[سوره الأحزاب (33) : آیه 35]
اشاره
إِنَّ اَلْمُسْلِمِینَ وَ اَلْمُسْلِمٰاتِ وَ اَلْمُؤْمِنِینَ وَ اَلْمُؤْمِنٰاتِ وَ اَلْقٰانِتِینَ وَ اَلْقٰانِتٰاتِ وَ اَلصّٰادِقِینَ وَ اَلصّٰادِقٰاتِ وَ اَلصّٰابِرِینَ وَ اَلصّٰابِرٰاتِ وَ اَلْخٰاشِعِینَ وَ اَلْخٰاشِعٰاتِ وَ اَلْمُتَصَدِّقِینَ وَ اَلْمُتَصَدِّقٰاتِ وَ اَلصّٰائِمِینَ وَ اَلصّٰائِمٰاتِ وَ اَلْحٰافِظِینَ فُرُوجَهُمْ وَ اَلْحٰافِظٰاتِ وَ اَلذّٰاکِرِینَ اَللّٰهَ کَثِیراً وَ اَلذّٰاکِرٰاتِ أَعَدَّ اَللّٰهُ لَهُمْ مَغْفِرَهً وَ أَجْراً عَظِیماً (35)
ترجمه:
35-مردان مسلمان و زنان مسلمان، مردان با ایمان و زنان با ایمان، مردان مطیع فرمان خدا و زنانی که از فرمان خدا اطاعت می کنند، مردان راستگو و زنان راستگو، مردان صابر و شکیبا و زنان صابر و شکیبا، مردان با خشوع و زنان با خشوع، مردان انفاق گر و زنان انفاق کننده، مردان روزه دار و زنانی که روزه می دارند، مردانی که دامان خود را از آلودگی به بی عفتی حفظ می کنند و زنانی که پاکدامنند، و مردانی که بسیار به یاد خدا هستند و زنانی که بسیار یاد خدا می کنند، خداوند برای همه آنها مغفرت و پاداش عظیمی فراهم ساخته است.
* ص: 307 شان نزول: جمعی از مفسران گفته اند هنگامی که“اسماء بنت عمیس”همسر “جعفر بن ابی طالب”با شوهرش از“حبشه”بازگشت به دیدن همسران پیامبر ص آمد، یکی از نخستین سؤالاتی که مطرح کرد این بود: آیا چیزی از آیات قرآن در باره زنان نازل شده است؟ آنها در پاسخ گفتند: نه!. “اسماء”به خدمت پیامبر ص آمد، عرض کرد: “ای رسول خدا جنس زن گرفتار خسران و زیان است!، پیامبر ص فرمود: چرا؟ عرض کرد: به خاطر اینکه در اسلام و قرآن فضیلتی در باره آنها همانند مردان نیامده است. اینجا بود که آیه فوق نازل شد (و به آنها اطمینان داد که زن و مرد در پیشگاه خدا از نظر قرب و منزلت یکسانند، مهم آنست که از نظر اعتقاد و عمل و اخلاق اسلامی واجد فضیلت باشند) . *
تفسیر:
شخصیت و ارزش مقام زن در اسلام
به دنبال بحثهایی که در باره وظائف همسران پیامبر ص در آیات گذشته ذکر شد در آیه مورد بحث، سخنی جامع و پر محتوی در باره همه زنان و مردان و صفات بر جسته آنها بیان شده است، و ضمن بر شمردن ده وصف از اوصاف اعتقادی و اخلاقی و عملی آنان، پاداش عظیم آنها را در پایان آیه بر شمرده است.
بخشی از این اوصاف دهگانه از مراحل ایمان سخن می گوید (اقرار به زبان، تصدیق به قلب و جنان، و عمل به ارکان) .
قسمت دیگری پیرامون کنترل زبان و شکم و شهوت جنسی که سه عامل سرنوشت ساز در زندگی و اخلاق انسانها می باشد بحث می کند.
ص: 308
و در بخش دیگری از مساله حمایت از محرومان و ایستادگی در برابر حوادث سخت و سنگین یعنی صبر که ریشه ایمان است و سرانجام از عامل تداوم این صفات یعنی ذکر پروردگار سخن به میان می آورد.
می گوید: “مردان مسلمان و زنان مسلمان” (إِنَّ الْمُسْلِمِینَ وَ الْمُسْلِمٰاتِ) .
