User Tools

Site Tools


nemoone:احزاب:آیات_32_تا_34

[سوره الأحزاب (33) : آیات 32 تا 34]

اشاره

یٰا نِسٰاءَ اَلنَّبِیِّ لَسْتُنَّ کَأَحَدٍ مِنَ اَلنِّسٰاءِ إِنِ اِتَّقَیْتُنَّ فَلاٰ تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ اَلَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفاً (32) وَ قَرْنَ فِی بُیُوتِکُنَّ وَ لاٰ تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ اَلْجٰاهِلِیَّهِ اَلْأُولیٰ وَ أَقِمْنَ اَلصَّلاٰهَ وَ آتِینَ اَلزَّکٰاهَ وَ أَطِعْنَ اَللّٰهَ وَ رَسُولَهُ إِنَّمٰا یُرِیدُ اَللّٰهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ اَلرِّجْسَ أَهْلَ اَلْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً (33) وَ اُذْکُرْنَ مٰا یُتْلیٰ فِی بُیُوتِکُنَّ مِنْ آیٰاتِ اَللّٰهِ وَ اَلْحِکْمَهِ إِنَّ اَللّٰهَ کٰانَ لَطِیفاً خَبِیراً (34)

ترجمه:

32-ای همسران پیامبر!شما همچون یکی از زنان معمولی نیستید اگر تقوی پیشه کنید، بنا بر این به گونه ای هوس انگیز سخن نگوئید که بیماردلان در شما طمع کنند و سخن شایسته بگوئید.

33-و در خانه های خود بمانید و همچون جاهلیت نخستین (در میان مردم) ظاهر نشوید،

ص: 287

و نماز را بر پا دارید و زکاه را ادا کنید، و خدا و رسولش را اطاعت نمائید، خداوند فقط می خواهد پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور کند و کاملا شما را پاک سازد.

34-و آنچه را در خانه های شما از آیات خداوند و حکمت دانش خوانده می شود یاد کنید، خداوند لطیف و خبیر است.

تفسیر:

همسران پیامبر باید چنین باشند!

در آیات گذشته سخن از موقعیت و مسئولیت سنگین همسران پیامبر ص بود، در آیات مورد بحث این موضوع هم چنان ادامه می یابد و طی آیاتی هفت دستور مهم به همسران پیامبر ص می دهد.

نخست در مقدمه کوتاهی می فرماید: “ای همسران پیامبر ص شما همچون یکی از زنان عادی نیستید اگر تقوا پیشه کنید” (یٰا نِسٰاءَ النَّبِیِّ لَسْتُنَّ کَأَحَدٍ مِنَ النِّسٰاءِ إِنِ اتَّقَیْتُنَّ) .

شما به خاطر انتسابتان به پیامبر ص از یک سو، و قرار گرفتنتان در کانون وحی و شنیدن آیات قرآن و تعلیمات اسلام از سوی دیگر دارای موقعیت خاصی هستید که می توانید سرمشقی برای همه زنان باشید، چه در مسیر تقوا و چه در مسیر گناه.

بنا بر این موقعیت خود را درک کنید و مسئولیت سنگین خویش را به فراموشی نسپارید و بدانید که اگر تقوا پیشه کنید در پیشگاه خدا مقام بسیار ممتازی خواهید داشت.

و به دنبال این مقدمه که طرف را برای پذیرش مسئولیتها آماده می سازد و به آنها شخصیت می دهد نخستین دستور در زمینه عفت صادر می کند و مخصوصا به سراغ یک نکته باریک می رود تا مسائل دیگر در این رابطه خود بخود روشن

ص: 288

گردد، می فرماید“بنا بر این به گونه ای هوس انگیز سخن نگوئید که بیماردلان در شما طمع کنند” (فَلاٰ تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ) .

بلکه به هنگام سخن گفتن، جدی و خشک و بطور معمولی سخن بگوئید، نه همچون زنان کم شخصیت که سعی دارند با تعبیرات تحریک کننده که گاه توام با ادا و اطوار مخصوصی است که افراد شهوت ران را به فکر گناه می افکند سخن بگوئید.

تعبیر به“ اَلَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ ” (کسی که در دل او بیماری است) تعبیر بسیار گویا و رسایی است از این حقیقت که غریزه جنسی در حد تعادل و مشروع عین سلامت است، اما هنگامی که از این حد بگذرد نوعی بیماری خواهد بود تا آنجا که گاه به سر حد جنون می رسد که از آن تعبیر به“جنون جنسی”می کنند و امروز دانشمندان انواع و اقسامی از این بیماری روانی را که بر اثر طغیان این غریزه و تن در دادن به انواع آلودگیهای جنسی و محیطهای کثیف به وجود می آید در کتب خود شرح داده اند.

در پایان آیه دومین دستور را به این گونه شرح می دهد: “شما باید به صورت شایسته ای که مورد رضای خدا و پیامبر ص و توام با حق و عدالت باشد سخن بگوئید” (وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفاً) .

در حقیقت جمله لا تخضعن بالقول اشاره به کیفیت سخن گفتن دارد و جمله قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفاً اشاره به محتوای سخن.

