[سوره الشرح (94) : آیات 1 تا 8]
اشاره
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِlt;br/gt;أَ لَمْ نَشْرَحْ لَکَ صَدْرَکَ (1) وَ وَضَعْنٰا عَنْکَ وِزْرَکَ (2) اَلَّذِی أَنْقَضَ ظَهْرَکَ (3) وَ رَفَعْنٰا لَکَ ذِکْرَکَ (4) فَإِنَّ مَعَ اَلْعُسْرِ یُسْراً (5) إِنَّ مَعَ اَلْعُسْرِ یُسْراً (6) فَإِذٰا فَرَغْتَ فَانْصَبْ (7) وَ إِلیٰ رَبِّکَ فَارْغَبْ (8)
ص: 120
ترجمه:
بنام خداوند بخشنده مهربان 1-آیا ما سینه تو را گشاده نساختیم؟ 2-و بار سنگین را از تو بر نداشتیم؟ 3-همان باری که سخت بر پشت تو سنگینی می کرد.
4-و آوازه تو را بلند کردیم.
5-بنا بر این مسلما با سختی آسانی است.
6-و مسلما با سختی آسانی است.
7-پس هنگامی که از کار مهمی فارغ می شوی به مهم دیگری پرداز! 8-و به سوی پروردگارت توجه کن.
تفسیر:
ما تو را مشمول انواع نعمتها ساختیم
لحن آیات آمیخته با لطف و محبت فوق العاده پروردگار و تسلی و دلداری پیغمبر اکرم ص است.
در نخستین آیه به مهمترین موهبت الهی اشاره کرده می فرماید: “آیا ما سینه تو را گشاده نساختیم” (أَ لَمْ نَشْرَحْ لَکَ صَدْرَکَ) .
“نشرح”از ماده شرح در اصل به گفته راغب در مفردات به معنی گسترش دادن قطعات گوشت و تولید ورقه های نازکتر است سپس می افزاید منظور از شرح صدر گسترش آن به وسیله نور الهی و سکینه و آرامش خداداد می باشد و بعد می گوید شرح دادن مشکلات سخن به معنی گسترش آن و توضیح معانی مخفی است به هر حال شک نیست که منظور از شرح صدر در اینجا معنی کنایی آن است و آن توسعه دادن به روح و فکر پیامبر است و این توسعه می تواند
ص: 121
مفهوم وسیعی داشته باشد که هم وسعت علمی پیامبر را از طریق وحی و رسالت شامل گردد و هم بسط و گسترش تحمل و استقامت او در برابر لجاجتها و کارشکنیهای دشمنان و مخالفان.
و لذا هنگامی که موسی بن عمران ماموریت دعوت فرعون طغیانگر را پیدا می کند اِذْهَبْ إِلیٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغیٰ بلافاصله عرض می کند رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی وَ یَسِّرْ لِی أَمْرِی “خداوندا سینه ام را گشاده ساز و کار را بر من آسان کن” (طه 25-26) .
و در جایی دیگر خطاب به پیغمبر اکرم ص آمده است فَاصْبِرْ لِحُکْمِ رَبِّکَ وَ لاٰ تَکُنْ کَصٰاحِبِ الْحُوتِ اکنون که چنین است منتظر فرمان پروردگارت باش استقامت و شکیبایی کن و مانند یونس مباش (که بر اثر ترک شکیبایی لازم گرفتار آن همه مشکلات و مرارت شد) (قلم-48) .
