[سوره الأحزاب (33) : آیات 53 تا 54]
اشاره
یٰا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تَدْخُلُوا بُیُوتَ اَلنَّبِیِّ إِلاّٰ أَنْ یُؤْذَنَ لَکُمْ إِلیٰ طَعٰامٍ غَیْرَ نٰاظِرِینَ إِنٰاهُ وَ لٰکِنْ إِذٰا دُعِیتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذٰا طَعِمْتُمْ فَانْتَشِرُوا وَ لاٰ مُسْتَأْنِسِینَ لِحَدِیثٍ إِنَّ ذٰلِکُمْ کٰانَ یُؤْذِی اَلنَّبِیَّ فَیَسْتَحْیِی مِنْکُمْ وَ اَللّٰهُ لاٰ یَسْتَحْیِی مِنَ اَلْحَقِّ وَ إِذٰا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتٰاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَرٰاءِ حِجٰابٍ ذٰلِکُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِکُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ وَ مٰا کٰانَ لَکُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اَللّٰهِ وَ لاٰ أَنْ تَنْکِحُوا أَزْوٰاجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَداً إِنَّ ذٰلِکُمْ کٰانَ عِنْدَ اَللّٰهِ عَظِیماً (53) إِنْ تُبْدُوا شَیْئاً أَوْ تُخْفُوهُ فَإِنَّ اَللّٰهَ کٰانَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیماً (54)
ص: 396
ترجمه:
53-ای کسانی که ایمان آورده اید!در بیوت پیامبر داخل نشوید مگر به شما اجازه برای صرف غذا داده شود (مشروط بر اینکه قبل از موعد نیائید و) در انتظار وقت غذا ننشینید، اما هنگامی که دعوت شدید داخل شوید و وقتی غذا خوردید پراکنده شوید، و (بعد از صرف غذا) به بحث و صحبت ننشینید، این عمل پیامبر را ناراحت می کرد ولی او از شما شرم می کند، اما خداوند از (بیان) حق شرم ندارد، و هنگامی که چیزی از وسائل زندگی (به عنوان عاریت) از آنها (همسران پیامبر) می خواهید از پشت پرده بخواهید، این کار دلهای شما و آنها را پاکتر می دارد، و شما حق ندارید رسول خدا را آزار دهید و نه هرگز همسران او را بعد از او به همسری خود در آورید که این کار نزد خدا عظیم است! 54-اگر چیزی را آشکار کنید یا پنهان دارید خداوند از همه چیز آگاه است.
شان نزول:
در شان نزول این آیه مفسران چنین آورده اند:
هنگامی که رسول خدا با“زینب بنت جحش”ازدواج کرد، ولیمه نسبتا مفصلی به مردم داد (سابقا گفتیم این احکام مفصل شاید بخاطر آن بوده است که شکستن سنت جاهلیت در زمینه تحریم“همسران مطلقه پسر خوانده” با قاطعیت هر چه بیشتر صورت گیرد، و بازتاب گسترده ای در محیط داشته باشد، و نیز این سنت جاهلی که ازدواج با“بیوه های بردگان آزاد شده”عیب و ننگ محسوب می شد از میان برود) .
انس که خادم مخصوص پیامبر ص بود می گوید: پیامبر ص به من دستور داد که اصحابش را به غذا دعوت کنم، من همه را دعوت کردم، دسته دسته می آمدند و غذا می خوردند و از اطاق خارج می شدند، تا اینکه عرض کردم ای
ص: 397
پیامبر خدا!کسی باقی نمانده که من او را دعوت نکرده باشم، فرمود: اکنون که چنین است سفره را جمع کنید، سفره را برداشتند و جمعیت پراکنده شدند، اما سه نفر هم چنان در اطاق پیامبر ص ماندند و مشغول بحث و گفتگو بودند.
هنگامی که سخنان آنها به طول انجامید پیامبر ص برخاست، و من نیز همراه او برخاستم شاید آنها متوجه شوند و پی کار خود بروند، پیامبر بیرون آمد تا به حجره عایشه رسید بار دیگر برگشت من هم در خدمتش آمدم باز دیدم هم چنان نشسته اند آیه فوق نازل شد و دستورات لازم را در برخورد با این مسائل به آنها تفهیم کرد (1) .