البته“قول معروف” (گفتار نیک و شایسته) معنی وسیعی دارد که علاوه بر آنچه گفته شد، هر گونه گفتار باطل و بیهوده و گناه آلود و مخالف حق را نفی می کند.

ضمنا جمله اخیر می تواند، توضیحی برای جمله نخست باشد، مبادا کسی تصور کند که باید برخورد زنان پیامبر ص با مردان بیگانه موذیانه یا دور از ادب

ص: 289

باشد، بلکه باید بر خورد شایسته و مؤدبانه و در عین حال بدون هیچگونه جنبه های تحریک آمیز داشته باشد. *سپس سومین دستور را که آن در زمینه رعایت عفت است چنین بیان می کند: “شما در خانه های خود بمانید و همچون جاهلیت نخستین در میان جمعیت ظاهر نشوید”و اندام و وسائل زینت خود را در معرض تماشای دیگران قرار ندهید (وَ قَرْنَ فِی بُیُوتِکُنَّ وَ لاٰ تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجٰاهِلِیَّهِ الْأُولیٰ) . “قرن”از ماده“وقار”به معنی سنگینی است، و کنایه از قرار گرفتن در خانه ها است، بعضی نیز احتمال داده اند که از ماده“قرار”بوده باشد که از نظر نتیجه تفاوت چندانی با معنی اول نخواهد داشت (1) . (1) “تبرج”به معنی آشکار شدن در برابر مردم است، و از ماده“برج” گرفته شده که در برابر دیدگان همه ظاهر است. اما اینکه منظور از جاهلیت اولی چیست؟ ظاهرا همان جاهلیتی است که مقارن عصر پیامبر ص بوده، و به طوری که در تواریخ آمده در آن موقع زنان حجاب درستی نداشتند، و دنباله روسری های خود را به پشت سر می انداختند به طوری که گلو و قسمتی از سینه و گردنبند و گوشواره های آنها نمایان بود، و به این ترتیب قرآن همسران پیامبر ص را از این گونه اعمال باز می دارد. بدون شک این یک حکم عام است، و تکیه آیات بر زنان پیامبر ص به عنوان تاکید بیشتر است، درست مثل اینکه به شخص دانشمندی بگوئیم تو که دانشمندی دروغ مگو، مفهومش این نیست که دروغ گفتن برای دیگران مجاز است، بلکه ص: 290 1- 1) البته در صورتی که از ماده قرار بوده باشد، فعل امر آن“اقررن”می شود که راء اول به عنوان تخفیف حذف شده و فتحه آن به قاف منتقل می گردد و با وجود آن از همزه وصل بی نیاز می شویم و“قرن”می شود (دقت کنید) . منظور این است که یک مرد عالم باید به صورت مؤکدتر و جدی تری از این کار پرهیز کند. به هر حال این تعبیر نشان می دهد که جاهلیت دیگری همچون جاهلیت عرب در پیش است که ما امروز در عصر خود آثار این پیشگویی قرآن در دنیای متمدن مادی را می بینیم، ولی مفسران پیشین نظر به اینکه چنین امری را پیش بینی نمی کردند، برای تفسیر این کلمه به زحمت افتاده بودند لذا“جاهلیت اولی”را به فاصله میان آدم و نوح، و یا فاصله میان عصر داود و سلیمان که زنان با پیراهنهای بدن نما بیرون می آمدند، تفسیر کرده اند، تا جاهلیت قبل از اسلام را“جاهلیت ثانیه”بدانند!. ولی چنان که گفتیم نیازی به این سخنان نیست، بلکه ظاهر این است “جاهلیت اولی”همان جاهلیت قبل از اسلام است که در جای دیگر قرآن نیز به آن اشاره شده است (سوره آل عمران آیه 143 و سوره مائده آیه 50 و سوره فتح آیه 26) و“جاهلیت ثانیه”، جاهلیتی است که بعدا پیدا خواهد شد (همچون عصر ما) شرح بیشتر این موضوع را در بحث نکات خواهیم داد. بالآخره دستور“چهارم”و“پنجم”و“ششم”را به این صورت بیان می فرماید: “شما زنان پیامبر ص نماز را بر پا دارید، زکات را ادا کنید، و خدا و رسولش را اطاعت نمائید” (وَ أَقِمْنَ الصَّلاٰهَ وَ آتِینَ الزَّکٰاهَ وَ أَطِعْنَ اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ) . اگر در میان عبادات روی نماز و زکات، تکیه می کند به خاطر آنست که نماز مهمترین راه ارتباط و پیوند با خالق است، و زکات هم در عین اینکه عبادت بزرگی است پیوند محکمی با خلق خدا محسوب می شود. و اما جمله أَطِعْنَ اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ یک حکم کلی است که تمام برنامه های الهی را فرا می گیرد. ص: 291 این دستورات سه گانه نیز نشان می دهد که احکام فوق مخصوص به زنان پیامبر ص نیست، بلکه برای همگان است هر چند در مورد آنان تاکید بیشتری دارد. در پایان آیه می افزاید: “خداوند فقط می خواهد پلیدی و گناه را از شما اهل بیت ع دور کند و کاملا شما را پاک سازد” (إِنَّمٰا یُرِیدُ اللّٰهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً) . تعبیر به“انما”که معمولا برای حصر است، دلیل بر این است که این موهبت ویژه خاندان پیامبر ص است. جمله“یرید”اشاره به اراده تکوینی پروردگار است، و گرنه اراده تشریعی، و به تعبیر دیگر لزوم پاک نگاهداشتن خویش، انحصاری به خاندان پیامبر ص ندارد، و همه مردم بدون استثناء به حکم شرع موظفند از هر گونه گناه و پلیدی پاک باشند. ممکن است گفته شود اراده تکوینی موجب یک نوع جبر است، ولی با توجه به بحثهایی که در مساله معصوم بودن انبیاء و امامان داشته ایم پاسخ این سخن روشن می شود و در اینجا بطور خلاصه می توان گفت: معصومان دارای یک نوع شایستگی اکتسابی از طریق اعمال خویشند، و یک نوع لیاقت ذاتی و موهبتی از سوی پروردگار، تا بتوانند الگو و