[سوره القمر (54) : آیات 47 تا 55]
اشاره
إِنَّ اَلْمُجْرِمِینَ فِی ضَلاٰلٍ وَ سُعُرٍ (47) یَوْمَ یُسْحَبُونَ فِی اَلنّٰارِ عَلیٰ وُجُوهِهِمْ ذُوقُوا مَسَّ سَقَرَ (48) إِنّٰا کُلَّ شَیْءٍ خَلَقْنٰاهُ بِقَدَرٍ (49) وَ مٰا أَمْرُنٰا إِلاّٰ وٰاحِدَهٌ کَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ (50) وَ لَقَدْ أَهْلَکْنٰا أَشْیٰاعَکُمْ فَهَلْ مِنْ مُدَّکِرٍ (51) وَ کُلُّ شَیْءٍ فَعَلُوهُ فِی اَلزُّبُرِ (52) وَ کُلُّ صَغِیرٍ وَ کَبِیرٍ مُسْتَطَرٌ (53) إِنَّ اَلْمُتَّقِینَ فِی جَنّٰاتٍ وَ نَهَرٍ (54) فِی مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِیکٍ مُقْتَدِرٍ (55)
ترجمه:
47-مجرمان در گمراهی و شعله های آتشند.
48-در آن روز که در آتش دوزخ به صورتشان کشیده می شوند (و به آنها گفته می شود) بچشید آتش دوزخ را.
49-ما هر چیزی را به اندازه آفریدیم.
ص: 74
50-و فرمان ما یک امر بیش نیست، همچون یک چشم بر هم زدن! 51-ما کسانی را که در گذشته شبیه شما بودند هلاک کردیم آیا کسی هست که متذکر شود.
52-و هر کاری را انجام دادند در نامه های اعمالشان ثبت است.
53-و هر کار کوچک و بزرگی نوشته می شود.
54-پرهیزگاران در باغها و نهرهای بهشتی جای دارند.
55-در جایگاه صدق نزد خداوند مالک مقتدر.
تفسیر:
در جایگاه صدق نزد خداوند مقتدر!
این آیات در حقیقت ادامه بحث آیات قبل پیرامون کیفیت حال مشرکان و مجرمان در قیامت است، آخرین آیه از آیات گذشته این حقیقت را بیان کرد که روز قیامت میعاد آنهاست و آن روز مصیبت بار و تلخی است، تلختر از مصائب و شکستهای دنیا.
در نخستین آیه مورد بحث به بیان علت این امر پرداخته، می گوید:
“مجرمان در گمراهی و شعله های آتش دوزخند” (إِنَّ الْمُجْرِمِینَ فِی ضَلاٰلٍ وَ سُعُرٍ) (1) .
(1)
* “در آن روز در آتش دوزخ به صورتشان کشیده می شوند، و به آنها گفته ص: 75 1- 1) “سعر”چنان که ذیل آیه 24 همین سوره اشاره کرده ایم دو معنی دارد نخست اینکه جمع”سعیر“به معنی آتش برافروخته است، دیگر اینکه به معنی جنون و هیجان زدگی و برافروختگی توأم با از دست دادن اعتدال فکری است، و در آیه مورد بحث ممکن است به معنی اول باشد، و یا به معنی دوم، در این صورت مفهوم آیه چنین است: آنها می گفتند ما اگر از انسانی همانند خود پیروی کنیم گمراه و دیوانه ایم قرآن می گوید: روز قیامت می فهمند که با انکار و تکذیب انبیا در گمراهی و جنون بوده اند! می شود بچشید و لمس کنید آتش دوزخ را”دوزخی که پیوسته آن را انکار می کردید و دروغ و افسانه می پنداشتید (یَوْمَ یُسْحَبُونَ فِی النّٰارِ عَلیٰ وُجُوهِهِمْ ذُوقُوا مَسَّ سَقَرَ) . “سقر” (بر وزن سفر) در اصل به معنی تغییر رنگ بدن و متاذی شدن از تابش آفتاب و مانند آن است، و از آنجا که جهنم این دگرگونی و آزار را به نحو شدید دارد یکی از نامهای آن“سقر”است، و مراد از“مس”همان تماس گرفتن و لمس کردن است، بنا بر این به دوزخیان گفته می شود بچشید حرارت سوزانی را که از لمس آتش دوزخ حاصل می شود، بچشید و نگوئید اینها دروغ و خرافه و اسطوره است. بعضی معتقدند که“سقر”نام تمام دوزخ نیست بلکه بخش خاصی از دوزخ است که سوزندگی فوق العاده عجیبی دارد، چنان که در روایتی از امام صادق ع نقل شده: “دره ای است به نام”سقر“که جایگاه متکبران است، و هر گاه نفس بکشد دوزخ را می سوزاند”! (1) . (1) * و از آنجا که ممکن است خیال شود که این عذابها با آن معاصی هماهنگ نیست، در آیه بعد می افزاید: “ما هر چیزی را به اندازه آفریدیم” (إِنّٰا کُلَّ شَیْءٍ خَلَقْنٰاهُ بِقَدَرٍ) .
