User Tools

Site Tools


nemoone:انسان:آیات_5_تا_11

[سوره الإنسان (76) : آیات 5 تا 11]

اشاره

إِنَّ اَلْأَبْرٰارَ یَشْرَبُونَ مِنْ کَأْسٍ کٰانَ مِزٰاجُهٰا کٰافُوراً (5) عَیْناً یَشْرَبُ بِهٰا عِبٰادُ اَللّٰهِ یُفَجِّرُونَهٰا تَفْجِیراً (6) یُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَ یَخٰافُونَ یَوْماً کٰانَ شَرُّهُ مُسْتَطِیراً (7) وَ یُطْعِمُونَ اَلطَّعٰامَ عَلیٰ حُبِّهِ مِسْکِیناً وَ یَتِیماً وَ أَسِیراً (8) إِنَّمٰا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اَللّٰهِ لاٰ نُرِیدُ مِنْکُمْ جَزٰاءً وَ لاٰ شُکُوراً (9) إِنّٰا نَخٰافُ مِنْ رَبِّنٰا یَوْماً عَبُوساً قَمْطَرِیراً (10) فَوَقٰاهُمُ اَللّٰهُ شَرَّ ذٰلِکَ اَلْیَوْمِ وَ لَقّٰاهُمْ نَضْرَهً وَ سُرُوراً (11)

ترجمه:

5-ابرار (نیکان) از جامی می نوشند که با عطر خوشی آمیخته است.

6-از چشمه ای که بندگان خاص خدا از آن می نوشند، و از هر جا بخواهند آن را جاری می سازند! 7-آنها به نذر خود وفا می کنند، و از روزی که عذابش گسترده است می ترسند.

8-و غذای (خود) را با اینکه به آن علاقه (و نیاز) دارند به مسکین و یتیم و اسیر می دهند.

9- (و می گویند:) ما شما را برای خدا اطعام می کنیم و، هیچ پاداش و تشکری از

ص: 342

شما نمی خواهیم.

10-ما از پروردگارمان خائفیم در آن روز که عبوس و شدید است.

11-از این رو خداوند آنها را از شر آن روز نگه می دارد و از آنها استقبال می کند در حالی که شادمان و مسرورند.

شان نزول:

(سندی بزرگ بر فضیلت اهل بیت پیامبر“ص”) .

ابن عباس می گوید حسن و حسین ع بیمار شدند پیامبر ص با جمعی از یاران به عیادتشان آمدند، و به علی ع گفتند: ای ابو الحسن!خوب بود نذری برای شفای فرزندان خود می کردی، علی ع و فاطمه ع و فضه که خادمه آنها بود نذر کردند که اگر آنها شفا یابند سه روز روزه بگیرند (طبق بعضی از روایات حسن و حسین ع نیز گفتند ما هم نذر می کنیم روزه بگیریم) .

چیزی نگذشت که هر دو شفا یافتند، در حالی که از نظر مواد غذایی دست خالی بودند علی ع سه من جو قرض نمود، و فاطمه س یک سوم آن را آرد کرد، و نان پخت، هنگام افطار سائلی بر در خانه آمد و گفت: السلام علیکم اهل بیت محمد ص“سلام بر شما ای خاندان محمد!مستمندی از مستمندان مسلمین هستم، غذایی به من بدهید خداوند به شما از غذاهای بهشتی مرحمت کند، آنها همگی مسکین را بر خود مقدم داشتند، و سهم خود را به او دادند و آن شب جز آب ننوشیدند.

روز دوم را هم چنان روزه گرفتند و موقع افطار وقتی که غذا را آماده کرده بودند (همان نان جوین) یتیمی بر در خانه آمد آن روز نیز ایثار کردند و غذای خود را به او دادند (بار دیگر با آب افطار کردند و روز بعد را

ص: 343

نیز روزه گرفتند) .

در سومین روز اسیری به هنگام غروب آفتاب بر در خانه آمد باز سهم غذای خود را به او دادند هنگامی که صبح شد علی ع دست حسن ع و حسین ع را گرفته بود و خدمت پیامبر ص آمدند هنگامی که پیامبر ص آنها را مشاهده کرد دید از شدت گرسنگی می لرزند!فرمود!این حالی را که در شما می بینم برای من بسیار گران است، سپس برخاست و با آنها حرکت کرد هنگامی که وارد خانه فاطمه س شد دید در محراب عبادت ایستاده، در حالی که از شدت گرسنگی شکم او به پشت چسبیده، و چشمهایش به گودی نشسته، پیامبر ص ناراحت شد.

