[سوره الأحزاب (33) : آیات 1 تا 3]
اشاره
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِlt;br/gt;یٰا أَیُّهَا اَلنَّبِیُّ اِتَّقِ اَللّٰهَ وَ لاٰ تُطِعِ اَلْکٰافِرِینَ وَ اَلْمُنٰافِقِینَ إِنَّ اَللّٰهَ کٰانَ عَلِیماً حَکِیماً (1) وَ اِتَّبِعْ مٰا یُوحیٰ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ إِنَّ اَللّٰهَ کٰانَ بِمٰا تَعْمَلُونَ خَبِیراً (2) وَ تَوَکَّلْ عَلَی اَللّٰهِ وَ کَفیٰ بِاللّٰهِ وَکِیلاً (3)
ترجمه:
بنام خداوند بخشنده بخشایشگر 1-ای پیامبر تقوی الهی پیشه کن و از کافران و منافقان اطاعت منما، خداوند عالم و حکیم است.
2-و از آنچه از سوی پروردگارت به تو وحی می شود پیروی نما که خداوند به آنچه انجام می دهید آگاه است.
3-و توکل بر خدا کن، و همین بس که خدا حافظ و مدافع انسان باشد.
ص: 186
شان نزول:
مفسران در اینجا شان نزولهای مختلفی نقل کرده اند که تقریبا همه یک موضوع را تعقیب می کند.
از جمله اینکه گفته اند این آیات در مورد“ابو سفیان”و بعضی دیگر از سران کفر و شرک نازل شد که بعد از جنگ“احد”از“پیامبر اسلام”ص امان گرفتند و وارد مدینه شدند، و به اتفاق“عبد اللّٰه بن ابی”و بعضی دیگر از دوستانشان خدمت رسول خدا ص آمدند و عرض کردند: “ای محمد!بیا و از بدگویی به خدایان ما-بتهای لات و عزی و منات-صرف نظر کن، و بگو آنها برای پرستش کنندگانشان شفاعت می کنند تا ما هم از تو دست بر داریم، و هر چه می خواهی در باره خدایت توصیف کن آزاد هستی”.
این پیشنهاد پیامبر ص را ناراحت کرد، عمر برخاست و گفت: اجازه ده تا آنها را از دم شمشیر بگذرانم!پیغمبر ص فرمود: “من به آنها امان دادم چنین چیزی ممکن نیست”اما دستور داد آنها را از مدینه بیرون کنند، آیات فوق نازل شد و به پیامبر ص دستور داد که به این گونه پیشنهادها اعتنا نکند (1) .
(1)
تفسیر:
تنها از وحی الهی پیروی کن
از خطرناکترین پرتگاه هایی که بر سر راه رهبران بزرگ قرار دارد مساله پیشنهادهای سازشکارانه ای است که از ناحیه مخالفان مطرح می گردد، و در اینجا است که خطوط انحرافی بر سر راه رهبران ایجاد می شود و سعی دارد آنها را از مسیر اصلی بیرون برد، و این آزمون بزرگی برای آنها است.
ص: 187
1- 1) مجمع البیان ذیل آیات مورد بحث و تفاسیر دیگر.
مشرکان“مکه”و منافقان“مدینه”بارها کوشیدند که با طرح پیشنهادهای سازشکارانه پیامبر گرامی اسلام ص را از خط“توحید”منحرف سازند، از جمله همان بود که در شان نزول فوق خواندیم.
اما نخستین آیات سوره احزاب نازل شد و به توطئه آنها پایان داد و پیامبر ص را به ادامه روش قاطعانه اش در خط توحید بدون کمترین سازش دعوت نمود.
این آیات مجموعا چهار دستور مهم به پیامبر ص می دهد:
دستور اول در زمینه تقوی و پرهیزکاری است که زمینه ساز هر برنامه دیگری می باشد می فرماید: “ای پیامبر تقوای الهی پیشه کن” (یٰا أَیُّهَا النَّبِیُّ اتَّقِ اللّٰهَ) .
حقیقت“تقوی”همان احساس مسئولیت درونی است و تا این احساس مسئولیت نباشد انسان به دنبال هیچ برنامه سازنده ای حرکت نمی کند.
تقوی انگیزه هدایت، و بهره گیری از آیات الهی است، چنان که در آیه دوم سوره بقره می خوانیم“ هُدیً لِلْمُتَّقِینَ ”“این قرآن مایه هدایت پرهیزکاران است”.