شرح صدر در حقیقت نقطه مقابل ضیق صدر است چنان که در آیه 97 سوره حجر می خوانیم وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّکَ یَضِیقُ صَدْرُکَ بِمٰا یَقُولُونَ: “ما می دانیم که سینه تو بخاطر گفتگوهای (مغرضانه) آنها تنگ می شود”اصولا هیچ رهبر بزرگی نمی تواند بدون شرح صدر به مبارزه با مشکلات رود و آن کس که رسالتش از همه عظیمتر است (مانند پیغمبر اکرم) شرح صدر او باید از همه بیشتر باشد طوفانها آرامش اقیانوس روح او را بر هم نزند مشکلات او را به زانو در نیاورد کارشکنیهای دشمنان مایوسش نسازد سؤالات از مسائل پیچیده او را در تنگنا قرار ندهد و این عظیمترین هدیه الهی به رسول اللّٰه بود.
و لذا در حدیثی آمده است که پیامبر می فرماید: من تقاضایی از پروردگارم کردم و دوست می داشتم این تقاضا را نمی کردم عرض کردم خداوندا پیامبران قبل از من بعضی جریان باد در اختیارشان قرار دادی، و بعضی مردگان را زنده می کردند، خداوند به من فرمود: آیا تو یتیم نبودی پناهت دادم؟ گفتم آری،
ص: 122
فرمود:آیا گمشده نبودی هدایتت کردم؟ عرض کردم: آری، ای پروردگار! فرمود: آیا سینه تو را گشاده، و پشتت را سبکبار نکردم؟ عرض کردم: آری ای پروردگار“! (1) این نشان می دهد که نعمت”شرح صدر“ما فوق معجزات انبیا است، و به راستی اگر کسی حالات پیامبر ص را دقیقا مطالعه کند و میزان شرح صدر او را در حوادث سخت و پیچیده دوران عمرش بنگرد یقین می کند که این از طریق عادی ممکن نیست، این یک تایید الهی و ربانی است.
(1)
در اینجا بعضی گفته اند که منظور از شرح صدر همان حادثه ای است که در طفولیت یا جوانی پیغمبر ص واقع شد که فرشتگان آسمان آمدند و سینه او را شکافتند و قلبش را بیرون آورده شستشو دادند، و آن را از علم و دانش و رأفت و رحمت پر کردند (2) .
(2)
بدیهی است که منظور از این حدیث این قلب جسمانی نیست، بلکه کنایه و اشاره ای است به امدادهای الهی از نظر روحی و تقویت عزم و اراده پیغمبر و پاکسازی او از هر گونه نقایص اخلاقی و وسوسه های شیطانی.
ولی به هر حال دلیلی نداریم که آیه مورد بحث اشاره به خصوص این ماجرا باشد، بلکه مفهومی گسترده و وسیع دارد که این داستان ممکن است مصداقی از آن محسوب شود.
و به خاطر همین شرح صدر بود که پیامبر ص به عالی ترین وجهی مشکلات رسالت را پشت سر گذاشت، و وظائف خود را در این طریق به خوبی انجام داد.
ص: 123
1- 1) “مجمع البیان”جلد 10 صفحه 508.
2- 2) “تفسیر در المنثور” (طبق نقل تفسیر المیزان جلد 20 صفحه 452) و”تفسیر فخر رازی“جلد 32 صفحه 2-مضمون این حدیث در صحیح بخاری و ترمذی و نسایی نیز در داستان معراج آمده است.
* سپس به ذکر موهبت دیگری از مواهب عظیم خود به پیامبر ص پرداخته می افزاید: “آیا ما بار سنگین را از تو برنداشتیم”!؟ (وَ وَضَعْنٰا عَنْکَ وِزْرَکَ) . * “همان باری که سخت بر پشت تو سنگینی می کرد” (اَلَّذِی أَنْقَضَ ظَهْرَکَ) .
“وزر”در لغت به معنی سنگینی است، واژه”وزیر“نیز از همین معنی مشتق شده است، چون بارهای سنگین حکومت را بر دوش می کشد، و گناهان را نیز به همین جهت”وزر“گویند چرا که بار سنگینی است بر دوش گنهکار.