“و مردان مؤمن و زنان مؤمنه” (وَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنٰاتِ) .
“و مردانی که مطیع فرمان خدا هستند و زنانی که از فرمان حق اطاعت می کنند” (وَ الْقٰانِتِینَ وَ الْقٰانِتٰاتِ) .
گرچه بعضی از مفسران، “اسلام”و”ایمان“را در آیه فوق به یک معنی گرفته اند، ولی پیدا است که این تکرار نشان می دهد منظور از آنها دو چیز متفاوت است، و اشاره به همان مطلبی است که در آیه 14 سوره حجرات آمده: قٰالَتِ الْأَعْرٰابُ آمَنّٰا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لٰکِنْ قُولُوا أَسْلَمْنٰا وَ لَمّٰا یَدْخُلِ الْإِیمٰانُ فِی قُلُوبِکُمْ:
“اعراب گفتند ما ایمان آورده ایم، بگو: هنوز ایمان نیاورده اید، بلکه بگوئید اسلام آورده ایم، و ایمان هنوز در اعماق قلب شما نفوذ نکرده است”!.
اشاره به اینکه اسلام همان اقرار به زبان است که انسان را در صف مسلمین قرار می دهد، و مشمول احکام آنها می کند، ولی ایمان تصدیق به قلب و دل است.
در روایات اسلامی نیز به همین تفاوت اشاره شده است.
در روایتی چنین می خوانیم: “یکی از یاران امام صادق ع در باره “اسلام”و”ایمان”از آن حضرت سؤال کرد و پرسید آیا اینها با هم مختلفند؟ امام در پاسخ فرمود: آری، ایمان با اسلام همراه است، اما اسلام ممکن است همراه ایمان نباشد“.
او توضیح بیشتر خواست امام ع فرمود:
الاسلام شهاده ان لا اله الا اللّٰه و التصدیق برسول اللّٰه صلی علیه و آله و سلم، به حقنت الدماء، و علیه جرت المناکح و المواریث، و علی ظاهره جماعه الناس، و الایمان الهدی
ص: 309
و ما یثبت فی القلوب من صفه الاسلام، و ما ظهر من العمل به: “اسلام شهادت به توحید و تصدیق به رسالت پیامبر است، هر کس اقرار به این دو کند جانش (در پناه حکومت اسلامی) محفوظ خواهد بود، و ازدواج مسلمانان با او جایز، و می تواند از مسلمین ارث ببرد، و گروهی از مردم مشمول همین ظاهر اسلامند، اما”ایمان”نور هدایت و حقیقتی است که در دل از وصف اسلام جای می گیرد، و اعمالی است که به دنبال آن می آید“ (1) .
(1)
“قانت”از ماده”قنوت“چنان که قبلا هم گفته ایم به معنی اطاعت توأم با خضوع است، اطاعتی که از ایمان و اعتقاد سر زند، و این اشاره به جنبه های عملی و آثار ایمان می باشد.
سپس به یکی دیگر از مهمترین صفات مؤمنان راستین، یعنی حفظ زبان پرداخته می گوید: “و مردان راستگو و زنان راستگو” (وَ الصّٰادِقِینَ وَ الصّٰادِقٰاتِ) .
از روایات اسلامی استفاده می شود که استقامت و درستی ایمان انسان به استقامت و درستی زبان او است:
لا یستقیم ایمان امرء حتی یستقیم قلبه، و لا یستقیم قلبه حتی یستقیم لسانه: “ایمان انسان به درستی نمی گراید تا قلبش درست شود، و قلبش درست نمی شود تا زبانش درست شود”! (2) .
(2)
و از آنجا که ریشه ایمان، صبر و شکیبایی در مقابل مشکلات است، و نقش آن در معنویات انسان همچون نقش”سر“است در برابر”تن“، پنجمین وصف آنها را این گونه بازگو می کند: “و مردان صابر و شکیبا و زنان صابر و شکیبا” (وَ الصّٰابِرِینَ وَ الصّٰابِرٰاتِ) .
از طرفی می دانیم یکی از بدترین آفات اخلاقی، کبر و غرور و حب جاه است،
ص: 310
1- 1) اصول کافی جلد 2 صفحه 21 باب ان الایمان یشرک الاسلام.
2- 2) محجه البیضاء جلد 5 ص 193.
