[سوره یونس (10) : آیات 53 تا 56]

اشاره

وَ یَسْتَنْبِئُونَکَ أَ حَقٌّ هُوَ قُلْ إِی وَ رَبِّی إِنَّهُ لَحَقٌّ وَ مٰا أَنْتُمْ بِمُعْجِزِینَ (53) وَ لَوْ أَنَّ لِکُلِّ نَفْسٍ ظَلَمَتْ مٰا فِی اَلْأَرْضِ لاَفْتَدَتْ بِهِ وَ أَسَرُّوا اَلنَّدٰامَهَ لَمّٰا رَأَوُا اَلْعَذٰابَ وَ قُضِیَ بَیْنَهُمْ بِالْقِسْطِ وَ هُمْ لاٰ یُظْلَمُونَ (54) أَلاٰ إِنَّ لِلّٰهِ مٰا فِی اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ أَلاٰ إِنَّ وَعْدَ اَللّٰهِ حَقٌّ وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لاٰ یَعْلَمُونَ (55) هُوَ یُحیِی وَ یُمِیتُ وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ (56)

ترجمه:

53-از تو می پرسند آیا آن (وعده مجازات الهی) حق است؟ بگو آری بخدا سوگند قطعا حق است و شما نمی توانید از آن جلو گیری کنید! 54-و هر کس که ستم کرده اگر تمامی آنچه روی زمین است در اختیار داشته باشد (همه را از هول عذاب) برای نجات خویش می دهد، و هنگامی که عذاب را ببینند (پشیمان می شوند اما) پشیمانی خود را کتمان می کنند (مبادا رسواتر شوند) و در میان آنها به عدالت داوری می شود و ستمی بر آنها نخواهد رفت.

55-آگاه باشید آنچه در آسمانها و زمین است از آن خدا است، آگاه باشید وعده خدا حق است ولی اکثر آنها نمی دانند.

56-او است که زنده می کند و می میراند و به سوی او باز می گردید.

تفسیر:

در مجازات الهی تردید نکنید

در آیات گذشته سخن از کیفر و مجازات و عذاب مجرمان در این جهان و جهان دیگر بود، آیات مورد بحث نیز این موضوع را دنبال می کند.

ص: 313

نخست می گوید: “مجرمان و مشرکان از روی تعجب و استفهام از تو سؤال می کنند که آیا این وعده مجازات الهی در این جهان و جهان دیگر حق است؟ (وَ یَسْتَنْبِئُونَکَ أَ حَقٌّ هُوَ) .

البته”حق“در اینجا در مقابل باطل نیست، بلکه منظور این است که آیا این مجازات و کیفر واقعیت دارد و تحقق می یابد؟ زیرا”حق“و”تحقق“هر دو از یک ماده اند البته حق در مقابل باطل اگر به معنی وسیع کلمه تفسیر شود، شامل هر واقعیت موجود می گردد، و نقطه مقابل آن معدوم و باطل است.

خداوند به پیامبرش دستور می دهد که در برابر این سؤال با تاکید هر چه بیشتر”بگو به پروردگارم سوگند این یک واقعیت است و هیچ شک و تردیدی در آن نیست“ (قُلْ إِی وَ رَبِّی إِنَّهُ لَحَقٌّ) .

و اگر فکر می کنید، می توانید از چنگال مجازات الهی فرار کنید اشتباه بزرگی کرده اید، زیرا”هرگز شما نمی توانید از آن جلو گیری کنید، و او را با قدرت خود ناتوان سازید“ (وَ مٰا أَنْتُمْ بِمُعْجِزِینَ) .

در واقع این جمله با جمله فوق از قبیل بیان مقتضی و مانع است، در جمله اول می گوید مجازات مجرمان یک واقعیت است، و در جمله دوم اضافه می کند:

هیچ قدرتی نمی تواند جلو آن را بگیرد، درست مانند آیات 8 و 9 سوره طور إِنَّ عَذٰابَ رَبِّکَ لَوٰاقِعٌ مٰا لَهُ مِنْ دٰافِعٍ.

تاکیدهایی که در آیه به چشم می خورد قابل توجه است، از یک سو”سوگند“، و از سوی دیگر کلمه”ان“و”لام تاکید“و از سوی سوم جمله” وَ مٰا أَنْتُمْ بِمُعْجِزِینَ “ همه اینها تاکید می کند که به هنگام ارتکاب جرمهای سنگین مجازات الهی حتمی است.