آری هم عذابهای دردناک آنها در این دنیا روی حساب است، و هم مجازاتهای شدید آنها در آخرت، نه تنها مجازاتها که هر چیزی را خدا آفریده روی حساب و نظام حساب شده ای است، زمین و آسمان، موجودات زنده و بیجان، اعضای پیکر انسان، و وسائل و اسباب حیات زندگی هر کدام روی حساب و اندازه لازم
ص: 76
1- 1) “تفسیر صافی”ذیل آیات مورد بحث.
است، و چیزی در این عالم بی حساب و کتاب نیست، چرا که آفریده آفریدگار حکیمی است.
* سپس می فرماید: نه تنها اعمال ما از روی حکمت است، بلکه توأم با نهایت قدرت و قاطعیت نیز می باشد، زیرا“فرمان ما یک امر بیش نیست و چنان با سرعت انجام می گیرد همانند یک چشم بر هم زدن”! (وَ مٰا أَمْرُنٰا إِلاّٰ وٰاحِدَهٌ کَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ) . آری هر چیز را اراده کنیم می گوئیم: “کن”: “موجود باش”آن نیز بلافاصله موجود می شود، (حتی کلمه“کن”هم به اصطلاح از باب ضیق بیان است، و الا اراده و مشیت خداوند همان و تحقق مراد او همان) . بنا بر این آن روز که فرمان برپا شدن قیامت را صادر می کنیم با یک چشم بر هم زدن همه چیز در مسیر رستاخیز قرار می گیرد، و حیات نوین در کالبدها دمیده می شود. همچنین آن روز که اراده کنیم که مجرمان را به وسیله صاعقه ها و صیحه های آسمانی یا زمین لرزه ها و طوفانها و تندبادها مجازات کنیم، و یا اراده عذاب آنها داشته باشیم یک فرمان بیشتر لازم نیست، بلافاصله همه اینها حاصل می شود. اینها همه هشداری است برای گناهکاران تا بدانند خداوند در عین حکیم بودن قاطع است، و در عین قاطعیت، حکیم، و از مخالفت فرمانش بر حذر باشند. * آیه بعد بار دیگر مجرمان و کفار را مخاطب ساخته و توجه آنها را به سرنوشت اقوام پیشین معطوف می دارد، و می گوید: “ما افرادی را در گذشته
ص: 77
که شبیه شما بودند هلاک و نابود کردیم، آیا کسی هست که متذکر شود و پند گیرد” (وَ لَقَدْ أَهْلَکْنٰا أَشْیٰاعَکُمْ فَهَلْ مِنْ مُدَّکِرٍ) .
“اشیاع”جمع“شیعه”به معنی کسانی است که از سوی فردی به هر طرف می روند و امور مربوط به او را نشر و شیاع می دهند، و او را تقویت می کنند و اگر شیعه به معنی پیرو استعمال می شود نیز از همین جهت است.
مسلما اقوام پیشین، پیرو مشرکان مکه و مانند آنها نبودند، بلکه قضیه بر عکس بود، اما از آنجا که طرفداران یک نفر“شبیه”او هستند این واژه در معنی“شبیه و مانند”نیز به کار می رود.
این را نیز نباید نادیده گرفت که این گروه از کفار مکه از برنامه های پیشینیان نیرو می گرفتند، و از خط مکتب آنها استفاده می کردند، و به همین جهت بر اقوام پیشین اشیاع (شیعه ها) اطلاق شده است.
