User Tools

Site Tools


nemoone:احزاب:آیات_56_تا_58

[سوره الأحزاب (33) : آیات 56 تا 58]

اشاره

إِنَّ اَللّٰهَ وَ مَلاٰئِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَی اَلنَّبِیِّ یٰا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِیماً (56) إِنَّ اَلَّذِینَ یُؤْذُونَ اَللّٰهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اَللّٰهُ فِی اَلدُّنْیٰا وَ اَلْآخِرَهِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذٰاباً مُهِیناً (57) وَ اَلَّذِینَ یُؤْذُونَ اَلْمُؤْمِنِینَ وَ اَلْمُؤْمِنٰاتِ بِغَیْرِ مَا اِکْتَسَبُوا فَقَدِ اِحْتَمَلُوا بُهْتٰاناً وَ إِثْماً مُبِیناً (58)

ترجمه:

56-خداوند و فرشتگانش بر پیامبر درود می فرستند، ای کسانی که ایمان آورده اید بر او درود فرستید و سلام گوئید و تسلیم فرمانش باشید.

57-آنها که خدا و پیامبرش را ایذاء می کنند خداوند آنها را از رحمت خود در دنیا و آخرت دور می سازد، و برای آنان عذاب خوار کننده ای آماده کرده است.

58-و آنها که مردان و زنان با ایمان را به خاطر کاری که انجام نداده اند آزار می دهند متحمل بهتان و گناه آشکاری شده اند.

تفسیر:

اشاره

تفسیر: (1)

(1)

سلام و درود بر پیامبر (ص)

به دنبال بحثهایی که در آیات گذشته پیرامون حفظ حرمت پیامبر ص و عدم ایذاء او آمده در آیات مورد بحث نخست سخن از علاقه خاص خداوند

ص: 415

1- 1) جالب اینکه شروع به این آیات در شب میلاد پیامبر (ص) در ماه ربیع الاول سال هزار و چهار صد و چهار هجری قمری اتفاق افتاد.

و فرشتگان نسبت به پیامبر ص می گوید، و بعد در این زمینه دستور به مؤمنان می دهد، و سپس عواقب دردناک و شوم آزار دهندگان پیامبر ص را مطرح می سازد، و در آخرین مرحله گناه بزرگ کسانی را که از طریق تهمت مؤمنان را ایذاء کنند بازگو می کند.

نخست می فرماید: “خداوند و فرشتگانش بر پیامبر رحمت و درود می فرستند” (إِنَّ اللّٰهَ وَ مَلاٰئِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَی النَّبِیِّ) .

مقام پیامبر ص آن قدر والا است که آفریدگار عالم هستی و تمام فرشتگانی که تدبیر این جهان به فرمان حق بر عهده آنها گذارده شده است بر او درود می فرستند، اکنون که چنین است شما نیز با این پیام جهان هستی هماهنگ شوید، “ای کسانی که ایمان آورده اید بر او درود بفرستید و سلام بگوئید و در برابر فرمان او تسلیم باشید” (یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِیماً) .

او یک گوهر گرانقدر عالم آفرینش است، و اگر به لطف الهی در دسترس شما قرار گرفته مبادا ارزانش بشمرید، مبادا ارج و مقام او را در پیشگاه پروردگار و در نزد فرشتگان همه آسمانها فراموش کنید، او یک انسان است و از میان شما برخاسته ولی نه یک انسان عادی، کسی است که یک جهان در وجودش خلاصه شده است.

در اینجا به نکاتی باید توجه کرد:

1-“صلات”و“صلوات”که جمع آن است هر گاه به خدا نسبت داده شود به معنی فرستادن رحمت است، و هر گاه به فرشتگان و مؤمنان منسوب گردد به معنی طلب رحمت می باشد (1) .

(1)

2-تعبیر به“یصلون”به صورت فعل مضارع دلیل بر استمرار است یعنی پیوسته خداوند و فرشتگان رحمت و درود بر او می فرستند، رحمت و درودی

ص: 416

1- 1) “راغب”در“مفردات”همین معنی را به عبارت دیگری آورده است.

پیوسته و جاودانی.

