[سوره القمر (54) : آیات 18 تا 22]
اشاره
کَذَّبَتْ عٰادٌ فَکَیْفَ کٰانَ عَذٰابِی وَ نُذُرِ (18) إِنّٰا أَرْسَلْنٰا عَلَیْهِمْ رِیحاً صَرْصَراً فِی یَوْمِ نَحْسٍ مُسْتَمِرٍّ (19) تَنْزِعُ اَلنّٰاسَ کَأَنَّهُمْ أَعْجٰازُ نَخْلٍ مُنْقَعِرٍ (20) فَکَیْفَ کٰانَ عَذٰابِی وَ نُذُرِ (21) وَ لَقَدْ یَسَّرْنَا اَلْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکِرٍ (22)
ترجمه:
18-قوم عاد (نیز پیامبر خود را) تکذیب کردند اکنون (ببینید) عذاب و انذارهای من چگونه بود؟ 19-ما تندباد وحشتناک و سردی را در یک روز شوم مستمر بر آنها فرستادیم.
20-که مردم را، همچون تنه های نخل ریشه کن شده، از جا برمی کند.
21- (اکنون ببینید) عذاب و انذارهای من چگونه بود؟ 22-ما قرآن را برای تذکر آسان کردیم، آیا کسی هست که متذکر شود؟
تفسیر:
و همچنین سرنوشت قوم عاد
قوم دیگری که سرگذشت آنها در این سوره به دنبال سرگذشت فشرده قوم نوح ع آمده، “قوم عاد”است، که قرآن به عنوان هشداری به کافران و مجرمان در آیات مورد بحث به طور فشرده به آن اشاره کرده، می گوید:
ص: 37
“قوم عاد نیز پیامبر خود را تکذیب کردند” (کَذَّبَتْ عٰادٌ) .
هر قدر پیامبر آنها، هود ع بر تبلیغات خود می افزود، و از راههای مختلف برای بیدار ساختن آنها تلاش می کرد، آنها بر خیره سری و لجاجت خود می افزودند، و غرور ناشی از ثروت و امکانات مادی و غفلت ناشی از غرق بودن در شهوات، گوش شنوا و چشم بینا را از آنها گرفته بود.
سرانجام خداوند آنها را با عذاب دردناکی مجازات کرد، لذا در دنباله همین آیه به صورت سربسته می فرماید بنگرید“عذاب و انذارهای من چگونه بود”؟ (فَکَیْفَ کٰانَ عَذٰابِی وَ نُذُرِ) .
* سپس در آیات بعد به شرح این اجمال پرداخته، می افزاید: “ما تندباد وحشتناک و سردی را در یک روز شوم که استمرار و ادامه داشت بر آنها فرستادیم” (إِنّٰا أَرْسَلْنٰا عَلَیْهِمْ رِیحاً صَرْصَراً فِی یَوْمِ نَحْسٍ مُسْتَمِرٍّ) . “صرصر”از ماده“صر” (بر وزن شر) در اصل به معنی بستن و محکم کردن است، و تکرار آن در واژه“صرصر”برای تاکید است، و از آنجا که این باد هم شدید بوده است و هم سرد، هم پر سوزش و هم پر سر و صدا، این واژه به آن اطلاق شده است. “نحس”در اصل به معنی سرخی شدیدی است که گاه در افق ظاهر می شود، و همچون، شعله آتش بی دودی است که عرب آن را“نحاس”می گوید، سپس این واژه به هر چیز“شوم”در مقابل“سعد”اطلاق شده است (دقت کنید) . “مستمر”صفتی است برای“یوم”یا“نحس”، در صورت اول مفهومش این است که حوادث آن روز هم چنان استمرار یافت، و چنان که در آیه 7 در سوره حاقه آمده است“هفت شب و هشت روز این عذاب الهی بطور مداوم بر آنها مسلط بود تا همگی را در هم کوبید و کسی را زنده نگذاشت”. ص: 38 و در صورت دوم معنایش این است که نحوست این روز ادامه یافت تا همگی را هلاک کرد. بعضی نیز نحس را به معنی“پر گرد و غبار تفسیر کرده اند، چرا که این تندباد به قدری غبارآلود بود که یکدیگر را نمی دیدند وقتی از دور نمایان گشت آنها تصور کردند ابر پر بارانی به سوی آنها می آید!اما به زودی فهمیدند که تندبادی است مامور عذاب و هلاک آنها، چنان که در آیه 24 سوره احقاف آمده است: فَلَمّٰا رَأَوْهُ عٰارِضاً مُسْتَقْبِلَ أَوْدِیَتِهِمْ قٰالُوا هٰذٰا عٰارِضٌ مُمْطِرُنٰا بَلْ هُوَ مَا اسْتَعْجَلْتُمْ بِهِ رِیحٌ فِیهٰا عَذٰابٌ أَلِیمٌ. این دو تفسیر با هم منافاتی ندارد و ممکن است هر دو در معنی آیه جمع باشد. * سپس در توصیف این تندباد می فرماید: “مردم را همچون تنه های نخل ریشه کن شده از جا بر می کند”و به هر سو پرتاب می نمود (تَنْزِعُ النّٰاسَ کَأَنَّهُمْ أَعْجٰازُ نَخْلٍ مُنْقَعِرٍ) .