(1)
و نیز از بعضی قرائن استفاده می شود که گاهی همسایگان و سایر مردم طبق معمول برای عاریت گرفتن اشیایی نزد بعضی از زنان پیامبر ص می آمدند هر چند آنها طبق سادگی زندگی آن زمان کار خلافی مرتکب نمی شدند ولی برای حفظ حیثیت همسران پیامبر ص آیه فوق نازل شد و به مؤمنان دستور داد که هر گاه می خواهند چیزی از آنها بگیرند از پشت پرده بگیرند.
در روایت دیگری آمده است که بعضی از مخالفان پیامبر ص گفتند:
چگونه پیامبر ص بعضی از زنان بیوه ما را به ازدواج خود در آورده به خدا سوگند هر گاه او چشم از جهان بپوشد ما با همسران او ازدواج خواهیم کرد!! آیه فوق نازل شد و ازدواج با زنان پیامبر ص را بعد از او به کلی ممنوع ساخت، و به این توطئه نیز پایان داد (2) .
(2)
* تفسیر: باز روی سخن در این آیه به مؤمنان است و بخشی دیگر از احکام اسلام ص: 398 1- 1) “مجمع البیان”جلد 8 صفحه 366 ذیل آیه مورد بحث. 2- 2) همان مدرک صفحه 366 و 368. مخصوصا آنچه مربوط به آداب معاشرت با پیامبر ص و خانواده نبوت بوده است ضمن جمله های کوتاه و گویا و صریح بیان می کند. نخست می گوید: “ای کسانی که ایمان آورده اید!هرگز در اطاقهای پیامبر سر زده داخل نشوید، مگر اینکه برای صرف غذا به شما اجازه داده شود، آنهم مشروط به اینکه به موقع وارد شوید، نه اینکه از مدتی قبل بیائید و در انتظار وقت غذا بنشینید” (یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تَدْخُلُوا بُیُوتَ النَّبِیِّ إِلاّٰ أَنْ یُؤْذَنَ لَکُمْ إِلیٰ طَعٰامٍ غَیْرَ نٰاظِرِینَ إِنٰاهُ) (1) و به این ترتیب یکی از آداب مهم معاشرت را در آن محیطی که این آداب کمتر رعایت می شد بیان می کند، گر چه سخن در باره خانه پیامبر ص است، ولی مسلما این حکم اختصاص به او ندارد، در هیچ مورد بدون اجازه نباید وارد خانه کسی شد (چنان که در سوره نور آیه 27 نیز آمده است) حتی در حالات پیامبر ص می خوانیم که وقتی می خواست وارد خانه دخترش فاطمه ع شود بیرون در می ایستاد و اجازه می گرفت، و یک روز“جابر بن عبد اللّٰه”با او بود پس از آنکه برای خود اجازه گرفت برای“جابر”نیز اجازه گرفت! (2) . (1) (2) بعلاوه به هنگامی که دعوت به طعام می شوند باید وقت شناس باشند و مزاحمت بی موقع برای صاحب خانه فراهم نکنند. *سپس به دومین حکم پرداخته می گوید: “ولی هنگامی که دعوت شدید وارد شوید، و هنگامی که غذا خوردید پراکنده شوید” (وَ لٰکِنْ إِذٰا دُعِیتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذٰا طَعِمْتُمْ فَانْتَشِرُوا) .
ص: 399
1- 1) “اناه”از ماده“انی یانی”به معنی فرا رسیدن وقت چیزی است و در اینجا به معنی آمادگی غذا برای تناول نمودن است.
2- 2) کافی جلد 5 صفحه 528.
این حکم در حقیقت تاکید و تکمیلی بر حکم گذشته است، نه بی موقع به خانه ای که دعوت شده اید وارد شوید، و نه اجابت دعوت را نادیده بگیرید، و نه پس از صرف غذا برای مدتی طولانی درنگ کنید.
بدیهی است تخلف از این امور موجب زحمت و دردسر برای میزبان است و با اصول اخلاقی سازگار نیست.