در همین هنگام جبرئیل نازل گشت و گفت ای محمد!این سوره را بگیر، خداوند با چنین خاندانی به تو تهنیت می گوید، سپس سوره”هل اتی“را بر او خواند (بعضی گفته اند که از آیه”ان اَلْأَبْرٰارَ “تا آیه کٰانَ سَعْیُکُمْ مَشْکُوراً که مجموعا هیجده آیه است در این موقع نازل گشت) .

آنچه را در بالا آوردیم نص حدیثی است که با کمی اختصار در”الغدیر“ به عنوان”قدر مشترک“میان روایات زیادی که در این باره نقل شده آمده است، و در همان کتاب از 34 نفر از علمای معروف اهل سنت نام می برد که این حدیث را در کتابهای خود آورده اند (با ذکر نام کتاب و صفحه آن) .

به این ترتیب روایت فوق از روایاتی است که در میان اهل سنت مشهور بلکه متواتر است (1) .

(1)

ص: 344

1- 1) “الغدیر”جلد 3 صفحه 107 تا 111 و در کتاب”احقاق الحق“در جلد 3 صفحه 157 تا 171 حدیث فوق از 36 نفر از دانشمندان و علمای اهل سنت با ذکر ماخذ نقل شده است.

و اما علمای شیعه همه اتفاق نظر دارند که این هیجده آیه یا مجموع این سوره، در ماجرای فوق نازل شده است، و همگی بدون استثناء در کتب تفسیر یا حدیث، روایت مربوط به آن را به عنوان یکی از افتخارات و فضائل مهم علی ع و فاطمه زهرا و فرزندانشان آورده اند.

حتی چنان که در آغاز سوره گفتیم این مطلب به قدری معروف و مشهور است که در اشعار شعرا، و حتی در شعر معروف”امام شافعی“آمده است.

در اینجا بهانه جویانی که هر وقت به فضائل علی ع می رسند حساسیت فوق العاده ای نشان می دهند منتهای دقت را در اشکال تراشی به عمل آورده و خرده- گیری هایی بر این شان نزول دارند از جمله:

1-این سوره”مکی“است در حالی که داستان شان نزول مربوط به بعد از تولد امام حسن ع و امام حسین ع است که قطعا در مدینه واقع شده! ولی چنان که در آغاز این سوره مشروحا بیان کردیم دلائل روشنی در دست داریم که نشان می دهد تمام سوره”هل اتی“و یا لا اقل”هیجده آیه“در مدینه نازل شده است.

2-لفظ آیه عام است چگونه می توان آن را تخصیص به افراد معینی داد.

ولی ناگفته پیدا است که عام بودن مفهوم آیه منافاتی با نزول آن در مورد خاصی ندارد، بسیاری از آیات قرآن مفهوم عام و گسترده ای دارد، ولی شان نزول که مصداق اتم و اعلای آن است مورد خاصی می باشد، و این عجیب است که عمومیت مفهوم آیه ای را کسی دلیل بر نفی شان نزول آن بگیرد.

3-بعضی، شان نزولهای دیگری نقل کرده اند که با شان نزول فوق سازگار نیست، از جمله اینکه”سیوطی“در”در المنثور“نقل کرده که مرد سیاه پوستی خدمت پیامبر ص آمد و از”تسبیح“و”تهلیل“سؤال کرد.

ص: 345

عمر گفت: بس است زیاد از رسول خدا سؤال کردی، پیامبر ص فرمود عمر خاموش باش، و در این هنگام سوره”هل اتی“بر پیامبر ص نازل شد! (1) .

(1)

در حدیث دیگری در همان کتاب آمده است که مردی از حبشه خدمت رسول خدا ص آمد و می خواست از او سؤال کند، پیامبر ص فرمود سؤال کن و فرا گیر، عرض کرد ای رسول خدا گروه شما از نظر رنگ و صورت و نبوت به ما برتری دارید، اگر من به آنچه تو ایمان آورده ای ایمان بیاورم، و همانند آنچه عمل می کنی عمل کنم، من با تو در بهشت خواهم بود؟ فرمود آری، سوگند به کسی که جانم به دست او است سفیدی سیاه پوستان در بهشت از هزار سال راه دیده می شود، سپس پیامبر ثوابهای مهمی برای گفتن لا اله الا اللّٰه و سبحان اللّٰه و بحمده بیان فرمود و در این هنگام سوره هل اتی نازل شد! (2) .

(2)

ولی با توجه به اینکه این روایات تقریبا هیچگونه تناسبی با مضمون آیات سوره “هل اتی”ندارد، به نظر می رسد که برای پایمال کردن شان نزول سابق از سوی عمال بنی امیه یا مانند آنان جعل شده باشد.