* در آیه بعد روی عظمت این مجازات مخصوصا در قیامت تکیه کرده می گوید: ص: 314 “آن چنان عذاب الهی وحشتناک و هول انگیز است که اگر هر یک از ستمکاران مالک تمام ثروتهای روی زمین باشند، حاضرند همه آن را بدهند تا از این کیفر سخت رهایی یابند” (وَ لَوْ أَنَّ لِکُلِّ نَفْسٍ ظَلَمَتْ مٰا فِی الْأَرْضِ لاَفْتَدَتْ بِهِ) (1) . (1) در واقع آنها حاضرند بزرگترین رشوه ای را که می توان تصور کرد، برای رهایی از چنگال عذاب الهی بدهند اما کسی از آنها نمیپذیرد و سر سوزنی از مجازاتشان بکاهد. مخصوصا بعضی از این مجازاتها جنبه معنوی دارد و آن اینکه”آنها با مشاهده عذاب الهی پشیمان می شوند، ولی از اظهار ندامت که مایه رسوایی بیشتر در برابر رقیبان مجرم یا پیروانشان می شود خود داری می کنند“ (وَ أَسَرُّوا النَّدٰامَهَ لَمّٰا رَأَوُا الْعَذٰابَ) . سپس تاکید می کند که با همه این احوال در میان آنها به عدالت داوری می شود، و ظلم و ستمی در باره آنان نخواهد شد” (وَ قُضِیَ بَیْنَهُمْ بِالْقِسْطِ وَ هُمْ لاٰ یُظْلَمُونَ) . این جمله تاکیدی است بر روش قرآن در همه جا در زمینه مجازات و عدالت، زیرا تاکیدهای آیه گذشته در زمینه مجازات ممکن است این توهم را برای افراد غافل به وجود آورد که مساله انتقام جویی در کار است، لذا قرآن نخست می گوید: داوری میان آنها با عدالت می شود و باز تاکید می کند که ظلم و ستمی بر آنها نخواهد رفت. * سپس برای اینکه مردم این وعده ها و تهدیدهای الهی را به شوخی نگیرند و فکر نکنند خداوند از انجام اینها عاجز است، اضافه می کند“آگاه باشید

ص: 315

1- 1) در واقع جمله بالا کلمه ای در تقدیر دارد و آن”من حول القیامه و العذاب“ است.

آنچه در آسمانها و زمین است از آن خدا است و مالکیت و حکومت او تمام جهان هستی را فرا گرفته و هیچکس نمی تواند از کشور او بیرون رود” (أَلاٰ إِنَّ لِلّٰهِ مٰا فِی السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ) .

و نیز“آگاه باشید وعده خداوند در مورد مجازات مجرمان حق است هر چند بسیاری از مردم که ناآگاهی، سایه شوم بر روانشان افکنده این حقیقت را نمی دانند” (أَلاٰ إِنَّ وَعْدَ اللّٰهِ حَقٌّ وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لاٰ یَعْلَمُونَ) .

* آخرین آیه مورد بحث نیز تاکید مجددی روی همین مساله حیاتی است که می گوید“خداوند است که زنده می کند، و او است که میمیراند” (هُوَ یُحیِی وَ یُمِیتُ) . بنا بر این هم توانایی بر مرگ و میراندن بندگان دارد و هم زنده کردن آنها برای دادگاه رستاخیز. “و سرانجام همه شما به سوی او باز می گردید” (وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ) . و پاداش همه اعمال خویش را در آنجا خواهید یافت. *

در اینجا به دو نکته باید توجه کرد:

1-از جمله سؤالاتی که در مورد آیات فوق مطرح می شود این است که آیا سؤال مشرکان از واقعیت داشتن کیفر الهی جنبه استهزاء داشته و یا واقعا سؤال حقیقی بوده است؟ بعضی گفته اند سؤال حقیقی نشانه شک است و با وضع مشرکان سازگار نیست.

ولی با توجه به اینکه بسیاری از مشرکان در تردید بودند و گروهی از آنها نیز با علم به حقانیت پیامبر ص به خاطر لجاجت و تعصب و مانند آن به مخالفت برخاسته بودند، روشن می شود که سؤال حقیقی از آنها هیچ بعید نیست.

ص: 316

2-حقیقت“ندامت”پشیمانی از انجام کاری است که آثار نامطلوب آن آشکار شده است، خواه انسان بتواند آن را جبران کند و یا نتواند، و پشیمانی مجرمان در قیامت از نوع دوم است، و مکتوم داشتن آن به خاطر آن است که آشکار ساختنش موجب رسوایی بیشتر می شود.