[سوره الدخان (44) : آیات 17 تا 21]
اشاره
وَ لَقَدْ فَتَنّٰا قَبْلَهُمْ قَوْمَ فِرْعَوْنَ وَ جٰاءَهُمْ رَسُولٌ کَرِیمٌ (17) أَنْ أَدُّوا إِلَیَّ عِبٰادَ اَللّٰهِ إِنِّی لَکُمْ رَسُولٌ أَمِینٌ (18) وَ أَنْ لاٰ تَعْلُوا عَلَی اَللّٰهِ إِنِّی آتِیکُمْ بِسُلْطٰانٍ مُبِینٍ (19) وَ إِنِّی عُذْتُ بِرَبِّی وَ رَبِّکُمْ أَنْ تَرْجُمُونِ (20) وَ إِنْ لَمْ تُؤْمِنُوا لِی فَاعْتَزِلُونِ (21)
ترجمه:
17-ما قبل از اینها قوم فرعون را آزمودیم و رسول بزرگواری به سراغ آنها آمد.
18-که ای بندگان خدا آنچه را به شما دستور داده است انجام دهید و در برابر من تسلیم شوید که من فرستاده امینی برای شما هستم 19-و در برابر خداوند تکبر نورزید که من برای شما دلیل روشنی آورده ام.
20-و من به پروردگار خود و پروردگار شما پناه می برم از اینکه مرا متهم (یا سنگسار) کنید.
21-و اگر به من ایمان نمی آورید لا اقل از من کناره گیری کنید (و مانع ایمان آوردن مردم نشوید) .
ص: 166
تفسیر:
اگر ایمان نمی آورید لا اقل مانع دیگران نشوید
در تعقیب آیات گذشته که سخن از سرکشی مشرکان عرب و عدم تسلیم آنها در مقابل حق می گفت، در آیات مورد بحث به نمونه ای از امم پیشین که آنها نیز همین مسیر را طی کردند و سرانجام به عذابی دردناک و شکستی فاحش مبتلا شدند، اشاره می کند، تا هم تسلی خاطری باشد برای مؤمنان و هم تحدیدی برای منکران لجوج.
و آن داستان موسی و فرعون است، می فرماید: “ما قبل از اینها قوم فرعون را آزمودیم” (وَ لَقَدْ فَتَنّٰا قَبْلَهُمْ قَوْمَ فِرْعَوْنَ) .
“فتنا”از ماده“فتنه”در اصل به معنی قرار دادن طلا در کوره آتش برای تصفیه از ناخالصیهاست، سپس به هر گونه امتحان و آزمایشی که برای آزمودن میزان خلوص انسانها انجام می گردد اطلاق شده است، آزمایشی که سرتاسر زندگی انسانها و جوامع بشری را فرا می گیرد، و به تعبیر دیگر تمام دوران زندگی انسان در دنیا در این آزمایشها سپری می شود که این جهان دار آزمون است.
قوم فرعون با داشتن حکومتی نیرومند و ثروتی سرشار و امکاناتی وسیع در اوج قدرت می زیستند، و این قدرت عظیم آنها را مغرور کرد و آلوده انواع گناه و ظلم و ستم شدند.
“در این هنگام رسول بزرگواری به سراغ آنها آمد” (و جاءهم رسول کریم) .
“کریم”از نظر خلق و خوی، “کریم”از نظر ارزش و بزرگواری در پیشگاه حق، و“کریم”از نظر اصل و نسب، و این رسول کسی جز موسی بن عمران ع
ص: 167
نبود (1) .
(1)
* موسی با لحنی بسیار مؤدبانه و دلپذیر و آکنده از محبت آنها را مخاطب قرار داد و گفت: “هدف از آمدن من این است که شما ای بندگان خدا در برابر من که فرستاده او هستم تسلیم شوید و آنچه را به شما دستور داده است ادا کنید” (أَنْ أَدُّوا إِلَیَّ عِبٰادَ اللّٰهِ) (2) . (2) مطابق این تفسیر“عباد اللّٰه”مخاطب است، و منظور از آن فرعونیان می باشند، گر چه این تعبیر در آیات قرآن در مورد بندگان خوب به کار می رود ولی در موارد متعددی نیز بر کفار و گنهکاران برای دلجویی و جذب قلوب آنها به سوی حق اطلاق شده است (3) . (3) بنا بر این منظور از“ادوا” (ادا کنید) اطاعت فرمان خدا و انجام دستورات او است. جمعی از مفسرین تفسیر دیگری برای این جمله ذکر کرده اند گفته اند منظور از“عباد اللّٰه”بنی اسرائیل است، و منظور از“ادوا”سپردن آنها به دست موسی و رفع اسارت و بردگی از آنهاست، شبیه آنچه در آیه 17 سوره شعرا آمده است: أَنْ أَرْسِلْ مَعَنٰا بَنِی إِسْرٰائِیلَ: “پیشنهاد من این است که بنی اسرائیل را ص: 168 1- 1) طبق گفته”مفردات“: “کریم”هنگامی که به عنوان توصیف خداوند به کار رود، و خدای کریم گفته شود، به معنی احسان و انعام آشکار او است، و هنگامی که انسانی به آن توصیف شود به معنی اخلاق و افعال شایسته ای است که از او ظاهر می شود (البته این وصف در قرآن مجید برای امور دیگری نیز آمده است، مانند کتاب کریم، کل زوج کریم، رزق کریم، مقام کریم، اجر کریم) . 