4-بهانه دیگر که ممکن است در اینجا مطرح شود این است که چگونه انسان می تواند سه روز گرسنه بماند و تنها با آب افطار کند؟! ولی این ایراد عجیبی است برای اینکه خود ما افراد متعددی را دیده ایم که برای بعضی از معالجات طبی سه روز که سهل است امساک معروف”چهل روز“را انجام داده اند، یعنی چهل روز تمام تنها آب نوشیده اند!و مطلقا غذایی نخورده اند!و همین امر باعث درمان بسیاری از بیماریهای آنها شده،

ص: 346

1- 1) “در المنثور”جلد 6 صفحه 297.

2- 2) همان مدرک.

حتی یکی از اطبای معروف غیر مسلمان بنام”الکسی سوفورین“کتابی در زمینه آثار درمانی مهم چنین امساکی با ذکر برنامه دقیق آن نوشته است (1) .

(1)

حتی اگر تعجب نکنید بعضی از همکاران در تفسیر نمونه، این امساک را تا 22 روز عملا انجام داده اند.

5-بعضی دیگر برای اینکه به سادگی از کنار این فضیلت بگذرند از طریق دیگری وارد شده اند، مثلا”آلوسی“می گوید: اگر بگوئیم این سوره در باره علی ع و فاطمه س نازل نشده چیزی از قدر آنها نمی کاهد، زیرا داخل بودن آنها در عنوان”ابرار“مطلب آشکاری است که هر کس می داند، سپس به بیان بعضی از فضائل آنها پرداخته، می گوید: انسان چه در باره این دو بزرگوار می تواند بگوید جز اینکه علی ع مولای مؤمنان و وصی پیامبر ص و فاطمه س پاره تن رسول خدا ص و جزء وجود محمدی ص و حسنین ع روح و ریحان، و آقایان جوانان بهشتند، اما مفهوم این سخن ترک دیگران نیست، بلکه هر کس غیر این راه را بپوید گمراه است (2) .

(2)

ولی ما می گوئیم اگر بنا شود فضیلتی را با این شهرت نادیده بگیریم، بقیه فضائل نیز تدریجا به چنین سرنوشتی دچار می شود، و روزی فرا خواهد رسید که بعضی اصل فضیلت علی و بانوی اسلام و حسنین ع را نیز انکار کنند! قابل توجه اینکه در بعضی از روایات از خود علی ع نقل شده که در موارد متعدد به نزول این آیات در مورد خود و فرزندانش در مقابل مخالفان استدلال کرده است (3) .

(3)

ص: 347

1- 1) این کتاب بنام کتاب”روزه، روش نوین برای درمان بیماریها“به فارسی ترجمه و نشر شده است.

2- 2) “روح المعانی”جلد 29 صفحه 158.

3- 3) “احتجاج طبرسی”و”خصال صدوق“ (طبق نقل المیزان جلد 20 صفحه 224) .

این نکته نیز قابل توجه است که”اسیر“معمولا در”مدینه“وجود داشت، و در مکه به حکم آن که هنوز غزوات اسلامی شروع نشده بود کمتر اسیر دیده می شد، و این گواه دیگری بر مدنی بودن این سوره است.

آخرین نکته ای را که در اینجا لازم به یاد آوری می دانیم این است که به گفته جمعی از دانشمندان اسلامی از جمله”آلوسی“مفسر معروف اهل سنت بسیاری از نعمتهای بهشتی در این سوره بر شمرده شده است ولی از”حور العین“ که غالبا در قرآن مجید در عداد نعمتهای بهشتی آمده مطلقا سخنی مطرح نیست، ممکن است این امر به خاطر نزول این سوره در باره فاطمه زهرا و همسر و فرزندانش می باشد که به احترام بانوی اسلام”س“ذکری از”حور“به میان نیامده! (1) .

(1)

گرچه بحث ما در زمینه این شان نزول طولانی شد ولی در برابر اشکال- تراشیهای بهانه جویان چاره ای جز این نبود.

