User Tools

Site Tools


nemoone:اسراء:آیه_1

[سوره الإسراء (17) : آیه 1]

اشاره

بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِlt;br/gt;سُبْحٰانَ اَلَّذِی أَسْریٰ بِعَبْدِهِ لَیْلاً مِنَ اَلْمَسْجِدِ اَلْحَرٰامِ إِلَی اَلْمَسْجِدِ اَلْأَقْصَی اَلَّذِی بٰارَکْنٰا حَوْلَهُ لِنُرِیَهُ مِنْ آیٰاتِنٰا إِنَّهُ هُوَ اَلسَّمِیعُ اَلْبَصِیرُ (1)

ترجمه:

بنام خداوند بخشنده مهربان 1-پاک و منزه است خدایی که بنده اش را در یک شب از مسجد الحرام به مسجد اقصی که گرداگردش را پر برکت ساختیم برد، تا آیات خود را به او نشان دهیم او شنوا و بیناست.

تفسیر:

اشاره

معراج گاه پیامبر ص

نخستین آیه این سوره از مساله“اسراء”یعنی سفر شبانه پیامبر ص از مسجد الحرام به مسجد اقصی (بیت المقدس) که مقدمه ای برای معراج بوده است سخن می گوید، این سفر که در یک شب و مدت کوتاهی صورت گرفت حد اقل در شرایط آن زمان از طرق عادی به هیچوجه امکان پذیر نبود، و جنبه اعجاز آمیز و کاملا خارق العاده داشت.

ص: 7

نخست می گوید: “منزه است آن خداوندی که بنده اش را در یک شب از مسجد الحرام به مسجد اقصی برد” (سُبْحٰانَ الَّذِی أَسْریٰ بِعَبْدِهِ لَیْلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ إِلَی الْمَسْجِدِ الْأَقْصَی) .

این سیر شبانه خارق العاده: “به خاطر آن بود که بخشی از آیات عظمت خود را به او نشان دهیم” (لِنُرِیَهُ مِنْ آیٰاتِنٰا) .

و در پایان اضافه می کند“خداوند شنوا و بینا است” (إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْبَصِیرُ) .

اشاره به اینکه اگر خداوند پیامبرش را برای این افتخار برگزید بی دلیل نبود، زیرا او گفتار و کرداری آن چنان پاک و شایسته داشت که این لباس بر قامتش کاملا زیبا بود، خداوند گفتار پیامبرش را شنیده و کردار او را دیده و لیاقتش را برای این مقام پذیرفته بود.

بعضی از مفسران این احتمال را نیز در جمله فوق داده اند که منظور از آن تهدید منکران این اعجاز است که خداوند سخنانشان را می شنود و اعمالشان را می بیند و از توطئه آنها آگاه است.

این آیه در عین فشردگی بیشتر مشخصات این سفر شبانه اعجاز آمیز را بیان می کند:

1-جمله“اسری”نشان می دهد که این سفر، شب هنگام واقع شد، زیرا “اسراء”در لغت عرب به معنی سفر شبانه است، در حالی که کلمه“سیر”به مسافرت در روز گفته می شود.

2-کلمه“لیلا”در عین اینکه تاکیدی است برای آنچه از جمله“اسراء” فهمیده می شود، این حقیقت را نیز بیان می کند که این سفر، بطور کامل در یک شب واقع شد، و مهم نیز همین است که فاصله میان مسجد الحرام و بیت المقدس که بیش از یکصد فرسخ است و در شرائط آن زمان می بایست روزها یا هفته ها بطول

ص: 8

بیانجامد، تنها در یک شب رخ داد.

3-کلمه“عبد”نشان می دهد که این افتخار و اکرام به خاطر مقام عبودیت و بندگی پیامبر ص بود، چرا که بالاترین مقام برای انسان است که بنده راستین خدا باشد، جز بر پیشگاه او جبین نساید، و در برابر فرمانی جز فرمان او تسلیم نگردد، هر کاری می کند برای خدا باشد و هر گام برمی دارد رضای او را بطلبد.

