[سوره آل عمران (3) : آیه 199]
اشاره
وَ إِنَّ مِنْ أَهْلِ اَلْکِتٰابِ لَمَنْ یُؤْمِنُ بِاللّٰهِ وَ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْکُمْ وَ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْهِمْ خٰاشِعِینَ لِلّٰهِ لاٰ یَشْتَرُونَ بِآیٰاتِ اَللّٰهِ ثَمَناً قَلِیلاً أُولٰئِکَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ إِنَّ اَللّٰهَ سَرِیعُ اَلْحِسٰابِ (199)
ترجمه:
199-بعضی از اهل کتاب کسانی هستند، که به خداوند و آنچه بر شما نازل شده، و آنچه بر خود آنان نازل گردیده، ایمان دارند، در برابر (فرمان) خدا خاضعند، و آیات خدا را به بهای ناچیزی نمی فروشند، پاداش آنها نزد پروردگارشان است، خداوند سریع الحساب می باشد (و به سرعت حساب تمام اعمال نیک آنها را کرده و به آنان پاداش می دهد) .
شان نزول:
این آیه به گفته بیشتر مفسران در باره مؤمنان اهل کتاب است، آنهایی که دست از تعصب های ناروا برداشتند و به صفوف مسلمانان پیوستند، که تعداد قابل ملاحظه ای از مسیحیان و یهود را تشکیل میدادند. ولی به عقیده جمعی از مفسران، آیه در مورد نجاشی زمامدار رعیت پرور حبشه نازل گردید، اگر چه مفهوم آن یک مفهوم وسیع است.
در سال نهم هجری در ماه رجب نجاشی وفات یافت، خبر درگذشت او با یک الهام الهی در همان روز به پیامبر رسید، پیامبر به مسلمانان فرمود یکی از برادران شما در خارج از سرزمین حجاز از دنیا رفته است، حاضر شوید تا به پاس خدماتی که در حق مسلمانان کرده است بر او نماز گذاریم، بعضی سؤال کردند او کیست؟
ص: 230
فرمود:نجاشی، آن گاه به اتفاق مسلمانان به قبرستان بقیع آمد و از دور بر او نماز گذاشت و برای او طلب آمرزش کرد و به یاران خود دستور داد آنها نیز چنین کنند. بعضی از منافقان گفتند محمد ص بر مرد کافری که هرگز او را ندیده است نماز میگذارد، و حال آنکه آئین او را نپذیرفته است، آیه فوق نازل شد و به- آنها پاسخ گفت (1) .
(1)
از این روایت استفاده میشود که نجاشی اسلام را بطور کامل پذیرفته بود اگر چه به آن تظاهر نمیکرد.
تفسیر:
اهل کتاب همه یکسان نیستند
وَ إِنَّ مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ لَمَنْ یُؤْمِنُ بِاللّٰهِ
…
سابقا گفتیم قرآن در بحث هایی که پیرامون مذاهب دیگر میکند، هیچگاه همه را به یک چشم نمی نگرد و رنگ ضدیت با نژاد و جمعیتی به خود نمیگیرد، بلکه داوری او بر اساس برنامه های آنهاست، و لذا سهم اقلیت های با ایمان و درستکاری را که در میان یک اکثریت گمراه هستند فراموش نمیکند. در اینجا نیز بعد از سرزنش بسیاری از اهل کتاب بخاطر کتمان آیات خداوند و طغیان و سرکشی آنها، که در آیات سابق به آن اشاره شد، سخن از اقلیتی به میان می آورد که دعوت پیغمبر را اجابت کردند، و برای آنها پنج صفت ممتاز بیان میکند:
1- یُؤْمِنُ بِاللّٰهِ: آنها کسانی هستند که از جان و دل به خدا ایمان می آورند.
2- وَ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْکُمْ: آنها به قرآن و آنچه بر شما مسلمانان نازل شده است، ایمان می آورند.
3- وَ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْهِمْ: ایمان آنها به پیامبر اسلام در حقیقت از ایمان
ص: 231
1- 1) -اسباب النزول واحدی.
واقعی به کتاب آسمانی خودشان و بشاراتی که در آن آمده است سرچشمه میگیرد بنا بر این: “آنها به آنچه بر خودشان نازل شده ایمان دارند”.
4- خٰاشِعِینَ لِلّٰهِ: آنها در برابر فرمان خدا تسلیم و خاضعند و همین خضوع آنهاست که انگیزه ایمان واقعی شده و میان آنها و تعصب های جاهلانه، جدایی افکنده است.
5- لاٰ یَشْتَرُونَ بِآیٰاتِ اللّٰهِ ثَمَناً قَلِیلاً: آنها هرگز آیات الهی را به بهای ناچیز نمی فروشند و همانند بعضی از دانشمندان یهود که بخاطر حفظ موقعیت خود و ادامه حکومت بر آن جمعیت و گرفتن رشوه ها آیات خدا را تحریف میکردند نیستند، بدیهی است نه تنها به بهای ناچیز نمی فروشند به هیچ بهایی نخواهند فروخت، و اگر تنها اشاره به بهای ناچیز شده، منظور این است که همانند آن دسته از دانشمندان دنیاپرست دون همت نیستند.
به علاوه اصولا در برابر آیات خدا انسان هر چیز دریافت کند بی ارزش است. أُولٰئِکَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ اینها با داشتن آن برنامه روشن و زنده و صفات عالی انسانی، پاداش خود را در نزد پروردگار خواهند داشت. تعبیر به“ربهم” (پروردگارشان) اشاره به نهایت لطف و مرحمت پروردگار نسبت به آنها است، و نیز اشاره به این است که خداوند آنها را در مسیر هدایت پرورش میدهد و یاری میکند. إِنَّ اللّٰهَ سَرِیعُ الْحِسٰابِ خداوند با سرعت حساب بندگان را رسیدگی میکند: نه نیکوکاران برای دریافت پاداش خود گرفتار مشکلی میشوند، و نه مجازات بدکاران به تاخیر می افتد.
این جمله، هم بشارتی است به نیکوکاران و هم تهدیدی است برای بدکاران (1) .
(1)
ص: 232
1- 1) -برای شرح بیشتر در باره تفسیر این جمله به آیه 202 از سوره بقره مراجعه فرمائید.