*3-در اینکه میان“صلوا”و“سلموا”چه فرقی است؟ مفسران بحثهای مختلفی دارند، آنچه مناسبتر با ریشه لغوی این دو کلمه، و ظاهر آیه قرآن به نظر می رسد این است که: “صلوا”امر به طلب رحمت و درود فرستادن بر پیامبر است، اما“سلموا”یا به معنی تسلیم در برابر فرمانهای پیامبر گرامی اسلام است چنان که در آیه 65 سوره نساء آمده، ثُمَّ لاٰ یَجِدُوا فِی أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمّٰا قَضَیْتَ وَ یُسَلِّمُوا تَسْلِیماً: “مؤمنان کسانی هستند که به داوری تو تن دهند و حتی در دل از قضاوتت کمترین ناراحتی نداشته باشند و تسلیم مطلق گردند) . چنان که در روایتی از امام صادق ع می خوانیم: “ابو بصیر”از محضرش سؤال کرد منظور از”صلات“بر پیامبر ص را فهمیده ایم، اما معنی تسلیم بر او چیست؟ امام فرمود: هو التسلیم له فی الامور: “منظور تسلیم بودن در برابر او در هر کار است” (1) . (1) و یا به معنی سلام فرستادن بر پیامبر ص به عنوان السلام علیک یا رسول اللّٰه و مانند آن می باشد، که محتوایش تقاضای سلامت پیامبر ص از پیشگاه خدا است. “ابو حمزه ثمالی”از یکی از یاران پیامبر ص به نام”کعب“چنین نقل می کند: “هنگامی که آیه فوق نازل شد عرض کردیم سلام بر تو را می دانیم، ولی صلات بر تو چگونه است؟ فرمود: بگوئید: اللهم صل علی محمد و آل محمد کما صلیت علی ابراهیم انک حمید مجید، و بارک علی ص: 417 1- 1) “مجمع البیان”ذیل آیات مورد بحث-حدیث دوم در کتب شیعه و اهل سنت به طرق متعدد، و با عباراتی قریب الافق نقل شده است. علی محمد و آل محمد کما بارکت علی ابراهیم و آل ابراهیم انک حمید مجید”. از این حدیث هم چگونگی صلاه و درود بر پیامبر روشن می شود و هم معنی سلام (1) . (1) گرچه این دو معنی برای سلام کاملا متفاوت به نظر می رسد، ولی با دقت می توان آنها را به نقطه واحدی معطوف کرد، و آن تسلیم قولی و عملی در برابر پیامبر ص است، زیرا کسی که به او سلام می فرستد و تقاضای سلامت او را از خدا می کند نسبت به او عشق می ورزد و او را به عنوان پیامبری واجب الاطاعه می شناسد. *4-قابل توجه اینکه در باره کیفیت صلوات بر پیامبر ص در روایات بی شماری که از طرق اهل سنت و اهل بیت رسیده صریحا آمده است که”آل محمد“ را به هنگام صلوات بر”محمد“بیفزایید.

در”در المنثور“از صحیح”بخاری“و”مسلم“و”ابو داود“و”ترمذی“ و”نسایی“و”ابن ماجه“و”ابن مردویه“و روات دیگری از”کعب بن عجره“ نقل شده که”مردی خدمت پیامبر ص عرض کرد:

اما السلام علیک فقد علمنا فکیف الصلاه علیک: “سلام بر تو را ما می دانیم چگونه است، اما صلات بر شما باید چگونه باشد”؟ پیامبر فرمود بگو:

اللهم صل علی محمد و علی آل محمد کما صلیت علی ابراهیم انک حمید مجید، اللهم بارک علی محمد و علی آل محمد کما بارکت علی ابراهیم و آل ابراهیم انک حمید مجید.

نامبرده (نویسنده تفسیر در المنثور) علاوه بر حدیث فوق، هیجده حدیث

ص: 418

1- 1) “مجمع البیان”ذیل آیات مورد بحث-حدیث دوم در کتب شیعه و اهل سنت به طرق متعدد، و با عباراتی قریب الافق نقل شده است.

دیگر نقل کرده، که در همگی تصریح شده که“آل محمد”را باید به هنگام صلوات ذکر کرد.