4-همچنین تعبیر به“عبد”نشان می دهد که این سفر در بیداری واقع شده. و این سیر جسمانی بوده است نه روحانی، زیرا سیر روحانی معنی معقولی جز مساله خواب یا حالتی شبیه به خواب ندارد، ولی کلمه“عبد”نشان می دهد که جسم و جان پیامبر ص در این سفر شرکت داشته، منتها کسانی که نتوانسته اند این اعجاز را درست در فکر خود هضم کنند احتمال روحانی بودن را به عنوان توجیهی برای آیه ذکر کرده اند، در حالی که می دانیم اگر کسی به دیگری بگوید من فلان شخص را به فلان نقطه بردم مفهومش این نیست که در عالم خواب یا خیال بوده یا تفکر اندیشه او به چنین سیری پرداخته است.

5-آغاز این سیر (که مقدمه ای بر مساله معراج به آسمانها بوده و بعدا دلائل آن ذکر خواهد شد“مسجد الحرام”در مکه و انتهای آن“مسجد الاقصی” در“قدس”بوده است.

البته در اینکه پیغمبر ص از کنار خانه کعبه به این سیر پرداخت و یا در خانه یکی از بستگانش بود، (و از آنجا که به همه شهر مکه گاهی به عنوان احترام، مسجد الحرام گفته می شود این تعبیر در آیه ذکر شده است) در میان مفسران گفتگو است، ولی بدون شک ظاهر آیه این است که مبدء سیر او مسجد الحرام بوده است.

6-هدف از این سیر، مشاهده آیات عظمت الهی بوده، همانگونه که دنباله

ص: 9

این سیر در آسمانها نیز به همین منظور انجام گرفته است تا روح پر عظمت پیامبر ص در پرتو مشاهده آن آیات بینات، عظمت بیشتری یابد، و آمادگی فزونتری برای هدایت انسانها پیدا کند، نه آن گونه که کوته فکران می پندارند که پیامبر ص به معراج رفت تا خدا را ببیند!، به گمان اینکه خدا محلی در آسمانها دارد!! به هر حال پیامبر ص گرچه عظمت خدا را شناخته بود، و از عظمت آفرینش او نیز آگاه بود، “ولی شنیدن کی بود مانند دیدن”! در آیات سوره نجم که به دنباله این سفر، یعنی معراج در آسمانها اشاره می کند نیز می خوانیم لَقَدْ رَأیٰ مِنْ آیٰاتِ رَبِّهِ الْکُبْریٰ: “او در این سفر آیات بزرگ پروردگارش را مشاهده کرد”.

7-جمله“ بٰارَکْنٰا حَوْلَهُ “بیانگر این مطلب است که مسجد الاقصی علاوه بر اینکه خود سرزمین مقدسی است اطراف آن نیز سرزمین مبارک و پر برکتی است و این ممکن است اشاره به برکات ظاهری آن بوده باشد، چرا که می دانیم در منطقه ای سرسبز و خرم و مملو از درختان و آبهای جاری و آبادیها واقع شده است.

و نیز ممکن است اشاره به برکات معنوی آن بوده باشد، زیرا این سرزمین مقدس در طول تاریخ کانون پیامبران بزرگ خدا، و خاستگاه نور توحید و خدا پرستی بوده است.

8-جمله” إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْبَصِیرُ “همانگونه که گفتیم اشاره به این است که بخشش این موهبت به پیامبر ص بی حساب نبوده بلکه به خاطر شایستگیهایی بوده که بر اثر گفتار و کردارش پیدا شد و خداوند از آن به خوبی آگاه بود.

9-ضمنا کلمه”سبحان”دلیلی است بر اینکه این برنامه پیامبر ص خود نشانه ای بر پاک و منزه بودن خداوند از هر عیب و نقص است.