* تفسیر: پاداش عظیم ابرار: در آیات گذشته بعد از آن که انسانها را به دو گروه”شکور“و”کفور“ یا”شکرگزار“و”کفران کننده“تقسیم کرد، اشاره کوتاهی به مجازات و کیفر سخت کفران کنندگان آمده بود، آیات مورد بحث به سراغ پاداشهای شکر گزاران و ابرار (نیکان و پاکان) می رود، و نکات جالبی در این زمینه یادآوری می کند. نخست می فرماید: “نیکان از جامی می نوشند که با عطر خوشی آمیخته است” ص: 348 1- 1) “روح المعانی”جلد 29 صفحه 158. (إِنَّ الْأَبْرٰارَ یَشْرَبُونَ مِنْ کَأْسٍ کٰانَ مِزٰاجُهٰا کٰافُوراً) . “ابرار”جمع”بر“ (بر وزن رب) در اصل به معنی وسعت و گستردگی است، و به همین جهت صحراهای وسیع را”بر“می گویند، و از آنجا که افراد نیکوکار اعمالشان نتائج گسترده ای در سطح جامعه دارد این واژه بر آنها اطلاق می شود، و”بر“ (به کسر ب) به معنی”نیکو کاری“است، بعضی گفته اند فرق بیان آن و”خیر“این است که”بر“به معنی”نیکی توام با توجه“است در حالی که”خیر“معنی اعمی دارد. “کافور”در لغت معانی متعددی دارد و یکی از معانی معروف آن بوی خوش است همچنین گیاهی است خوشبو، و یکی دیگر از معانی آن همان”کافور“ معمولی است که بوی تندی دارد، و برای مصارف طبی از جمله ضدعفونی کردن به کار می رود. به هر حال آیه فوق نشان می دهد که این شراب طهور بهشتی بسیار معطر و خوشبو است که هم ذائقه از آن لذت می برد، و هم شامه. بعضی از مفسران نیز گفته اند”کافور“نام یکی از چشمه های بهشتی است، ولی این تفسیر با تعبیر” کٰانَ مِزٰاجُهٰا کٰافُوراً “که می گوید آمیخته با کافور است سازگار نیست. از سوی دیگر با توجه به این که کافور از ماده”کفر“به معنی”پوشش“ است، بعضی از ارباب لغت مانند”راغب“در”مفردات“معتقدند که انتخاب این نام برای”کافور“به خاطر پوشیده بودن میوه درختی که این ماده از آن گرفته می شود در میان غلافها است. بعضی نیز تعبیر”کافور“را اشاره به سفیدی فوق العاده و خنکی آن دانسته اند، زیرا کافور معمولی نیز از نظر”خنکی“و”سفیدی“ضرب المثل است. اما روی هم رفته تفسیر نخست از همه مناسبتر به نظر می رسد، به خصوص ص: 349 این که گاهی در عبارات کافور را همردیف مشک و عنبر شمرده اند که از بهترین بوهای خوش است. * سپس به سرچشمه ای که این جام شراب طهور از آن پر می شود اشاره کرده می افزاید: “این از چشمه خاصی است که بندگان خدا از آن می نوشند، و آن را از هر جا بخواهند جاری می سازند”! (عَیْناً یَشْرَبُ بِهٰا عِبٰادُ اللّٰهِ یُفَجِّرُونَهٰا تَفْجِیراً (1) (2)) .

(1)

(2)

آری این چشمه شراب طهور چنان در اختیار ابرار و عباد اللّٰه است که هر جا اراده کنند از همانجا سر بر می آورد، و جالب اینکه در حدیثی از امام باقر ع نقل شده که در توصیف آن فرمود: هی عین فی دار النبی (ص) تفجر الی دور الانبیاء و المؤمنین: “این چشمه ای است در خانه پیغمبر اسلام ص که از آنجا به خانه سایر پیامبران و مؤمنان جاری می شود” (3) .

(3)

آری همانگونه که در دنیا چشمه های علم و رحمت از خانه پیامبر اکرم

ص: 350

1- 1) در اینکه نصب”عینا“برای چیست؟ احتمالات زیادی داده اند، شاید از همه مناسبتر این است که”عینا““منصوب به نزع خافض است، و در تقدیر”من عین” بوده، بعضی نیز گفته اند“بدل”از“کافورا”و یا منصوب به اختصاص یا مدح است، و یا مفعول فعل مقدری است، و در تقدیر“یشربون عینا”می باشد، ولی همانگونه که گفتیم معنی اول مناسبتر است.

2- 2) “یشرب”هم به وسیله با متعدی می شود و هم بدون آن و“با”در“بها”ممکن است به معنی“من”باشد.

3- 3) تفسیر“نور الثقلین”جلد 5 صفحه 477 و“روح المعانی”جلد 29 صفحه 155.

ص به سوی بندگان خدا و نیکان سرازیر می شود، در آخرت که تجسم بزرگی از این برنامه است چشمه شراب طهور الهی از همین بیت وحی می جوشد، و شاخه های آن به خانه های مؤمنان سرازیر می گردد! “یفجرون”از ماده“تفجیر”در اصل از ریشه“فجر”گرفته شده که به معنی شکافتن وسیع است، خواه شکافتن زمین باشد، یا چیز دیگر، و از آنجا که نور صبح گویی پرده شب را می شکافد به آن“فجر”گفته اند، و به شخص فاسق از این رو“فاجر”می گویند که پرده حیا و پاکی را دریده، و از مسیر حق خارج شده است.