“انقض”از ماده”نقض“به معنی گشودن گره طناب، یا جدا کردن قسمتهای به هم فشرده ساختمان است، و”انتقاض“به صدایی گفته می شود که به هنگام جدا شدن قطعات ساختمان از یکدیگر بگوش می رسد، و یا صدای مهره های کمر به هنگامی که زیر بار سنگینی قرار می گیرد.
این کلمه در مورد شکستن پیمانها و قراردادها نیز به کار می رود و می گویند فلان کس نقض عهد کرد.
به این ترتیب آیه فوق می گوید: خداوند آن بار سنگین و کمرشکن را از تو برداشت.
این کدام بار بود که خداوند از پشت پیامبرش برداشت؟ قرائن آیات به خوبی نشان می دهد که منظور همان مشکلات رسالت و نبوت، و دعوت به سوی توحید و یکتاپرستی، و برچیدن آثار فساد از آن محیط بسیار آلوده بوده است، نه تنها پیغمبر اسلام ص که همه پیغمبران در آغاز دعوت با چنین مشکلات عظیمی روبرو بودند، و تنها با امدادهای الهی بر آنها پیروز می شدند، منتها شرائط محیط و زمان پیغمبر اسلام ص از جهاتی سخت تر و سنگین تر بود.
ص: 124
بعضی نیز”وزر“را به معنی بار سنگین”وحی“در آغاز نزول، تفسیر کرده اند.
بعضی نیز به ضلالت و گمراهی و لجاج و عناد مشرکان.
و بعضی به اذیت و آزار فوق العاده آنها.
و بعضی به اندوه ناشی از وفات عمویش ابو طالب و همسرش خدیجه و بالآخره بعضی به مساله عصمت و پاکی از گناه تفسیر کرده اند.
ولی ظاهرا همان تفسیر اول از همه مناسبتر است، و اینها شاخ و برگی برای آن محسوب می شود.
* و در سومین موهبت می فرماید: “ما آوازه تو را بلند کردیم” (وَ رَفَعْنٰا لَکَ ذِکْرَکَ) (1) . (1) نام تو همراه اسلام و نام قرآن همه جا پیچید، و از آن بهتر اینکه نام تو در کنار نام اللّٰه هر صبح و شام بر فراز ماذنه ها و هنگام اذان برده می شود، و شهادت به رسالت تو، در کنار شهادت به توحید و یگانگی خداوند نشان اسلام، و دلیل پذیرش این آئین پاک است. چه افتخاری از این برتر، و رفعت مقامی از این بالاتر تصور می شود؟! در حدیثی از پیغمبر اکرم ص در تفسیر این آیه می خوانیم که فرمود: جبرئیل به من گفت: خداوند متعال می گوید: هنگامی که نام من برده می شود نام تو نیز همراه من ذکر می شود (و در عظمت مقام تو همین بس) . تعبیر به”لک“ (برای تو) تاکیدی است بر اینکه نام و آوازه پیامبر را علی رغم تمام آن کارشکنیها و دشمنی ها بلند ساخت. ص: 125 1- 1) تعبیر به”رفع“بعد از”وضع“با توجه به اینکه ضد یکدیگرند در اینجا لطف خاصی دارد. در اینجا سؤالی مطرح است که این سوره در مکه نازل شده در حالی که گسترش اسلام، و حل مشکلات رسالت، و برداشتن بارهای سنگین از دوش پیامبر ص و بلند شدن آوازه او در اقطار جهان، در مدینه واقع شد. در پاسخ این سؤال بعضی گفته اند: منظور این است که بشارت آن قبلا به پیامبر ص داده شد، و همان بود که بار اندوه و غم را از دل او برداشت، و گاه گفته اند: فعل”ماضی“در اینجا معنی”مستقبل“را می بخشد، و نویدی است نسبت به آینده. ولی حق این است که قسمتی از این امور در مکه مخصوصا در اواخر دوران سیزده ساله ای که پیغمبر اکرم ص در مکه مشغول به دعوت مردم بود تحقق یافت، ایمان در قلوب عده زیادی نفوذ کرد، و مشکلات نسبه کمتر شد اسم و