*در سومین حکم می فرماید: “پس از صرف غذا مجلس انس و گفتگو در خانه پیامبر (و هیچ میزبان دیگری) تشکیل ندهید” (و لا مستانسین لحدیث) . البته ممکن است میزبان خواهان چنین مجلس انسی باشد در این صورت مستثناست، سخن از جایی است که تنها دعوت به صرف غذا شده، نه تشکیل مجلس انس، در چنین جایی باید پس از صرف غذا مجلس را ترک گفت، به خصوص اینکه خانه خانه ای همچون بیت پیامبر ص باشد که کانون انجام بزرگترین رسالتهای الهی است و باید امور مزاحم، وقت او را اشغال نکند. سپس علت این حکم را چنین بیان می کند: “این کار پیامبر را آزار می داد، اما او از شما شرم می کرد، ولی خداوند از بیان حق شرم نمی کند و ابا ندارد” (إِنَّ ذٰلِکُمْ کٰانَ یُؤْذِی النَّبِیَّ فَیَسْتَحْیِی مِنْکُمْ وَ اللّٰهُ لاٰ یَسْتَحْیِی مِنَ الْحَقِّ) . البته پیامبر خدا نیز از بیان حق در مواردی که جنبه شخصی و خصوصی نداشت هیچ ابا نمی کرد ولی بیان حق اشخاص از ناحیه خودشان زیبا نیست اما از ناحیه کسان دیگر جالب و زیباست، و مورد آیه نیز از این قبیل است، اصول اخلاقی ایجاب می کرد پیامبر ص به دفاع از خود نپردازد، بلکه خداوند به دفاع از او پردازد. *
ص: 400
سپس چهارمین حکم را در زمینه“حجاب”چنین بیان می دارد: “هنگامی که چیزی از متاع و وسائل زندگی از همسران پیامبر ص بخواهید از پشت حجاب (پرده) بخواهید” (وَ إِذٰا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتٰاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَرٰاءِ حِجٰابٍ) .
گفتیم این امر در میان اعراب و بسیاری مردم دیگر معمول بوده و هست که به هنگام نیاز به بعضی از وسائل زندگی موقتا از همسایه به عاریت می گیرند، خانه پیامبر ص نیز از این قانون مستثنا نبوده، و گاه و بیگاه می آمدند و چیزی از همسران پیامبر ص به عاریت می خواستند، روشن است قرار گرفتن همسران پیامبر در معرض دید مردم (هر چند با حجاب اسلامی باشد) کار خوبی نبود لذا دستور داده شده که از پشت پرده یا پشت در بگیرند.
نکته ای که در اینجا باید مورد توجه قرار گیرد این است که منظور از “حجاب”در این آیه پوشش زنان نیست، بلکه حکمی اضافه بر آن است که مخصوص همسران پیامبر ص بوده و آن اینکه مردم موظف بودند به خاطر شرائط خاص همسران پیامبر ص هر گاه می خواهند چیزی از آنان بگیرند از پشت پرده باشد، و آنها حتی با پوشش اسلامی در برابر مردم در اینگونه موارد ظاهر نشوند، البته این حکم در باره زنان دیگر وارد نشده، و در آنها تنها رعایت پوشش کافی است.
شاهد این سخن آنکه کلمه“حجاب”هر چند در استعمالهای روزمره به معنی پوشش زن به کار می رود، ولی در لغت چنین مفهومی را ندارد، و نه در تعبیرات فقهای ما.
“حجاب”در لغت به معنی چیزی است که در میان دو شیء حائل می شود (1) به همین جهت پرده ای که در میان امعاء و قلب و ریه کشیده شده“حجاب حاجز” نامیده شده.
(1)
ص: 401
1- 1) “لسان العرب”ماده“حجب”.
در قرآن مجید نیز این کلمه همه جا به معنی پرده یا حائل به کار رفته است، مانند آیه 45 سوره اسراء جَعَلْنٰا بَیْنَکَ وَ بَیْنَ الَّذِینَ لاٰ یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَهِ حِجٰاباً مَسْتُوراً: “ما در میان تو و کسانی که ایمان به آخرت نمی آورند پرده پوشیده ای قرار دادیم”.
در آیه 32 سوره ص نیز می خوانیم: حَتّٰی تَوٰارَتْ بِالْحِجٰابِ: “تا موقعی که خورشید در پشت پرده افق پنهان شد”.
و در آیه 51 سوره شوری آمده است: وَ مٰا کٰانَ لِبَشَرٍ أَنْ یُکَلِّمَهُ اللّٰهُ إِلاّٰ وَحْیاً أَوْ مِنْ وَرٰاءِ حِجٰابٍ: “برای هیچ انسانی ممکن نیست که خداوند با او سخن بگوید مگر از طریق وحی یا از پشت پرده (غیب) ”.
