[سوره الأحقاف (46) : آیات 4 تا 6]
اشاره
قُلْ أَ رَأَیْتُمْ مٰا تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اَللّٰهِ أَرُونِی مٰا ذٰا خَلَقُوا مِنَ اَلْأَرْضِ أَمْ لَهُمْ شِرْکٌ فِی اَلسَّمٰاوٰاتِ اِئْتُونِی بِکِتٰابٍ مِنْ قَبْلِ هٰذٰا أَوْ أَثٰارَهٍ مِنْ عِلْمٍ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ (4) وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ یَدْعُوا مِنْ دُونِ اَللّٰهِ مَنْ لاٰ یَسْتَجِیبُ لَهُ إِلیٰ یَوْمِ اَلْقِیٰامَهِ وَ هُمْ عَنْ دُعٰائِهِمْ غٰافِلُونَ (5) وَ إِذٰا حُشِرَ اَلنّٰاسُ کٰانُوا لَهُمْ أَعْدٰاءً وَ کٰانُوا بِعِبٰادَتِهِمْ کٰافِرِینَ (6)
ترجمه:
4-به آنها بگو به من خبر دهید معبودهایی را که غیر از خدا پرستش می کنید نشان دهید چه چیزی از زمین را آفریده اند؟ یا شرکتی در آفرینش آسمانها دارند؟ کتابی آسمانی پیش از این، یا اثر علمی از گذشتگان برای من بیاورید (که دلیل صدق گفتار شما باشد) اگر راست می گوئید.
5-چه کسی گمراه تر است از آنها که غیر خدا را پرستش می کنند که اگر تا قیامت هم آنان را بخوانند پاسخشان نمی گویند، و اصلا صدای آنها را نمی شنوند! 6-و هنگامی که مردم محشور می شوند معبودهای آنها دشمنانشان خواهند بود، حتی عبادت آنها را انکار می کنند.
ص: 300
تفسیر:
گمراهترین مردم؟
در آیات گذشته سخن از آفرینش آسمانها و زمین در میان بود که همه اینها از خداوند عزیز و حکیم است، لازمه این سخن آن است که جز او معبودی در جهان نیست چرا که تنها کسی شایسته عبودیت است که خالق و مدبر عالم باشد، و این دو در ذات پاک او جمع است.
و برای تکمیل این بحث در آیات مورد بحث روی سخن را به پیامبر ص کرده، می فرماید: “به این مشرکان بگو: به من خبر دهید معبودهایی را که غیر از خدا پرستش می کنید نشان دهید چه چیز از زمین را آفریده اند”؟! (قُلْ أَ رَأَیْتُمْ مٰا تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَرُونِی مٰا ذٰا خَلَقُوا مِنَ الْأَرْضِ) .
“یا اینکه شرکتی در آفرینش آسمانها و مالکیت و تدبیر آنها دارند” (أَمْ لَهُمْ شِرْکٌ فِی السَّمٰاوٰاتِ) .
هنگامی که شما قبول دارید بتها هیچگونه دخالتی نه در آفرینش موجودات زمینی دارند، و نه در آفرینش خورشید و ماه و ستارگان و موجودات عالم بالا، و خودتان با صراحت می گوئید“خالق همه اینها اللّٰه است” (1) .
(1)
با اینحال چگونه برای حل مشکلات یا جلب برکات دست به دامن“بتها” این موجودات بی خاصیت و فاقد عقل و شعور می زنید؟! و اگر فرضا می گوئید آنها شرکتی در امر خلقت و آفرینش داشته اند “کتابی از کتب آسمانی پیشین که گفتار شما را تصدیق کند، یا آثاری علمی از علمای گذشته که گواهی بر این معنی دهد برای من بیاورید اگر راست می گوئید” (اِئْتُونِی بِکِتٰابٍ مِنْ قَبْلِ هٰذٰا أَوْ أَثٰارَهٍ مِنْ عِلْمٍ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ) .
ص: 301
1- 1) این معنی در چهار آیه از قرآن آمده است شرح بیشتر پیرامون این مطلب را در ذیل آیه 25 سوره زخرف در همین جلد از تفسیر نمونه مطالعه فرمائید.
کوتاه سخن اینکه: دلیل یا جنبه نقلی دارد و از طریق وحی آسمانی است یا عقلی و منطقی، و یا شهادت و گواهی دانشمندان، شما که در ادعاهای خود در مورد بتها نه متکی به وحی و کتاب آسمانی هستید، و نه می توانید شرکت آنها را در آفرینش آسمان و زمین اثبات کنید، تا از این دلیل عقلی برای الوهیت آنها استفاده نمائید، و نه اثری از علوم پیشینیان گفته شما را تایید می کند، پس معلوم می شود آئین و مسلک شما چیزی جز مشتی از خرافات زشت و پندارهای دروغین نیست.
