[سوره الأحقاف (46) : آیات 1 تا 3]
اشاره
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِlt;br/gt;حم (1) تَنْزِیلُ اَلْکِتٰابِ مِنَ اَللّٰهِ اَلْعَزِیزِ اَلْحَکِیمِ (2) مٰا خَلَقْنَا اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضَ وَ مٰا بَیْنَهُمٰا إِلاّٰ بِالْحَقِّ وَ أَجَلٍ مُسَمًّی وَ اَلَّذِینَ کَفَرُوا عَمّٰا أُنْذِرُوا مُعْرِضُونَ (3)
ترجمه:
بنام خداوند بخشنده بخشایشگر 1-حم.
2-این کتاب از سوی خداوند عزیز و حکیم نازل شده است.
3-ما آسمانها و زمین و آنچه در میان این دو است جز به حق و برای سرآمد معینی نیافریدیم.
اما کافران از آنچه انذار می شوند رویگردان هستند.
تفسیر:
آفرینش این جهان بر اساس حق است
این سوره آخرین سوره از سوره های هفتگانه“حم”است که مجموعا “حوامیم”نام دارد.
در تفسیر“حروف مقطعه”عموما، و“حم”خصوصا، مطالب زیادی در آغاز سوره های“بقره”و“آل عمران”و“اعراف”و سوره های گذشته“حم”داشتیم که
ص: 297
نیازی به تکرار ندارد.
همین قدر می گوئیم که این آیات تکان دهنده و حرکت آفرین و پرمحتوای قرآن از حروف ساده الفبا، از حا و میم، و مانند آن، ترکیب یافته، و در عظمت خداوند همین بس که چنان ترکیب عظیمی را از چنین مفردات ساده ای به وجود آورده که اگر تا دامنه قیامت در اسرار آن اندیشه کنند باز هم مطالب ناگفته بسیار دارد.
* و شاید به همین جهت بلافاصله می افزاید: “این کتاب از سوی خداوند عزیز و حکیم (قادر و توانا) نازل شده است” (تَنْزِیلُ الْکِتٰابِ مِنَ اللّٰهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ) . این همان تعبیری است که در آغاز سه سوره از سوره های“حم”آمده است (مؤمن و جاثیه و احقاف) . مسلم است قدرتی شکست ناپذیر و حکمتی بیکران لازم است تا چنین کتابی را نازل کند. * سپس از کتاب“تدوین”به کتاب“تکوین”پرداخته، و از عظمت و حقانیت آسمانها و زمین سخن می گوید، و می فرماید: “ما آسمانها و زمین و آنچه را میان این دو است جز به حق نیافریدیم” (مٰا خَلَقْنَا السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ وَ مٰا بَیْنَهُمٰا إِلاّٰ بِالْحَقِّ) .
نه در کتاب آسمانیش کلمه ای بر خلاف حق است، و نه در مجموعه عالم خلقتش چیزی ناموزون و مخالف حق یافت می شود، همه موزون، همه سنجیده، و همه همراه و توأم با حق است.
اما این آفرینش همانگونه که سرآغازی داشته سرانجامی نیز دارد، و لذا
ص: 298
در دنباله آیه می افزاید: “ما برای آن سرآمد معینی قرار دادیم” (وَ أَجَلٍ مُسَمًّی) .
که با فرارسیدن آن دنیا فانی می شود، و چون این جهان توأم با حق و دارای هدف است، طبعا باید به دنبال آن جهانی دیگر که نتائج اعمال در آن بررسی می شود وجود داشته باشد، بنا بر این حقانیت این جهان خود دلیل بر وجود معاد است، و گرنه پوچ و بیهوده بود و توأم با ظلم و ستم فراوان.
اما با اینکه قرآن حق است، و آفرینش جهان نیز حق“کافران لجوج از آنچه انذار شده اند رویگردان هستند” (وَ الَّذِینَ کَفَرُوا عَمّٰا أُنْذِرُوا مُعْرِضُونَ) .
از یک سو آیات قرآن پی در پی آنها را انذار و بیم می دهد که دادگاه بزرگی در پیش دارید، و از سوی دیگر جهان آفرینش با نظامات خاص خود نیز هشدار می دهد که حسابی در کار است، اما این غافلان بیخبر نه به این توجهی می کنند، و نه به آن.
تعبیر به“معرضون”از ماده“اعراض”اشاره به این است که اگر با آیات تکوین و تدوین روبرو و مواجه شوند حقایق را درک می کنند اما آنها صورت خود را برمی گردانند، و از حق گریزانند مبادا در روند تقالید و تخیلات و هوی و هوس آنها دگرگونی ایجاد کند.
***
ص: 299