آوازه پیغمبر اکرم ص، همه جا پیچید، و زمینه برای پیروزیهای بزرگ آینده فراهم گشت. جالب اینکه”حسان بن ثابت“شاعر معروف پیامبر ص در مدح آن حضرت به مضمون همین آیه در شکل زیبایی اشاره کرده، می گوید: و ضم الاله اسم النبی الی اسمه اذا قال فی الخمس المؤذن اشهد و شق له من اسمه لیجله فذو العرش”محمود“و هذا”محمد“ “خداوند اسم پیامبر را به اسم خود ضمیمه کرد*در آن هنگام که مؤذن در پنج نوبت اشهد… می گوید. ” “و از نام خود نامی برای او انتخاب کرد تا احترامش کند*لذا خداوند صاحب عرش”محمود”است و او“محمد”است“! سیمرغ فهم هیچکس از انبیا نرفت * در آیه بعد به پیامبرش مهمترین بشارت را می دهد و انوار امید را بر قلب پاکش می پاشد، و می فرماید: “قطعا با سختی آسانی است” (فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً) * باز تاکید می کند”قطعا با سختی آسانی است“ (إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً) غم مخور مشکلات و سختیها به این صورت باقی نمی ماند، کارشکنیهای دشمنان برای همیشه ادامه نخواهد یافت، و محرومیتهای مادی و مشکلات اقتصادی و فقر مسلمین به همین صورت ادامه نمی یابد. ص: 126 جالب اینکه”حسان بن ثابت“شاعر معروف پیامبر ص در مدح آن حضرت به مضمون همین آیه در شکل زیبایی اشاره کرده، می گوید: و ضم الاله اسم النبی الی اسمه اذا قال فی الخمس المؤذن اشهد و شق له من اسمه لیجله فذو العرش”محمود“و هذا”محمد“ “خداوند اسم پیامبر را به اسم خود ضمیمه کرد*در آن هنگام که مؤذن در پنج نوبت اشهد… می گوید. ” “و از نام خود نامی برای او انتخاب کرد تا احترامش کند*لذا خداوند صاحب عرش”محمود”است و او“محمد”است“! سیمرغ فهم هیچکس از انبیا نرفت * در آیه بعد به پیامبرش مهمترین بشارت را می دهد و انوار امید را بر قلب پاکش می پاشد، و می فرماید: “قطعا با سختی آسانی است” (فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً) * باز تاکید می کند”قطعا با سختی آسانی است“ (إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً) غم مخور مشکلات و سختیها به این صورت باقی نمی ماند، کارشکنیهای دشمنان برای همیشه ادامه نخواهد یافت، و محرومیتهای مادی و مشکلات اقتصادی و فقر مسلمین به همین صورت ادامه نمی یابد. آن کس که تحمل مشکلات کند، و در برابر طوفانها ایستادگی به خرج دهد روزی میوه شیرین آن را می چشد، روزی که فریاد دشمنان خاموش، کارشکنیها بی رنگ، جاده های پیشرفت و تکامل صاف، و پیمودن مسیر حق آسان خواهد شد. گرچه بعضی از مفسران این آیات را اشاره به فقر مالی عمومی مسلمانان در آغاز ظهور اسلام شمرده اند، ولی گستردگی مفهوم آیات همه مشکلات را شامل می شود، این دو آیه به صورتی مطرح شده که اختصاص به شخص پیامبر اکرم ص و زمان آن حضرت نیز ندارد و بلکه به صورت یک قاعده کلی و به عنوان تعلیلی بر مباحث سابق مطرح است، و به همه انسانهای مؤمن مخلص و تلاشگر نوید می دهد که همیشه در کنار سختیها آسانیها است، حتی تعبیر به “بعد”نمی کند بلکه تعبیر به”مع“که نشانه همراهی است می کند. آری چنین است که با هر مشکلی آسانی آمیخته، و با