User Tools

Site Tools


nemoone:اسراء:آیات_96_تا_97

[سوره الإسراء (17) : آیات 96 تا 97]

اشاره

قُلْ کَفیٰ بِاللّٰهِ شَهِیداً بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ إِنَّهُ کٰانَ بِعِبٰادِهِ خَبِیراً بَصِیراً (96) وَ مَنْ یَهْدِ اَللّٰهُ فَهُوَ اَلْمُهْتَدِ وَ مَنْ یُضْلِلْ فَلَنْ تَجِدَ لَهُمْ أَوْلِیٰاءَ مِنْ دُونِهِ وَ نَحْشُرُهُمْ یَوْمَ اَلْقِیٰامَهِ عَلیٰ وُجُوهِهِمْ عُمْیاً وَ بُکْماً وَ صُمًّا مَأْوٰاهُمْ جَهَنَّمُ کُلَّمٰا خَبَتْ زِدْنٰاهُمْ سَعِیراً (97)

ترجمه:

96-بگو: همین کافی است که خدا گواه میان من و شما است، چرا که او نسبت به بندگانش آگاه و بیناست.

97-هر کس را خدا هدایت کند هدایت یافته واقعی او است، و هر کس را او (به خاطر اعمالش) گمراه سازد هادیان و سرپرستانی جز خدا برای او نخواهی یافت، و روز قیامت آنها را بر صورتهایشان محشور می کنیم در حالی که نابینا و گنگ و کرند، جایگاهشان دوزخ است و هر زمان آتش آن فرونشیند، شعله تازه ای بر آنها می افزائیم.

تفسیر:

هدایت یافتگان واقعی

در تعقیب بحثهای گذشته که در زمینه توحید و نبوت، و گفتگو با مخالفان بود، آیات فوق یک نوع اعلام ختم بحث در این مرحله و نتیجه گیری از آن می باشد.

ص: 294

نخست می گوید: اگر آنها دلائل روشن تو را در رابطه با توحید و نبوت و معاد نپذیرند به آنها اعلام کن و“بگو همین بس که خدا میان من و شما گواه باشد، چرا که او از حال بندگانش آگاه، و نسبت به کارشان بینا است” (قُلْ کَفیٰ بِاللّٰهِ شَهِیداً بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ إِنَّهُ کٰانَ بِعِبٰادِهِ خَبِیراً بَصِیراً) (1) .

(1)

در حقیقت دو هدف از بیان این عبارت در نظر بوده است: نخست اینکه:

مخالفان متعصب لجوج را تهدید کند که خداوند آگاه و بینا، شاهد و گواه اعمال ما و شما است، گمان نکنید از محیط قدرت او بیرون خواهید رفت، و یا چیزی از اعمالتان بر او مخفی می ماند.

دیگر اینکه پیامبر ص با بیان این عبارت ایمان قاطع خود را به آنچه گفته است ظاهر سازد چرا که قاطعیت گوینده در سخن خود، اثر عمیق روانی در شنونده دارد، باشد که این تعبیر محکم و قاطع که توأم با یک نوع تهدید ملایم نیز می باشد در آنها اثر بگذارد قلبشان را تکان دهد و فکرشان را بیدار کند و به راه راست بخواند.

*** سپس اضافه می کند“تنها کسی هدایت می یابد که خدا نور هدایت را به قلبش بیفکند” (وَ مَنْ یَهْدِ اللّٰهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ) .

“اما آنها را که خدا (بخاطر اعمالشان) گمراه ساخته است هرگز اولیاء و راهنما و سرپرستی جز خدا برای آنها نخواهی یافت” (وَ مَنْ یُضْلِلْ فَلَنْ تَجِدَ لَهُمْ أَوْلِیٰاءَ مِنْ دُونِهِ) .

تنها راه این است که باز هم به سوی او بازگردند و نور هدایت از او بطلبند.

این دو جمله در حقیقت اشاره به این است که تنها استدلالات قوی و کوبنده کافی برای ایمان آوردن نیست، بلکه تا توفیق الهی و شایستگی هدایت در او پیدا

ص: 295

1- 1) از نظر ترکیبی“باء”در“ کَفیٰ بِاللّٰهِ “زائده است، و”اللّٰه”فاعل “کفی”و“شهیدا”تمیز و یا به گفته بعضی حال است.

نشود محال است ایمان بیاورد.

این تعبیر همانند آن است که ما افرادی را به انجام یک کار خیر قابل توجهی دعوت می کنیم، و یا انواع استدلال اهمیت موضوع را گوشزد می نمائیم، اما عده ای می پذیرند، و عده ای مخالفت می کنند ما می گوئیم همه کس لایق انجام چنین کاری نیست! نطفه پاک بباید که شود قابل فیض و رنه هر سنگ و گلی لؤلؤ و مرجان نشود! این یک واقعیت است که هر دلی لایق نور حق نیست، و هر سری جای سودای او نمی باشد، به علاوه این سخن اثر تحریک کننده در شنونده دارد و بسیار می شود که او برای اثبات لیاقت خود دست از لجاجت برمی دارد و تسلیم حق می شود.

