید، نخست می فرماید:

“اما کسی که نامه عملش را به پشت سرش داده اند” (وَ أَمّٰا مَنْ أُوتِیَ کِتٰابَهُ وَرٰاءَ ظَهْرِهِ) .

* “به زودی فریاد می زند ای وای بر من که هلاک شدم”! (فَسَوْفَ یَدْعُوا ثُبُوراً) . * “و در شعله های سوزان آتش دوزخ می سوزد” (وَ یَصْلیٰ سَعِیراً) .

در اینکه چگونه نامه اعمالشان را به پشت سرشان می دهند، و چگونه این آیه با آیاتی که می گوید نامه اعمالشان را به دست چپشان می دهند، جمع می شود؟ مفسران تفسیرهای گوناگونی ذکر کرده اند:

بعضی گفته اند: دست راست آنها را به گردنشان زنجیر می کنند، و نامه اعمالشان را به دست چپ و از پشت سر می دهند که نشانه ذلت و سرافکندگی و شرمساری است.

بعضی دیگر گفته اند: هر دو دست آنها را مانند اسیران از پشت سر می بندند و نامه اعمالشان را به دست چپشان می دهند.

بعضی دیگر گفته اند: با توجه به آیه 47 سوره نساء که می گوید مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَّهٰا عَلیٰ أَدْبٰارِهٰا: “پیش از آنکه صورتهایی را محو کنیم و به پشت سر بازگردانیم”این گروه مجرمان صورتهایشان به عقب برگشته، و باید نامه اعمالشان را شخصا بخوانند، لذا آن را به دست چپ آنها در پشت سر می دهند.

ولی مناسبتر این است که گفته شود اصحاب الیمین با سرافرازی و افتخار و مباهات نامه اعمالشان را به دست راست گرفته و صدا می زنند: هٰاؤُمُ اقْرَؤُا

ص: 307

کِتٰابِیَهْ: “ای اهل محشر!بیایید و نامه اعمال ما را بگیرید و بخوانید” (حاقه 19) اما وقتی مجرمان تبهکار نامه اعمالشان را به دست چپشان می دهند آنها از شرمساری و ذلت دست را پشت سر می گیرند، تا این سند جرم و فضاحت کمتر دیده شود، ولی چه فایده که در آنجا چیزی پنهان شدنی نیست.

جمله“ یَدْعُوا ثُبُوراً “اشاره به تعبیری است که عرب به هنگام بروز یک حادثه خطرناک دارد، و فریاد می زند: “وا ثبورا”!یعنی ای وای که هلاک شدم (توجه داشته باشد که”ثبور”به معنی هلاکت است) .

ولی این آه و ناله و داد و فریاد به جایی نمی رسد، و به دنبال آن “ وَ یَصْلیٰ سَعِیراً “است یعنی وارد آتش سوزان جهنم می شود.

* سپس به بیان علت این سرنوشت شوم پرداخته می فرماید: “این به علت آن است که او در میان اهل و خانواده خود پیوسته (از کفر و گناه خویش) مسرور بود” (إِنَّهُ کٰانَ فِی أَهْلِهِ مَسْرُوراً) . سروری آمیخته با غرور، و غروری آمیخته با غفلت و بیخبری از خدا، سروری که نشانه دلبستگی سخت به دنیا و بی اعتنایی به جهان پس از مرگ بود. بدیهی است سرور و خوشحالی ذاتا مذموم و نکوهیده نیست، بلکه مؤمن باید به لطف خدا مسرور و در معاشرت گشاده رو و بشاش باشد، سروری مذموم است که انسان را از یاد خدا غافل کند و در شهوات غوطه ور سازد. * و لذا در آیه بعد می افزاید: “این به خاطر آن است که او گمان می کرد هرگز بازگشت نمی کند”و معادی در کار نیست! (إِنَّهُ ظَنَّ أَنْ لَنْ یَحُورَ) .