بنا بر این جمله“ أَرُونِی مٰا ذٰا خَلَقُوا مِنَ الْأَرْضِ … “اشاره به دلیل عقل و جمله” اِئْتُونِی بِکِتٰابٍ مِنْ قَبْلِ هٰذٰا “اشاره به وحی آسمانی و تعبیر به” أَثٰارَهٍ مِنْ عِلْمٍ “اشاره به سنت انبیای گذشته و اوصیای آنان یا آثار دانشمندان پیشین است (1) .
(1)
علمای لغت و مفسران برای”اثاره” (بر وزن حلاوه) چند معنی ذکر کرده اند: “باقیمانده چیزی”“روایت”و“علامت”ولی ظاهر این است که همه به یک معنی بازمی گردد، و آن اثری است که از چیزی باقی می ماند، و دلیل بر وجود آن است.
شبیه همین گفتگو و مؤاخذه و محاکمه بت پرستان در آیه 40 سوره فاطر آمده است، آنجا که می گوید: قُلْ أَ رَأَیْتُمْ شُرَکٰاءَکُمُ الَّذِینَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَرُونِی مٰا ذٰا خَلَقُوا مِنَ الْأَرْضِ أَمْ لَهُمْ شِرْکٌ فِی السَّمٰاوٰاتِ أَمْ آتَیْنٰاهُمْ کِتٰاباً فَهُمْ عَلیٰ بَیِّنَهٍ مِنْهُ بَلْ إِنْ یَعِدُ الظّٰالِمُونَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً إِلاّٰ غُرُوراً.
قابل توجه اینکه در مورد زمین می گوید: مٰا ذٰا خَلَقُوا مِنَ الْأَرْضِ (چه
ص: 302
1- 1) در حدیثی که در اصول کافی از امام باقر (ع) نقل شده می خوانیم که در تفسیر جمله“ أَوْ أَثٰارَهٍ مِنْ عِلْمٍ “فرمود: انما عنی بذلک علم اوصیاء الانبیاء (مقصود دانشی است که از اوصیای پیامبران پیشین باقیمانده) (نور الثقلین جلد 5 صفحه 9) .
چیز از زمین را آفریده اند؟) و در مورد آسمانها می گوید: أَمْ لَهُمْ شِرْکٌ فِی السَّمٰاوٰاتِ (یا اینکه در آفرینش آسمانها شرکتی دارند؟) یعنی در هر دو جا سخن از شرکت است، زیرا شرک در عبادت باید از شرک در خالقیت و تدبیر نشات گیرد.
در اینجا این سؤال پیش می آید که اگر مشرکان معمولا امر خلقت را منحصرا مربوط به اللّٰه می دانستند مطالبه یکی از این دلائل سه گانه از آنها برای چیست؟ .
در پاسخ می توان گفت که این مطالبه از گروه اندکی است که احتمالا در میان بت پرستان بوده اند و بتان را سهیم در آفرینش می دانستند، یا اینکه مساله به صورت فرضی مطرح شده، یعنی اگر فرضا به فکر چنین ادعایی در زمینه شرکت بتها در آفرینش جهان بیفتید هیچگونه دلیل عقلی و نقلی و عقلایی بر ادعای خود ندارید.