اسوه مردم بوده باشند. به تعبیر دیگر معصومان به خاطر تاییدات الهی و اعمال پاک خویش، چنان هستند که در عین داشتن قدرت و اختیار برای گناه کردن به سراغ گناه نمی روند درست همانگونه که هیچ فرد عاقلی حاضر نیست، قطعه آتشی را بر دارد و به دهان خویش بگذارد با اینکه نه اجباری در این کار است و نه اکراهی، این حالتی است که از درون وجود خود انسان بر اثر آگاهیها و مبادی فطری و طبیعی می جوشد، بی آنکه جبر و اجباری در کار باشد. ص: 292 واژه“رجس”به معنی شیء ناپاک است خواه ناپاک از نظر طبع آدمی باشد یا به حکم عقل یا شرع و یا همه اینها (1) . (1) و اینکه: در بعضی از کلمات، “رجس”به معنی“گناه”یا“شرک”یا“بخل و حسد”و یا“اعتقاد باطل”و مانند آن تفسیر شده، در حقیقت بیان مصداقهایی از آن است، و گرنه مفهوم این کلمه، مفهومی عام و فراگیر است، و همه انواع پلیدیها را به حکم اینکه الف و لام در اینجا به اصطلاح“الف و لام جنس”است شامل می شود. “تطهیر”به معنی پاک ساختن و در حقیقت تاکیدی است بر مساله“اذهاب رجس” و نفی پلیدیها، و ذکر آن به صورت“مفعول مطلق”در اینجا نیز تاکید دیگری بر این معنی محسوب می شود. و اما تعبیر“اهل البیت”به اتفاق همه علمای اسلام و مفسران، اشاره به اهل بیت پیامبر ص است، و این چیزی است که از ظاهر خود آیه نیز فهمیده می شود، چرا که“بیت”گرچه به صورت مطلق در اینجا ذکر شد، اما به قرینه آیات قبل و بعد، منظور از آن، بیت و خانه پیامبر ص است (2) . (2) اما اینکه مقصود از“اهل بیت پیامبر”ص در اینجا چه اشخاصی می باشد؟ در میان مفسران گفتگو است، بعضی آن را مخصوص همسران پیامبر ص دانسته اند، و آیات قبل و بعد را که در باره ازواج رسول خدا ص سخن می گوید، ص: 293 1- 1) “راغب”در کتاب“مفردات”در ماده“رجس”معنی فوق و چهار نوع مصداق آن را بیان کرده است. 2- 2) اینکه بعضی“بیت”را در اینجا اشاره به“بیت اللّٰه الحرم”و کعبه دانسته اند و اهل آن را“متقون”شمرده اند بسیار با سیاق آیات نامتناسب است، چرا که در این آیات سخن از پیامبر (ص) و بیت او در میان است نه بیت اللّٰه الحرام و هیچگونه قرینه ای بر آنچه گفته اند وجود ندارد. قرینه این معنی شمرده اند. ولی با توجه به یک مطلب، این عقیده نفی می شود و آن اینکه ضمیرهایی که در آیات قبل و بعد آمده عموما به صورت ضمیر“جمع مؤنث”است، در حالی که ضمائر این قسمت از آیه (إِنَّمٰا یُرِیدُ اللّٰهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً) همه به صورت“جمع مذکر”است، و این نشان می دهد معنی دیگری در نظر بوده است. لذا بعضی دیگر از مفسران از این مرحله گام فراتر نهاده و آیه را شامل همه خاندان پیامبر اعم از مردان و همسران او دانسته اند. از سوی دیگر روایات بسیار زیادی که در منابع اهل سنت و شیعه وارد شده معنی دوم یعنی شمول همه خاندان پیامبر ص را نیز نفی می کند و می گوید: مخاطب در آیه فوق منحصرا پنج نفرند: پیامبر ص، علی ع و فاطمه ع و حسن ع و حسین ع. با وجود این نصوص فراوان که قرینه روشنی بر تفسیر مفهوم آیه است تنها تفسیر قابل قبول برای این آیه همان معنی سوم یعنی اختصاص به“خمسه طیبه” است. تنها سؤالی که در اینجا باقی می ماند این است که چگونه در لابلای بحث از وظایف زنان پیامبر ص مطلبی گفته شده است که شامل زنان پیامبر ص نمی شود. پاسخ این سؤال را مفسر بزرگ مرحوم“طبرسی”در“مجمع البیان” چنین می گوید: “این اولین بار نیست که در آیات قرآن به آیاتی برخورد می کنیم که در کنار هم قرار دارند و اما از موضوعات مختلفی سخن می گویند، قرآن پر است از این گونه بحثها، همچنین در کلام فصحای عرب و اشعار آنان نیز نمونه های فراوانی برای این موضوع موجود است”. ص: 294 مفسر بزرگ نویسنده“المیزان”پاسخ دیگری بر آن افزوده که خلاصه اش چنین است: “ما هیچ دلیلی در دست نداریم که جمله إِنَّمٰا یُرِیدُ اللّٰهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ … همراه این آیات نازل شده است، بلکه از روایات به خوبی استفاده می شود که این قسمت جداگانه نازل گردیده، امام به هنگام جمع آوری آیات قرآن در عصر پیامبر یا بعد از آن در کنار این آیات قرار داده شده است. پاسخ سومی که می توان از سؤال داد این است که قرآن می خواهد به همسران پیامبر ص بگوید: شما در میان خانواده ای قرار دارید که گروهی از آنان معصومند، کسی که در زیر سایه درخت عصمت و در کانون معصومان قرار گرفته سزاوار است که بیش از دیگران مراقب خود باشد و فراموش نکنید که انتساب او به خانواده ای که پنج معصوم پاک در آن است مسئلیتهای سنگینی برای او ایجاد می کند، و خدا و خلق خدا انتظارات فراوانی از او دارند. در بحث نکات به خواست خدا از روایات اهل سنت و شیعه که در تفسیر این آیه وارد شده است مشروحا سخن خواهیم گفت. *در آخرین آیه مورد بحث، “هفتمین”و آخرین وظیفه همسران پیامبر بیان شده است، و هشداری است به همه آنان برای استفاده کردن از بهترین فرصتی که در اختیار آنان برای آگاهی بر حقایق اسلام قرار گرفته، می فرماید:

“آنچه را در خانه های شما از آیات خداوند و حکمت و دانش خوانده می شود، یاد کنید”و خود را در پرتو آن بسازید که بهترین فرصت را در اختیار دارید (وَ اذْکُرْنَ مٰا یُتْلیٰ فِی بُیُوتِکُنَّ مِنْ آیٰاتِ اللّٰهِ وَ الْحِکْمَهِ) .

شما در خاستگاه وحی قرار گرفته اید و در مرکز و کانون نور قرآن، حتی اگر در خانه نشسته اید می توانید از آیاتی که در فضای خانه شما از زبان مبارک پیامبر ص طنین افکن است، به طور شایسته از تعلیمات اسلام و سخنان

ص: 295

پیامبر ص بهره مند شوید که هر نفسش درسی است و هر سخنش برنامه ای! در اینکه میان” آیٰاتِ اللّٰهِ “و”حکمت“چه فرقی است؟ بعضی از مفسران گفته اند، هر دو اشاره به قرآن است، منتهی تعبیر به”آیات“جنبه اعجاز آن را بیان می کند و تعبیر به”حکمت“محتوای عمیق و دانشی را که در آن نهفته است باز می گوید.

بعضی دیگر گفته اند: “آیات اللّٰه”اشاره به آیات قرآن است و”حکمت“ اشاره به سنت پیامبر ص و اندرزهای حکیمانه او.

گر چه هر دو تفسیر، مناسب مقام و الفاظ آیه است، اما تفسیر اول نزدیکتر به نظر می رسد، چرا که تعبیر به”تلاوت“با آیات الهی مناسبتر است، بعلاوه در آیات متعددی از قرآن، تعبیر”نزول“در مورد آیات و حکمت، هر دو آمده است، مانند آیه 231 بقره و ما أَنْزَلَ عَلَیْکُمْ مِنَ الْکِتٰابِ وَ الْحِکْمَهِ شبیه همین تعبیر در آیه 113 سوره نساء نیز آمده است.

سرانجام در پایان آیه می فرماید: “خداوند لطیف و خبیر است” (إِنَّ اللّٰهَ کٰانَ لَطِیفاً خَبِیراً) .

اشاره به اینکه او از دقیقترین و باریکترین مسائل با خبر و آگاه است، و نیات شما را به خوبی می داند، و از اسرار درون سینه های شما با خبر است.

این در صورتی است که”لطیف“را به معنی کسی که از دقایق آگاه است تفسیر کنیم، و اگر به معنی”صاحب لطف“تفسیر شود اشاره به این است که خداوند هم نسبت به شما همسران پیامبر، لطف و رحمت دارد، و هم از اعمالتان”خبیر“و آگاه است.

