User Tools

Site Tools


nemoone:انبیاء:آیات_11_تا_15

[سوره الأنبیاء (21) : آیات 11 تا 15]

اشاره

وَ کَمْ قَصَمْنٰا مِنْ قَرْیَهٍ کٰانَتْ ظٰالِمَهً وَ أَنْشَأْنٰا بَعْدَهٰا قَوْماً آخَرِینَ (11) فَلَمّٰا أَحَسُّوا بَأْسَنٰا إِذٰا هُمْ مِنْهٰا یَرْکُضُونَ (12) لاٰ تَرْکُضُوا وَ اِرْجِعُوا إِلیٰ مٰا أُتْرِفْتُمْ فِیهِ وَ مَسٰاکِنِکُمْ لَعَلَّکُمْ تُسْئَلُونَ (13) قٰالُوا یٰا وَیْلَنٰا إِنّٰا کُنّٰا ظٰالِمِینَ (14) فَمٰا زٰاَلَتْ تِلْکَ دَعْوٰاهُمْ حَتّٰی جَعَلْنٰاهُمْ حَصِیداً خٰامِدِینَ (15)

ترجمه:

11-چه بسیار مناطق آباد ستمگری را که ما درهم شکستیم و بعد از آنها قوم دیگری روی کار آوردیم.

12-آنها هنگامی که احساس عذاب ما را کردند ناگهان پا به فرار گذاشتند!.

13-فرار نکنید و بازگردید به زندگی پرناز و نعمتتان، و به مسکنهای پر زرق و برقتان! تا سائلان بیایند و از شما تقاضا کنند (شما هم آنها را محروم بازگردانید) ! 14-گفتند: ای وای بر ما که ظالم و ستمگر بودیم.

ص: 365

15-و هم چنان این سخن را تکرار می کردند تا ریشه آنها را قطع کردیم و آنها را خاموش ساختیم!.

تفسیر:

چگونه ستمگران در چنگال عذاب گرفتار شدند؟

در آیات مورد بحث به دنبال گفتگوهایی که در باره مشرکان و کافران لجوج گذشت سرنوشت آنها را با مقایسه با سرنوشت اقوام پیشین، مشخص می کند.

نخست می گوید: “چه بسیار شهرها و آبادیهای ظالم و ستمگری را که درهم شکستیم” (وَ کَمْ قَصَمْنٰا مِنْ قَرْیَهٍ کٰانَتْ ظٰالِمَهً) .

“و بعد از آنها قوم و جمعیت دیگری را به روی کار و به میدان آزمایش آوردیم” (وَ أَنْشَأْنٰا بَعْدَهٰا قَوْماً آخَرِینَ) .

با توجه به اینکه“قصم”به معنی شکستن توأم با شدت است و حتی گاهی به معنی خرد کردن آمده، و با توجه به اینکه تکیه روی ظلم و ستمگری این اقوام شده، نشان می دهد که خداوند شدیدترین انتقام و مجازات را در مورد اقوام ظالم و ستمگر قائل است.

ضمنا اشاره به این می کند که اگر تاریخ گذشتگان را مورد بررسی قرار دهید، خواهید دانست که تهدیدهای پیامبر اسلام شوخی و بی حساب نیست، واقعیت تلخی است که باید دقیقا به آن بیندیشید.

* آن گاه شرح حال آنها را به هنگامی که دامنه عذاب در آبادی آنها گسترده می شد، و وضع بیچارگی آنان را در مقابل مجازات الهی مشخص می کند، می گوید: “هنگامی که آنها احساس کردند عذاب الهی می خواهد دامنشان را بگیرد، ص: 366 پا به فرار گذاردند” (فَلَمّٰا أَحَسُّوا بَأْسَنٰا إِذٰا هُمْ مِنْهٰا یَرْکُضُونَ) (1) . (1) درست همانند یک لشگر شکست خورده که شمشیرهای برهنه دشمن را پشت سر خود می بیند به هر سو پراکنده می شوند. * اما به عنوان توبیخ و سرزنش به آنها گفته می شود: “فرار نکنید و بازگردید به سوی زندگانی پرناز و نعمتتان!و به سوی کاخها و قصرها و مسکنهای پرزر و زیورتان، شاید سائلان بیایند و از شما تقاضا کنند” (لاٰ تَرْکُضُوا وَ ارْجِعُوا إِلیٰ مٰا أُتْرِفْتُمْ فِیهِ وَ مَسٰاکِنِکُمْ لَعَلَّکُمْ تُسْئَلُونَ) .