این احادیث را از کتب معروف و مشهور اهل سنت از گروهی از صحابه از جمله“ابن عباس”و“طلحه”و“ابو سعید خدری”و“ابو هریره”و“ابو مسعود انصاری”و“بریده”و“ابن مسعود”و“کعب بن عجره”و امیر مؤمنان علی ع نقل کرده است (1) .

(1)

در صحیح“بخاری”که معروفترین منابع حدیث برادران اهل سنت است روایات متعددی در این زمینه نقل شده که علاقمندان توضیح بیشتر می توانند به متن خود کتاب مراجعه کنند (2) .

(2)

در صحیح مسلم نیز دو روایت در این زمینه آمده است (3) .

(3)

عجب اینکه در همین کتاب با اینکه در این دو حدیث چند بار“محمد و آل محمد” با هم ذکر شده، باز عنوانی را که برای باب انتخاب کرده باب الصلاه علی النبی صلی اللّٰه علیه و سلم (بدون ذکر آل) است!! این نکته نیز قابل توجه است که در بعضی از روایات اهل سنت و بسیاری از روایات شیعه حتی کلمه“علی”میان“محمد”و“آل محمد”جدایی نمی افکند بلکه کیفیت صلاه به این صورت است اللهم صل علی محمد و آل محمد.

این بحث را با حدیث دیگری از پیغمبر گرامی اسلام ص پایان می دهیم:

“ابن حجر”در“صواعق”چنین نقل می کند که پیامبر ص فرمود:

لا تصلوا علی الصلاه البتراء فقالوا و ما الصلاه البتراء؟ قال تقولون:

ص: 419

1- 1) تفسیر“در المنثور”ذیل آیه مورد بحث، طبق نقل تفسیر“المیزان”جلد 16 صفحه 365 و 366.

2- 2) صحیح بخاری جلد 6 صفحه 151.

3- 3) صحیح مسلم جلد 1 صفحه 305 باب الصلاه علی النبی (ص) .

اللهم صل علی محمد، و تمسکون، بل قولوا اللهم صل علی محمد و آل محمد:

“هرگز بر من صلوات ناقص نفرستید!عرض کردند: صلوات ناقص چیست؟ فرمود: اینکه فقط بگوئید

“اللهم صل علی محمد” و ادامه ندهید، بلکه بگوئید:

اللهم صل علی محمد و آل محمد”

(1)

(1)

.

و به خاطر همین روایات است که جمعی از فقهای بزرگ اهل سنت اضافه“ “آل محمد”را بر نام آن حضرت در تشهد نماز واجب می شمرند (2) .

(2)

*5-آیا فرستادن صلوات بر پیامبر ص واجب است یا نه؟ و اگر واجب است در کجا واجب است؟ این سؤال است که فقها به آن پاسخ می گویند: تمام فقهای اهل بیت آن را در تشهد اول و دوم نماز واجب می دانند، و در غیر آن مستحبّ، و علاوه بر احادیثی که از طرق اهل بیت در این زمینه رسیده در کتب اهل سنت نیز روایاتی که دال بر وجوب است کم نیست. از جمله در روایت معروفی، عایشه می گوید: سمعت رسول اللّٰه (ص) یقول: لا یقبل صلاه الا بطهور، و بالصلاه علی: “نماز بدون طهارت و درود بر من قبول نخواهد شد”. از فقهای اهل سنت”شافعی“آن را در تشهد دوم واجب می داند، و”احمد“ در یکی از دو روایت که از او نقل شده، و جمعی دیگر از فقهاء، ولی بعضی مانند “ابو حنیفه”آن را واجب نشمرده اند (3) . (3) ص: 420 1- 1) “صواعق”صفحه 144. 2- 2) “علامه حلی”در”تذکره“در بحث تشهد این قول را علاوه بر همه علمای شیعه از امام احمد و بعضی از شافعیه نقل می کند. 3- 3) “تذکره علامه”جلد 1 صفحه 126. جالب اینکه”شافعی“همین فتوا را در شعر معروفش صریحا آورده است، در آنجا که می گوید: یا اهل بیت رسول اللّٰه حبکم فرض من اللّٰه فی القرآن انزله کفاکم من عظیم القدر انکم من لم یصل علیکم لا صلاه له “ای اهل بیت رسول اللّٰه محبت شما از سوی خداوند در قرآن واجب شده است” “در عظمت مقام شما همین بس که هر کس بر شما صلوات نفرستد نمازش باطل است (1) . (1) * آیه بعد در حقیقت نقطه مقابل آیه گذشته را بیان می کند، می گوید:

“کسانی که خدا و پیامبرش را ایذاء می کنند خداوند آنها را در دنیا و آخرت از رحمت خود دور می سازد و برای آنان عذاب خوار کننده ای آماده کرده است” (إِنَّ الَّذِینَ یُؤْذُونَ اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللّٰهُ فِی الدُّنْیٰا وَ الْآخِرَهِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذٰاباً مُهِیناً) .

در اینکه منظور از”ایذاء پروردگار”چیست؟ بعضی گفته اند همان کفر و الحاد است که خدا را به خشم می آورد، چرا که آزار در مورد خداوند جز ایجاد خشم مفهوم دیگری نمی تواند داشته باشد.

این احتمال نیز وجود دارد که ایذاء خداوند همان ایذاء پیامبر ص و مؤمنان است، و ذکر خداوند برای اهمیت و تاکید مطلب است.

و اما ایذاء پیامبر اسلام ص مفهوم وسیعی دارد، و هر گونه کاری که او را آزار دهد شامل می شود، اعم از کفر و الحاد و مخالفت دستورات خداوند، همچنین

ص: 421

1- 1) در کتاب نفیس“الغدیر”انتساب این اشعار را به امام شافعی از“شرح المواهب زرقانی”جلد 7 صفحه 7 و جمعی دیگر آورده است.

نسبتهای ناروا و تهمت، و یا ایجاد مزاحمت به هنگامی که آنها را دعوت به خانه خود می کند همانگونه که در آیه 53 همین سوره گذشت“ إِنَّ ذٰلِکُمْ کٰانَ یُؤْذِی النَّبِیَّ ”: “این کار شما پیامبر را آزار می دهد”.

و یا موضوعی که در آیه 61 سوره توبه آمده که پیامبر ص را به خاطر انعطافی که در برابر سخنان مردم نشان می داد به خوش باوری و ساده دلی متهم می ساختند:

“ وَ مِنْهُمُ الَّذِینَ یُؤْذُونَ النَّبِیَّ وَ یَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ) : “گروهی از آنها پیامبر را آزار می دهند و می گویند: او آدم خوش باوری است که گوش به حرف هر کس می دهد”و مانند اینها.

حتی از روایاتی که در ذیل آیه وارد شده چنین استفاده می شود که آزار خاندان پیامبر ص مخصوصا علی ع و دخترش فاطمه زهرا ع نیز مشمول همین آیه بوده است، در صحیح”بخاری“جزء پنجم چنین آمده است که: رسول خدا فرمود:

(فاطمه بضعه منی فمن اغضبها اغضبنی) “فاطمه پاره تن من است هر کس او را به خشم در آورد مرا به خشم در آورده است” (1) .

(1)

همین حدیث در صحیح”مسلم“به این صورت آمده: ”

ان فاطمه بضعه منی یؤذینی ما آذاها “: “فاطمه پاره ای از تن من است هر چه او را آزار دهد مرا می آزارد” (2) .

(2)

شبیه همین معنی در باره علی ع از پیامبر گرامی اسلام ص نقل شده است (3) .

(3)

و اما”لعن“در آیه فوق چنان که سابقا هم گفتیم به معنی دوری از رحمت خداست، و این درست نقطه مقابل رحمت و صلوات است که در آیه قبل

ص: 422

1- 1) “صحیح بخاری”جزء 5 صفحه 26.

2- 2) “صحیح مسلم”جلد 4 صفحه 1903 (باب فضائل فاطمه) .

3- 3) تفسیر”مجمع البیان“ذیل آیه مورد بحث.

آمده بود.