به هر حال این آیه بار دیگر این حقیقت را تاکید می کند که وقتی اعمال و رفتار و اعتقادات شما با آنها یکی است، دلیلی ندارد که شما سرنوشتی جز سرنوشت آنها داشته باشید بیدار شوید و پند گیرید.
* سپس به این اصل اساسی اشاره می کند که با مرگ اقوام پیشین اعمال آنها نابود نشد، بلکه“هر کاری را انجام دادند در نامه های اعمالشان ثبت است” (وَ کُلُّ شَیْءٍ فَعَلُوهُ فِی الزُّبُرِ) . همین گونه اعمال شما نیز ثبت و ضبط می شود، و برای یوم الحساب محفوظ است. “زبر”جمع“زبور”به معنی“کتاب”است، و در اینجا اشاره به نامه اعمال آدمیان می باشد، بعضی نیز احتمال داده اند که منظور از آن“لوح محفوظ” ص: 78 باشد، ولی این معنی با صیغه جمع سازگار نیست. * سپس برای تاکید بیشتر می افزاید: “و هر کار صغیر و کبیری بدون استثنا نوشته می شود” (وَ کُلُّ صَغِیرٍ وَ کَبِیرٍ مُسْتَطَرٌ) .
بنا بر این حساب اعمال در آن روز یک حساب جامع و کامل است، چنان که وقتی نامه اعمال مجرمان به دست آنها داده می شود فریاد برمی آورند:
که ای وای بر ما!این چه کتابی است که هیچ عمل کوچک و بزرگی نیست مگر آن را شماره کرده“!” وَ یَقُولُونَ یٰا وَیْلَتَنٰا مٰا لِهٰذَا الْکِتٰابِ لاٰ یُغٰادِرُ صَغِیرَهً وَ لاٰ کَبِیرَهً إِلاّٰ أَحْصٰاهٰا “ (سوره کهف آیه 49) .
“مستطر”از ماده”سطر“در اصل به معنی”صف“می باشد، خواه انسانهایی که در یک صف ایستاده اند، یا درختانی که در یک صف قرار دارند، یا کلماتی که بر صفحه کاغذ در یک صف ردیف شده اند، و از آنجا که بیشتر در معنی اخیر به کار می رود معمولا این معنی از آن به ذهن می رسد.
و به هر حال این هشدار دیگری است به این افراد گنهکار و غافل و بیخبر.
* و از آنجا که سنت قرآن مجید بر این است که صالحان و طالحان و نیکان و بدان را در مقایسه با یکدیگر معرفی می کند، چرا که در مقایسه تفاوتها چشمگیرتر و آشکارتر است در اینجا نیز بعد از ذکر سرنوشت کافران مجرم اشاره کوتاهی به سرنوشت مسرت بخش و روحپرور پرهیزکاران کرده، می فرماید: “پرهیزکاران در میان باغها و نهرهای بهشتی و فضای گسترده و فیض وسیع خداوند جای دارند” (إِنَّ الْمُتَّقِینَ فِی جَنّٰاتٍ وَ نَهَرٍ) . “نهر” (بر وزن قمر) و همچنین نهر (بر وزن قهر) هر دو به معنی مجرای ص: 79 آب فراوان است و به همین مناسبت گاهی به فضای گسترده یا فیض عظیم و نور گسترده”نهر“ (بر وزن قمر) گفته شده است. این واژه در آیه مورد بحث (قطع نظر از حدیث آینده) ممکن است به همان معنی اصلی یعنی نهر آب بوده باشد، و مفرد بودن آن مشکلی ایجاد نمی کند، چرا که معنی جنس و جمع دارد بنا بر این هماهنگ”جنات“جمع”جنت“است. و نیز ممکن است اشاره به وسعت فیض الهی و نور و روشنایی گسترده بهشت و فضای وسیع آن باشد، و یا به هر دو معنی، اما در حدیثی که در المنثور از پیغمبر گرامی اسلام ص نقل شده می خوانیم: النهر الفضاء و السعه لیس بنهر جار “نهر به معنی فضا و گستردگی است نه به معنی نهر جاری” (1) . (1) * آخرین آیه مورد بحث که آخرین آیه سوره”قمر“است توضیح بیشتری برای جایگاه متقین داده، چنین می گوید: “آنها در جایگاه صدق و حق و راستی نزد خداوند مالک قادر قرار دارند” (فِی مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِیکٍ مُقْتَدِرٍ) .