10-کلمه“من”در“ مِنْ آیٰاتِنٰا “نشان می دهد که آیات عظمت خداوند

ص: 10

آن قدر زیاد است که پیامبر ص با تمام عظمتش در این سفر پر عظمت تنها گوشه ای از آن را مشاهده کرده است.

* مساله معراج مشهور و معروف در میان دانشمندان اسلام این است که پیامبر ص به هنگامی که در مکه بود در یک شب از مسجد الحرام به مسجد اقصی در بیت المقدس به قدرت پروردگار آمد، و از آنجا به آسمانها صعود کرد، و آثار عظمت خدا را در پهنه آسمان مشاهده نمود و همان شب به مکه بازگشت. و نیز مشهور و معروف آنست که این سیر زمینی و آسمانی را با جسم و روح تواما انجام داد. ولی از آنجا که این یک موضوع فوق العاده شگرفی است، جمعی به توجیه آن پرداخته و آن را به معراج روحانی تفسیر کرده اند که چیزی شبیه یک خواب یا مکاشفه روحی خواهد بود، اما همانگونه که گفتیم این موضوع کاملا با ظواهر آیات مخالف است چرا که ظاهر آیات به مساله جسمانی بودن گواهی می دهد. به هر حال پیرامون این بحث سؤالات فراوانی وجود دارد از جمله: 1-چگونگی معراج از نظر قرآن و حدیث و تاریخ. 2-اعتقاد دانشمندان اسلامی اعم از شیعه و اهل تسنن در این زمینه. 3-هدف معراج. 4-امکان معراج از نظر علوم روز. هر چند بحث طولانی پیرامون این مسائل از عهده یک بحث تفسیری خارج است ولی ما سعی می کنیم فشرده این مسائل را برای خوانندگان عزیز ذیلا بیاوریم. ص: 11 1-معراج از نظر قرآن و حدیث در دو سوره از سوره های قرآن به این مساله اشاره شده است: نخست همین سوره اسراء است که تنها بخش اول این سفر را بیان می کند (یعنی سیر از مکه و مسجد الحرام به مسجد اقصی و بیت المقدس) . اما در سوره نجم طی شش آیه از آیه 13 تا 18 قسمت دوم معراج یعنی سیر آسمانی آمده است، آنجا می فرماید: وَ لَقَدْ رَآهُ نَزْلَهً أُخْریٰ. عِنْدَ سِدْرَهِ الْمُنْتَهیٰ. عِنْدَهٰا جَنَّهُ الْمَأْویٰ. إِذْ یَغْشَی السِّدْرَهَ مٰا یَغْشیٰ. مٰا زٰاغَ الْبَصَرُ وَ مٰا طَغیٰ. لَقَدْ رَأیٰ مِنْ آیٰاتِ رَبِّهِ الْکُبْریٰ: خلاصه مفاد این شش آیه چنین است که”پیامبر ص برای دومین بار فرشته وحی جبرئیل را به صورت اصلی مشاهده و ملاقات کرد (مرتبه اول در آغاز نزول وحی در کوه حرا بود) . این ملاقات در نزد بهشت جاویدان صورت گرفت. پیغمبر ص در مشاهده این منظره دچار خطا و اشتباه نشد. آیات و نشانه های بزرگی را از عظمت خدا مشاهده کرد. این آیات که به گفته اکثر مفسران از معراج سخن می گوید نیز نشان می دهد که این حادثه در بیداری اتفاق افتاده است، مخصوصا جمله مٰا زٰاغَ الْبَصَرُ وَ مٰا طَغیٰ (چشم پیامبر دچار خطا و انحراف و طغیان نشد) گواه دیگر بر این موضوع است از نظر حدیث، روایات بسیار زیادی در زمینه مساله معراج در کتب معروف اسلامی نقل شد که بسیاری از علمای اسلام تواتر یا شهرت آن را تصدیق کرده اند، به عنوان نمونه: فقیه و مفسر بزرگ شیخ طوسی در تفسیر”تبیان“ذیل آیه مورد بحث چنین می گوید: “علمای شیعه معتقدند خداوند در همان شبی که پیامبرش را از مکه به بیت المقدس برد او را به سوی آسمانها عروج داد، و آیات عظمت خود را در آسمانها ص: 12 به او ارائه فرمود، و این در بیداری بود نه در خواب”. مفسر عالیقدر مرحوم طبرسی در تفسیر خود مجمع البیان ذیل آیات سوره نجم چنین می گوید “مشهور در اخبار ما این است که خداوند پیامبر را با همین جسم در حال بیداری و حیات به آسمانها برد و اکثر مفسران را نیز عقیده همین است”. محدث شهیر علامه مجلسی در بحار الانوار می گوید: “سیر پیامبر اسلام ص از مسجد الحرام به بیت المقدس