در کلمات فقها از قدیمترین ایام تا کنون نیز در مورد پوشش زنان معمولا کلمه“ستر”به کار رفته، و در روایات اسلامی نیز همین تعبیر یا شبیه آن وارد شده است، و به کار رفتن کلمه“حجاب”در پوشش زنان اصطلاحی است که بیشتر در عصر ما پیدا شده و اگر در تواریخ و روایات پیدا شود بسیار کم است.
گواه دیگر اینکه در حدیثی از“انس بن مالک”خادم مخصوص پیامبر ص می خوانیم که می گوید: من از همه آگاهتر به این آیه حجابم، هنگامی که زینب با پیامبر ص ازدواج کرد و با او در خانه بود غذایی درست فرمود و مردم را دعوت به میهمانی نمود، اما جمعی پس از صرف غذا هم چنان نشسته بودند و سخن می گفتند، در این هنگام آیه یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تَدْخُلُوا بُیُوتَ النَّبِیِّ -تا- مِنْ وَرٰاءِ حِجٰابٍ نازل شد، در این هنگام پرده ای افکنده شد و جمعیت برخاستند (1) .
(1)
در روایت دیگری می خوانیم که“انس”می گوید: ارخی الستر بینی و بینه: “پیامبر ص پرده را میان من و خود افکند و جمعیت هنگامی که
ص: 402
1- 1) صحیح بخاری جلد 6 صفحه 149.
چنین دیدند برخاستند و متفرق شدند (1) .
(1)
بنا بر این اسلام به زنان مسلمان دستور پرده نشینی نداده، و تعبیر”پردگیان“ در مورد زنان و تعبیراتی شبیه به این جنبه اسلامی ندارد، آنچه در باره زن مسلمان لازم است داشتن همان پوشش اسلامی است، ولی زنان پیامبر ص به خاطر وجود دشمنان فراوان و عیب جویان مغرض چون ممکن بود در معرض تهمتها قرار گیرند و دستاویزی به دست سیاه دلان بیفتد این دستور خاص به آنها داده شد و یا به تعبیر دیگر به مردم داده شده که به هنگام تقاضای چیزی از آنها با آنها از پشت پرده تقاضای خود را مطرح کنند.
مخصوصا تعبیر به”وراء“ (پشت) گواه این معنی است.
لذا قرآن بعد از این دستور فلسفه آن را چنین بیان می فرماید: “این برای پاکی دلهای شما و آنان بهتر است” (ذٰلِکُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِکُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ) .
گر چه این نوع تعلیل با حکم استحبابی منافات ندارد ولی ظهور امر در جمله”فاسئلوهن“در وجوب متزلزل نمی شود چرا که این نوع تعلیل در موارد احکام واجب دیگر نیز احیانا آمده است.
*پنجمین حکم را به این صورت بیان می فرماید: “شما حق ندارید رسول خدا را آزار دهید” (وَ مٰا کٰانَ لَکُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللّٰهِ) . گر چه عمل ایذایی در خود این آیه منعکس است و آن بیموقع به خانه پیامبر رفتن و پس از صرف غذا نشستن و مزاحم شدن، و در روایات شان نزول نیز آمده که بعضی از کوردلان سوگند یاد کرده بودند که بعد از پیامبر ص با همسران او ازدواج کنند، این سخن نیز ایذاء دیگری بود، ولی به هر حال مفهوم آیه عام است و هر گونه اذیت و آزار را شامل می شود. *
ص: 403
1- 1) صحیح بخاری جلد 6 صفحه 149.
سرانجام ششمین و آخرین حکم را در زمینه حرمت ازدواج با همسران پیامبر بعد از او چنین بیان می کند: “شما هرگز حق ندارید که همسران او را بعد از او به همسری خویش در آورید که این کار در نزد خدا عظیم است” (وَ لاٰ أَنْ تَنْکِحُوا أَزْوٰاجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَداً إِنَّ ذٰلِکُمْ کٰانَ عِنْدَ اللّٰهِ عَظِیماً) .
در اینجا سؤالی پیش می آید که چگونه خداوند همسران پیامبر ص را که بعضی به هنگام وفات او نسبتا جوان بودند از حق انتخاب همسر محروم ساخته است؟ پاسخ این سؤال با توجه به فلسفه این تحریم روشن است.