در حقیقت منشا اصلی بدبختی او اعتقاد فاسد و گمان باطلش دائر بر نفی

ص: 308

معاد بود، و همین اعتقاد باعث غرور و سرور او شد، او را از خدا دور ساخت و در شهوات غوطه ور نمود، تا آنجا که دعوت انبیا را به باد استهزا گرفت، و وقتی به سراغ خانواده خود می آمد از این استهزا و سخریه شاد و خوشحال بود، همین معنی در آیه 31 سوره مطففین وَ إِذَا انْقَلَبُوا إِلیٰ أَهْلِهِمُ انْقَلَبُوا فَکِهِینَ نیز آمده، همچنین در داستان”قارون”آن ثروتمند مغرور و از خدا بیخبر آمده است که آگاهان بنی اسرائیل به او می گفتند: لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ: “اینقدر شادی مغرورانه مکن که خداوند شادی کنندگان مغرور را دوست نمی دارد” (قصص-76) .

“لن یحور” (هرگز بازگشت نمی کند) از ماده“حور” (بر وزن غور) در اصل به معنی تردد و رفت و آمد است، خواه این رفت و آمد در عمل بوده باشد، یا تفکر و اندیشه، و لذا به گردش آب در حوض و استخر این کلمه اطلاق می شود، و“محور”به میله ای می گویند که چرخ بر دور آن گردش می کند، “محاوره”به معنی رفت و آمد و رد و بدل کردن بحث است، و“حوار”نیز به همین معنی است، و گاه به معنی داد و فریادی است که به هنگام مباحثه بلند می شود.

و“تحیر”نیز نتیجه رفت و آمد فکر در یک مساله است که لازمه آن سرگردانی در عمل است.

بعضی معتقدند ریشه این کلمه“حبشی”است، و از ابن عباس نقل شده که می گوید من معنی این جمله را در قرآن نمی دانستم، تا اینکه از یک عرب بیابانی شنیدم که به دخترک خود گفت: “حوری”!یعنی بازگرد (1) .

(1)

تعبیر به“حواری”در مورد نزدیکان حضرت مسیح ع یا نزدیکان هر کس

ص: 309

1- 1) “مفردات”راغب-“تفسیر فخر رازی”، “ابو الفتوح رازی”و کتب دیگر.

شاید نیز به همین مناسبت باشد که آنها نزد او رفت و آمد دارند.

بعضی نیز آن را از ماده“حور”به معنی شستن و سفید کردن دانسته اند، چرا که آنها قلوب مردم را از زنگار شرک و گناه پاک می کردند و“حوریان” بهشتی را از این رو به این نام نامیده اند که سفیدپوستند و یا سفیدی چشمانشان بسیار شفاف است!.

بعضی نیز گفته اند اطلاق این کلمه به حوریان بهشتی بخاطر این است که آنها بقدری زیبا هستند که چشم از دیدنشان حیران می شود.

ولی به هر حال این واژه در آیه مورد بحث به معنی بازگشت و معاد است ضمنا این آیه نشان می دهد که عدم ایمان به رستاخیز سرچشمه غفلت و غرور و آلودگی به انواع گناهان می شود.

* و در آخرین آیه مورد بحث برای نفی عقائد باطل آنها می فرماید: “آری پروردگارش نسبت به او بینا بود” (بَلیٰ إِنَّ رَبَّهُ کٰانَ بِهِ بَصِیراً) . همه اعمال او را ثبت و ضبط نمود، و برای روز حساب در نامه اعمالش منعکس ساخت. تعبیر این آیه همانند آیه قبل“ یٰا أَیُّهَا الْإِنْسٰانُ إِنَّکَ کٰادِحٌ إِلیٰ رَبِّکَ کَدْحاً فَمُلاٰقِیهِ “می تواند به منزله دلیلی بر مساله معاد محسوب شود، به خصوص اینکه در هر دو آیه روی عنوان”رب”تکیه شده است، چرا که سیر تکاملی انسان به سوی پروردگار هرگز نمی تواند با مرگ متوقف گردد، و زندگی دنیا کمتر از آن است که هدف چنین سیری باشد. و نیز بصیر بودن خداوند نسبت به اعمال آدمی، و ثبت و ضبط آنها حتما باید مقدمه ای برای حساب و جزا باشد و گرنه بیهوده است. *

ص: 310

nemoone/انشقاق/آیات_10_تا_15.txt · Last modified: 2024/12/07 17:08 by 127.0.0.1

Donate Powered by PHP Valid HTML5 Valid CSS Driven by DokuWiki