[سوره الأنعام (6) : آیات 114 تا 115]

اشاره

أَ فَغَیْرَ اَللّٰهِ أَبْتَغِی حَکَماً وَ هُوَ اَلَّذِی أَنْزَلَ إِلَیْکُمُ اَلْکِتٰابَ مُفَصَّلاً وَ اَلَّذِینَ آتَیْنٰاهُمُ اَلْکِتٰابَ یَعْلَمُونَ أَنَّهُ مُنَزَّلٌ مِنْ رَبِّکَ بِالْحَقِّ فَلاٰ تَکُونَنَّ مِنَ اَلْمُمْتَرِینَ (114) وَ تَمَّتْ کَلِمَهُ رَبِّکَ صِدْقاً وَ عَدْلاً لاٰ مُبَدِّلَ لِکَلِمٰاتِهِ وَ هُوَ اَلسَّمِیعُ اَلْعَلِیمُ (115)

ترجمه:

114-آیا (با این حال) غیر خدا را به داوری بطلبم در حالی که او است که این کتاب آسمانی را که همه چیز در آن آمده فرستاده است و آنها که کتاب آسمانی به آنان داده ایم می دانند که این کتاب به حق از طرف پروردگارت نازل شده بنا بر این هرگز از تردید کنندگان مباش.

115-و کلام پروردگار تو با صدق و عدل به انجام رسید هیچکس نمی تواند کلمات او را دگرگون سازد و او شنونده دانا است.

تفسیر:

این آیه در حقیقت نتیجه آیات قبل است، و می گوید: با اینهمه آیات روشنی که در زمینه توحید گذشت چه کسی را باید به داوری پذیرفت؟ “آیا

ص: 409

غیر خدا را به داوری بپذیرم” (أَ فَغَیْرَ اللّٰهِ أَبْتَغِی حَکَماً) (1) .

(1)

“با اینکه او است که این کتاب بزرگ آسمانی را که تمام نیازمندیهای تربیتی انسان در آن آمده و میان حق و باطل، نور و ظلمت، کفر و ایمان، جدایی افکنده، نازل کرده است” (وَ هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ إِلَیْکُمُ الْکِتٰابَ مُفَصَّلاً) .

سپس می گوید: نه تنها تو و مسلمانان می دانید که این کتاب از طرف خدا است بلکه“اهل کتاب (یهود و نصاری) که نشانه های این کتاب آسمانی را در کتب خود دیده اند می دانند از سوی پروردگار تو به حق نازل شده است” (وَ الَّذِینَ آتَیْنٰاهُمُ الْکِتٰابَ یَعْلَمُونَ أَنَّهُ مُنَزَّلٌ مِنْ رَبِّکَ بِالْحَقِّ) .

بنا بر این جای هیچگونه شک و تردیدی در آن نیست“و تو ای پیامبر هرگز در آن تردید مکن” (فَلاٰ تَکُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِینَ) .

در اینجا این سؤال همان است که در موارد مشابه گفته ایم، که مخاطب در حقیقت مردم هستند ولی برای تاکید و تحکیم مطلب خداوند پیامبر خود را مخاطب می کند تا دیگران حساب خود را بدانند.

*** در آیه بعد می فرماید: “کلام پروردگار تو با صدق و عدل تکمیل شد و هیچکس قادر نیست کلمات او را دگرگون سازد و او شنونده و دانا است”

ص: 410

1- 1) “حکم” (بر وزن قلم) به معنی داور و قاضی و حاکم است و بعضی آن را با حاکم از نظر معنی مساوی دانسته اند ولی جمعی از مفسران از جمله شیخ طوسی در تبیان معتقدند: “حکم”به کسی گفته می شود که جز به حق داوری نمی کند اما“حاکم”به هر دو اطلاق می شود، بعضی دیگر مانند نویسنده المنار معتقد است که“حکم”کسی است که طرفین دعوا او را انتخاب کرده اند، در حالی که حاکم به هر گونه داور گفته می شود.