“منقعر”از ماده”قعر“به معنی پائین ترین نقطه چیزی است، و لذا این واژه در معنی ریشه کن ساختن به کار می رود.
این تعبیر یا به خاطر آن است که قوم عاد اندامی قوی و هیکلهایی درشت داشتند، و چنان که بعضی از مفسران گفته اند برای حفظ خود از تندباد گودالها و پناهگاهی زیرزمینی ساخته بودند، اما قدرت تندباد در آن روز به حدی بود که آنها را از پناهگاههایشان ریشه کن می کرد و به این طرف و آن طرف می افکند!حتی گفته اند آنها را چنان با سر به زمین می کوبید که سرهایشان از تنها جدا می شد! تعبیر به”اعجاز“جمع”عجز“ (بر وزن رجل) به معنی قسمت عقب یا
ص: 39
پائین چیزی است، و تشبیه آنها به قسمت پائین نخلها به خاطر آن است که به گفته بعضی باد به قدری شدید بود که نخست دست و سرهای آنها را کند و با خود برد، و بعد بقیه بدنهایشان همچون نخل بی شاخ و برگ، از زمینی کنده شده به هر گوشه و کنار پرتاب می گشت.
یا به خاطر چیزی است که در بالا اشاره کردیم که باد آنها را با سر به زمین می کوبید و گردنها می شکست و سرها جدا می شد! * سپس قرآن به عنوان هشدار می گوید: “اکنون بنگرید عذاب و انذارهای من چگونه بود”؟! (فَکَیْفَ کٰانَ عَذٰابِی وَ نُذُرِ) . ما با اقوام دیگر که راه تکذیب و کبر و غرور و گناه و عصیان را پوییدند چنین رفتار کردیم، شما در باره خود چه می اندیشید که راه آنها را ادامه می دهید؟ * و باز در پایان این ماجرا می افزاید: “ما قرآن را برای تذکر سهل و آسان ساختیم، آیا کسی هست که پند گیرد و متذکر شود”؟ آیا گوش شنوایی در برابر این ندای الهی، و این هشدارها و انذارها وجود دارد؟! (وَ لَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکِرٍ) .
قابل توجه این که جمله” فَکَیْفَ کٰانَ عَذٰابِی وَ نُذُرِ “در مورد قوم عاد دو بار تکرار شده یکی در آغاز بیان این سرگذشت، و یکی هم در پایان آن، این تفاوت شاید از این جهت است که عذاب این گروه از دیگران شدیدتر و وحشتناکتر بود، هر چند عذابهای الهی همه شدید می باشد.