زیرا اولا چنان که از شان نزول آیه دانستیم، بعضی به عنوان انتقام جویی و توهین به ساحت مقدس پیامبر ص چنین تصمیمی را گرفته بودند و از این راه می خواستند ضربه ای بر حیثیت آن حضرت وارد کنند.
ثانیا اگر این مساله مجاز بود جمعی به عنوان اینکه همسر پیامبر ص را بعد از او در اختیار خود گرفته اند ممکن بود این کار را وسیله سوء استفاده قرار دهند، و به این بهانه موقعیت اجتماعی برای خویش دست و پا کنند، و یا به عنوان اینکه آگاهی خاص از درون خانه پیامبر ص و تعلیمات و مکتب او دارند به تحریف اسلام پردازند، و یا منافقین مطالبی را از این طریق در میان مردم نشر دهند که مخالف مقام پیامبر باشد (دقت کنید) .
این خطر هنگامی ملموس تر می شود که بدانیم گروهی خود را برای این کار آماده ساخته بودند بعضی آن را به زبان آورده و بعضی شاید تنها در دل داشتند.
از جمله کسانی را که بعضی از مفسران اهل سنت در اینجا نام برده اند طلحه است (1) .
(1)
ص: 404
1- 1) تفسیر قرطبی جلد 8 صفحه 5310.
خداوندی که بر اسرار نهان و آشکار آگاه است برای بر هم زدن این توطئه زشت یک حکم قاطع صادر فرمود و جلو این امور را به کلی گرفت، و برای تحکیم پایه های آن به همسران پیامبر ص لقب ام المؤمنین داد تا بدانند ازدواج با آنها همچون ازدواج با مادر خویش است! با توجه به آنچه گفته شد روشن می شود که چرا همسران پیامبر ص لازم بود از این محرومیت استقبال کنند؟ در طول زندگی انسان گاه مسائل مهمی مطرح می شود که به خاطر آنها باید فداکاری و از خودگذشتگی نشان داد، و از بعضی از حقوق حقه خود چشم پوشید، به خصوص اینکه همیشه افتخارات بزرگ مسئولیتهای سنگینی نیز همراه دارد، بدون شک همسران پیامبر ص افتخار عظیمی از طریق ازدواجشان با پیامبر ص کسب کردند، داشتن چنین افتخاری نیاز به چنین فداکاری هم دارد.
به همین دلیل زنان پیامبر ص بعد از او در میان امت اسلامی بسیار محترم می زیستند، و از وضع خود بسیار راضی و خشنود بودند، و آن محرومیت را در برابر این افتخارات ناچیز می شمردند. *دومین آیه مورد بحث به مردم شدیدا هشدار داده، می گوید: اگر چیزی را آشکار کنید یا پنهان دارید خداوند از همه امور آگاه است” (إِنْ تُبْدُوا شَیْئاً أَوْ تُخْفُوهُ فَإِنَّ اللّٰهَ کٰانَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیماً) . گمان نکنید خدا از برنامه های ایذایی شما نسبت به پیامبرش با خبر نیست، چه آنها که بر زبان جاری کردند و چه آنها که در دل تصمیم داشتند همه را به خوبی می داند، و با هر کس متناسب کار و نیتش رفتار می کند. *
ص: 405
نکته ها:
اشاره
به تناسب بحثی که در آیات فوق در مورد وظائف مسلمانان به هنگام دعوت به میهمانی پیامبر آمده بود. مناسب است گوشه ای از تعلیمات اسلام را در ارتباط با اصل مساله“میهمانداری و حق میهمان و وظائف میزبان”بیاوریم:
1-میهمان نوازی-
اسلام اهمیت خاصی برای مساله میهمان نوازی قائل شده تا آنجا که در حدیثی از پیغمبر گرامی اسلام ص می خوانیم: الضیف دلیل الجنه: “میهمان راهنمای راه بهشت است”! (1) .
(1)
اهمیت و احترام میهمان به اندازه ای است که در اسلام به عنوان یک هدیه آسمانی تلقی شده، رسول خدا می فرماید:
اذا اراد اللّٰه بقوم خیرا اهدی الیهم هدیه، قالوا: و ما تلک الهدیه؟ قال: الضیف، ینزل برزقه، و یرتحل بذنوب اهل البیت: “هنگامی که خداوند اراده کند نسبت به جمعیتی نیکی نماید هدیه گرانبهایی برای آنها می فرستد، عرض کردند ای پیامبر خدا!چه هدیه ای؟ فرمود: میهمان، با روزی خویش وارد می شود، و گناهان خانواده را با خود می برد” (و بخشوده می شوند) (2) .