و از آنجا به آسمانها از جمله مطالبی است که آیات و احادیث متواتر شیعه و سنی بر آن دلالت دارد، و انکار امثال این مسائل یا تاویل و توجیه آن به معراج روحانی، یا خواب دیدن پیامبر ناشی از عدم اطلاع از اخبار ائمه هدی و یا ضعف یقین است”. سپس اضافه می کند”اگر بخواهیم اخباری را که در این باره رسیده جمع آوری کنیم کتاب بزرگی خواهد شد“ (1) . (1) از میان دانشمندان اهل تسنن منصور علی ناصف که از علمای معاصر و از دانشمندان الازهر و نویسنده کتاب معروف التاج است در کتاب خود احادیث معراج را جمع آوری کرده است. فخر رازی مفسر معروف در ذیل آیه مورد بحث پس از ذکر یک رشته استدلالات عقلی بر امکان وقوع معراج می گوید”از نظر حدیث، احادیث معراج از روایات مشهوره است که در کتب صحاح اهل سنت نقل شده و مفاد آنها سیر پیامبر ص از مکه به بیت المقدس و از آنجا به آسمانها است“. شیخ عبد العزیز بن عبد اللّٰه بن باز رئیس ادارات”بحوث علمیه و افتاء و دعوت و ارشاد“که از علمای متعصب وهابی معاصر است، در کتاب”التحذیر من البدع“می گوید: “شک نیست که اسراء و معراج از نشانه های بزرگی است ص: 13 1- 1) بحار الانوار جلد ششم ط قدیم صفحه 368. که دلالت بر صدق پیامبر ص و بلندی مقام و منزلت او می کند”تا آنجا که می گوید: “اخبار متواتر از پیامبر ص نقل شده که خدا او را به آسمانها برد و درهای آسمان را به روی او گشود” (1) . (1) ذکر این نکته کاملا ضرورت دارد که در لابلای روایات معراج احادیث مجعول یا ضعیفی به چشم می خورد که به هیچوجه قابل قبول نیست. لذا مفسر بزرگ مرحوم طبرسی ذیل همین آیه مورد بحث احادیث معراج را به چهار گروه تقسیم کرده است: 1-روایاتی که به حکم تواتر قطعی است، مانند اصل موضوع معراج. 2-احادیثی که قبول آنها هیچ مانع عقلی ندارد و در روایات به آن تصریح شده است، مانند مشاهده بسیاری از آیات عظمت خدا در پهنه آسمان. 3-روایاتی که با ضوابط و اصولی که در دست داریم مخالف است ولی می توان آنها را توجیه کرد، مانند احادیثی که می گوید پیامبر ص در آسمانها جمعی را در بهشت و گروهی را در دوزخ دید که باید گفت منظور مشاهده صفات بهشتیان و دوزخیان بوده است (یا بهشت و دوزخ برزخی) . 4-روایاتی که مشتمل بر امور نامعقول و باطل می باشد و وضع آنها گواه روشنی بر ساختگی بودن آنها است، مانند روایاتی که می گوید پیامبر ص خدا را آشکارا دید، با او سخن گفت، و با او نشست که با هیچ منطقی سازگار نمی باشد بلکه مخالف دلیل عقل و نقل است، و بدون شک این گونه روایات مجعول است. در تاریخ وقوع معراج در میان مورخان اسلامی اختلاف نظر است، بعضی آن را در سال دهم بعثت شب بیست و هفتم ماه رجب دانسته، و بعضی آن را در سال دوازدهم شب 17 ماه رمضان، و بعضی آن را در اوائل بعثت ذکر کرده اند، ولی اختلاف در تاریخ وقوع آن مانع از اتفاق در اصل وقوع آن نیست. ص: 14 1- 1) التحذیر صفحه 7. ذکر این نکته نیز لازم است که این تنها مسلمین نیستند که عقیده به معراج دارند، این عقیده در میان پیروان ادیان دیگر کم و بیش وجود دارد از جمله در مورد حضرت عیسی ع بصورت سنگین تری دیده می شود، چنان که در انجیل مرقس باب 6، و انجیل لوقا باب 24، و انجیل یوحنا باب 21، می خوانیم که عیسی پس از آنکه به دار آویخته و کشته و دفن شد از مردگان برخاست و چهل روز در میان مردم زندگی کرد سپس به آسمانها صعود نمود (و به معراج همیشگی رفت) . ضمنا از بعضی از روایات اسلامی نیز استفاده می شود که بعضی از پیامبران پیشین نیز دارای معراج بوده اند. *