* ص: 40 نکته: سعد و نحس ایام در میان مردم معمول است که بعضی از روزها را روز سعد و مبارک، و بعضی را روز شوم و نحس می شمرند، هر چند در تعیین آن اختلاف بسیار است، سخن اینجا است که این اعتقاد عمومی تا چه حد در اسلام پذیرفته شده؟ و یا از اسلام گرفته شده است؟ البته این از نظر عقل محال نیست که اجزاء زمان با یکدیگر تفاوت داشته باشند، بعضی دارای ویژگیهای نحوست، و بعضی ویژگیهای ضد آن، هر چند از نظر استدلال عقلی راهی برای اثبات یا نفی چنین مطلبی در اختیار نداریم، همین اندازه می گوئیم ممکن است ولی از نظر عقل ثابت نیست. بنا بر این اگر دلائل شرعی از طریق وحی که افقهای وسیعتری را روشن می سازد بر این معنی در دست داشته باشیم قبول آن نه تنها بی مانع بلکه لازم است. در آیات قرآن تنها در دو مورد اشاره به”نحوست ایام“شده است: یکی در آیات مورد بحث، و دیگری در آیه 16 سوره فصلت که در باره همین ماجرای قوم عاد سخن می گوید در آنجا می خوانیم: فَأَرْسَلْنٰا عَلَیْهِمْ رِیحاً صَرْصَراً فِی أَیّٰامٍ نَحِسٰاتٍ: “ما تندبادی سخت و سرد در روزهای شومی بر آنها مسلط ساختیم” (1) . (1) ص: 41 1- 1) باید توجه داشت که”نحسات“در این آیه صفت برای”ایام“است، یعنی ایام مزبور توصیف به نحوست شده، در حالی که در آیات مورد بحث (فِی یَوْمِ نَحْسٍ مُسْتَمِرٍّ) “یوم”اضافه به”نحس“شده، و معنی وصفی ندارد منتها به قرینه آیه فوق باید بگوئیم در اینجا از قبیل اضافه”موصوف“به”صفت“است (دقت کنید) . و در نقطه مقابل، تعبیر”مبارک“نیز در بعضی از آیات قرآن دیده می شود، چنان که در باره شب قدر می فرماید إِنّٰا أَنْزَلْنٰاهُ فِی لَیْلَهٍ مُبٰارَکَهٍ: “ما قرآن را در شبی پر برکت نازل کردیم” (دخان-3) . همانگونه که گفتیم”نحس“در اصل به معنی سرخی فوق العاده افق است که آن را به صورت”نحاس“یعنی”شعله آتش خالی از دود“در می آورد، سپس به همین مناسبت در معنی”شوم“به کار رفته است. به این ترتیب قرآن جز اشاره سربسته ای به این مساله ندارد، ولی در روایات اسلامی به احادیث زیادی در زمینه”نحس و سعد ایام“برخورد می کنیم که هر چند بسیاری از آنها روایات ضعیف است و یا احیانا آمیخته با بعضی روایات مجعول و خرافات می باشد، ولی همه آنها چنین نیست، بلکه روایات معتبر و قابل قبولی در میان آنها بدون شک وجود دارد، چنان که مفسران نیز در تفسیر آیات فوق بر این معنی صحه نهاده اند. محدث بزرگ مرحوم علامه مجلسی نیز روایات فراوانی در”بحار الانوار“ در این زمینه آورده است (1) . (1) آنچه به طور فشرده و خلاصه در اینجا می توان گفت چند مطلب است: الف-در روایات متعددی سعد و نحس ایام در ارتباط با حوادثی که در آن واقع شده است تفسیر شده، فی المثل در روایتی از امیر مؤمنان علی ع می خوانیم شخصی از امام ع درخواست کرد تا در باره روز”چهارشنبه“و فال بدی که به آن می زنند و سنگینی آن، بیانی فرماید که منظور کدام چهارشنبه است؟ فرمود” آخر اربعاء فی الشهر و هو المحاق و فیه قتل قابیل هابیل اخاه… و یوم الاربعاء ارسل اللّٰه عز و جل الریح علی قوم عاد “: “منظور ص: 42 1- 1) “بحار الانوار”جلد 59 کتاب السماء و العالم صفحه 1 تا 91 و قسمتی بعد از آن. چهارشنبه آخر ماه است که در محاق اتفاق افتاد، و در همین روز”قابیل”برادرش “هابیل”را کشت… و خداوند در این روز چهارشنبه تندباد را بر قوم عاد فرستاد“ (1) . (1) لذا بسیاری از مفسران به پیروی بسیاری از روایات آخرین چهارشنبه هر ماه را روز نحس می