این احتمال نیز وجود دارد که تکیه بر عنوان”لطیف“به خاطر اعجاز آیات قرآن و تکیه بر”خبیر“به خاطر محتوای حکمت آمیز آن باشد، در عین حال این معانی هم با هم منافات ندارند و قابل جمعند.

ص: 296

نکته ها:

اشاره

1-آیه تطهیر، برهان روشن عصمت است

بعضی از مفسران، “رجس”را در آیه فوق، تنها اشاره به شرک و یا”گناهان کبیره زشت“همچون”زنا“دانسته اند، در حالی که هیچ دلیلی بر این محدودیت در دست نیست، بلکه اطلاق “الرجس” (با توجه به اینکه الف و لام آن”الف و لام جنس“است) هر گونه پلیدی و گناه را شامل می شود، چرا که گناهان همه رجسند، و لذا این کلمه در قرآن به”شرک“، “مشروبات الکلی”“قمار”“نفاق” “گوشتهای حرام و ناپاک”و مانند آن اطلاق شده است (حج-30-مائده-90- توبه-125-انعام-145) .

و با توجه به اینکه اراده الهی تخلف ناپذیر است، و جمله إِنَّمٰا یُرِیدُ اللّٰهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ دلیل بر اراده حتمی او می باشد، مخصوصا با توجه به کلمه”انما“که برای حصر و تاکید است روشن می شود که اراده قطعی خداوند بر این قرار گرفته که اهل بیت از هر گونه رجس و پلیدی و گناه پاک باشند، و این همان مقام عصمت است.

این نکته نیز قابل توجه است که منظور از اراده الهی در این آیه دستورات و احکام او در مورد حلال و حرام نیست، چرا که این دستورات شامل همگان می شود و اختصاص به اهل بیت ندارد بنا بر این با مفهوم کلمه انما سازگار نمی باشد.

پس این اراده مستمر اشاره به یک نوع امداد الهی است که اهل بیت را بر عصمت و ادامه آن یاری می دهد و در عین حال منافات با آزادی اراده و اختیار ندارد (چنان که قبلا شرح دادیم) .

در حقیقت مفهوم آیه همان چیزی است که در”زیارت جامعه“نیز آمده است”عصمکم اللّٰه من الذلل و آمنکم من الفتن، و طهرکم من الدنس،

ص: 297

و اذهب عنکم الرجس، و طهرکم تطهیرا“:

“خداوند شما را از لغزشها حفظ کرد و از فتنه انحرافات در امان داشت، و از آلودگیها پاک ساخت و پلیدی را از شما دور کرد، و کاملا تطهیر نمود.

با این توضیح در دلالت آیه فوق بر مقام عصمت اهل بیت نباید تردید کرد.

* 2-آیه تطهیر در باره چه کسانی است؟ گفتیم این آیه گرچه در لابلای آیات مربوط به همسران پیامبر ص آمده اما تغییر سیاق آن (تبدیل ضمیرهای”جمع مؤنث”به“جمع مذکر”) دلیل بر این است که این آیه محتوایی جدای از آن آیات دارد. به همین دلیل حتی کسانی که آیه را مخصوص به پیامبر ص و علی و فاطمه و حسن و حسین ع ندانسته اند معنی وسیعی برای آن قائل شده اند که هم این بزرگواران را شامل می شود و هم همسران پیامبر ص را. ولی روایات فراوانی در دست داریم که نشان می دهد آیه مخصوص این بزرگواران است، و همسران در این معنی داخل نیستند هر چند از احترام متناسب برخوردارند. اینک بخشی از آن روایات را ذیلا از نظر می گذرانیم: *الف: روایاتی که از خود همسران پیامبر ص نقل شده و می گوید:

“هنگامی که پیامبر ص سخن از این آیه شریفه می گفت، ما از او سؤال کردیم که جزء آن هستیم فرمود: شما خوبید اما مشمول این آیه نیستید! از آن جمله روایتی است که”ثعلبی“در تفسیر خود از”ام سلمه“نقل کرده که پیامبر ص در خانه خود بود که فاطمه ع پارچه حریری نزد آن حضرت آورد، پیامبر ص فرمود: همسر و دو فرزندانت حسن و حسین را صدا

ص: 298

کن، آنها را آورد، سپس غذا خوردند بعد پیامبر ص عبایی بر آنها افکند و گفت:

اللهم هؤلاء أهل بیتی و عترتی فاذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهیرا: “خداوندا اینها خاندان منند، پلیدی را از آنها دور کن، و از هر آلودگی پاکشان گردان”و در اینجا آیه” إِنَّمٰا یُرِیدُ اللّٰهُ “نازل شد… من گفتم آیا من هم با شما هستم ای رسول خدا!، فرمود: “انک الی خیر”“تو بر خیر و نیکی هستی” (اما در زمره این گروه نیستی) (1) .