چه توصیف جالبی در این آیه از جایگاه پرهیزگاران شده است؟ دو ویژگی دارد که همه امتیازات در آن جمع است: نخست اینکه آنجا جایگاه صدق است و هیچگونه باطل و بیهودگی در آن راه ندارد، سراسر حق است و تمام وعده های خداوند در باره بهشت در آنجا عینیت پیدا می کند، و صدق آنها آشکار می شود.
دیگر اینکه: در جوار و قرب خدا است، همان چیزی که از کلمه”عند“ (نزد) استفاده می شود که اشاره به نهایت قرب و نزدیکی و معنوی است نه جسمانی، آن هم نسبت به خداوندی که هم مالک است و هم قادر، هر گونه نعمت و موهبتی در قبضه قدرت و در فرمان حکومت و مالکیت او است، و به همین دلیل در پذیرایی
ص: 80
1- 1) تفسیر”در المنثور“جلد 6 صفحه 139.
این میهمانان گرامی فروگذار نخواهد کرد، و تنها خودش می داند چه مواهبی برای آنها آماده ساخته است.
قابل توجه اینکه: در این دو آیه که سخن از مواهب و پاداشهای بهشتیان است نخست از مواهب مادی آنها که باغهای وسیع و نهرهای جاری است سخن می گوید، سپس از پاداش بزرگ معنوی آنها که حضور در پیشگاه قرب ملیک مقتدر است، تا انسان را مرحله به مرحله آماده کند، و روح او را به پرواز درآورد و در شور و نشاط فرو برد، به خصوص که تعبیراتی همچون”ملیک“و”مقتدر“ و نیز”مقعد صدق“همگی دلالت بر دوام و بقای این حضور و قرب معنوی دارد.
* نکته ها: اشاره 1-همه چیز جهان روی حساب است جمله إِنّٰا کُلَّ شَیْءٍ خَلَقْنٰاهُ بِقَدَرٍ در عین فشردگی از حقیقت مهمی در عالم خلقت پرده برمی دارد، حقیقتی که بر سراسر جهان هستی حاکم است، و آن اندازه گیری دقیق در همه کائنات جهان است. هر قدر علم و دانش بشری پیشرفت می کند به این اندازه گیری دقیق آشناتر می شود، این اندازه گیری دقیق نه تنها در موجودات ذره بینی که در کرات عظیم آسمانی نیز حاکم است. فی المثل می شنویم فضانوردان با محاسبات دقیق علمی که وسیله صدها نفر کارشناس متخصص بوسیله مغزهای الکترونیکی انجام می گیرد موفق می شوند، درست در همان منطقه ای از کره ماه که می خواستند بنشینند، با اینکه ظرف چند روزی که سفینه فضایی فاصله زمین و ماه را می پیماید همه چیز دگرگون می شود، ماه هم بدور خود می گردد و هم بدور زمین، و جای آن بکلی عوض می شود، ص: 81 و حتی در لحظه پرتاب سفینه نیز زمین هم بدور خود و هم بدور آفتاب با سرعت فوق العاده ای در حرکت است، ولی از آنجا که تمام این حرکات گوناگون حساب و اندازه دقیقی دارد که مطلقا از آن تخلف نمی کند، فضانوردان موفق می شوند که با محاسبات پیچیده درست در منطقه مورد نظر فرود آیند! ستاره شناسان می توانند از دهها سال قبل، خسوف و کسوفهای جزئی و کلی را که در نقاط مختلف زمین روی می دهد دقیقا پیش بینی کنند، اینها همه نشانه دقت در اندازه گیریهای جهان بزرگ است. در موجودات کوچک، در مورچگان ریز با آن اندامهای پیچیده و متنوع و رگها و اعصاب، ظرافت این اندازه گیری خیره کننده است، و هنگامی که به موجودات کوچکتر، یعنی جانداران ذره بینی، میکربها، ویروسها، آمیبها می رسیم ظرافت این اندازه گیری اوج می گیرد، و در آنجا حتی یک هزارم میلیمتر و کوچکتر از آن