[سوره الأعلی (87) : آیات 14 تا 19]
اشاره
قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَکّٰی (14) وَ ذَکَرَ اِسْمَ رَبِّهِ فَصَلّٰی (15) بَلْ تُؤْثِرُونَ اَلْحَیٰاهَ اَلدُّنْیٰا (16) وَ اَلْآخِرَهُ خَیْرٌ وَ أَبْقیٰ (17) إِنَّ هٰذٰا لَفِی اَلصُّحُفِ اَلْأُولیٰ (18) صُحُفِ إِبْرٰاهِیمَ وَ مُوسیٰ (19)
ترجمه:
14-مسلما رستگار می شود کسی که خود را تزکیه کند.
15-و نام پروردگارش را بیاد آورد و نماز بخواند.
16-بلکه شما حیات دنیا را مقدم می دارید.
17-در حالی که آخرت بهتر و پایدارتر است.
18-این دستورات در کتب آسمانی پیشین آمده است.
19-کتب ابراهیم و موسی.
تفسیر:
برنامه ای که در همه کتب آسمانی آمده
در آیات قبل اشاره ای به مجازات سخت کفار معاند، و دشمنان حق شده
ص: 401
بود، و در آیات مورد بحث به نجات اهل ایمان و عوامل این نجات اشاره می کند، نخست می فرماید“مسلما رستگار می شود کسی که خود را تزکیه کند” (قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَکّٰی) .
* “و نام پروردگارش را به یاد آورد و به دنبال آن نماز بخواند” (وَ ذَکَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلّٰی) . به این ترتیب عامل فلاح و رستگاری و پیروزی و نجات را سه چیز می شمرد: “تزکیه”و“ذکر نام خداوند”و سپس“بجا آوردن نماز”. در اینکه منظور از“تزکیه”چیست تفسیرهای گوناگونی ذکر کرده اند: نخست اینکه منظور پاکسازی روح از شرک است، به قرینه آیات قبل، و نیز به قرینه اینکه مهمترین پاکسازی همان پاکسازی از شرک است. دیگر اینکه منظور پاکسازی دل از رذائل اخلاقی و انجام اعمال صالح است، به قرینه آیات فلاح در قرآن مجید از جمله آیات آغاز سوره مؤمنون که فلاح را در گرو اعمال صالح می شمرد، و به قرینه آیه 9 سوره شمس که بعد از ذکر مساله تقوی و فجور می فرماید: قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکّٰاهٰا: “رستگار شد کسی که نفس خود را از فجور و اعمال زشت پاک کرد و به زینت تقوی بیاراست”. دیگر اینکه منظور“زکات فطره”در روز عید فطر است که نخست باید زکات را پرداخت و بعد نماز عید را بجا آورد، چنان که در روایات متعددی از امام صادق ع این معنی نقل شده است (1) . (1) همین معنی در منابع اهل سنت از امیر مؤمنان علی ع روایت شده (2) . (2) ص: 402 1- 1) “نور الثقلین”جلد 5 صفحه 556 حدیث 19 و 20. 2- 2) “روح المعانی”جلد 30 صفحه 110-“تفسیر کشاف”جلد 4 صفحه 740. در اینجا این سؤال مطرح است که سوره اعلی سوره مکی است، و در مکه نه زکات فطر مقرر شده بود، و نه روزه ماه مبارک، و نه مراسم نماز عید فطر. در پاسخ این سؤال بعضی گفته اند که هیچ مانعی ندارد آغاز این سوره در مکه نازل شده باشد و پایانش در مدینه. این احتمال نیز قویا وجود دارد که تفسیر فوق از قبیل بیان یک مصداق روشن و تطبیق آیه بر فرد واضح است. بعضی نیز“تزکیه”را در اینجا به معنی دادن صدقه مالی دانسته اند. مهم این است که“تزکیه”معنی وسیعی دارد که همه این مفاهیم را در بر می گیرد، هم پاکسازی روح از آلودگی شرک، و هم پاکسازی از اخلاق رذیله، و هم پاکسازی عمل از محرمات، و هر