هر صعوبتی سهولتی همراه است، و این دو همیشه با هم بوده و با هم خواهند بود. ص: این نوید و وعده الهی است که دل را نور و صفا می بخشد، و به پیروزیها امیدوار می کند، و گرد و غبار یاس و نومیدی را از صفحه روح انسان می زداید (1) . (1) در حدیثی آمده است که پیغمبر اکرم ص فرمود: و اعلم ان مع العسر یسرا، و ان مع الصبر النصر، و ان الفرج مع الکرب: “بدان که با سختیها آسانی است، و با صبر پیروزی و با غم و اندوه خوشحالی و گشایش است” (2) و در حدیثی از امیر مؤمنان علی ع می خوانیم: زنی شکایت همسرش را نزد آن حضرت برد که او چیزی بر من انفاق نمی کند، در حالی که همسرش واقعا تنگدست بود، علی ع از اینکه همسر او را به زندان بیفکند خودداری کرد، و در جواب فرمود: إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً (و او را به صبر و شکیبایی دعوت کرد) (3) آری: صبر و ظفر هر دو دوستان قدیمند بر اثر صبر نوبت ظفر آید * سپس در آخرین آیات این سوره می فرماید: “پس هنگامی که از کار مهمی فارغ می شوی به مهم دیگری پرداز” (فَإِذٰا فَرَغْتَ فَانْصَبْ) .
(2)
(3)
هرگز بیکار نمان، تلاش و کوشش را کنار مگذار، پیوسته مشغول مجاهده باش و پایان مهمی را آغاز مهم دیگر قرار ده.
* و در تمام این احوال به خدا تکیه کن”و به سوی پروردگارت توجه نما“ (وَ إِلیٰ رَبِّکَ فَارْغَبْ) . ص: 128 1- 1) از آنچه گفتیم روشن شد که الف و لام در”العسر“برای جنس است نه برای عهد، و واژه”یسر“گرچه به صورت نکره ذکر شده، ولی آن هم معنی جنسی را می رساند، و نکره بودن در اینگونه موارد برای بیان عظمت است. 2- 2 و 3) تفسیر”نور الثقلین“صفحه 604 حدیث 11 و 13 3- رضایت او را بطلب، و خشنودی او را جستجو کن، و به سوی قرب جوارش بشتاب. مطابق آنچه گفته شد آیه مفهوم گسترده ای دارد که فراغت از هر مهمی، و پرداختن به مهم دیگر را شامل می شود، و جهت گیری تمام تلاشها را به سوی پروردگار توصیه می کند، ولی غالب مفسران معانی محدودی برای آیه ذکر کرده اند که می توان هر یک از آنها را به عنوان مصداقی پذیرفت: جمعی گفته اند منظور این است هنگامی که از نماز واجب فراغت یافتی به دعا پرداز و از خدا تمنا کن تا هر چه می خواهی به تو بدهد. یا اینکه هنگامی که از فرائض فارغ شدی برای نافله شب برخیز. یا اینکه هنگامی که از دنیا فارغ شدی به امور آخرت و عبادت و نماز پروردگارت بپرداز. یا اینکه هنگامی که از واجبات فراغت پیدا کردی به مستحباتی که خدا دستور داده توجه کن. یا اینکه هنگامی که از جهاد با دشمن فارغ شدی به عبادت برخیز. یا اینکه هنگامی که از جهاد با دشمن فارغ شدی به جهاد نفس پرداز. یا اینکه هنگامی از ادای رسالت فارغ شدی به تقاضای شفاعت برخیز! در روایات متعددی که دانشمند معروف اهل سنت حافظ”حاکم حسکانی“ در”شواهد التنزیل“نقل کرده از امام صادق چنین آمده است که فرمود: یعنی “هنگامی که فراغت یافتی علی را به ولایت نصب کن” (1) . (1) قرطبی نیز در تفسیر خود از بعضی نقل کرده است که معنای آیه این است “هنگامی که فراغت یافتی امامی را که جانشین تو است نصب کن” (هر چند ص: 129 1- 1) “شواهد