این را نیز بارها گفته ایم که هدایت و ضلالت الهی هرگز جنبه جبری ندارد، بلکه اثر مستقیم اعمال و صفات خود انسان است:

آنها که در راه او به جهاد برمی خیزند و برای رسیدن به حق همه گونه فداکاری می کنند، مسلما شایسته آنند که مشمول هدایت او شوند (وَ الَّذِینَ جٰاهَدُوا فِینٰا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنٰا) (سوره عنکبوت آیه 69) .

و اما آنها که با پیمودن راه عناد و لجاج و آلوده شدن به هر گونه ظلم و فساد و گناه شایستگی را در خود کشته، و مستحق سلب توفیق و گمراهی شده اند مسلما این افراد را گمراه می سازد، چنان که میفرماید (وَ یُضِلُّ اللّٰهُ الظّٰالِمِینَ) (ابراهیم 27) (وَ مٰا یُضِلُّ بِهِ إِلاَّ الْفٰاسِقِینَ) (سوره بقره 26) (کَذٰلِکَ یُضِلُّ اللّٰهُ مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ مُرْتٰابٌ) (غافر 34) .

اما اینکه“اولیاء”به صورت جمع ذکر شده ممکن است اشاره به تعدد خدایان پنداری، و یا تنوع وسائل و اسبابهایی باشد که آنها به آن پناه می بردند، یعنی هیچیک از این وسائل و اسباب و همچنین انسانها و غیر انسانها و خدایان پنداری نمی توانند به فریاد آنها برسند و از گمراهی و بدبختی نجاتشان بخشند.

ص: 296

سپس به صورت یک تهدید قاطع و کوبنده صحنه ای از صحنه های قیامت را که نتیجه قطعی اعمال آنها است به آنها نشان می دهد:

“و ما آنها را در روز قیامت بر صورتهایشان محشور می کنیم” (وَ نَحْشُرُهُمْ یَوْمَ الْقِیٰامَهِ عَلیٰ وُجُوهِهِمْ) :

بجای اینکه مستقیم و ایستاده راه بروند فرشتگان عذاب آنان را به صورتشان بر زمین می کشند.

بعضی نیز این احتمال داده اند که این گنهکاران چون در آنجا قادر به راه رفتن نیستند همچون خزندگان بر صورت و سینه می خزند، و با حالی دردناک و ذلت بار پیش می روند.

آری آنها از نعمتهای بزرگی همچون پاها برای راه رفتن محرومند چرا که در این جهان از این وسائل در راه سعادت استفاده نکردند، بلکه در مسیر گناه آنها را به کار گرفتند.

و نیز“آنها در حالتی که نابینا و لال و کر هستند به آن دادگاه بزرگ وارد شوند” (عُمْیاً وَ بُکْماً وَ صُمًّا) .

در اینجا این سؤال پیش می آید که از آیات دیگر قرآن استفاده می شود که مجرمان و دوزخیان هم می بینند هم می شنوند و هم سخن می گویند (1) چگونه آیه فوق می گوید آنها کور و کر و لالند؟! مفسران در پاسخ این سؤال تفسیرهای متعددی ذکر کردند که بهتر از همه دو تفسیر زیر است:

(1)

ص: 297

1- 1) در آیه 53 سوره کهف می خوانیم وَ رَأَی الْمُجْرِمُونَ النّٰارَ “گنهکاران آتش دوزخ را می بینند”و در آیه 13 سوره فرقان می خوانیم دَعَوْا هُنٰالِکَ ثُبُوراً “دوزخیان صدای خود را به وا ویلاه و وا هلاکاه بلند می کنند”و در آیه 12 سوره فرقان می خوانیم سَمِعُوا لَهٰا تَغَیُّظاً وَ زَفِیراً “مجرمان صدای وحشتناک آتش خشمگین را می شنوند”.

1-مواقف و مراحل قیامت مختلف است در بعضی از مراحل و مواقف آنها کور و کر و نابینا هستند، و این خود یک نوع مجازات برای آنها است، (چرا که این نعمتهای بزرگ الهی را در دنیا مورد بهره برداری صحیح قرار ندادند) ولی در مراحل دیگری چشمشان بینا و گوششان شنوا و زبانشان باز می شود، تا صحنه های عذاب را ببینند و سرزنشهای سرزنش کنندگان را بشنوند و به ناله و فریاد و اظهار ضعف بپردازند که این خود نوع دیگری از مجازات برای آنها است.

2-مجرمان از دیدن آنچه مایه سرور است و از شنیدن آنچه مایه نشاط و از گفتن آنچه موجب نجات می باشد محرومند و به عکس آنچه که مایه زجر و ناراحتی است می بینند و می شنوند و می گویند.

و در پایان آیه می فرماید“جایگاه همیشگی آنها دوزخ است” (مَأْوٰاهُمْ جَهَنَّمُ) .

اما گمان نکنید آتشش همچون آتشهای دنیا سرانجام به خاموشی می گراید نه“هر زمان التهاب آن فرو می نشیند شعله تازه ای بر آنها می افزائیم” (کُلَّمٰا خَبَتْ زِدْنٰاهُمْ سَعِیراً) .

ص: 298

nemoone/اسراء/آیات_96_تا_97.txt · Last modified: 2024/12/07 17:08 by 127.0.0.1

Donate Powered by PHP Valid HTML5 Valid CSS Driven by DokuWiki