تحت حساب است، و از آن فراتر هنگامی که به داخل اتم وارد می شویم تمام این مقیاسهای اندازه گیری را باید دور بریزیم، و اندازه ها به قدری کوچک می شود که به فکر هیچ انسانی نمی گنجد. این اندازه گیری تنها در مساله کمیتها نیست، کیفیتهای ترکیبی از این اندازه گیری نیز دقیقا برخوردار است، نظامی که بر روح و روحیات انسان و امیال و غرائز او حاکم است، نیز اندازه گیری دقیقی در مسیر خواسته های فردی و اجتماعی انسان دارد که اگر کمترین دگرگونی در آن رخ دهد نظام زندگی فردی و اجتماعی او به هم می ریزد. در عالم طبیعت، موجوداتی هستند که آفت یکدیگرند، و هر کدام ترمزی در برابر دیگری محسوب می شود. پرندگان شکاری از گوشت پرندگان کوچک تغذیه می کنند، و از اینکه آنها از حد بگذرند، و تمام محصولات را آسیب برسانند جلوگیری می نمایند، ص: 82 و لذا عمر طولانی دارند. ولی همین پرندگان شکاری، بسیار کم تخم می گذارند، و کم جوجه می آورند، و تنها در شرایط خاصی زندگی می کنند، اگر بنا بود با این عمر طولانی جوجه های فراوان بیاورند، فاتحه تمام پرندگان کوچک خوانده می شد. این مساله دامنه بسیار گسترده ای در جهان حیوانات و گیاهان دارد که مطالعه آن انسان را به عمق” إِنّٰا کُلَّ شَیْءٍ خَلَقْنٰاهُ بِقَدَرٍ “آشناتر می سازد. *
2-تقدیر الهی و آزادی اراده انسان
ممکن است از آیه مورد بحث و شبیه آن این توهم، یا سوء استفاده پیش آید که اگر همه چیز را خداوند روی اندازه و حسابی آفریده است پس اعمال و افعال ما نیز مخلوق او است، و بنا بر این از خود اختیاری نداریم.
ولی چنان که قبلا نیز گفته ایم گرچه اعمال ما به تقدیر و مشیت الهی است و هرگز خارج از محدوده قدرت و اراده او نیست ولی او مقدر ساخته که ما در اعمال خود مختار باشیم، و لذا برای ما تکلیف و مسئولیت قائل شده که اگر اختیار نداشتیم تکلیف و مسئولیت نامفهوم و بی معنی بود بنا بر این اگر ما در اعمال خود فاقد اراده و مجبور باشیم این بر خلاف تقدیر الهی است.
ولی در مقابل افراط”جبریون“گروهی به تفریط و تندروی در جهت مقابل افتاده اند که آنها را”قدریون“و مفوضه می نامند، آنها صریحا می گویند:
اعمال ما به دست ما است، و خدا را مطلقا به اعمال ما کاری نیست، و به این ترتیب قلمرو حکومت الهی را محدود ساخته و خود را مستقل پنداشته، و راه شرک را می پویند.
ص: 83
حقیقت این است که جمع میان این دو اصل (توحید و عدل) نیاز به دقت و ظرافت خاصی دارد، اگر توحید را به این معنی تفسیر کنیم که خالق همه چیز حتی اعمال ما خداست، بطوری که ما هیچ اختیاری نداریم”عدل“خدا را انکار کرده ایم، چرا که گنهکاران را مجبور بر معاصی ساخته و سپس آنها را مجازات می کند.
و اگر عدل را به این معنی تفسیر کنیم که خدا هیچ دخالتی در اعمال ما ندارد او را از حکومتش خارج ساخته ایم و در دره”شرک“سقوط کرده ایم.
“امر بین الامرین”که ایمان خالص و صراط مستقیم و خط میانه است این است که معتقد باشیم ما مختاریم ولی مختار بودنمان نیز به اراده خدا است و هر لحظه بخواهد می تواند از ما سلب اختیار نماید و این همان مکتب اهل بیت ع است.