التنزیل”جلد 2 صفحه 349 (احادیث 1116 تا 1119) . نامبرده خودش این معنی را نپذیرفته است) (1) . (1) با توجه به اینکه در آیه شریفه موضوع”فراغت“معین نشده است و “فانصب”از ماده”نصب“ (بر وزن نسب) به معنی تعب و زحمت است آیه بیانگر یک اصل کلی و فراگیر است، و هدف آن است که پیامبر را به عنوان یک الگو و سرمشق از اشتغال به استراحت بعد از پایان یک امر مهم باز دارد، و تلاش مستمر و پی گیر را در زندگی به او گوشزد کند. با توجه به این معنی روشن می شود که تمام تفاسیر فوق صحیح است ولی هر کدام به عنوان یک مصداق از این معنی فراگیر و عام. و چه برنامه سازنده و مؤثری که رمز پیروزی و تکامل در آن نهفته است، اصولا بیکار بودن و فراغت کامل مایه خستگی، کم شدن نشاط، تنبلی و فرسودگی، و در بسیاری از مواقع مایه فساد و تباهی و انواع گناهان است. قابل توجه اینکه آمارها نشان می دهد که به هنگام تعطیلات مؤسسات آموزشی میزان فساد گاهی تا هفت برابر بالا می رود! به هر حال مجموعه این سوره بیانگر عنایت خاص الهی به پیغمبر اکرم ص و تسلی او در برابر مشکلات، و وعده نصرت و تایید او در برابر مشکلات و فراز و نشیبهای راه رسالت است. و در عین حال مجموعه ای است امیدبخش سازنده و حیات آفرین برای همه انسانها و همه رهروان راه حق. *
نکته ها:
اشاره
1-همانگونه که در بالا اشاره کرده ایم در روایات متعددی آمده است که
ص: 130
1- 1) “قرطبی”جلد 10 صفحه 7199.
منظور از آیه” فَإِذٰا فَرَغْتَ فَانْصَبْ “ (به عنوان بیان یک مصداق) نصب امیر- مؤمنان علی ع به خلافت بعد از انجام امر رسالت است.
“آلوسی”در”روح المعانی“بعد از نقل این سخن از بعضی از”امامیه“ می گوید: آنها”فانصب“را با کسر”ص“خوانده اند، و به فرض که چنین باشد دلیلی بر این نمی شود که منظور نصب علی بن ابی طالب باشد، سپس از زمخشری در کشاف نقل می کند که اگر برای شیعه چنین تفسیری ممکن باشد”ناصبیها“ (دشمنان علی ع نیز می توانند آن را به عنوان دستور به”نصب“ (به معنی بغض علی بن ابی طالب) تفسیر کنند”! (1) .
(1)
زیرا“انصب” (بفتح“ص”) به معنی خود را به تعب بینداز و جد و جهد کن آمده در حالی که“انصب” (به کسر“ص”) دستور به نصب کردن و بالا بردن و برپا داشتن است.
این مفسران چنین پنداشته اند که“شیعه”قرائت آیه را تغییر می دهد، تا برای مساله ولایت به آن استدلال کند، در حالی که هرگز نیاز به چنین تغییری نیست، بلکه همین قرائت معروف و شناخته شده برای تفسیر مزبور کافی است، زیرا می گوید بعد از فراغت از امر مهمی مانند رسالت برای امر مهم دیگری مانند ولایت تلاش و کوشش کن، و این به عنوان یک مصداق، کاملا قابل قبول است، و می دانیم پیامبر طبق حدیث معروف غدیر و احادیث فراوان دیگر که در کتب همه علمای اسلام آمده است تلاش پی گیر و مستمری در این زمینه داشت. اما چقدر زننده است که دانشمندی همچون زمخشری که“علی ع را به عنوان چهارمین پیشوای بزرگ اسلام و جانشین پیامبر ص می شمرد به خود اجازه دهد که بگوید ناصبیها نیز حق دارند آیه را به بغض علی بن ابی طالب
ص: 131
1- 1) “روح المعانی”جلد 30 صفحه 172”تفسیر کشاف“جلد 4 صفحه 772.
