[سوره الأنعام (6) : آیات 146 تا 147]
اشاره
وَ عَلَی اَلَّذِینَ هٰادُوا حَرَّمْنٰا کُلَّ ذِی ظُفُرٍ وَ مِنَ اَلْبَقَرِ وَ اَلْغَنَمِ حَرَّمْنٰا عَلَیْهِمْ شُحُومَهُمٰا إِلاّٰ مٰا حَمَلَتْ ظُهُورُهُمٰا أَوِ اَلْحَوٰایٰا أَوْ مَا اِخْتَلَطَ بِعَظْمٍ ذٰلِکَ جَزَیْنٰاهُمْ بِبَغْیِهِمْ وَ إِنّٰا لَصٰادِقُونَ (146) فَإِنْ کَذَّبُوکَ فَقُلْ رَبُّکُمْ ذُو رَحْمَهٍ وٰاسِعَهٍ وَ لاٰ یُرَدُّ بَأْسُهُ عَنِ اَلْقَوْمِ اَلْمُجْرِمِینَ (147)
ترجمه:
146-و بر یهودیان، هر حیوان ناخن دار (حیواناتی که سم یکپارچه دارند) را حرام کردیم و از گاو و گوسفند، پیه و چربیشان را تحریم نمودیم، مگر چربی هایی که بر پشت اینها قرار دارد، و یا در لابلای امعاء و دو طرف پهلوها و یا آنها که با استخوان آمیخته است این را به خاطر ظلم و ستمی که می کردند، به آنها کیفر دادیم و ما راست می گوئیم.
147-اگر ترا تکذیب کنند (و این حقایق را نپذیرند) به آنها بگو پروردگار شما رحمت وسیعی دارد، اما در عین حال مجازات او از مجرمان، دفع شدنی نیست (راه بازگشت به سوی شما باز است و فورا شما را مجازات نمی کند ولی اگر به کارهای خلاف ادامه دادید، کیفر شما حتمی است) .
ص: 16
تفسیر:
محرمات بر یهود
در آیات قبل، حیوانات حرام، منحصر به چهار چیز شمرده شده بود اما در این آیات اشاره به قسمتی از محرمات بر یهود می کند تا روشن شود، که احکام مجهول و خرافی بت پرستان نه با آئین اسلام سازگار است و نه با آئین یهود، (و نه با آئین مسیح که معمولا در احکامش از آئین یهود پیروی می کند) .
تازه در این آیات تصریح شده که این قسمت از محرمات بر یهود نیز جنبه مجازات و کیفر داشته و اگر مرتکب جنایات و خلافکاریهایی نمی شدند، این امور نیز بر آنها حرام نمی شد، بنا بر این جا دارد از بت پرستان سؤال شود این احکام ساختگی را از کجا آوردید؟! لذا نخست می گوید: “بر یهودیان، هر حیوان ناخن داری را حرام کردیم” (وَ عَلَی الَّذِینَ هٰادُوا حَرَّمْنٰا کُلَّ ذِی ظُفُرٍ) .
“ظفر” (بر وزن شتر) در اصل به معنی“ناخن”می باشد، ولی به سم حیوانهای سم دار (آنها که همچون اسب، سمهایی دارند که شکاف ندارد نه مانند گوسفند و گاو که دارای سم شکافته می باشند) نیز اطلاق شده زیرا سمهای آنها شبیه ناخن است، و نیز به پای شتر که نوک پای او یکپارچه است و شکافی ندارد گفته اند.
بنا بر این از آیه فوق چنین استفاده می شود که تمام حیواناتی که“سم چاک” نیستند اعم از چهارپایان یا پرندگان، بر یهود تحریم شده بود.
از“سفر لاویان”تورات کنونی فصل 11 نیز همین معنی اجمالا استفاده می شود آنجا که می گوید:
“از میان بهائم، هر سم چاک داری که تمام شکاف و نشخوار کننده باشد بخورید، اما از نشخوار کنندگان سم چاکان اینها را نخورید، شتر را با وجودی
ص: 17
که نشخوار می کند اما تمام سم چاک نیست، آن برای شما ناپاک است”.
از جمله بعد در آیه فوق که تنها سخن از گاو و گوسفند به میان آورده نیز می توان استفاده کرد که شتر برای یهود به کلی حرام بوده است (دقت کنید) .
سپس می فرماید: “پیه و چربی موجود در بدن گاو و گوسفند را نیز بر آنها حرام کرده بودیم” (وَ مِنَ الْبَقَرِ وَ الْغَنَمِ حَرَّمْنٰا عَلَیْهِمْ شُحُومَهُمٰا) .
و به دنبال آن، سه مورد را استثناء می کند، نخست“چربی هایی که در پشت این دو حیوان قرار دارد” (إِلاّٰ مٰا حَمَلَتْ ظُهُورُهُمٰا) .