در حقیقت لعن و طرد از رحمت آنهم از سوی خداوندی که رحمتش گسترده و بی پایان است بدترین نوع عذاب محسوب می شود، به خصوص که این طرد از رحمت هم در دنیا باشد و هم در آخرت (چنان که در آیه مورد بحث اینگونه است) .

و شاید به همین جهت مساله”لعن“قبل از”عذاب مهین“ذکر شده.

تعبیر به”اعد“ (آماده کرده است) دلیل بر تاکید و اهمیت این عذاب است ***آخرین آیه مورد بحث از ایذاء مؤمنان سخن می گوید و برای آن بعد از ایذاء خدا و پیامبر ص اهمیت فوق العاده ای قائل می شود، می فرماید: “کسانی که مردان و زنان با ایمان را به خاطر کاری که انجام نداده اند آزار می دهند، محتمل بهتان و گناه آشکاری شده اند” (وَ الَّذِینَ یُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنٰاتِ بِغَیْرِ مَا اکْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتٰاناً وَ إِثْماً مُبِیناً) .

چرا که مؤمن از طریق ایمان پیوندی با خدا و پیامبرش دارد، و به همین دلیل در اینجا در ردیف خدا و پیامبرش قرار گرفته.

تعبیر” بِغَیْرِ مَا اکْتَسَبُوا “اشاره به این است که آنها مرتکب گناهی نشده اند که موجب ایذاء و آزار باشد، و از اینجا روشن می شود که هر گاه گناهی از آنان سر زند که مستوجب حد و قصاص و تعزیر باشد اجرای این امور در حق آنها اشکالی ندارد، و همچنین امر به معروف و نهی از منکر مشمول این سخن نیست.

مقدم داشتن”بهتان“بر”اثم مبین“به خاطر اهمیت آنست، چرا که بهتان از بزرگترین ایذاءها محسوب می شود، و جراحت حاصل از آن حتی از جراحات نیزه و خنجر سختتر است، آن گونه که شاعر عرب نیز گفته:

ص: 423

جراحات السنان لها التیام

و لا یلتام ما جرح اللسان

“زخمهای نیزه التیام می یابد اما زخم زبان التیام پذیر نیست” در روایات اسلامی نیز اهمیت فوق العاده ای به این مطلب داده شده است، در حدیثی از امام صادق ع می خوانیم خداوند عز و جل می فرماید:

“لیأذن بحرب منی من آذا عبدی المؤمن!: “آن کس که بنده مؤمن مرا بیازارد اعلان جنگ با من می دهد”! (1) .

(1)

بعضی از مفسران گفته اند که از لحن آیه استفاده می شود گروهی در مدینه بوده اند که برای افراد با ایمان شایعه پراکنی می کردند، و نسبتهای ناروا به آنها می دادند (و حتی پیامبر خدا از زبان این موذیان در امان نبود) همان گروهی که در جوامع دیگر و مخصوصا در جوامع امروز نیز کم نیستند و کار آنها توطئه بر ضد نیکان و پاکان، و ساختن و پرداختن دروغها و تهمتهاست.

قرآن شدیدا آنها را مورد سختترین حملات خود قرار داده و اعمال آنان را بهتان و گناه آشکار معرفی کرده است.

شاهد این سخن در آیات بعد نیز خواهد آمد.

در حدیث دیگر که”امام علی بن موسی الرضا”از جدش پیامبر نقل کرده چنین آمده است

من بهت مؤمنا او مؤمنه او قال فیه ما لیس فیه اقامه اللّٰه تعالی یوم القیامه علی تل من نار حتی یخرج مما قاله فیه!: “کسی که مرد یا زن مسلمانی را بهتان زند یا در باره او سخنی بگوید که در او نیست خداوند او را در قیامت روی تلی از آتش قرار می دهد تا از عهده آنچه گفته برآید”! (2) .

(2)

ص: 424

1- 1) “اصول کافی”جلد 2 صفحه 35.

2- 2) بحار الانوار جلد 75 صفحه 194.

nemoone/احزاب/آیات_56_تا_58.txt · Last modified: 2024/12/07 17:08 by 127.0.0.1

Donate Powered by PHP Valid HTML5 Valid CSS Driven by DokuWiki