* سپس برای بیان عمق گمراهی این مشرکان می افزاید: “چه کسی گمراه تر است از آنها که موجودی غیر از خدا را پرستش می کنند که اگر تا قیامت هم آنان را بخوانند پاسخشان نمی گویند”؟ (وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ یَدْعُوا مِنْ دُونِ اللّٰهِ مَنْ لاٰ یَسْتَجِیبُ لَهُ إِلیٰ یَوْمِ الْقِیٰامَهِ) . نه تنها پاسخ آنها را نمی دهند، اصلا سخنانشان را نمی شنوند”و از دعا و ندای آنها غافلند”! (وَ هُمْ عَنْ دُعٰائِهِمْ غٰافِلُونَ) . بعضی از مفسران مرجع ضمیر را در این آیه بتهای بیجان دانسته اند به تناسب اینکه بیشترین معبودهای مشرکان عرب همین بتها بودند، و بعضی اشاره به فرشتگان و انسانهایی که معبود واقع شدند می دانند، چرا که عبادت کنندگان فرشتگان و جن در میان عرب کم نبودند، تعبیرات مختلف این آیه که مناسب ذوی العقول است این معنی را تایید می کند. ص: 303 ولی هیچ مانعی ندارد که آیه را به مفهوم گسترده اش تفسیر کنیم و تمام این معبودها اعم از بیجان و جاندار، ذوی العقول و غیر ذوی العقول در مفهوم آیه جمع باشد، و تعبیرهای مناسب ذوی العقول به اصطلاح از باب“تغلیب”است. اینکه می گوید تا روز قیامت به سخن آنها پاسخ نمی گویند مفهومش این نیست که در قیامت جوابشان را می دهند-آن چنان که بعضی پنداشته اند-بلکه این یک تعبیر رائج است که برای نفی ابد به کار می رود، فی المثل می گوئیم: اگر تا روز قیامت هم به فلان کس اصرار کنی به تو وام نمی دهد یعنی هرگز چنین کاری انجام نخواهد شد، نه اینکه در قیامت خواسته تو را عملی می کند. نکته آن نیز معلوم است، زیرا هر گونه فعالیت و تلاش و کوشش و اجابت دعوت در این دنیا مفید است، هنگامی که دنیا پایان می گیرد زمینه همه این امور کلا برچیده می شود. * و از آن اسفبارتر اینکه: “هنگامی که مردم مشرک در قیامت محشور می شوند معبودهای آنها دشمنان آنها خواهند بود حتی عبادت آنها را انکار می کنند”! (وَ إِذٰا حُشِرَ النّٰاسُ کٰانُوا لَهُمْ أَعْدٰاءً وَ کٰانُوا بِعِبٰادَتِهِمْ کٰافِرِینَ) .
معبودهایی که عقل دارند رسما به دشمنی برمی خیزند، حضرت مسیح ع از عابدان خود بیزاری می جوید، و فرشتگان نیز تبری می جویند، حتی شیاطین و جن نیز اظهار تنفر می کنند، و آنها که بی عقل بودند خداوند حیات و عقل به آنها می بخشد تا به سخن درآیند و مراتب دشمنی و نفرت خود را از این عابدان اظهار کنند.
نظیر این معنی در آیات دیگر قرآن نیز آمده است، از جمله در آیه 14 سوره فاطر، خطاب به مشرکان، می خوانیم: إِنْ تَدْعُوهُمْ لاٰ یَسْمَعُوا دُعٰاءَکُمْ وَ لَوْ سَمِعُوا مَا اسْتَجٰابُوا لَکُمْ وَ یَوْمَ الْقِیٰامَهِ یَکْفُرُونَ بِشِرْکِکُمْ وَ لاٰ یُنَبِّئُکَ مِثْلُ خَبِیرٍ:
ص: 304
“هر گاه آنها را بخوانید صدای شما را نمی شنوند و اگر بشنوند اجابت نمی کنند و روز قیامت شرک و عبادت شما را انکار می کنند و هیچکس چون خداوند آگاه، تو را با خبر نمی سازد”! در اینجا نیز تمام مسائلی که در آیات مورد بحث آمده با تفاوت مختصری تکرار شده است.
اما چگونه معبودان عبادت عابدان را انکار می کنند در حالی که جای انکار نیست؟ ممکن است اشاره به این باشد که آنها در حقیقت هوای نفس خویش را می پرستیدند نه معبودان را چرا که سرچشمه“بت پرستی”“هوی پرستی”است.
این نکته نیز قابل توجه است که عداوت و دشمنی معبودها نسبت به عابدان در قیامت مطلبی نیست که تنها در اینجا روی آن تکیه شده باشد، در آیه 25 سوره عنکبوت از قول ابراهیم ع قهرمان بت شکن نیز می خوانیم: وَ قٰالَ إِنَّمَا اتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَوْثٰاناً مَوَدَّهَ بَیْنِکُمْ فِی الْحَیٰاهِ الدُّنْیٰا ثُمَّ یَوْمَ الْقِیٰامَهِ یَکْفُرُ بَعْضُکُمْ بِبَعْضٍ وَ یَلْعَنُ بَعْضُکُمْ بَعْضاً: “ابراهیم گفت شما غیر از خدا بتهایی برای خود برگزیده اید که مایه دوستی میان شما در زندگی دنیا باشد، اما در قیامت هر یک به دیگری کافر می شوید و یکدیگر را لعن می کنید”!.
در آیه 82 سوره مریم نیز آمده است کَلاّٰ سَیَکْفُرُونَ بِعِبٰادَتِهِمْ وَ یَکُونُونَ عَلَیْهِمْ ضِدًّا: “به زودی آنها عبادت عابدان را انکار می کنند و بر ضد آنها خواهند بود”.
***
ص: 305
