[سوره الأعراف (7) : آیه 171]
اشاره
وَ إِذْ نَتَقْنَا اَلْجَبَلَ فَوْقَهُمْ کَأَنَّهُ ظُلَّهٌ وَ ظَنُّوا أَنَّهُ وٰاقِعٌ بِهِمْ خُذُوا مٰا آتَیْنٰاکُمْ بِقُوَّهٍ وَ اُذْکُرُوا مٰا فِیهِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ (171)
ترجمه:
171-و (نیز بخاطر بیاور) هنگامی را که کوه را بر فراز آنها همچون سایبانی بلند کردیم، آن چنان که گمان کردند بر آنها فرود خواهد آمد (و در این حال از آنها پیمان گرفتیم و گفتیم) آنچه را به شما (از احکام و دستورات) داده ایم با قدرت (و جدیت) بگیرید و آنچه را در آن است به یاد داشته باشید (و عمل کنید) تا پرهیزگار شوید.
تفسیر:
اشاره
آخرین سخن درباره قوم یهود
“نتقنا”از ماده“نتق” (بر وزن قلع) در اصل به معنی کندن چیزی از جایش و به سوی دیگری پرتاب کردن است، به زنانی که زیاد فرزند می آورند نیز“ناتق”می گویند، زیرا به آسانی فرزند را از محیط رحم جدا کرده و به خارج می گذارند.
این آیه آخرین آیه ای است که در این سوره پیرامون زندگی بنی اسرائیل سخن می گوید و در آن سرگذشت دیگری را به جمعیت یهود یادآوری می کند، سرگذشتی که هم درس عبرت است و هم دلیل بر سپردن یک پیمان، می گوید:
“به خاطر بیاورید هنگامی که کوه را بالای سر آنها قرار دادیم، آن چنان که گویی سایبانی بر سر آنها بود” (وَ إِذْ نَتَقْنَا الْجَبَلَ فَوْقَهُمْ کَأَنَّهُ ظُلَّهٌ) .
ص: 437
“و آن چنان که آنها گمان می بردند بر سرشان سقوط خواهد کرد” وحشت و اضطراب سراسر وجودشان را گرفت، و به تضرع افتادند (وَ ظَنُّوا أَنَّهُ وٰاقِعٌ بِهِمْ) .
در همان حال به آنها گفتیم“آنچه را از احکام به شما داده ایم با جدیت و قوت بگیرید” (خُذُوا مٰا آتَیْنٰاکُمْ بِقُوَّهٍ) .
“و آنچه در آن آمده است به خاطر داشته باشید تا پرهیزگار شوید” از کیفر خدا بترسید و به پیمانهایی که در آن از شما گرفته ایم عمل کنید (وَ اذْکُرُوا مٰا فِیهِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ) .
این آیه با تفاوت مختصری در سوره بقره آیه 63 گذشت، و همانطور که در آنجا گفتیم طبق گفته مفسر معروف طبرسی در مجمع البیان از قول ابن زید، این جریان هنگامی بود که موسی ع از کوه طور باز می گشت و احکام تورات را با خود می آورد، موقعی که وظایف واجب و دستورات حلال و حرام را به قوم خود اطلاع داد، آنها تصور کردند عمل به اینهمه وظائف کار مشکلی است و به همین جهت بنای مخالفت و نافرمانی گذاردند، در این هنگام قطعه عظیمی از کوه بالای سر آنها قرار گرفت آنها چنان در وحشت فرو رفتند که دست به دامن موسی ع زدند، موسی ع در همان حال گفت: اگر پیمان وفاداری به این احکام ببندید این خطر برطرف خواهد شد، آنها تسلیم شدند و در پیشگاه خدا سجده کردند و بلا از سر آنها گذشت.
* کرده ایم و فشرده آن را در اینجا می آوریم. سؤال اول-آیا پیمان گرفتن در این حال جنبه اجباری ندارد؟ ص: 438 پاسخ-شک نیست که در آن حال یک نوع اضطرار بر آنها حکومت می کرده، ولی مسلما بعدا که خطر برطرف شد ادامه راه را با اختیار خود می توانستند انتخاب کنند. به علاوه اجبار و اکراه در عقیده معنی ندارد، ولی در برنامه های عملی که ضامن خیر و سعادت انسان است چه مانعی دارد که با اجبار مردم را به آن وادار کنند، آیا اگر کسی را به اجبار وادار به ترک اعتیاد و یا رفتن از راه امن و امان و خودداری از راه خطرناک کنند عیب دارد؟ سؤال دوم-چگونه کوه بالای سر آنها قرار گرفت؟ پاسخ-بعضی از مفسران معتقدند که به فرمان خدا کوه طور از جا کنده شد و همچون سایبانی بر سر آنها قرار گرفت. بعضی دیگر می گویند بر اثر یک زلزله شدید چنان کوه تکان خورد که افرادی که پای کوه بودند، سایه قسمت بالای آن را بر سر خود مشاهده کردند. این احتمال نیز وجود دارد که قطعه عظیمی از کوه کنده شد و در یک لحظه زودگذر بر فراز سر آنها قرار گرفت، سپس از آنجا گذشت و به کناری افتاد. و در هر حال شک نیست که این یک موضوع خارق العاده بوده است نه یک جریان طبیعی. موضوع دیگری که باید در آیه مورد توجه قرار گیرد این است که نمی گوید کوه بر سر آنها سایبان شد، بلکه می گوید همانند سایبانی گردید (کانه ظله) . این تعبیر یا به خاطر آن است که سایبان را معمولا برای اظهار محبت بالای سر افراد قرار می دهند، در حالی که در آیه مورد بحث این کار به عنوان یک بلا و تهدید بود و یا به خاطر این است که سایبان امری است پایدار در حالی که قرار گرفتن کوه بالای سر آنها جنبه موقتی و ناپایدار داشت. ص: 439 *گفتیم با این آیه آیات مربوط به سرگذشت بنی اسرائیل و حوادث گوناگون و خاطرات شیرین و تلخ در مورد آنها (در این سوره) پایان می پذیرد، و این سرگذشت آخرین سرگذشت انبیاء است که در این سوره آمده است.
ذکر این آیه در پایان سرگذشت آنها در این سوره-با اینکه آخرین جریان مربوط به این جمعیت نیست- ممکن است به خاطر این باشد که هدف نهایی از تمام این ماجراها همان تمسک به آیات پروردگار و عمل به پیمانهای او و برای رسیدن به تقوا و پرهیزکاری است که در این آیه و آیه پیش از آن بیان شده است.
یعنی تمام رسالت موسی ع و سایر انبیاء و مبارزات و درگیریهای مستمر و سخت آنان، و ناراحتیها و شدائد طاقت فرسایی که تن به آن دادند، همه برای آن بوده است که فرمان خدا و اصول حق و عدالت و پاکی و تقوا در میان همه به طور کامل اجرا گردد.
“پایان جلد ششم” “تفسیر نمونه”
ص: 440
درباره مركز