اما در آیه مورد بحث به معنی شکافتن زمین است.

قابل توجه اینکه در میان نعمتهای فراوان بهشتی که در این سوره آمده است نخستین نعمت“شراب طهور معطر خاصی”ذکر شده، و این شاید به خاطر آن است که پس از فراغ از حساب محشر در نخستین گام که در بهشت می نهند با نوشیدن از این شراب هر گونه اندوه و ناراحتی و ناخالصی را از درون جان خود می شویند، و سرمست از عشق حق به استفاده از سایر مواهب بهشتی می پردازند.

* در آیات بعد به ذکر اعمال و اوصافی که“ابرار”و“عباد اللّٰه”دارند، پرداخته با ذکر پنج وصف دلیل استحقاق آنها را نسبت به این همه نعمتهای بی مانند توضیح می دهد. می فرماید: “آنها به نذر خود وفا می کنند” (یُوفُونَ بِالنَّذْرِ) . “و از روزی که عذاب و شر آن گسترده است بیمناکند” (وَ یَخٰافُونَ یَوْماً کٰانَ شَرُّهُ مُسْتَطِیراً) . ص: 351 جمله“یوفون”و“یخافون”و جمله های بعد از آن که همه به صورت “فعل مضارع”آمده نشان می دهد که این برنامه مستمر و همیشگی آنان است. البته همانگونه که در شان نزول گفتیم مصداق اتم و اکمل این آیات امیر مؤمنان علی و فاطمه زهرا و فرزندان آنها حسن و حسین“سلام اللّٰه علیهم اجمعین” می باشند که نذر خود را در مورد سه روز روزه داشتن ادا کردند، و جز با آب افطار ننمودند، و قلب آنان از خوف خدا و خوف قیامت مالا مال بود. “مستطیر”به معنی گسترده و پراکنده است، و اشاره به عذابهای گوناگون و وسیع آن روز عظیم می باشد. به هر حال وقتی آنها به نذرهایی که بر خویشتن واجب کرده اند وفا می کنند به طریق اولی واجبات الهی را محترم شمرده و در انجام آن می کوشند. ترس آنها از شر آن روز بزرگ اشاره به ایمانشان به مساله معاد، و احساس مسئولیت شدید در برابر فرمان الهی است. آنها به خوبی معاد را باور کرده اند، و به تمام کیفرهای بدکاران در آن روز ایمان دارند، و اثر این ایمان در اعمالشان کاملا نمایان است. * سپس به ذکر سومین عمل شایسته آنها پرداخته، می گوید: “آنها غذای خود را در عین اینکه به آن نیازمندند و دوست دارند به”مسکین“و”یتیم“ و”اسیر“می دهند” (وَ یُطْعِمُونَ الطَّعٰامَ عَلیٰ حُبِّهِ مِسْکِیناً وَ یَتِیماً وَ أَسِیراً) .

اطعام کردن آنها ساده نیست، بلکه توام با ایثار در هنگام نیاز شدید است، و از سوی دیگر اطعامی است گسترده که انواع نیازمندان را از“مسکین”و“یتیم” و“اسیر”شامل می شود، و به این ترتیب رحمتشان عام و خدمتشان گسترده است.

ضمیر در“ عَلیٰ حُبِّهِ “به”طعام”باز می گردد، یعنی در عین اینکه علاقه به طعام

ص: 352

دارند آن را انفاق می کنند، و به این ترتیب شبیه چیزی است که در آیه 92 سوره آل عمران آمده است لَنْ تَنٰالُوا الْبِرَّ حَتّٰی تُنْفِقُوا مِمّٰا تُحِبُّونَ: “هرگز به حقیقت نیکوکاری نمی رسید تا از آنچه دوست دارید انفاق کنید”. بعضی نیز گفته اند ضمیر مزبور به“اللّٰه”بر می گردد که در آیات گذشته آمده یعنی آنها به عشق پروردگار اطعام اطعام می کنند ولی با توجه به اینکه این مطلب در آیه بعد می آید معنی اول صحیحتر به نظر می رسد.

معنی“مسکین”و“یتیم”و“اسیر”روشن است، اما در اینکه این اسیر اشاره به کدام اسیر است در میان مفسران گفتگو است.

بسیاری گفته اند منظور اسیرانی است که از مشرکان و کفار می گرفتند، و به قلمرو حکومت اسلامی در مدینه می آوردند، بعضی احتمال داده اند که منظور از آن بردگانی است که اسیر دست مالک خود می باشند، و بعضی آن را به زندانیان تفسیر کرده اند، ولی تفسیر اول از همه مناسبتر و مشهورتر است.