(1)

و نیز”ثعلبی“خود از”عایشه“چنین نقل می کند: “هنگامی که از او در باره جنگ جمل و دخالت او در آن جنگ ویرانگر سؤال کردند (با تاسف) گفت:

این یک تقدیر الهی بود!، و هنگامی که در باره علی ع از او سؤال کردند چنین گفت:

تسئلنی عن احب الناس کان الی رسول اللّٰه (ص) و زوج احب الناس، کان الی رسول اللّٰه لقد رأیت علیا و فاطمه و حسنا و حسینا علیهم السلام و جمع رسول اللّٰه (ص) بثوب علیهم ثم قال: اللهم هؤلاء أهل بیتی و حامتی فاذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهیرا، قالت: فقلت یا رسول اللّٰه!انا من اهلک قال تنحی فانک الی خیر!: “آیا از من در باره کسی سؤال می کنی که محبوبترین مردم نزد پیامبر ص بود، و از کسی می پرسی که همسر محبوبترین مردم نزد رسول خدا ص بود، من با چشم خود، علی و فاطمه و حسن و حسین را دیدم که پیامبر ص آنها را در زیر لباسی جمع کرده بود و فرمود:

خداوندا!اینها خاندان منند و حامیان من، رجس را از آنها ببر و از آلودگیها پاکشان فرما، من عرض کردم ای رسول خدا آیا من هم از آنها هستم؟ فرمود:

دور باش، تو بر خیر و نیکی هستی” (اما جزء این جمع نمی باشی) (2) .

(2)

ص: 299

1- 1) “طبرسی”در”مجمع البیان”ذیل آیه مورد بحث-این حدیث به طرق دیگر نیز از“ام سلمه”به همین مضمون نیز نقل شده است (به“شواهد التنزیل”حاکم حسکانی جلد 2 صفحه 56 به بعد مراجعه شود) .

2- 2) “مجمع البیان” (ذیل آیه مورد بحث) .

این گونه روایات با صراحت می گوید که همسران پیامبر ص جزء عنوان اهل بیت در این آیه نیستند.

*ب: روایات بسیار فراوانی در مورد حدیث کساء به طور اجمال وارد شده که از همه آنها استفاده می شود، پیامبر ص، علی و فاطمه و حسن و حسین را فرا خواند-و یا به خدمت او آمدند-پیامبر ص عبایی بر آنها افکند، و گفت: خداوندا!اینها خاندان منند، رجس و آلودگی را از آنها دور کن، در این هنگام آیه إِنَّمٰا یُرِیدُ اللّٰهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ نازل گردید. دانشمند معروف حاکم حسکانی نیشابوری در“شواهد التنزیل” این روایات را به طرق متعدد از راویان مختلفی گرد آوری کرده است (1) . (1) در اینجا این سؤال جلب توجه می کند که هدف از جمع کردن آنها در زیر کساء چه بوده؟ گویا پیامبر ص می خواسته است کاملا آنها را مشخص کند و بگوید آیه فوق، تنها در باره این گروه است، مبادا کسی مخاطب را در این آیه تمام بیوتات پیامبر ص و همه کسانی که جزء خاندان او هستند بداند. حتی در بعضی از روایات آمده است که پیامبر ص سه بار این جمله را تکرار کرد: “خداوندا اهل بیت من اینها هستند”پلیدی را از آنها دور کن“ (اللهم هؤلاء أهل بیتی و خاصتی فاذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهیرا) (2) (2) . *ج: در روایات فراوان دیگری می خوانیم: بعد از نزول آیه فوق، پیامبر ص مدت شش ماه، هنگامی که برای نماز صبح از کنار خانه فاطمه (سلام اللّٰه علیها)

ص: 300

1- 1) شواهد التنزیل جلد 2 صفحه 31 به بعد.

2- 2) در المنثور ذیل آیه مورد بحث.

می گذشت صدا می زد:

الصلاه یا اهل البیت! إِنَّمٰا یُرِیدُ اللّٰهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً: “هنگام نماز است ای اهل بیت!، خداوند می خواهد پلیدی را از شما اهل بیت دور کند و شما را پاک سازد”.

این حدیث را”حاکم حسکانی“از”انس بن مالک“نقل کرده است (1) .

(1)

در روایت دیگری که از”ابو سعید خدری“از پیامبر ص نقل شده می خوانیم: “پیامبر این برنامه را تا هشت یا نه ماه ادامه داد”! (2) .

(2)

حدیث فوق را”ابن عباس“نیز از پیامبر ص نقل کرده است (3) .

(3)

این نکته قابل توجه است که تکرار این مساله در مدت شش یا هشت یا نه ماه به طور مداوم در کنار خانه فاطمه ع برای این است که مطلب را کاملا مشخص کند تا در آینده تردیدی برای هیچکس باقی نماند که این آیه تنها در شان این گروه نازل شده است به خصوص اینکه تنها خانه ای که در ورودی آن در مسجد پیامبر ص باز می شد، بعد از آنکه دستور داد درهای خانه های دیگران به سوی مسجد بسته شود در خانه فاطمه بود و طبعا همیشه جمعی از مردم به هنگام نماز این سخن را در آنجا از پیامبر می شنیدند (دقت کنید) .

با اینحال جای تعجب است که بعضی از مفسران اصرار دارند که آیه مفهوم عامی دارد و همسران پیامبر ص نیز در آن وارد هستند، هر چند اکثریت علمای اسلام اعم از شیعه و اهل سنت آن را محدود به این پنج تن می دانند.