تفسیر کنند، چه تعبیر رکیک و زننده ای؟ آنهم از چنین مفسری؟ راستی تعصب چه پیامدهای زشتی که ندارد؟!
[سخن عجیبی از ابن ابی الحدید]
2-دانشمند معروف معتزلی”ابن ابی الحدید“در شرح”نهج البلاغه“ از”زبیر بن بکار“که به گفته او نه شیعه بود و نه با معاویه دشمنی داشت بلکه از علی ع جدا شد و کناره گیری کرد، و به مخالفان پیوست او از”فرزند مغیره بن شعبه“نقل می کند که پدرم”مغیره“از عقل و درایت معاویه سخن بسیار می گفت، و از طرز تفکرش اعجاب داشت، ولی شبی از نزد او آمد در حالی که بسیار غمگین و ناراحت بود فهمیدم مساله مهمی رخ داده است از او سؤال کردم دیدم از معاویه شدیدا بدگویی می کند، علت را سؤال کردم گفت: امشب با او خلوت کرده بودم، و به او گفتم تو به مقاماتی که می خواستی رسیدی، اکنون در عدالت و گسترش خیرات بکوش، زیرا سن تو بالا رفته است، نسبت به بنی هاشم نیز نیکی کن، چرا که امروز تهدیدی برای تو محسوب نمی شوند، و این سبب نام نیک برای تو می شود.
او در پاسخ گفت: هیهات چه نامی از من باقی می ماند؟ خلیفه اول و دوم آن همه کار کردند چه نامی از آنها باقی مانده؟ ولی شما ابن ابی کبشه (محمد”ص“) را بنگرید که هر روز پنج مرتبه نام او را بر فراز ماذنه ها به صورت”اشهد ان محمدا رسول اللّٰه“می برند، ای بیچاره!چه کاری بعد از او باقی می ماند؟ و چه نامی برای ما خواهد ماند؟ نه بخدا سوگند مگر اینکه این وضع دگرگون گردد و نام پیامبر مدفون شود”! (1) ولی به مقتضای وَ رَفَعْنٰا لَکَ ذِکْرَکَ خدا خواسته است که این نام در سراسر
(1)
ص: 132
1- 1) شرح“نهج البلاغه”جلد 5 صفحه 129 (عبارت ابن ابی الحدید در اینجا چنین است: “فای عمل یبقی؟ و ای ذکر یدوم بعد هذا؟ لا ابا لک، لا و اللّٰه الا دفنا دفنا”!
تاریخ و در تمام جهان بشریت بلندآوازه باشد چه دیگران بپسندند یا نپسندند؟ خشنود باشند یا ناخشنود؟ اصلا این تعبیرات را اگر بشکافیم چه معنی خواهد داشت؟! لا حول و لا قوه الا باللّٰه!.
***خداوندا!قلب ما را از حب ذات تهی کن و از عشق خودت مملو ساز.
پروردگارا!تو خود وعده داده ای که با هر مشکلی راحتی و آسودگی است، مسلمین امروز را از این مشکلات عظیم و ناملائماتی که از ناحیه دشمنان به آنها می رسد آسوده ساز.
بارالها!نعمتها و مواهب تو بر ما فراوان است به ما توفیق شکرگزاری آنها را مرحمت فرما.
آمین یا رب العالمین پایان سوره“ا لم نشرح”
ص: 133
ص: 134