در اینجا این سؤال پیش می آید که مطابق شان نزول مرد اسیر بر در خانه علی ع به هنگام افطار آمد، مگر اسیران زندانی نبودند؟ اما با توجه به یک نکته پاسخ این سؤال روشن می شود که طبق نقل تواریخ در زمان پیامبر ص مطلقا زندانی وجود نداشت، و حضرت ص اسیران را تقسیم کرده و به دست مسلمانان می سپرد، و می فرمود مراقب آنها باشید، و به آنها نیکی کنید، و گاه که توانایی بر تامین غذای آنها نداشتند، از دیگر مسلمانان برای اطعام اسیران کمک می گرفتند، و آنها را همراه خود و یا حتی بدون همراهی خود به سراغ سایر مسلمانان می فرستادند، تا به آنها کمک کنند.

زیرا در آن موقع مسلمین سخت در مضیقه بودند.

البته بعدا که حکومت اسلامی گسترش پیدا کرد، و تعداد اسیران بالا گرفت

ص: 353

و حتی مجرمان با گسترش دامنه حکومت زیاد شدند، زندان به وجود آمد، و ارتزاق اسیران و مجرمان از طریق بیت المال صورت می گرفت (1) .

(1)

به هر حال از آیه فوق به خوبی استفاده می شود که یکی از بهترین اعمال، اطعام محرومان و نیازمندان است، نه تنها نیازمندان مسلمان که اسیران بلاد شرک نیز تحت پوشش این دستور اسلامی قرار گرفته، تا آنجا که اطعام آنها یکی از کارهای برجسته“ابرار”شمرده شده است.

در حدیثی از رسول خدا ص می خوانیم: استوصوا بالاسری خیرا و کان احدهم یؤثر اسیره بطعامه: “با اسیران به نیکی رفتار کنید، مسلمانان هنگامی که این سخن را شنیدند گاه غذای خود را به اسیر داده و او را بر خویشتن مقدم می شمردند” (2) .

(2)

* چهارمین عمل بر جسته ابرار را اخلاص می شمرد، و می فرماید: “آنها می گویند ما شما را تنها برای خدا اطعام می کنیم، نه پاداشی از شما می خواهیم و نه تشکری” (إِنَّمٰا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللّٰهِ لاٰ نُرِیدُ مِنْکُمْ جَزٰاءً وَ لاٰ شُکُوراً) . این برنامه منحصر به مساله اطعام نیست که تمام اعمالشان مخلصانه و برای ذات پاک خداوند است و هیچ چشمداشتی به پاداش مردم و حتی تقدیر و تشکر آنها نیست، و اصولا در اسلام ارزش عمل به خلوص نیت است، و گرنه اعمالی که انگیزه های غیر الهی داشته باشد، خواه ریاکارانه باشد، و یا به خاطر هوای نفس، و یا تشکر و قدردانی مردم، یا پاداش مادی، و هیچگونه ارزش معنوی و الهی ندارد، و حدیث مشهور پیغمبر اکرم ص لا عمل الا بالنیه و انما ص: 354 1- 1) برای توضیح بیشتر به کتاب“احکام زندان در اسلام”مراجعه کنید. 2- 2) “کامل ابن اثیر”جلد 2 صفحه 131. الاعمال بالنیات اشاره به همین معنی است. منظور از“وجه اللّٰه”همان ذات خدا است، و گرنه خدا“صورت” جسمانی ندارد، و این همان چیزی است که در سایر آیات قرآن نیز روی آن تکیه و تاکید شده است، در آیه 272 بقره می خوانیم: وَ مٰا تُنْفِقُونَ إِلاَّ ابْتِغٰاءَ وَجْهِ اللّٰهِ: “شما جز برای خداوند انفاق نکنید”و در آیه 28 سوره کهف در توصیف همنشینان شایسته پیامبر ص چنین آمده است: وَ اصْبِرْ نَفْسَکَ مَعَ الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدٰاهِ وَ الْعَشِیِّ یُرِیدُونَ وَجْهَهُ: “با کسانی باش که پروردگار خود را صبح و شام می خوانند، و تنها ذات او را می طلبند”. * و در آخرین توصیف“ابرار”می فرماید: “آنها می گویند: ما از پروردگارمان خائفیم از آن روز که عبوس و شدید است” (إِنّٰا نَخٰافُ مِنْ رَبِّنٰا یَوْماً عَبُوساً قَمْطَرِیراً) .

این سخن ممکن است زبان حال“ابرار”باشد یا زبان قال آنها.