قابل توجه اینکه”عایشه“همسر پیامبر ص که طبق گواهی روایات اسلامی در بازگو کردن فضائل خود و ریزه کاریهای ارتباطش با پیامبر چیزی فروگذار نمی کرد اگر این آیه شامل او می شد قطعا در لابلای سخنانش

ص: 301

1- 1) شواهد التنزیل جلد 2 صفحه 11.

2- 2) شواهد التنزیل جلد 2 صفحه 28 و 29.

3- 3) در المنثور ذیل آیه مورد بحث.

به مناسبتها ی از آن سخن می گفت در حالی که هرگز چنین چیزی از او نقل نشده است.

*د: روایات متعددی از”ابو سعید خدری“صحابی معروف نقل شده که با صراحت گواهی می دهد”این آیه تنها در باره همان پنج تن نازل شده است“ (نزلت فی خمسه: فی رسول اللّٰه و علی و فاطمه و الحسن و الحسین (ع) (1) . (1) این روایات به قدری زیاد است که بعضی از محققین آن را متواتر می دانند. از مجموع آنچه گفتیم چنین نتیجه می گیریم که منابع و راویان احادیثی که دلالت بر انحصار آیه به پنج تن می کند به قدری زیاد است که جای تردید در آن باقی نمی گذارد تا آنجا که در شرح”احقاق الحق“بیش از هفتاد منبع از منابع معروف اهل سنت گرد آوری شده، و منابع شیعه در این زمینه از هزار هم می گذرد (2) نویسنده کتاب”شواهد التنزیل“که از علمای معروف برادران اهل سنت است بیش از 130 حدیث در این زمینه نقل کرده است (3) . (2) (3) از همه اینها گذشته پاره ای از همسران پیامبر ص در طول زندگی خود به کارهایی دست زدند که هرگز با مقام معصوم بودن سازگار نیست، مانند ماجرای جنگ جمل که قیامی بود بر ضد امام وقت که سبب خونریزی فراوانی گردید و به گفته بعضی از مورخان تعداد کشتگان این جنگ به هفده هزار نفر بالغ می شد. بدون شک این ماجرا به هیچوجه قابل توجیه نیست و حتی می بینیم که خود عایشه نیز بعد از این حادثه، اظهار ندامت می کند که نمونه ای از آن ص: 302 1- 1) “شواهد التنزیل”جلد 2 صفحه 25. 2- 2) به جلد دوم”احقاق الحق“و پاورقیهای آن مراجعه شود. 3- 3) به جلد دوم”شواهد التنزیل“از صفحه 10 تا 92 مراجعه شود. در بحثهای پیشین گذشت. عیبجویی کردن”عایشه“از”خدیجه“که از بزرگترین و فداکارترین و با فضیلتترین زنان اسلام است در تاریخ اسلام مشهور است، این سخن به قدری بر پیامبر ص ناگوار آمد که از شدت غضب مو بر تنش راست شد و فرمود: به خدا سوگند که هرگز همسری بهتر از او نداشتم، او زمانی ایمان آورد که مردم کافر بودند و زمانی اموالش را در اختیار من گذاشت که مردم همه از من بریده بودند! (1) . (1) *

3-آیا اراده الهی در اینجا تکوینی است یا تشریعی؟

در لابلای تفسیر آیه، اشاره ای به این موضوع داشتیم که”اراده“ در جمله إِنَّمٰا یُرِیدُ اللّٰهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ، اراده تکوینی است نه تشریعی.

برای توضیح بیشتر باید یاد آور شویم که منظور از اراده تشریعی همان اوامر و نواهی الهی است، فی المثل خداوند از ما نماز و روزه و حج و جهاد خواسته، این اراده تشریعی است.

معلوم است که اراده تشریعی به افعال ما تعلق می گیرد نه افعال خداوند، در حالی که در آیه فوق، متعلق اراده افعال خدا است، می گوید: خدا اراده کرده است که پلیدی را از شما ببرد، بنا بر این چنین اراده ای باید تکوینی باشد، و مربوط به خواست خداوند در عالم تکوین.

افزون بر این، مساله”اراده تشریعی“نسبت به پاکی و تقوا، انحصار به اهل بیت ع ندارد چرا که خدا به همه دستور داده است پاک باشند و با تقوا، و این مزیتی برای آنها نخواهد بود، زیرا همه مکلفان مشمول این فرمانند.

ص: 303

1- 1) “استیعاب”و”صحیح بخاری“و”مسلم“ (طبق نقل المراجعات صفحه 229 -نامه 72) .

به هر حال این موضوع یعنی اراده تشریعی نه تنها با ظاهر آیه سازگار نیست که با احادیث گذشته به هیچوجه تناسبی ندارد، زیرا همه این احادیث سخن از یک مزیت والا و ارزش مهم ویژه می کند که مخصوص اهل بیت ع است.