قابل توجه این که در ذیل آیات مورد بحث روایات متعددی در مذمت از این دو گروه در کتب تفسیر اهل سنت و شیعه وارد شده است:
از جمله در حدیثی می خوانیم که پیغمبر اکرم فرمود”
صنفان من امتی لیس لهم فی الاسلام نصیب: المرجئه و القدریه، انزلت فیهم آیه فی کتاب اللّٰه، إِنَّ الْمُجْرِمِینَ فِی ضَلاٰلٍ وَ سُعُرٍ. .. “: “دو گروه از امتم هستند که سهمی در اسلام ندارند!جبری ها، و قدری ها و در باره اینها آیه إِنَّ الْمُجْرِمِینَ فِی ضَلاٰلٍ وَ سُعُرٍ … “گنهکاران در گمراهی و جنون و شعله های آتش اند… “نازل شده” (1) .
(1)
“مرجئه”از ماده”ارجاء”به معنی تاخیر انداختن است و این اصطلاحی است که در مورد جبریون به کار می رود چرا که آنها اوامر الهی را نادیده
ص: 84
1- 1) در تفسیر روح المعانی این حدیث را از بخاری، ترمذی، ابن ماجه، ابن عدی، و ابن مردویه از ابن عباس نقل کرده است جلد 27 صفحه 81-نظیر همین حدیث را قرطبی در تفسیرش آورده است (جلد 9 صفحه 6318) .
گرفته، و رو به سوی معصیت می آورند به گمان این که مجبورند، یا این که معتقدند مرتکبین گناهان کبیره سرنوشتشان روشن نیست و آن را به قیامت می اندازند (1) .
(1)
و در حدیثی از امام باقر ع می خوانیم: ”
نزلت هذه فی القدریه“ ذُوقُوا مَسَّ سَقَرَ إِنّٰا کُلَّ شَیْءٍ خَلَقْنٰاهُ بِقَدَرٍ “این آیات در باره قدریه نازل شده در قیامت به آنها گفته می شود آتش دوزخ را بچشید ما هر چیزی را روی حساب و اندازه آفریدیم (2) (اشاره به این که منظور از اندازه و حساب این است که برای هر گناهی مجازات دقیقی معین ساخته ایم، و این یکی دیگر از تفسیرهای آیه است، و یا این که شما که منکر تقدیر الهی بودید و خود را قادر بر هر چیز می پنداشتید و خدا را از قلمرو اعمال خود بیرون فکر می کردید اکنون قدرت خدا را ببینید، و بچشید عذاب انحراف خود را) .
(2)
* 3-فرمان خداوند فقط یک کلمه است! می دانیم در میان”علت تامه”و“معلول”هیچگونه فاصله زمانی وجود ندارد، و لذا در اصطلاح فلاسفه، تقدم علت را بر معلول تقدم رتبی می دانند، و در مورد اراده خداوند نسبت به امر ایجاد و خلقت که روشنترین مصداق علت تامه یا مصداق منحصر به فرد علت تامه است، این معنی روشنتر می باشد. و لذا اگر آیه وَ مٰا أَمْرُنٰا إِلاّٰ وٰاحِدَهٌ: (امر ما یک کلمه بیش نیست) را به کلمه“کن”تفسیر کرده اند، از تنگی بیان است، و الا کلمه“کن”نیز ترکیبی است از کاف و نون و نیاز به زمان دارد، و حتی“فاء”در“فیکون”که ص: 85 1- 1) مجمع البحرین ماده“رجا”. 2- 2) تفسیر“نور الثقلین”جلد 5 صفحه 186. معمولا بیانگر نوعی زمان است از جهت تنگی بیان می باشد، و حتی تشبیه “کلمح بالبصر” (1) (یک چشم بر هم زدن) در آیه 77 سوره نحل هنگامی که سخن از امر الهی در باره رستاخیز می گوید و آن را تشبیه به“لمح بصر”می کند می افزاید: أَوْ هُوَ أَقْرَبُ “از یک چشم بر هم زدن نیز نزدیکتر است”! به هر حال در اینجا سخن از زمان به خاطر تعبیرات روزمره ما است، و به خاطر آن است که قرآن به زبان ما با ما سخن می گوید، و گرنه خداوند و اوامرش ما فوق زمان است ضمنا تعبیر به“واحده”ممکن است اشاره به این معنی باشد که یک فرمان کافی است و نیاز به تکرار ندارد، و یا اشاره به اینکه فرمان او در باره کوچک و بزرگ و صغیر و کبیر و حتی