تعبیر از روز قیامت به روز“عبوس”و“سخت”با اینکه عبوس از صفات انسان است و به کسی می گویند که قیافه اش را در هم کشیده، به خاطر تاکید بر وضع وحشتناک آن روز است، یعنی آن قدر حوادث آن روز سخت و ناراحت کننده است که نه تنها انسانها در آن روز عبوسند بلکه گویی خود آن روز نیز عبوس است.

در اینکه“قمطریر”از چه ماده ای گرفته شده؟ در میان مفسران و ارباب لغت گفتگو است، بعضی آن را از“قمطر”می دانند، و بعضی آن را مشتق از ماده“قطر” (بر وزن مرغ) و میم را زائده می دانند.

ولی مشهور همان اول است که به معنی شدید و عبوس است (1) .

(1)

ص: 355

1- 1) “مفردات”راغب“لسان العرب”، “المنجد”، “قرطبی”و“مجمع البیان”.

در اینجا سؤالی پیش می آید و آن اینکه اگر“ابرار”تنها برای ذات پاک خدا کار می کنند پس چرا می گویند ما از عذاب روز قیامت بیمناکیم، آیا انگیزه الهی، با انگیزه ترس از عذاب قیامت، سازگار است؟! اما با توجه به یک نکته پاسخ این سؤال روشن می شود، و آن این که آنها به هر حال به خاطر خدا گام بر می دارند، و اگر از عذاب قیامت می ترسند به خاطر آن است که عذاب الهی است، و اگر به نعمتهای بهشت علاقه دارند چون این نعمتها از ناحیه او است، و این همان چیزی است که در باب“نیت عبادت” در فقه مطرح است که می گویند: قصد قربت در عبادات منافات با انگیزه علاقه به ثواب، و ترس از عقاب، و یا حتی کسب مواهب مادی این دنیا از سوی خداوند (مانند نماز استسقا برای نزول باران) ندارد، زیرا همه اینها بازگشت به خداوند می کند، و به اصطلاح از قبیل“داعی بر داعی”است، هر چند مرحله عالی عبادت این است که علاقه به نعمتهای بهشت و ترس از عذاب دوزخ نیز انگیزه آن نباشد بلکه یک پارچه به عنوان“حبا للّٰه”انجام گیرد.

تعبیر به“ إِنّٰا نَخٰافُ مِنْ رَبِّنٰا یَوْماً عَبُوساً قَمْطَرِیراً “نیز شاهد بر این است که این خوف نیز خوف از پروردگار است.

نکته قابل توجه اینکه دومین وصف از اوصاف پنجگانه، و پنجمین وصف هر دو مساله خوف است، با این تفاوت که در اولی تنها سخن از خوف روز قیامت است و در دومی خوف از پروردگار در روز قیامت، در یک مورد روز قیامت چنین توصیف شده که شر آن گسترده است و در مورد دیگر عبوس و شدید است که در واقع یکی گستردگی آن را می رساند و دیگری گستردگی کیفی را.

* در آخرین آیه مورد بحث به نتیجه اجمالی اعمال نیک و نیات پاکی که ص: 356 “ابرار”دارند اشاره کرده، می فرماید: “به خاطر همین ها خداوند آنها را از شر آن روز نگهداری می کند، و در حالی که با طراوت و مسرور و شادمان هستند از آنها استقبال می کند (فَوَقٰاهُمُ اللّٰهُ شَرَّ ذٰلِکَ الْیَوْمِ وَ لَقّٰاهُمْ نظره و سرورا) . “نظره”به معنی طراوت و خرمی و شادابی خاصی است که بر اثر وفور نعمت و رفاه به انسان دست می دهد، آری رنگ رخسار آنها در آن روز آرامش و نشاط درونی آنان خبر می دهد. بنا بر این اگر در دنیا به خاطر احساس مسئولیت از آن روز بیمناک بودند، خداوند در عوض آنها را در آن روز غرق شادمانی و سرور می کند. تعبیر به”لقاهم”از تعبیرهای بسیار جالبی است که نشان می دهد خداوند بزرگ از این میهمانان گرانقدر با لطف خاصش استقبال می کند، و آنها را که غرق شادی و سرورند در سایه رحمتش جای می دهد. *

نکته:

سیر کردن گرسنگان از بهترین حسنات است

نه تنها در آیات مورد بحث اطعام طعام را یکی از کارهای برجسته ابرار و عباد اللّٰه می شمرد، بلکه در بسیاری از آیات قرآن روی این معنی تکیه و تاکید شده است، و نشان می دهد این کار در پیشگاه خدا محبوبیت خاصی دارد.