آیا معراج جسمانی بوده یا روحانی؟

علاوه بر اینکه مشهور میان دانشمندان اسلام (اعم از شیعه و اهل تسنن) این است که این امر در بیداری صورت گرفته ظاهر خود آیات قرآن در آغاز سوره اسراء و همچنین سوره نجم (چنان که شرح آن در بالا گذشت) نیز وقوع این امر را در بیداری گواهی می دهد.

تواریخ اسلام نیز گواه صادقی بر این موضوع است، زیرا در تاریخ می خوانیم هنگامی که پیامبر ص مساله معراج را مطرح کرد مشرکان به شدت آن را انکار کردند و آن را بهانه ای برای کوبیدن پیامبر ص دانستند، این به خوبی گواهی می دهد که پیامبر هرگز مدعی خواب یا مکاشفه روحانی نبوده و گرنه اینهمه سر و صدا نداشت: و اگر در روایتی از حسن بصری می خوانیم که کان فی المنام رؤیا رآها: “این امر در خواب واقع شده است”و یا خبری که از عایشه نقل شده: و اللّٰه ما فقد جسد رسول اللّٰه و لکن عرج بروحه”به خدا سوگند بدن پیامبر از میان ما نرفت تنها روح او به آسمانها پرواز کرد“ظاهرا جنبه سیاسی

ص: 15

داشته و برای خاموش کردن جنجالی بوده است که درباره مساله معراج در میان عده ای به وجود آمده بود.