2- 2) “ان”در جمله أَنْ أَدُّوا إِلَیَّ عِبٰادَ اللّٰهِ برای تفسیر است نسبت به فعل مقدری که از کلام سابق فهمیده می شود، و تقدیر چنین است جئتکم ان ادوا الی عباد اللّٰه. 3- 3) مانند 17 فرقان و 13 سبا و 58 فرقان و غیر آن. با ما بفرستی” (نظیر همین معنی در 105 اعراف و 47 طه نیز آمده است) . مطلبی که با این تفسیر سازگار نیست جمله ادوا است که معمولا در مورد ادا کردن اموال و امانات و تکالیف به کار می رود، نه در مورد تحویل دادن اشخاص (این موضوع با ملاحظه موارد استعمال این واژه به خوبی روشن می شود) . به هر حال در دنباله آیه برای نفی هر گونه اتهام از خود می افزاید: “من برای شما رسول امینی هستم” (إِنِّی لَکُمْ رَسُولٌ أَمِینٌ) . این تعبیر در حقیقت به عنوان پیش گیری از نسبتهای ناروایی است که فرعونیان به او دادند. مانند نسبت سحر، قصد برتری جویی و حکومت بر سرزمین مصر، و بیرون راندن صاحبان اصلی آن سرزمین که در آیات مختلف به آن اشاره شده است. * سپس موسی ع بعد از دعوت آنها به اطاعت خداوند یا آزاد ساختن بنی اسرائیل می گوید: ماموریت دیگر من این است که به شما بگویم: “در برابر خداوند تکبر نورزید و استکبار نکنید و حد خویش نگهدارید که من برای شما دلیل روشنی بر گفته های خود آورده ام” (وَ أَنْ لاٰ تَعْلُوا عَلَی اللّٰهِ إِنِّی آتِیکُمْ بِسُلْطٰانٍ مُبِینٍ) .
هم معجزات آشکار، و هم دلائل منطقی روشن.
منظور از“عدم علو”در برابر خداوند، هر گونه عملی است که با اصول بندگی سازگار نیست، از مخالفت و نافرمانی گرفته، تا اذیت و آزار فرستادگان پروردگار، و یا ادعای الوهیت و ربوبیت و مانند آن.
* و از آنجا که مستکبران دنیاپرست هر کس را در جهت مخالف منافع نامشروع خود ببینند از هیچگونه تهمت و ناسزا، و حتی قتل و اعدام، فرو گذار نمی کنند، ص: 169 موسی ع به عنوان پیشگیری می افزاید: “من به پروردگار خود و پروردگار شما پناه می برم از اینکه مرا متهم یا سنگسار کنید” (وَ إِنِّی عُذْتُ بِرَبِّی وَ رَبِّکُمْ أَنْ تَرْجُمُونِ) . این تعبیر ممکن است اشاره به این باشد که من از تهدیدهای شما باک ندارم، و تا آخرین نفس ایستاده ام و خدا حافظ و نگاهبان من است، این گونه تعبیرات قاطعیت بیشتری به دعوت رهبران الهی می داده و اراده دشمنان را تضعیف و بر استقامت دوستان می افزوده، چرا که می دانستند رهبرشان تا آخرین مرحله مقاومت می کند. تکیه روی مساله“رجم” (سنگسار کردن) ممکن است از اینجا سرچشمه گرفته باشد که بسیاری از رسولان الهی را قبل از موسی ع تهدید به“رجم” کردند، از جمله نوح: قٰالُوا لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ یٰا نُوحُ لَتَکُونَنَّ مِنَ الْمَرْجُومِینَ ای نوح اگر خودداری نکنی سنگسار خواهی شد (شعرا-116) . و ابراهیم ع آنجا که آذر او را تهدید کرد و گفت: لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ لَأَرْجُمَنَّکَ (مریم-46) و شعیب در آنجا که بت پرستان تهدیدش کردند وَ لَوْ لاٰ رَهْطُکَ لَرَجَمْنٰاکَ (هود-91) : “اگر به خاطر احترام قبیله ات نبود ترا سنگسار می کردیم”. انتخاب سنگسار از میان انواع قتل به خاطر آن است که از همه سخت تر است، و به گفته بعضی از ارباب لغت این کلمه به معنی مطلق قتل نیز آمده است (1) . (1) این احتمال نیز از سوی بسیاری از مفسران داده شده که“رجم”به معنی متهم ساختن و دشنام دادن است، زیرا این واژه در این معنی نیز به کار می رود و در حقیقت پیشگیری از تهمتهایی است که بعدا به موسی زدند. استعمال این کلمه در معنی گسترده ای که هر دو معنی را شامل می شود نیز ص: 170 1- 1) “لسان العرب”ماده“رجم”. ممکن است. * در آخرین آیه مورد بحث آخرین سخنش را به آنها می گوید که: “اگر به من ایمان نمی آورید لا اقل مرا رها کنید، و کناره گیری کنید و مزاحم ایمان آوردن مردم نشوید” (وَ إِنْ لَمْ تُؤْمِنُوا لِی فَاعْتَزِلُونِ) .
زیرا موسی ع اطمینان داشت که با در دست داشتن آن معجزات باهرات و دلائل قوی و سلطان مبین، و وعده های الهی، به پیشرفت خود در میان قشرهای مختلف مردم ادامه خواهد داد، و انقلابش به زودی به ثمر خواهد نشست، لذا همین اندازه قانع بود که آنها سد راهش نشوند و مزاحمش نگردند.
ولی مگر ممکن است جباران مغرور که قدرت شیطانی و منافع نامشروعشان را در خطر می بینند خاموش بنشینند و چنین پیشنهادی را بپذیرند؟ آیات آینده دنباله این ماجرا را بیان خواهد کرد.
***
ص: 171