(2)
جالب اینکه کسی نزد پیامبر ص عرض کرد: پدر و مادرم فدای تو باد، برنامه من این است که وضو را به طور کامل انجام می دهم نماز را بر پا می دارم، زکات را به موقع می پردازم، و از میهمان با آغوش باز و به خاطر خدا پذیرایی می کنم.
فرمود:
بخ!بخ!بخ!ما لجهنم علیک سبیل!ان اللّٰه قد برأک من الشح ان کنت کذلک: “آفرین، آفرین، آفرین بر تو باد!جهنم راهی به سوی تو ندارد، اگر چنین باشی خداوند تو را از هر گونه بخل پاک ساخته است”! در این زمینه سخن بسیار است اما برای اختصار به همین مقدار قناعت
ص: 406
1- 1) “بحار الانوار”جلد 75 صفحه 460 (حدیث 14) باب 93.
2- 2) همان مدرک.
می کنیم.
* 2-رعایت سادگی در پذیرایی- با تمام اهمیتی که میهمان دارد پذیرائیهای پر تکلف و پر زرق و برق از نظر اسلام نه تنها کار خوبی نیست، بلکه رسما از آن نهی شده است، اسلام توصیه می کند که پذیرائیها ساده باشد، و یک خط جالب عادلانه در میان میهمان و میزبان ترسیم کرده است و آن اینکه: “میزبان از آنچه دارد مضایقه نکند، و میهمان نیز بیش از آن را انتظار نداشته باشد”! امام صادق ع می فرماید: المؤمن لا یحتشم من اخیه، و ما ادری ایهما اعجب؟ الذی یکلف اخاه اذا دخل علیه ان یتکلف له؟ او المتکلف لاخیه؟ : “افراد با ایمان از برادر مؤمن خود رودرواسی ندارند، و من نمی دانم کدامیک از این دو عجیبتر است؟ کسی که به هنگام ورود بر برادر خود او را به تکلف می افکند؟ و یا کسی که شخصا به سراغ تکلف برای میهمان می رود”؟ (1) . (1) “سلمان فارسی”از پیغمبر گرامی اسلام ص چنین نقل می کند که فرمود: ان لا نتکلف للضیف ما لیس عندنا، و ان نقدم الیه ما حضرنا: “برای میهمان نسبت به آنچه نداریم تکلف نکنیم، و آنچه موجود است مضایقه ننمائیم (2) . (2) *
3-حق میهمان-
گفتیم میهمان از نظر اسلام یک هدیه آسمانی، و فرستاده و رسول خداست، و باید او را همچون جان گرامی داشت و نهایت احترام را در باره او انجام داد، تا آنجا که امیر مؤمنان علی ع از پیغمبر اکرم ص نقل می کند که فرمود:
من حق الضیف ان تمشی معه فتخرجه من حریمک الی البر: “از
ص: 407
1- 1) “بحار الانوار”جلد 75 صفحه 453.
2- 2) “محجه البیضاء”جلد 3 صفحه 29 (باب ثالث) .
حقوق میهمان آنست که او را تا در خانه بدرقه کنی” (1) .
(1)
و تا آنجا که به تکلف نیانجامد باید وسایل آسایش و راحتی او را فراهم کرد، تا آنجا که در حدیثی داریم یکی از حقوق میهمان این است که حتی خلال را برای او فراهم سازند
“قال رسول اللّٰه (ص) : ان من حق الضیف ان یعدله الخلال”!
(2)
(2)
.
گاه می شود میهمانها افرادی کم رو و خجالتی هستند و به همین دلیل دستور داده شده است که از آنها در باره غذا خوردن سؤال نکنند، بلکه سفره غذا را آماده سازند، اگر مایل بود بخورد، چنان که امام صادق ع می فرماید:
لا تقل لاخیک اذا دخل علیک اکلت الیوم شیئا؟ و لکن قرب الیه ما عندک، فان الجواد کل الجواد من بذل ما عنده: “هنگامی که برادرت بر تو وارد شود از او سؤال نکن آیا امروز غذا خورده ای یا نه؟ آنچه داری برای او حاضر کن، چرا که سخاوتمند واقعی کسی است که از بذل آنچه حاضر دارد مضایقه نکند” (3) .