* هدف معراج با توجه به بحثهای گذشته این مساله برای ما از جمله واضحات است که هدف از معراج این نبوده که پیامبر ص به دیدار خدا در آسمانها بشتابد!آن چنان که ساده لوحان پنداشته اند که متاسفانه بعضی از دانشمندان غربی به خاطر ناآگاهی یا دگرگون ساختن چهره اسلام در نظر دیگران، آن را نقل کرده اند، از جمله اینکه “گیورگیو”در کتاب محمد پیامبری که از نو باید شناخت می گوید”محمد در سفر معراج به جایی رسید که صدای قلم خدا را می شنید و می فهمید که خدا مشغول نگهداری حساب افراد می باشد!ولی با اینکه صدای قلم خدا را می شنید او را نمی دید!زیرا هیچکس نمی تواند خدا را ببیند و لو پیغمبر باشد“ (محمد پیغمبری که از نو باید شناخت صفحه 125) . این نشان می دهد که مخصوصا قلم از نوع قلم چوبی است!که به هنگام حرکت روی کاغذ تحریر می لرزد و صدا می کند!!و امثال این خرافات و لاطائلات. نه، هدف این بوده که روح بزرگ پیامبر ص با مشاهده اسرار عظمت خدا را در سراسر جهان هستی، مخصوصا عالم بالا که مجموعه ای است از نشانه های عظمت او مشاهده کند، و باز هم درک و دید تازه ای برای هدایت و رهبری انسانها بیابد. این هدف صریحا در آیه یک سوره اسراء و آیه 18 سوره نجم آمده است. روایت جالبی نیز در این زمینه از امام صادق ع در پاسخ سؤال از علت معراج نقل شده است که فرمود: ان اللّٰه لا یوصف بمکان، و لا یجری علیه زمان، ص: 16 و لکنه عز و جل اراد ان یشرف به ملائکته و سکان سماواته، و یکرمهم بمشاهدته، و یریه من عجائب عظمته ما یخبر به بعد هبوطه: “خداوند هرگز مکانی ندارد، و زمان بر او جریان نمی گیرد، و لکن او می خواست فرشتگان و ساکنان آسمانش را با قدم گذاشتن پیامبر در میان آنها احترام کند و نیز از شگفتیهای عظمتش به پیامبرش نشان دهد تا پس از بازگشت برای مردم بازگو کند” (1) . (1) *

معراج و علوم روز

در گذشته بعضی از فلاسفه که معتقد به افلاک نه گانه بطلمیوسی پوست پیازی بودند مانع مهم معراج را از نظر علمی وجود همین افلاک و لزوم خرق و التیام در آنها می پنداشتند (2) .

(2)

ولی با فرو ریختن پایه های هیئت بطلمیوسی مساله خرق و التیام بدست فراموشی سپرده شد، اما با پیشرفتی که در هیئت جدید به وجود آمد مسائل تازه ای در زمینه معراج مطرح شده و سؤالاتی از این قبیل:

1-برای اقدام به یک سفر فضایی نخستین مانع نیروی جاذبه است که باید با وسائل فوق العاده بر آن پیروز شد، زیرا برای فرار از”حوزه جاذبه زمین“ سرعتی لا اقل معادل چهل هزار کیلومتر در ساعت لازم است!.

2-مانع دیگر، فقدان هوا در فضای بیرون جو زمین است که بدون آن انسان نمی تواند زندگی کند.

3-مانع سوم گرمای سوزان آفتاب و سرمای کشنده ای است که در قسمتی که آفتاب مستقیما می تابد و قسمتی که نمی تابد وجود دارد.

ص: 17

1- 1) تفسیر برهان جلد 2 صفحه 400.

2- 2) “خرق”به معنی شکافتن و”التیام“به معنی به هم آمدن است، بعضی از فلاسفه قدیم معتقد بودند که این امر در افلاک امکان پذیر نیست.

4-مانع چهارم اشعه های خطرناکی است که در ما وراء جو وجود دارد، مانند اشعه کیهانی و اشعه ما وراء بنفش و اشعه ایکس، این پرتوها هر گاه به مقدار کم به بدن انسان بتابد زیانی بر ارگانیسم بدن او ندارد، ولی در بیرون جو زمین این پرتوها فوق العاده زیاد است و کشنده و مرگبار، اما برای ما ساکنان زمین وجود قشر هوای جو مانع از تابش آنها است.

5-مشکل بی وزنی است، گر چه انسان تدریجا می تواند به بی وزنی عادت کند ولی برای ما ساکنان روی زمین اگر بی مقدمه به بیرون جو منتقل شویم و حالت بی وزنی دست دهد، تحمل آن بسیار مشکل یا غیر ممکن است.

6-و سرانجام مشکل زمان ششمین مشکل و از مهمترین موانع است، چرا که علوم روز می گوید سرعتی بالاتر از سرعت سیر نور نیست و اگر کسی بخواهد در سراسر آسمانها سیر کند باید سرعتی بیش از سرعت سیر نور داشته باشد.