و نقطه مقابل آن”خشوع“، لذا در ششمین توصیف می فرماید: “و مردان با خشوع و زنان با خشوع” (وَ الْخٰاشِعِینَ وَ الْخٰاشِعٰاتِ) .
گذشته از حب جاه، حب مال، نیز آفت بزرگی است، و اسارت در چنگال آن، اسارتی است دردناک، و نقطه مقابل آن انفاق و کمک کردن به نیازمندان است، لذا در هفتمین توصیف می گوید: “و مردان انفاق گر و زنان انفاق کننده” (وَ الْمُتَصَدِّقِینَ وَ الْمُتَصَدِّقٰاتِ) .
گفتیم سه چیز است که اگر انسان از شر آن در امان بماند از بسیاری از شرور و آفات اخلاقی در امان است، زبان و شکم و شهوت جنسی، به قسمت اول در چهارمین توصیف اشاره شد، اما به قسمت دوم و سوم در هشتمین و نهمین وصف مؤمنان راستین اشاره کرده می گوید: “و مردانی که روزه می دارند و زنانی که روزه می دارند” (وَ الصّٰائِمِینَ وَ الصّٰائِمٰاتِ) .
“و مردانی که دامان خود را از آلودگی به بی عفتی حفظ می کنند، و زنانی که عفیف و پاکند” (وَ الْحٰافِظِینَ فُرُوجَهُمْ وَ الْحٰافِظٰاتِ) .
سرانجام به دهمین و آخرین صفت که تداوم تمام اوصاف پیشین بستگی به آن دارد پرداخته می گوید: “و مردانی که بسیار به یاد خدا هستند، و زنانی که بسیار یاد خدا می کنند” (وَ الذّٰاکِرِینَ اللّٰهَ کَثِیراً وَ الذّٰاکِرٰاتِ) .
آری آنها با یاد خدا در هر حال و در هر شرایط، پرده های غفلت و بیخبری را از قلب خود کنار می زنند، وسوسه ها و همزات شیاطین را دور می سازند و اگر لغزشی از آنان سر زده، فورا در مقام جبران بر می آیند تا از صراط مستقیم الهی فاصله نگیرند.
در اینکه منظور از”ذکر کثیر“چیست؟ در روایات اسلامی و کلمات مفسرین، تفسیرهای گوناگونی ذکر شده که ظاهرا همه از قبیل ذکر مصداق است و مفهوم وسیع این کلمه شامل همه آنها می شود.
ص: 311
از جمله در حدیثی از پیغمبر گرامی اسلام ص می خوانیم:
اذا ایقظ الرجل اهله من اللیل فتوضئا و صلیا کتبا من الذاکرین اللّٰه کثیرا و الذاکرات “هنگامی که مرد همسرش را شبانگاه بیدار کند و هر دو وضو بگیرند و نماز (شب) بخوانند از مردان و زنانی خواهند بود که بسیار یاد خدا می کنند” (1) .
(1)
و در حدیثی از امام صادق ع می خوانیم: “هر کس تسبیح فاطمه زهرا ع را در شب بگوید، مشمول این آیه است” (2) .
(2)
بعضی از مفسران گفته اند: “ذکر کثیر”آن است که در حال قیام و قعود به هنگامی که به بستر می رود یاد خدا کند.
اما به هر حال ذکر نشانه فکر است، و فکر مقدمه عمل، هدف هرگز ذکر خالی از فکر و عمل نیست.
در پایان آیه، پاداش بزرگ این گروه از مردان و زنانی را که دارای ویژگیهای دهگانه فوق هستند چنین بیان می کند: “خداوند برای آنها مغفرت و پاداش عظیمی فراهم ساخته است” (أَعَدَّ اللّٰهُ لَهُمْ مَغْفِرَهً وَ أَجْراً عَظِیماً) .
نخست با آب مغفرت گناهان آنها را که موجب آلودگی روح و جان آنها است می شوید، سپس پاداش عظیمی که عظمتش را جز او کسی نمی داند در اختیارشان می نهد، در واقع یکی از این دو جنبه نفی ناملایمات دارد و دیگر جلب ملایمات.
تعبیر به”اجرا“خود دلیل بر عظمت آن است، و توصیف آن با وصف”عظیم“ تاکیدی بر این عظمت است، و مطلق بودن این عظمت، دلیل دیگری است بر وسعت دامنه آن، بدیهی است چیزی را که خداوند بزرگ، بزرگ بشمرد فوق العاده عظمت دارد.