دانند، و از آن تعبیر به”اربعاء لا تدور“می کنند (یعنی چهارشنبه ای که تکرار نمی شود) . در بعضی دیگر از روایات می خوانیم که روز اول ماه روز سعد و مبارکی است چرا که آدم در آن آفریده شد، همچنین روز 26 چرا که خداوند دریا را برای موسی شکافت (2) . (2) یا این که روز سوم ماه روز نحسی است، چرا که آدم و حوا در آن روز از بهشت رانده شدند، و لباس بهشتی از تن آنها کنده شد (3) . (3) یا این که روز هفتم ماه روز مبارکی است، چرا که نوح سوار بر کشتی شد (و از غرقاب نجات یافت) (4) . (4) یا اینکه در مورد نوروز در حدیثی از امام صادق ع می خوانیم که فرمود: “روز مبارکی است که کشتی نوح بر جودی قرار گرفت، و جبرئیل بر پیامبر اسلام نازل شد، و روزی است که علی ع بر دوش پیامبر ص رفت بتهای کعبه را شکست، و داستان غدیر خم مصادف با نوروز بود… (5) . (5) این گونه تعبیرات، در روایات فراوان است که سعد و نحس ایام را با بعضی از حوادث مطلوب، یا نامطلوب پیوند می دهد، مخصوصا در مورد روز عاشورا ص: 43 1- 1) تفسیر نور الثقلین جلد 5 ص 183 (حدیث 25) . 2- 2) همان مدرک صفحه 105. 3- 3) همان مدرک صفحه 58. 4- 4) همان مدرک صفحه 61. 5- 5) بحار الانوار جلد 59 صفحه 92. که بنی امیه به گمان پیروزی بر اهل بیت ع آن را روز مسعودی می شمردند، و در روایات شدیدا از تبرک به آن روز نهی شده، و حتی دستور داده اند که آن روز را روز ذخیره آذوقه سال و مانند آن نکنند، بلکه کسب و کار را در آن روز تعطیل کرده، و عملا از برنامه بنی امیه فاصله بگیرند مجموع این روایات سبب شده که بعضی مساله سعد و نحس ایام را چنین تفسیر کنند که مقصود اسلام توجه دادن مسلمین به این حوادث است، تا از نظر عمل خود را بر حوادث تاریخی سازنده تطبیق دهند، و از حوادث مخرب و روش بنیان گذاران آنها فاصله گیرند. این تفسیر ممکن است در مورد قسمتی از این روایات صادق باشد ولی در مورد همه آنها مسلما صادق نیست، چرا که از بعضی از آنها استفاده می شود تاثیر مرموزی در بعضی ایام احیانا وجود دارد که ما از آن آگاهی نداریم. ب: این نکته نیز قابل دقت است که بعضی در مساله سعد و نحس ایام به اندازه ای راه افراط را پوییده اند که به هر کاری می خواهند دست بزنند قبلا به سراغ سعد و نحس ایام می روند، و عملا از بسیاری فعالیتها باز می مانند، و فرصتهای طلایی را از دست می دهند. یا این که بجای بررسی عوامل شکست و پیروزی خود و دیگران استفاده از این تجربیات گرانبها در زندگی، گناه همه شکست ها را به گردن شومی ایام می اندازند، همانگونه که رمز پیروزی ها را در نیکی ایام جستجو می کنند! این یک نوع فرار از حقیقت، و افراط در مساله، و توضیح خرافی حوادث زندگی است که باید از آن به شدت پرهیز کرد، و در این مسائل نه گوش به شایعات میان مردم داد، نه سخن منجمان، و نه گفته فال گیران، اگر چیزی در حدیث معتبر در این زمینه ثابت شود باید پذیرفت، و گرنه بی اعتنا به گفته این و آن باید خط زندگی را ادامه داد، و با تلاش و سعی و کوشش به پیش محکم ص: 44 گام برداشت، و از توکل بر خدا یاری جست و از لطف او استعانت خواست. ج: مساله توجه به سعد و نحس ایام علاوه بر اینکه غالبا انسان را به یک سلسله حوادث تاریخی آموزنده رهنمون می شود، عاملی است برای توسل و توجه به ساحت قدس الهی، و استمداد از ذات پاک پروردگار، و لذا در روایات متعددی می خوانیم: در روزهایی که نام نحس بر آن گذارده شده می توانید با دادن صدقه، و یا خواندن دعا، و استمداد از لطف خداوند، و قرائت بعضی از آیات قرآن، و توکل بر ذات پاک او، به دنبال کارها بروید و پیروز و موفق باشید. از جمله در حدیثی می خوانیم که یکی از دوستان امام حسن عسکری ع روز سه شنبه خدمتش رسید، امام فرمود: دیروز تو را ندیدم، عرض کرد: دوشنبه بود، و من در این روز حرکت را ناخوش داشتم!