درست است که مرحله نهایی تقوی بعد از ایمان و عمل به دستورات خدا حاصل می شود ولی مرحله ابتدایی آن قبل از همه این مسائل قرار داد. چرا که انسان اگر احساس مسئولیتی در خود نکند به دنبال تحقیق از دعوت پیامبران نمی رود، و نه گوش به سخنان آنها فرا می دهد، حتی مساله“دفع ضرر محتمل” را که علمای کلام و عقائد آن را پایه تلاش برای معرفه اللّٰه ذکر کرده اند در حقیقت شاخه ای از تقوی است.
دستور دوم نفی اطاعت کافران و منافقان است، می فرماید: “از کافران و منافقان اطاعت مکن”! (وَ لاٰ تُطِعِ الْکٰافِرِینَ وَ الْمُنٰافِقِینَ) .
و در پایان این آیه برای تاکید این موضوع می گوید: “خداوند عالم
ص: 188
و حکیم است” (إِنَّ اللّٰهَ کٰانَ عَلِیماً حَکِیماً) .
اگر فرمان ترک پیروی آنها را به تو می دهد روی علم و حکمت بی پایان او است، زیرا می داند در این تبعیت و سازشکاری چه مصائب دردناک و مفاسد بی شماری نهفته است.
به هر حال، بعد از تقوا و احساس مسئولیت، نخستین وظیفه شستشوی صفحه دل از اغیار و ریشه کن نمودن خارهای مزاحم از این سرزمین است. *در سومین دستور مساله بذر افشانی توحید و تبعیت از وحی الهی را مطرح می کند می گوید: “از آنچه از طرف پروردگارت به تو وحی می شود پیروی کن” (وَ اتَّبِعْ مٰا یُوحیٰ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ) . و مراقب باش و بدان که“خداوند به آنچه انجام می دهید آگاه است” (إِنَّ اللّٰهَ کٰانَ بِمٰا تَعْمَلُونَ خَبِیراً) . بنا بر این نخست باید دیو را از درون جان بیرون راند تا فرشته در آید. خارها را بر چید تا بذر گلها بروید. باید طاغوت زدایی کرد تا حکومت اللّٰه و نظام الهی جانشین آن گردد. *و از آنجا که در ادامه این راه مشکلات فراوان است و تهدید و توطئه و کار شکنی بسیار زیاد، چهارمین دستور را به این صورت صادر می کند: “بر خدا توکل کن و از توطئه هاشان نترس”! (وَ تَوَکَّلْ عَلَی اللّٰهِ) .
“و همین بس که خداوند ولی و حافظ و مدافع انسان باشد” (وَ کَفیٰ بِاللّٰهِ وَکِیلاً) .
اگر هزار دشمن قصد هلاکت تو را دارند، چون من دوست و یاور توأم از دشمنان باکی نداشته باش.
ص: 189
گر چه مخاطب در این آیات شخص پیامبر است، ولی پیدا است که دستوری است برای همه مؤمنان، و همه مسلمانان جهان، نسخه ای است نجاتبخش و معجونی است حیات آفرین برای هر عصر و هر زمان.
بعضی از مفسران گفته اند خطاب“یا ایها”مخصوص مواردی است که هدف جلب توجه عموم به مطلب است، هر چند مخاطب یک نفر باشد بخلاف خطاب به“یا”که معمولا در مواردی گفته می شود که منظور شخص مخاطب است (1) .
(1)
و چون در آیات مورد بحث خطاب با“یا ایها”شروع شده عمومیت هدف این آیات را تاکید می کند.
شاهد دیگر برای تعمیم این است که جمله“ إِنَّ اللّٰهَ کٰانَ بِمٰا تَعْمَلُونَ خَبِیراً ” به صورت جمع آمده، می گوید: “خدا به اعمال همه شما آگاه است، و اگر تنها پیامبر ص مخاطب بود می بایست گفته شود خدا به عمل تو آگاه است (دقت کنید) .
ناگفته پیدا است، مفهوم این دستورات به پیامبر این نیست که او در مساله تقوا و ترک اطاعت کافران و منافقان کوتاهی داشته، بلکه این بیانات از یک سو جنبه تاکید در مورد وظائف پیغمبر ص دارد، و از سوی دیگر درسی است برای همه مؤمنان.
***
ص: 190
1- 1) تفسیر”فخر رازی“جلد 25 صفحه 190 ذیل آیات مورد بحث.