“و چربی هایی که در پهلوها و لابلای امعاء قرار گرفته” (أَوِ الْحَوٰایٰا) (1) .
(1)
“و چربی هایی که با استخوان آمیخته شده است” (أَوْ مَا اخْتَلَطَ بِعَظْمٍ) ولی در پایان آیه تصریح می کند که اینها در حقیقت بر یهود حرام نبود، “اما به خاطر ظلم و ستمی که می کردند، از اینگونه گوشتها و چربیها که مورد علاقه آنها بود به حکم خدا محروم شدند” (ذٰلِکَ جَزَیْنٰاهُمْ بِبَغْیِهِمْ) .
و برای تاکید اضافه می کند: “این یک حقیقت است و ما راست می گوئیم” (وَ إِنّٰا لَصٰادِقُونَ) .
* در اینجا به دو نکته باید توجه کرد 1-در اینکه بنی اسرائیل چه ظلم و ستمی کرده بودند که خداوند پاره ای از نعمتهایی را که مورد علاقه آنها بود بر آنها تحریم کرد؟ در میان مفسران گفتگو است، ولی آنچه از آیه 160 و 161 سوره نساء استفاده می شود این است که علت تحریم مزبور چند چیز بوده است: ظلم و ستم بر ضعفاء و جلوگیری کردن از دعوت انبیاء در مسیر هدایت ص: 18 1- 1) “حوایا”جمع“حاویه” (بر وزن زاویه) به معنی مجموعه محتویات شکم حیوان است که به صورت یک کره می باشد و امعاء در درون آن قرار گرفته است. مردم، و رباخواری، و اموال مردم را به ناحق خوردن، آنجا که می فرماید: فَبِظُلْمٍ مِنَ الَّذِینَ هٰادُوا حَرَّمْنٰا عَلَیْهِمْ طَیِّبٰاتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ وَ بِصَدِّهِمْ عَنْ سَبِیلِ اللّٰهِ کَثِیراً وَ أَخْذِهِمُ الرِّبَوا وَ قَدْ نُهُوا عَنْهُ وَ أَکْلِهِمْ أَمْوٰالَ النّٰاسِ بِالْبٰاطِلِ 2-جمله وَ إِنّٰا لَصٰادِقُونَ که در آخر آیه آمده است، ممکن است اشاره به این نکته باشد که صدق و حقیقت مطلب در مورد تحریم این غذاها آن است که ما گفتیم نه آن است که یهود در پاره ای از سخنان خود می گفتند، و آن را به عنوان فرمانی دائر بر تحریم این امور از ناحیه اسرائیل (یعقوب) معرفی می کردند زیرا یعقوب چنان که در آیه 93 سوره آل عمران آمده است هرگز، حکم به حرام بودن این اموال نکرده بود، و این تهمتی بود که یهود بر او بستند (برای توضیح بیشتر به تفسیر نمونه ذیل آیه فوق جلد سوم صفحه 6 مراجعه فرمائید) . * از آنجا که لجاجت یهود و مشرکان روشن بوده و امکان داشته پافشاری کنند و پیامبر ص را تکذیب نمایند، در آیه بعد خداوند به پیامبرش دستور می دهد که “اگر ترا تکذیب کنند به آنها بگو پروردگارتان رحمت وسیع و پهناوری دارد” و شما را زود مجازات نمی کند بلکه مهلت می دهد، شاید از اشتباهات خود برگردید و از کرده خود پشیمان شوید و به سوی خدا باز آئید (فَإِنْ کَذَّبُوکَ فَقُلْ رَبُّکُمْ ذُو رَحْمَهٍ وٰاسِعَهٍ) .
ولی اگر از مهلت الهی باز هم سوء استفاده کنید، و به تهمتهای ناروای خود ادامه دهید، بدانید کیفر خداوند قطعی است، و سرانجام دامان شما را خواهد گرفت، زیرا“مجازات او از جمعیت مجرمان دفع شدنی نیست” (وَ لاٰ یُرَدُّ بَأْسُهُ عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمِینَ) .
این آیه به خوبی عظمت تعلیمات قرآن را روشن می سازد که بعد از شرح این همه خلافکاریهای یهود و مشرکان، باز آنها را فورا تهدید به عذاب نمی کند
ص: 19
بلکه نخست با تعبیرهای آکنده از محبت مانند ربکم (پروردگار شما) ذُو رَحْمَهٍ (صاحب رحمت است) واسعه (رحمتش پهناور می باشد) راه بازگشت را به سوی آنها گشوده، تا اگر کمترین آمادگی برای این موضوع در آنها وجود داشته باشد، تشویق شوند و به سوی حق بازگردند، اما برای اینکه رحمت پهناور الهی باعث جرئت و جسارت و طغیان آنان نگردد، و دست از لجاجت بردارند در آخرین جمله آنها را تهدید به مجازات قطعی خدا می کند.
ص: 20