گونه ریا، و هم پاکسازی مال و جان به وسیله دادن زکات در راه خدا، زیرا طبق آیه خُذْ مِنْ أَمْوٰالِهِمْ صَدَقَهً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَکِّیهِمْ بِهٰا: “از اموال آنها صدقه ای (زکات) بگیر تا آنها را به وسیله آن پاکسازی و تزکیه کنی”دادن زکات سبب پاکی روح و جان است. بنا بر این، تمام تفسیرها ممکن است در معنی گسترده آیه جمع باشد. قابل توجه اینکه: در آیات فوق نخست سخن از تزکیه و بعد ذکر پروردگار و سپس نماز است. به گفته بعضی از مفسران مراحل عملی مکلف سه مرحله است: نخست“ازاله عقائد فاسده از قلب”سپس“حضور معرفه اللّٰه و صفات و اسماء او در دل”و سوم“اشتغال به خدمت”آیات فوق در سه جمله کوتاه اشاره به این سه مرحله کرده است (1) . (1) این نکته نیز قابل توجه است که“نماز”را فرع بر“ذکر پروردگار” می شمرد، این به خاطر آن است که تا بیاد او نیفتد و نور ایمان در دل او پرتو افکن ص: 403 1- 1) “تفسیر فخر رازی”جلد 31 صفحه 147. نشود به نماز نمی ایستد، بعلاوه نمازی ارزشمند است که توأم با ذکر او و ناشی از یاد او باشد، و اینکه بعضی ذکر پروردگار را تنها به معنی “اللّٰه اکبر” یا “بسم اللّٰه الرحمن الرحیم” که در آغاز نماز گفته می شود تفسیر کرده اند در حقیقت بیان مصداقهایی از آن است. * سپس به عامل اصلی انحراف از این برنامه فلاح و رستگاری اشاره کرده، می افزاید: “بلکه شما حیات دنیا را مقدم می دارید” (بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَیٰاهَ الدُّنْیٰا) .
* “در حالی که آخرت بهتر و پایدارتر است” (وَ الْآخِرَهُ خَیْرٌ وَ أَبْقیٰ) . و این در حقیقت همان مطلبی است که در احادیث نیز آمده: حب الدنیا رأس کل خطیئه: “محبت دنیا سرچشمه هر گناهی است (1) . (1) در حالی که هیچ عقلی اجازه نمی دهد که انسان”سرای باقی“را به”متاع فانی“بفروشد و این لذات مختصر و آمیخته با انواع درد و رنج را بر آن همه نعمت جاویدان و خالی از هر گونه ناملائمات مقدم بشمرد. * و سرانجام در پایان سوره می فرماید: “این دستوراتی که گفته شد منحصر به این کتاب آسمانی نیست، بلکه در صحف و کتب پیشین نیز آمده است” (إِنَّ هٰذٰا لَفِی الصُّحُفِ الْأُولیٰ) .
* ص: 404 1- 1) این حدیث با عبارات مختلف از”امام صادق“و”امام سجاد“علی بن الحسین، بلکه از همه انبیا نقل شده است، و این دلیل بر اهمیت فوق العاده آن است (نور الثقلین جلد 5 صفحه 556 و 557) . “صحف و کتب ابراهیم و موسی” (صُحُفِ إِبْرٰاهِیمَ وَ مُوسیٰ) (1) . (1) در اینکه مشار الیه”هذا“چیست؟ نظرات گوناگونی وجود دارد: جمعی گفته اند اشاره به دستورات اخیر در زمینه”تزکیه“و”نماز“و”مقدم نشمردن حیات دنیا بر آخرت“است، چرا که اینها از اساسی ترین تعلیمات همه انبیا بوده، و در تمام کتب آسمانی آمده است. بعضی دیگر آن را اشاره به تمام”سوره“می دانند، چرا که از توحید شروع می شود، و با نبوت ادامه می یابد، و به برنامه های عملی ختم می شود. و به هر حال، این تعبیر نشان می دهد که محتوای پر اهمیت این سوره، یا خصوص آیات اخیر، از اصول اساسی عالم ادیان، و از تعلیمات بنیادی همه انبیا و پیامبران است و این خود نشانه ای است از عظمت سوره و از اهمیت این تعلیمات. “صحف”جمع”صحیفه“در اینجا به معنی لوح و یا صفحه ای است که چیزی بر آن می نویسند. آیات فوق نشان می دهد که حضرت ابراهیم ع و موسی ع نیز دارای کتابهای آسمانی بوده اند. در روایتی از ابو ذر می خوانیم که می گوید: به پیغمبر اکرم ص عرض کردم انبیا چند نفر بودند؟ فرمود یکصد و بیست و چهار هزار نفر. گفتیم: رسولان آنها چند نفر بودند؟ فرمود: سیصد و سیزده نفر، و بقیه فقط”نبی“بودند. ص: 405 1- 1) ممکن است” صُحُفِ إِبْرٰاهِیمَ وَ مُوسیٰ “توضیحی برای” اَلصُّحُفِ الْأُولیٰ “ باشد، این احتمال نیز وجود دارد که بیان و مصداق روشن آن باشد، در صورت اول همه کتب انبیای پیشین را شامل می شود، و در صورت دوم تنها صحف ابراهیم و موسی را. عرض کردم: آدم نبی بود؟ فرمود بله، خداوند با او سخن گفت و او را با دست خود آفرید، سپس پیامبر ص افزود، ای ابو ذر!چهار نفر از انبیاء عرب بودند: هود و صالح و شعیب و پیامبر تو. گفتم: ای رسول خدا!خداوند چند کتاب نازل فرمود؟ فرمود: صد و چهار کتاب، ده کتاب بر”آدم“پنجاه کتاب بر”شیث“و بر “اخنوخ”که ادریس است سی کتاب، و او نخستین کسی است که با قلم نوشت و بر”ابراهیم“ده کتاب و نیز تورات و انجیل و زبور و فرقان را (بر موسی و مسیح و داود و پیامبر اسلام نازل کرد) (1) . (1) تعبیر به”الصحف الاولی“در مورد کتابهای ابراهیم و موسی در برابر صحف اخیر است که بر حضرت مسیح و پیغمبر اکرم ص نازل شده است. *
نکته:
تحلیلی بر حدیث”حب الدنیا رأس کل خطیئه“
مسلما برای افراد مؤمن این محاسبه قرآنی که در آیات فوق آمده در مقایسه دنیا با آخرت که می گوید”آخرت بهتر و پایدارتر است“.
کاملا روشن است، اما با این حال چگونه انسان مؤمن در بسیاری از اوقات این علم و آگاهی خود را زیر پا می گذارد و آلوده گناهان و جرائمی می شود؟! پاسخ این سؤال یک جمله است، و آن غلبه شهوات بر وجود انسان، و سرچشمه غلبه شهوات نیز حب دنیا است.
حب دنیا اعم از حب مال، مقام، شهوت جنسی، تفوق طلبی، برتری جویی،
ص: 406
1- 1) “مجمع البیان”جلد 10 صفحه 476.
تن پروری، انتقام جویی، و مانند اینها، گاه چنان طوفانی در روح انسان ایجاد می کند که تمام معلومات او را بر باد می دهد، و حتی گاه حس تشخیص او را از میان می برد، و در نتیجه حیات دنیا بر آخرت مقدم می دارد.
اینکه در روایات اسلامی کرارا حب دنیا به عنوان سرچشمه تمام گناهان شمرده شده است یک واقعیت عینی و محسوس است که در زندگی خود و دیگران بارها آن را آزموده ایم.
بنا بر این برای قطع ریشه های گناه راهی جز این نیست که حب و عشق دنیا را از دل بیرون کنیم.
باید به دنیا همچون وسیله ای، گذرگاهی، پلی، و یا همچون مزرعه ای بنگریم.
ممکن نیست عاشقان دنیا بر سر دو راهی”وصول به متاع این جهان و نیل به رضای خدا“دومی را مقدم شمرند.
اگر پرونده های جنایی را بنگریم واقعیت حدیث فوق را در آنها به خوبی مشاهده می کنیم.
هنگامی که علل جنگها، خونریزیها، کشت و کشتارها (حتی میان برادران و دوستان) را مورد توجه قرار می دهیم جای پای حب دنیا در همه آنها مشهود و نمایان است.