این نیز مسلم است که”رجس“در اینجا به معنی پلیدی ظاهری نمی باشد، بلکه اشاره به پلیدیهای باطنی است و اطلاق این کلمه، هر گونه انحصار و محدودیت را در شرک و کفر و اعمال منافی عفت و مانند آن نفی می کند، و همه گناهان و آلودگیهای عقیدتی و اخلاقی و عملی را شامل می شود.

نکته دیگری که باید به دقت متوجه آن بود این است که اراده تکوینی که به معنی خلقت و آفرینش است در اینجا به معنی مقتضی است نه علت تامه، تا موجب جبر و سلب اختیار گردد.

توضیح اینکه: مقام عصمت به معنی یک حالت تقوای الهی است که به امداد پروردگار در پیامبران و امامان ایجاد می شود اما با وجود این حالت، چنان نیست که آنها نتوانند گناه کنند، بلکه قدرت این کار را دارند، و با اختیار خود از گناه چشم می پوشند.

درست همانند یک طبیب بسیار آگاه که هرگز یک ماده بسیار سمی را که خطرات جدی آن را می داند هرگز نمی خورد با اینکه قدرت بر این کار دارد، اما آگاهیها و مبادی فکری و روحی او سبب می شود که با میل و اراده خود از این کار چشم بپوشد.

این نکته نیز لازم به یادآوری است که این تقوای الهی موهبت ویژه ای است که به پیغمبران داده شد نه به دیگران، ولی باید توجه داشت که خداوند این امتیاز را به خاطر مسئولیت سنگین رهبری به آنها داده بنا بر این امتیازی است که بهره آن عاید همگان می شود و این عین عدالت است، درست مانند امتیاز خاصی است که خداوند به پرده های ظریف و بسیار حساس چشم داده که تمام بدن

ص: 304

از آن بهره می گیرد.

از این گذشته به همان نسبت که پیامبران امتیاز دارند و مشمول مواهب الهی هستند مسئولیتشان نیز سنگین است و یک ترک اولای آنها معادل یک گناه بزرگ افراد عادی است، و این مشخص کننده خط عدالت است.

نتیجه اینکه: این اراده یک اراده تکوینی است در سر حد یک مقتضی (نه علت تامه) و در عین حال نه موجب جبر است و نه سلب مزیت و افتخار.

* 4-جاهلیت قرن بیستم! همانگونه که اشاره شد جمعی از مفسران در تفسیر” اَلْجٰاهِلِیَّهِ الْأُولیٰ “ در آیات مورد بحث گرفتار شک و تردید شدند گویی نتوانستند باور کنند که بعد از ظهور اسلام، نوعی دیگر جاهلیت در جهان پا به عرصه وجود خواهد گذاشت که جاهلیت عرب قبل از اسلام در مقابل آن موضوع کم اهمیتی خواهد بود. ولی امروز این امر برای ما که شاهد مظاهر جاهلیت وحشتناک قرن بیستم هستیم کاملا حل شده است، و باید آن را به حساب یکی از پیشگوییهای اعجاز آمیز قرآن مجید گذارد. اگر عرب در عصر جاهلیت اولی، جنگ و غارتگری داشت، و فی المثل چندین بار بازار عکاظ صحنه خونریزیهای احمقانه گردید که چند تن کشته شدند، در جاهلیت عصر ما جنگهای جهانی رخ می دهد که گاه بیست ملیون نفر در آن قربانی و بیش از آن مجروح و ناقص الخلقه می شوند! اگر در جاهلیت عرب زنان، “تبرج به زینت”می کردند، و روسری های خود را کنار می زدند به گونه ای که مقداری از سینه و گلو و گردنبند و گوشواره آنها نمایان می گشت، در عصر ما کلوپهایی تشکیل می شود بنام کلوپ برهنگان (که نمونه آن در انگلستان معروف است) که با نهایت معذرت افراد در آن برهنه ص: 305 مادرزاد می شوند، رسواییهای پلاژهای کنار دریا و استخرها و حتی معابر عمومی نگفتنی است. اگر در جاهلیت عرب، “زنان آلوده ذوات الاعلام”بودند که پرچم بر در خانه خود می زدند تا افراد را به سوی خود دعوت کنند!، در جاهلیت قرن ما افرادی هستند که در روزنامه های مخصوص مطالبی را در این زمینه مطرح می کنند که قلم از ذکر آن جدا شرم دارد، و جاهلیت عرب بر آن صد شرف دارد. خلاصه چه گوئیم از وضع مفاسدی که در تمدن مادی ماشینی منهای ایمان عصر ما وجود دارد که ناگفتنش بهتر است، و نباید این تفسیر را با آن آلوده کرد. آنچه گفتیم فقط مشتی از خروار برای نشان دادن زندگی کسانی بود که از خدا فاصله می گیرند، و با داشتن هزاران دانشگاه و مراکز علمی و دانشمندان معروف، در منجلاب فساد غوطه ور شوند، و حتی گاهی همین مراکز علمی و دانشمندانشان در اختیار همان فجایع و مفاسد قرار می گیرند. *

ص: 306

nemoone/احزاب/آیات_32_تا_34.txt · Last modified: 2024/12/07 17:08 by 127.0.0.1

Donate Powered by PHP Valid HTML5 Valid CSS Driven by DokuWiki