آفرینش مجموع آسمانهای گسترده با یک ذره خاک فرق نمی کند. (1) اصلا کوچک و بزرگ و مشکل و آسان در مقیاس فکر محدود و قدرت ناچیز ماست، و آنجا که سخن از قدرت بی انتها مطرح است، این مفاهیم به کلی از میان می رود و همه یک رنگ و یک شکل می شوند (دقت کنید) . در اینجا“یک سؤال”پیش می آید که اگر معنی جمله فوق این است که همه چیز آنا وجود پیدا می کند، این امر با مشاهده تدریجی بودن حوادث جهان سازگار نیست. ولی“پاسخ”این سؤال با توجه به یک نکته روشن می شود، و آن اینکه: فرمان او همه جا یک کلمه است که از یک چشم بر هم زدن نیز سریعتر می باشد ولی محتوای فرمان متفاوت است، اگر به جنین فرمان داده که در نه ماه دوران خود را تکمیل کند یک لحظه کم و زیاد نخواهد شد، و فوریت آن به این است که درست در رأس این مدت تکمیل گردد، و اگر فرمان به کره زمین داده، که ص: 86 1- 1) “لمح” (بر وزن مسح) در اصل به معنی درخشیدن برق است سپس به معنی نگاه سریع آمده است. در 24 ساعت یک بار بدور خود بچرخد فرمانش تخلف ناپذیر است، و به تعبیر دیگر برای تاثیر فرمان او هیچ زمانی لازم نیست، این محتوای فرمان است که با توجه به سنت تدریجی بودن عالم ماده و خاصیت و طبیعت حرکت، زمان به خود می پذیرد. *
4-آغاز و پایان سوره قمر
قابل توجه اینکه سوره قمر با وحشت و اضطراب و هشدار به نزدیک شدن قیامت آغاز شده، و با آرامش مطلقی که برای مؤمنان راستین در جایگاه صدق در نزد ملیک مقتدر بیان فرموده پایان می گیرد، و چنین است راه و رسم تربیت که از اضطراب و وحشت شروع می شود، و به آرامش کامل منتهی می گردد، افکار پریشان را جمع می کند، هوسهای سرکش را رام می نماید، خوف و اضطراب درونی را از عوامل فنا و نابودی و ضلال برطرف می سازد و در جوار ابدیت پروردگار و در پیشگاه رحمت و قرب او غرق آرامش و سکینه و اطمینان می کند.
و به راستی توجه به اینکه خداوند مالک بی منازع و حاکم بی مانع در سرتاسر عالم هستی است، و توجه به اینکه او مقتدر است و قدرتش در همه چیز نافذ است به انسان آرامش بی نظیری می بخشد.
بعضی از مفسران نقل کرده اند که این دو نام مقدس (ملیک و مقتدر) تاثیر عمیقی در اجابت دعا دارد، به طوری که یکی از روات نقل می کند که من وارد مسجد شدم در حالی که گمان می کردم صبح شده، ولی معلوم شد مقدار زیادی از شب باقی مانده و احدی در مسجد غیر از من نبود، ناگهان حرکتی از پشت سرم شنیدم ترسیدم اما دیدم ناشناسی صدا می زند ای کسی که قلبت مملو از ترس است وحشت نکن و بگو: اللهم انک ملیک مقتدر، ما تشاء من امر یکون سپس هر چه می خواهی بخواه او می گوید من این دعای کوتاه را
ص: 87
خواندم و چیزی از خدا نخواستم مگر اینکه انجام شد (1) .
(1)
***خداوندا!تو ملیک و مقتدری ما را چنان توفیقی مرحمت فرما که در سایه ایمان و عمل و تقوا در جایگاه صدق، در جوار قرب و رحمتت قرار گیریم.
پروردگارا!ما ایمان داریم روز رستاخیز روزی است وحشتناک و برای گناهکاران تلخ و ناگوار، در آن روز تنها امید ما به لطف و کرم تو است.
بار الها!به ما روحی بیدار و عقلی هشیار مرحمت کن تا از سرنوشت پیشینیان درس عبرت گیریم و راهی را که به هلاک آنها انجامید نپیمائیم. پایان سوره قمر 7 ربیع الثانی 1406.
29\9\1364
ص: 88
1- 1) “روح المعانی”جلد 27 صفحه 83.