اما چگونه می توان حب دنیا را از دل بیرون کرد با اینکه ما همه فرزند دنیائیم، و علاقه فرزند به مادر یک امر طبیعی است؟! این نیاز به آموزش فکری و فرهنگی و عقیدتی، و سپس تهذیب نفس دارد.
و از جمله اموری که می تواند بالاترین کمک را به سالکان راه در این مسیر کند ملاحظه عاقبت کار دنیا پرستان است.
فراعنه با آن همه قدرت و امکانات مالی سرانجام چه کردند؟ قارون از اینهمه
ص: 407
گنجهایی که کلید آنها را چندین انسان نیرومند به زحمت می کشیدند چه اندازه با خود برد؟! قدرتهای عظیمی را که در عصر و زمان خود می نگریم، و با نسیمی دفتر زندگانیشان بر هم می خورد، و با یک گردش لیل و نهار از تخت قدرت فرو می افتند، و کاخها و ثروتهایشان را می گذارند و می گریزند، و یا به زیر خاک پنهان می شوند، خود بهترین واعظ و معلم ماست.
این سخن دامنه دار را با حدیثی از امام علی بن الحسین ع که بسیار رسا و گویا است پایان می دهیم:
از حضرتش پرسیدند که افضل اعمال نزد خدا چیست؟ فرمود:
ما من عمل بعد معرفه اللّٰه عز و جل و معرفه رسوله (ص) افضل من بغض الدنیا: “هیچ عملی بعد از معرفت خداوند و رسولش افضل از دشمنی با دنیا نیست”! سپس افزود: زیرا برای حب دنیا شعب بسیاری است، و معاصی نیز شعب بسیاری دارد، اولین چیزی که با آن معصیت خدا شد معصیت ابلیس بود در آن زمان که ابا کرد و”تکبر“ورزید و از کافرین شد.
سپس”حرص“بود که سرچشمه معصیت (و ترک اولای) آدم و حوا گشت، در آن زمان که خداوند متعال به آنها فرمود: “از هر جای بهشت می خواهید بخورید، ولی نزدیک این درخت (ممنوع) نشوید که از ستمکاران خواهید بود”ولی آنها به سراغ چیزی رفتند که به آن نیاز نداشتند!و همین برای فرزندان آنها تا روز قیامت باقی ماند، چرا که غالب چیزهایی را که انسان می طلبد به آن نیازی ندارد (نیازها غالبا منشا گناه نیستند، آنچه منشا گناه است هوسها و امور زائد بر نیاز است) سپس”حسد“بود که سرچشمه گناه فرزند آدم شد، نسبت به برادرش حسد ورزید و او را به قتل رساند.
ص: 408
و از شعب آن حب زنان، حب دنیا، (1) حب ریاست، حب راحتی، حب سخن، حب برتری، و حب ثروت است، اینها هفت خصلتند که همگی در حب دنیا جمعند، و لذا پیامبران و دانشمندان بعد از آگاهی بر این حقیقت گفته اند: حب الدنیا رأس کل خطیئه (2) .
(1)
(2)
***خداوندا!حب دنیا را که ریشه همه گناهان است از دل ما بیرون ببر.
پروردگارا!خودت در مسیر پر پیچ و خم تکامل دست ما را بگیر و به سر منزل مقصود هدایت فرما.
بار الها تو از پنهان و آشکار آگاهی گناهان مخفی و آشکار ما را به لطف و کرمت ببخشا.
آمین یا رب العالمین پایان سوره اعلی آغاز ماه مبارک رمضان 1407
ص: 409
1- 1) به نظر می رسد که منظور از”حب دنیا“در اینجا”حب بقاء در دنیا“بوده باشد، که آن یکی از شعب هفتگانه محسوب می شود و معمولا در شکل”طول امل و درازی آرزوها“ظاهر می گردد (دقت کنید) .
2- 2) اصول کافی جلد 2 باب حب الدنیا و الحرص علیها حدیث 8-در همین باب از اصول کافی 17 روایت در این زمینه نقل شده که بسیار آموزنده است.
ص: 410