این عبارت ممکن است اشاره به آن باشد که همواره در این زندگی پرناز و نعمتی که داشتند سائلان و تقاضاکنندگان بر در خانه هایشان رفت و آمد داشتند، با امید می آمدند و محروم بازمی گشتند به آنها می گوید: بازگردید و همان صحنه های نفرت انگیز را تکرار کنید، و این در حقیقت یک نوع استهزاء و سرزنش است.

بعضی از مفسران نیز احتمال داده اند که جمله“ لَعَلَّکُمْ تُسْئَلُونَ “اشاره ای به دستگاه پر زرق و برق و کبریایی آنها است که خود شخصا در گوشه ای می نشستند و مرتبا فرمان می دادند، و خدمتگزاران، پی در پی نزد آنها می آمدند و سؤال از امر و فرمانشان می کردند.

اما اینکه گوینده این سخن کیست؟ در آیه صریحا نیامده.

ممکن است ندایی وسیله فرشتگان خدا یا پیامبران و رسولانشان باشد

ص: 367

1- 1) “رکض”هم به معنی دویدن با سرعت، و هم به معنی دواندن مرکب می آید، گاهی نیز به معنی کوبیدن پا بر زمین آمده است، مانند” اُرْکُضْ بِرِجْلِکَ هٰذٰا مُغْتَسَلٌ بٰارِدٌ وَ شَرٰابٌ ”: “ای ایوب پای خود را بر زمین بکوب چشمه ای می جوشد که هم برای شستشو و هم برای نوشیدن آماده است” (ص-42) .

یا از درون ضمیر مخفی و وجدانشان.

در حقیقت این ندای الهی بوده است که به آنها گفته می شد: “فرار نکنید و بازگردید”که از یکی از این سه طریق به آنها می رسیده است.

جالب اینکه در اینجا از میان تمام نعمتهای مادی بالخصوص روی“مسکن” انگشت گذارده شده، شاید به خاطر اینکه نخستین وسیله آرامش انسان وجود یک مسکن مناسب است، و یا اینکه انسان غالبا بیشترین درآمد زندگی خود را صرف مسکنش می کند، و نیز بیشترین علاقه او به آن است.

* به هر حال آنها در این هنگام بیدار می شوند، آنچه را قبلا شوخی می پنداشتند به جدی ترین صورت در برابر خویش می بینند و فریادشان بلند می شود“می گویند: ای وای بر ما که ظالم و ستمگر بودیم”! (قٰالُوا یٰا وَیْلَنٰا إِنّٰا کُنّٰا ظٰالِمِینَ) . * اما این بیداری اضطراری که در برابر صحنه های جدی عذاب برای هر کس پیدا می شود بی ارزش است، و اثری در تغییر سرنوشت آنها ندارد، لذا قرآن در آخرین آیه مورد بحث اضافه می کند: “و هم چنان این سخن را (وای بر ما ظالم و ستمگر بودیم) تکرار می کردند تا آنها را از ریشه، قطع کردیم و آنها را خاموش ساختیم” (فَمٰا زٰاَلَتْ تِلْکَ دَعْوٰاهُمْ حَتّٰی جَعَلْنٰاهُمْ حَصِیداً خٰامِدِینَ) .

همچون زراعتی درو شده (حصید) بر زمین می ریزند، و شهر پر جوش و خروش و آبادشان به قبرستان ویران و خاموشی مبدل می گردد (خامدین) (1)

(1)

ص: 368

1- 1) “خامد”در اصل از ماده“خمود” (بر وزن جنود) به معنی خاموش شدن آتش است، سپس به هر چیزی که از جوش و خروش و سر و صدا بیفتد اطلاق شده است.

nemoone/انبیاء/آیات_11_تا_15.txt · Last modified: 2024/12/07 17:08 by 127.0.0.1

Donate Powered by PHP Valid HTML5 Valid CSS Driven by DokuWiki