(3)
از جمله وظایف میزبان در پیشگاه خدا این است که غذایی را که آماده ساخته است تحقیر نکند چرا که نعمت خدا هر چه باشد عزیز و محترم است، ولی در میان مترفین و ارباب تکلف معمول است که هر قدر سفره را رنگین کنند می گویند:
چیز ناقابلی بیش نیست و لایق مقام شما نمی باشد!همانگونه که میهمان نیز وظیفه دارد آن را کوچک نشمرد.
در حدیثی از امام صادق ع می خوانیم:
هلک امرؤ احتقر لاخیه ما یحضره و هلک امرؤ احتقر من اخیه ما قدم الیه: “میزبانی که آنچه را برای برادرش آماده ساخته کوچک بشمرد هلاک (و گمراه) شده است، همچنین میهمانی که آنچه را که نزد او حاضر کرده اند کوچک بشمرد گمراه است”! (4) .
(4)
ص: 408
1- 1) بحار الانوار جلد 75 صفحه 451.
2- 2 و 3) بحار الانوار جلد 75 صفحه 455.
3- 4) محجه البیضاء جلد 3 صفحه 30.
4-
اسلام به قدری در گرامی داشتن میهمان مو شکاف است که می گوید به هنگامی که میهمان وارد می شود به او کمک کنید اما برای رفتن از منزل به او کمک نکنید مبادا تصور شود مایل به رفتن او هستید”! (1) .
(1)
***
4-وظایف میهمان-
همیشه مسئولیتها جنبه متقابل دارد یعنی همانگونه که میزبان وظایف مهمی در برابر میهمان دارد در جهت مقابل نیز میهمان وظایف قابل ملاحظه دارد.
علاوه بر آنچه در احادیث بالا ذکر شد میهمان موظف است آنچه را صاحب خانه در مورد منزلش پیشنهاد می کند انجام دهد، فی المثل هر جا را برای نشستن پیشنهاد می کند بپذیرد.
امام صادق می فرماید:
اذا دخل احدکم علی اخیه فی رحله فلیقعد حیث یامر صاحب الرحل، فان صاحب الرحل اعرف بعوره بیته من الداخل علیه: “هنگامی که یکی از شما وارد منزلگاه برادر مسلمانش می شود هر جا به او پیشنهاد می کند بنشیند، چرا که صاحب منزل به وضع منزل خود و آن قسمتهایی که نباید آشکار گردد آشناتر است” (2) .
(2)
کوتاه سخن اینکه مساله میهمان نوازی و آداب میهمان داری و وظایف و خصوصیات هر کدام بحث گسترده ای را در آداب معاشرت اسلامی به خود اختصاص داده، کسانی که توضیح بیشتری در این زمینه می خواهند به بحار الانوار بابهای 88 تا 94 از ابواب کتاب العشره از جلد 17، و کتاب محجه البیضاء جلد 3 باب چهارم“فضیله الضیافه”مراجعه کنند.
اما با نهایت تاسف در عصر ما که عصر غلبه مادیگری بر جهان است این
ص: 409
1- 1) “بحار الانوار”جلد 75 صفحه 455 (حدیث 27) .
2- 2) “بحار الانوار”جلد 75 صفحه 451.
سنت قدیمی انسانی چنان محدود شده که در بعضی از جوامع غربی تقریبا برچیده شده است، و شنیده ایم هنگامی که بعضی از آنها به کشورهای اسلامی می آیند و گستردگی میهمان داری و میهمان نوازی را که هنوز در خانواده های اصیل این مرز و بوم به صورت گرم و مملو از عواطف برقرار است می بینند، شگفت زده می شوند که چگونه ممکن است افرادی بهترین وسائل موجود خانه و با ارزشترین غذاهای خود را برای پذیرایی مهمانهایی که گاهی با آنها ارتباط کمی دارند، و شاید تنها در یک سفر کوتاه آشنا شده اند بگذارند؟!.
ولی توجه به احادیث اسلامی که گوشه ای از آن در بالا آمد دلیل این ایثار و فداکاری را روشن می سازد و محاسبات معنوی را در این رابطه مشخص می کند، محاسباتی که برای ماده پرستان فرهنگ نامفهومی است.
ص: 410