***

در برابر این سؤالات توجه به چند نکته لازم است:

1-ما می دانیم که با آن همه مشکلاتی که در سفر فضایی است بالآخره انسان توانسته است با نیروی علم بر آن پیروز گردد، و غیر از مشکل زمان همه مشکلات حل شده و مشکل زمان هم مربوط به سفر به مناطق دور دست است.

2-بدون شک مساله معراج، جنبه عادی نداشته بلکه با استفاده از نیرو و قدرت بی پایان خداوند صورت گرفته است، و همه معجزات انبیاء همین گونه است، به عبارت روشنتر معجزه باید عقلا محال نباشد، و همین اندازه که عقلا امکان پذیر بود بقیه با استمداد از قدرت خداوند حل شدنی است.

هنگامی که بشر با پیشرفت علم توانایی پیدا کند که وسائلی بسازد سریع، آن چنان سریع که از حوزه جاذبه زمین بیرون رود، سفینه هایی بسازد که مساله

ص: 18

اشعه های مرگبار بیرون جو را حل کند، لباسهایی بپوشد که او را در برابر سرما و گرمای فوق العاده حفظ نماید، با تمرین به بی وزنی عادت نماید، خلاصه جایی که انسان بتواند با استفاده از نیروی محدودش، این راه را طی کند آیا با استمداد از نیروی نامحدود الهی حل شدنی نیست؟! ما یقین داریم که خدا مرکب سریع السیری که متناسب این سفر فضایی بوده باشد در اختیار پیامبرش گذارده است، و او را از نظر خطراتی که در این سفر وجود داشته زیر پوشش حمایت خود گرفته، این مرکب چگونه بوده است و چه نام داشته؟ براق؟ رفرف؟ یا مرکب دیگر؟ در هر حال مرکب مرموز و ناشناخته ای است از نظر ما؟ .

از همه اینها گذشته فرضیه حد اکثر سرعت که در بالا گفته شد، امروز در میان دانشمندان متزلزل شده، هر چند”اینشتاین“در فرضیه معروف خودش به آن سخت معتقد بوده است.

دانشمندان امروز می گویند امواج جاذبه بدون نیاز به زمان در آن واحد از یک سوی جهان به سوی دیگر منتقل می شود و اثر می گذارد، و حتی این احتمال وجود دارد که در حرکات مربوط به گستردگی جهان (می دانیم جهان در حال توسعه است و ستاره ها و منظومه ها به سرعت از هم دور می شوند) منظومه هایی وجود دارند که با سرعتی بیش از سرعت سیر نور از مرکز جهان دور می شوند (دقت کنید) .

کوتاه سخن اینکه مشکلاتی که گفته شد هیچکدام به صورت یک مانع عقلی در این راه نیست، مانعی که معراج را به صورت یک محال عقلی در آورد، بلکه مشکلاتی است که با استفاده از وسائل و نیروی لازم قابل حل است.

به هر حال مساله معراج نه از نظر استدلالات عقلی غیر ممکن است و نه از

ص: 19

نظر موازین علم روز و خارق العاده بودن آن را نیز همه قبول دارند بنا بر این هر گاه با دلیل قاطع نقلی ثابت شود باید آن را پذیرفت (1) .

(1)

در زمینه مباحث معراج مطالب دیگری هست که به خواست خدا در ذیل سوره نجم خواهد آمد.

ص: 20

1- 1) برای توضیح بیشتر به کتاب”همه می خواهند بدانند“که در زمینه معراج و شق القمر و عبادت در قطبین بحث کرده ایم مراجعه فرمائید.

nemoone/اسراء/آیه_1.txt · Last modified: 2024/12/07 17:08 by 127.0.0.1

Donate Powered by PHP Valid HTML5 Valid CSS Driven by DokuWiki