فرمود: من احب ان یقیه اللّٰه شر یوم الاثنین فلیقرأ فی اول رکعه من صلاه الغداه هل اتی علی الانسان ثم قرأ ابو الحسن (ع) فوقیهم اللّٰه شر ذلک الیوم و لقیهم نضره و سرورا: “کسی که دوست دارد از شر روز دوشنبه در امان بماند در اولین رکعت نماز صبح سوره هل اتی بخواند، سپس امام ع این آیه از سوره هل اتی را (که تناسب با رفع شر دارد) تلاوت فرمود: فَوَقٰاهُمُ اللّٰهُ شَرَّ ذٰلِکَ الْیَوْمِ … “خداوند نیکان را از شر روز رستاخیز نگاه می دارد او به آنها خرمی و طراوت ظاهر و خوشحالی درون عطا می کند” (1) . (1) در حدیث دیگر می خوانیم که یکی از یاران امام ششم ع از آن حضرت پرسید: آیا در هیچ روزی از روزهای مکروه چهارشنبه و غیر آن سفر کردن مناسب است؟ امام ع در پاسخ فرمود: سفرت را با صدقه آغاز کن و آیه الکرسی را به هنگامی که می خواهی حرکت کنی تلاوت کن” (و هر کجا می خواهی ص: 45 1- 1) “بحار الانوار”جلد 59 صفحه 39 حدیث 7. برو) (1) . (1) در حدیث دیگری نیز آمده است که یکی از یاران امام دهم علی بن محمد الهادی ع می گوید: خدمت حضرت ع رسیدم در حالی که در مسیر راه انگشتم مجروح شده بود، و سواری از کنارم گذشت و به شانه من صدمه زد، و در وسط جمعیت گرفتار شدم و لباسم را پاره کردند، گفتم: خدا مرا از شر تو ای روز حفظ کند، عجب روز شومی هستی!امام فرمود: با ما ارتباط داری و چنین می گویی؟!و روز را که گناهی ندارد گناهکار می شمری؟ آن مرد عرض می کند از شنیدن این سخن به هوش آمدم و به خطای خود پی بردم، عرض کردم ای مولای من من استغفار می کنم، و از خدا آمرزش می طلبم، امام ع افزود: ما ذنب الایام حتی صرتم تتشامون بها اذا جوزیتم باعمالکم فیها؟ : “روزها چه گناهی دارد که شما آنها را شوم می شمرید هنگامی که کیفر اعمال شما در این روزها دامانتان را می گیرد”؟! راوی می گوید: “عرض کردم من برای همیشه از خدا استغفار می کنم و این توبه من است ای پسر رسول خدا”. امام ع فرمود: ما ینفعکم و لکن اللّٰه یعاقبکم بذمها علی ما لا ذم علیها فیه، اما علمت ان اللّٰه هو المثیب و المعاقب، و المجازی بالاعمال، عاجلا و آجلا، ؟ قلت: بلی یا مولای، قال لا تعد و لا تجعل للایام صنعا فی حکم اللّٰه! “این برای تو فایده ای ندارد، خداوند شما را مجازات می کند به مذمت کردن چیزی که نکوهش ندارد، آیا تو نمی دانی که خداوند ثواب و عقاب می دهد، و جزای اعمال را در این سرا و سرای دیگر خواهد داد، سپس افزود: دیگر این عمل را تکرار مکن و برای روزها در برابر حکم خداوند کار و تاثیری ص: 46 1- 1) همان مدرک صفحه 28. قرار مده”! (1) . (1) این حدیث پر معنی اشاره به این است که اگر روزها هم تاثیری داشته باشد به فرمان خدا است، هرگز نباید برای آنها تاثیر مستقلی قائل شد، و از لطف خداوند خود را بی نیاز دانست، و آن گهی نباید حوادثی را که غالبا جنبه کفاره اعمال نادرست انسان دارد به تاثیر ایام ارتباط داد، و خود را تبرئه کرد. و شاید این بیان بهترین راه برای جمع میان اخبار مختلف در این باب است (دقت کنید) . *
ص: 47
1- 1) “تحف العقول”طبق نقل بحار الانوار جلد 59 صفحه 2 (با کمی تلخیص) .