(وَ تَمَّتْ کَلِمَهُ رَبِّکَ صِدْقاً وَ عَدْلاً لاٰ مُبَدِّلَ لِکَلِمٰاتِهِ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ) .

“کلمه”در لغت به معنی گفتار و هر گونه جمله ای است و حتی به سخنان مفصل و طولانی گفته می شود، و اگر می بینیم گاهی به معنی“وعده”آمده است مانند وَ تَمَّتْ کَلِمَتُ رَبِّکَ الْحُسْنیٰ عَلیٰ بَنِی إِسْرٰائِیلَ بِمٰا صَبَرُوا: “وعده پروردگارت درباره بنی اسرائیل در مقابل صبر و استقامتی که کردند انجام پذیرفت” (سوره اعراف آیه 136) نیز از همین نظر است، زیرا انسان به هنگام وعده دادن جمله ای می گوید که وعده را در بر دارد.

و نیز گاهی کلمه به معنی دین و آئین و حکم و دستور می آید که آنها نیز به همین ریشه باز می گردد.

در اینکه منظور از“کلمه”در آیه فوق، قرآن است یا دین و آئین خدا یا وعده پیروزی که به پیامبر ص داده شده؟ احتمالات مختلفی داده اند، که در عین حال منافاتی با هم ندارند، و ممکن است آیه ناظر به همه آنها بوده باشد، ولی از آن نظر که در آیات قبل سخن از“قرآن”در میان بوده با این معنی مناسب تر است.

در حقیقت آیه می گوید: به هیچوجه قرآن جای تردید و شک نیست زیرا از هر نظر کامل و بی عیب است، تواریخ و اخبار آن، همه صدق و احکام و قوانین آن همه عدل است.

و نیز ممکن است منظور از“کلمه”همان وعده ای باشد که در جمله بعد یعنی جمله لا مبدل لکلماته: “هیچکس نمی تواند تغییر و دگرگونی در کلمات خدا ایجاد کند”آمده است، زیرا نظیر این جمله در آیات دیگر قرآن دیده می شود، مانند وَ تَمَّتْ کَلِمَهُ رَبِّکَ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّهِ وَ النّٰاسِ أَجْمَعِینَ.

“در قیامت وعده پروردگار تو انجام خواهد گرفت و دوزخ از گناهکاران جن و انس پر خواهد شد” (سوره هود آیه 119) و یا در آیه دیگر می خوانیم: وَ لَقَدْ سَبَقَتْ کَلِمَتُنٰا لِعِبٰادِنَا الْمُرْسَلِینَ إِنَّهُمْ لَهُمُ الْمَنْصُورُونَ:

ص: 411

“وعده ما از پیش در باره پیامبران این بود که آنها پیروز خواهند شد” (سوره صافات آیه 171 و 172) .

در اینگونه آیات جمله بعد توضیح وعده ای است که در جمله قبل با ذکر “کلمه”به آن اشاره شده است.

بنا بر این تفسیر آیه چنین می شود: “وعده ما با صدق و عدالت انجام گرفت که هیچکس توانایی تبدیل دستورها و فرمانهای پروردگار را ندارد”.

و همانطور که گفتیم آیه می تواند اشاره به تمام این معانی باشد.

ذکر این موضوع نیز لازم است که اگر آیه اشاره به قرآن بوده باشد هیچگونه منافاتی با این موضوع ندارد که در آن موقع همه قرآن نازل نشده بود زیرا منظور از کامل بودن آیات قرآن این است که هر چه نازل شده بود بدون عیب و نقص و از هر نظر کامل بود.

بعضی از مفسران با این آیه استدلال بر عدم امکان راه یافتن تحریف در قرآن کرده اند زیرا جمله لا مبدل لکلماته اشاره به این است که هیچکس نمی تواند تغییر و تبدیلی نه از نظر لفظ و نه از نظر اخبار و نه از نظر احکام در قرآن ایجاد کند، و همیشه این کتاب آسمانی که باید تا آخر دنیا راهنمای جهانیان باشد از دستبرد خائنان و تحریف کنندگان مصون و محفوظ خواهد بود.

ص: 412