و اگر نگاه به دنیای امروز کنیم که طبق اخبار منتشره هر سال میلیونها نفر از گرسنگی می میرند، در حالی که در مناطق دیگر دنیا آن قدر غذای اضافی به زباله دانها می ریزند که حسابی برای آن نیست، اهمیت این دستور اسلامی از یک سو و دوری دنیای امروز از موازین اخلاقی از سوی دیگر روشن می گردد.

ص: 357

در روایات اسلامی نیز تاکید بسیار در این زمینه دیده می شود که به عنوان نمونه چند حدیث را در اینجا می آوریم:

1-در حدیثی از پیغمبر اکرم ص آمده است:

من اطعم ثلاثه نفر من المسلمین اطعمه اللّٰه من ثلاث جنان فی ملکوت السموات: “کسی که سه نفر از مسلمانان را اطعام کند خداوند او را از سه باغ بهشتی در ملکوت آسمانها اطعام خواهد کرد” (1) .

(1)

و در حدیثی از امام صادق ع می خوانیم:

من اطعم مؤمنا حتی یشبعه لم یدر احد من خلق اللّٰه ما له من الاجر فی الآخره، لا ملک مقرب، و لا نبی مرسل الا اللّٰه رب العالمین: “کسی که مؤمنی را اطعام کند تا سیر شود احدی از خلق خدا نمی داند چقدر در آخرت پاداش دارد، و نه فرشتگان مقرب الهی، و نه پیامبران مرسل، جز خداوند که پروردگار عالمیان است” (2) .

(2)

در حدیث دیگری از همان امام آمده است که فرمود: ”

لان اطعم مؤمنا محتاجا احب الی من ان ازوره، و لان ازوره احب الی من ان اعتق عشر رقاب: “اگر مؤمن نیازمندی را اطعام کنم نزد من محبوبتر است از اینکه تنها به دیدار او بروم، و اگر بدیدار او بروم نزد من محبوبتر است از اینکه ده برده را آزاد کنم”! (3) .

(3)

قابل توجه اینکه در روایات تنها روی نیازمندان و گرسنگان تکیه نشده بلکه در بعضی صریحا آمده است که اطعام مؤمنان هر چند بی نیاز باشند همچون آزاد کردن برده است، و این نشان می دهد که هدف از این کار علاوه بر رفع نیازمندیها جلب محبت و تحکیم پیوندهای دوستی و صمیمیت است، به عکس

ص: 358

1- 1) “اصول کافی”جلد دوم باب“اطعام المؤمن”حدیث 3.

2- 2) “همان مدرک”حدیث 6.

3- 3) “همان مدرک”حدیث 18.

آنچه در دنیای مادی امروز معمول است که گاه دو دوست نزدیک، یا دو خویشاوند به مهمانخانه ای می روند هر کدام باید سهم خود را بپردازد، گویی مساله میهمانی کردن مخصوصا نفرات بسیار برای آنان بسیار شگفت آور است.

در بعضی از روایات نیز تصریح شده که اطعام گرسنگان به طور مطلق (هر چند مؤمن و مسلمان هم نباشند) از افضل اعمال است، چنان که در روایتی از پیغمبر گرامی اسلام ص آمده است که فرمود:

من افضل الاعمال عند اللّٰه ابراد الکباد الحاره و اشباع الکباد الجائعه و الذی نفس محمد“صلی اللّٰه علیه و آله”بیده لا یؤمن بی عبد یبیت شبعان و اخوه-او قال جاره-المسلم جائع:

“یکی از برترین اعمال نزد خدا خنک کردن جگرهای داغ است، و سیر کردن شکمهای گرسنه، سوگند به کسی که جان محمد در دست او است بنده ای که شب سیر بخوابد و برادر-یا فرمود همسایه-مسلمانش گرسنه باشد به من ایمان نیاورده است”! (1) .

(1)

ذیل حدیث فوق گرچه در باره سیر کردن مسلمانان است، ولی آغاز آن هر تشنه و گرسنه ای را شامل می شود، و بعید نیست گستردگی مفهوم آن حتی حیوانات را نیز شامل شود.

و در این زمینه روایات بسیار است (2) .

(2)

***

ص: 359

1- 1 و 2) “بحار الانوار”جلد 74 صفحه 369-قابل توجه اینکه مرحوم علامه مجلسی در این زمینه بابی عنوان کرده که 113 حدیث در آن آورده است که مربوط به اطعام مؤمن و سیراب کردن و لباس پوشاندن و اداء دین می باشد، و بعضی از آنها عمومیت دارد.

2-

nemoone/انسان/آیات_5_تا_11.txt · Last modified: 2024/12/07 17:08 by 127.0.0.1

Donate Powered by PHP Valid HTML5 Valid CSS Driven by DokuWiki