این نکته نیز قابل توجه است که جمله”اعد“ (آماده کرده است) با فعل
ص: 312
1- 1) تفسیر”مجمع البیان“و تفسیر”قرطبی“ذیل آیه مورد بحث.
2- 2) “مجمع البیان”ذیل آیه مورد بحث.
ماضی، بیانی است برای قطعی بودن این اجر و پاداش و عدم وجود تخلف، و یا اشاره ای به اینکه بهشت و نعمتهایش از هم اکنون برای مؤمنان آماده است.
* نکته: مساوات مرد و زن در پیشگاه خدا گاه بعضی چنین تصور می کنند که اسلام کفه سنگین شخصیت را برای مردان قرار داده، و زنان در برنامه اسلام چندان جایی ندارند، شاید منشأ اشتباه آنها پاره ای از تفاوتهای حقوقی است که هر کدام دلیل و فلسفه خاصی دارد. ولی بدون شک قطع نظر از این گونه تفاوتها که ارتباط با موقعیت اجتماعی و شرائط طبیعی آنها دارد هیچگونه فرقی از نظر جنبه های انسانی و مقامات معنوی میان زن و مرد در برنامه های اسلام وجود ندارد. آیه فوق دلیل روشنی برای این واقعیت است زیرا به هنگام بیان ویژگیهای مؤمنان و اساسی ترین مسائل اعتقادی و اخلاقی و عملی، زن و مرد را در کنار یکدیگر همچون دو کفه یک ترازو قرار می دهد، و برای هر دو پاداشی یکسان بدون کمترین تفاوت قائل می شود. به تعبیر دیگر تفاوت جسمی مرد و زن را همچون تفاوت روحی آنها نمی توان انکار کرد و بدیهی است که این تفاوت برای ادامه نظام جامعه انسانی ضروری است و آثار و پیامدهایی در بعضی از قوانین حقوقی زن و مرد ایجاد می کند، ولی اسلام هرگز شخصیت انسانی زن را-همچون جمعی از روحانیین مسیحی در قرون پیشین-زیر سؤال نمی برد که آیا زن واقعا انسان است و آیا روح انسانی دارد یا نه؟!، نه تنها زیر سؤال نمی برد بلکه هیچگونه تفاوتی از نظر روح انسانی در میان این دو قائل نیست، لذا در سوره نحل آیه 97 می خوانیم: ” مَنْ عَمِلَ صٰالِحاً مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثیٰ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیٰاهً طَیِّبَهً وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مٰا کٰانُوا یَعْمَلُونَ “: ص: 313 “هر کس عمل صالح کند، خواه مرد باشد خواه زن، در حالی که ایمان داشته باشد ما او را زنده می کنیم و حیات پاکیزه ای به او می بخشیم و پاداش وی را به بهترین اعمالی که انجام می داده می دهیم”. اسلام برای زن همان استقلال اقتصادی را قائل شده که برای مرد (بر خلاف بسیاری از قوانین دنیای گذشته و حتی امروز که برای زن مطلقا استقلال اقتصادی قائل نیستند. به همین دلیل در”علم رجال“اسلامی، به بخش خاصی مربوط به زنان دانشمندی که در صف روات و فقهاء بودند برخورد می کنیم که از آنها بعنوان شخصیت هایی فراموش ناشدنی یاد کرده است. اگر به تاریخ عرب قبل از اسلام باز گردیم و وضع زنان را در آن جامعه بررسی کنیم که چگونه از ابتدایی ترین حقوق انسانی محروم بودند، و حتی گاهی حق حیات برای آنها قائل نمی شدند و پس از تولد آنها را زنده بگور می کردند، و نیز اگر به وضع زن در دنیای امروز که به صورت عروسک بلا اراده ای در دست گروهی از انسان نماهای مدعی تمدن در آمده بنگریم تصدیق خواهیم کرد که اسلام چه خدمت بزرگی به جنس زن کرده و چه حق عظیمی بر آنها دارد؟!. (1) (1) *
ص: 314
1- 1) بحث دیگری در این زمینه در جلد دوم صفحه 112 ذیل آیه 228 بقره داشته ایم و نیز در جلد یازدهم صفحه 391 ذیل آیه 97 از سوره نحل بحث دیگری آمده است.
