[سوره الإسراء (17) : آیات 2 تا 8]

اشاره

وَ آتَیْنٰا مُوسَی اَلْکِتٰابَ وَ جَعَلْنٰاهُ هُدیً لِبَنِی إِسْرٰائِیلَ أَلاّٰ تَتَّخِذُوا مِنْ دُونِی وَکِیلاً (2) ذُرِّیَّهَ مَنْ حَمَلْنٰا مَعَ نُوحٍ إِنَّهُ کٰانَ عَبْداً شَکُوراً (3) وَ قَضَیْنٰا إِلیٰ بَنِی إِسْرٰائِیلَ فِی اَلْکِتٰابِ لَتُفْسِدُنَّ فِی اَلْأَرْضِ مَرَّتَیْنِ وَ لَتَعْلُنَّ عُلُوًّا کَبِیراً (4) فَإِذٰا جٰاءَ وَعْدُ أُولاٰهُمٰا بَعَثْنٰا عَلَیْکُمْ عِبٰاداً لَنٰا أُولِی بَأْسٍ شَدِیدٍ فَجٰاسُوا خِلاٰلَ اَلدِّیٰارِ وَ کٰانَ وَعْداً مَفْعُولاً (5) ثُمَّ رَدَدْنٰا لَکُمُ اَلْکَرَّهَ عَلَیْهِمْ وَ أَمْدَدْنٰاکُمْ بِأَمْوٰالٍ وَ بَنِینَ وَ جَعَلْنٰاکُمْ أَکْثَرَ نَفِیراً (6) إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِکُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهٰا فَإِذٰا جٰاءَ وَعْدُ اَلْآخِرَهِ لِیَسُوؤُا وُجُوهَکُمْ وَ لِیَدْخُلُوا اَلْمَسْجِدَ کَمٰا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّهٍ وَ لِیُتَبِّرُوا مٰا عَلَوْا تَتْبِیراً (7) عَسیٰ رَبُّکُمْ أَنْ یَرْحَمَکُمْ وَ إِنْ عُدْتُمْ عُدْنٰا وَ جَعَلْنٰا جَهَنَّمَ لِلْکٰافِرِینَ حَصِیراً (8)

ص: 21

ترجمه:

2-ما به موسی کتاب آسمانی دادیم و آن را وسیله هدایت بنی اسرائیل نمودیم (و گفتیم) غیر ما را تکیه گاه خود قرار ندهید.

3-ای فرزندان کسانی که با نوح (بر کشتی) سوار کردیم، او بنده شکرگزاری بود.

4-ما به بنی اسرائیل در کتاب (تورات) اعلام کردیم که دو بار در زمین فساد خواهید کرد، و برتری جویی بزرگی خواهید نمود.

5-هنگامی که نخستین وعده فرا رسد مردانی پیکار جو را بر شما می فرستیم (تا سخت شما را در هم کوبند حتی برای بدست آوردن مجرمان) خانه ها را جستجو می کنند، و این وعده ای است قطعی.

6-سپس شما را بر آنها چیره می کنیم و اموال و فرزندانتان را افزون خواهیم کرد و نفرات شما را بیشتر (از دشمن) قرار می دهیم.

7-اگر نیکی کنید بخودتان نیکی می کنید، و اگر بدی کنید باز هم به خود می کنید، و هنگامی که وعده دوم فرا رسد (آن چنان دشمن بر شما سخت خواهد گرفت که) آثار غم و اندوه در صورتهایتان ظاهر می شود و داخل مسجد (اقصی) می شوند، همانگونه که در دفعه اول وارد شدند، و آنچه را زیر سلطه خود می گیرند درهم می کوبند! 8-امید است پروردگارتان به شما رحم کند، هر گاه برگردید ما باز می گردیم، و جهنم را زندان سخت کافران قرار دادیم.

تفسیر:

دو طوفان بزرگ

از آنجا که نخستین آیه این سوره از سیر پیامبر ص از “مسجد الحرام” به“مسجد اقصی”در یک شب به عنوان یک اعجاز و اکرام پیامبر ص سخن

ص: 22

می گفت، و این گونه موضوعات غالبا از طرف مشرکان و مخالفان مورد انکار واقع می شد که چگونه ممکن است پیامبری از میان ما بر خیزد که اینهمه افتخار داشته باشد لذا در آیات مورد بحث اشاره به دعوت موسی به کتاب آسمانی او می کند تا معلوم شود این برنامه رسالت چیز نوظهوری نیست، همچنین مخالفت لجوجانه و سرسختانه مشرکان نیز در تاریخ گذشته مخصوصا تاریخ بنی اسرائیل، سابقه دارد.

به همین دلیل در نخستین آیه مورد بحث می گوید: “ما به موسی کتاب آسمانی دادیم” (وَ آتَیْنٰا مُوسَی الْکِتٰابَ) .

“و آن را مایه هدایت بنی اسرائیل قرار دادیم” (وَ جَعَلْنٰاهُ هُدیً لِبَنِی إِسْرٰائِیلَ) .

بدون شک منظور از“کتاب”در اینجا“تورات”است که خداوند برای هدایت بنی اسرائیل در اختیار موسی ع گذاشت.

سپس به هدف اساسی بعثت پیامبران از جمله موسی اشاره می کند که“به آنها گفتیم غیر مرا وکیل و تکیه گاه خود قرار ندهید” (أَلاّٰ تَتَّخِذُوا مِنْ دُونِی وَکِیلاً) (1) .

(1)

این یکی از شاخه های اصلی توحید است، توحید در عمل که نشانه توحید در عقیده است، کسی که مؤثر واقعی را در جهان هستی تنها خدا می داند به غیر او تکیه نخواهد کرد، و آنها که تکیه گاههای دیگر برای خود انتخاب می کنند دلیل بر ضعف توحید اعتقادیشان است.

عالیترین تجلیات هدایت کتب آسمانی، بر افروختن نور توحید در دلها است که نتیجه آن“از همه بریدن و به خدا پیوستن”و بر او تکیه کردن است.

* ص: 23 1- 1) از نظر ترکیب نحوی، بعضی از مفسران جمله أَلاّٰ تَتَّخِذُوا مِنْ دُونِی وَکِیلاً را در تقدیر لئلا تتخذوا… دانسته اند، و بعضی“ان”را زائده و جمله“و قلنا لهم” را در تقدیر گرفته اند که مجموعا چنین می شود، و قلنا لهم لا تتخذوا من دونی وکیلا. در آیه بعد برای اینکه عواطف بنی اسرائیل را در رابطه با شکرگزاری از نعمتهای الهی مخصوصا نعمت معنوی و روحانی کتاب آسمانی برانگیزد آنها را مخاطب ساخته می گوید: “ای فرزندان کسانی که با نوح در کشتی حمل کردیم” (ذُرِّیَّهَ مَنْ حَمَلْنٰا مَعَ نُوحٍ) (1) . (1) فراموش نکنید که“نوح بنده شکرگزاری بود” (إِنَّهُ کٰانَ عَبْداً شَکُوراً) . شما که فرزندان یاران نوح هستید چرا به همان برنامه نیاکان با ایمانتان اقتدا نکنید؟ چرا در راه کفران گام بگذارید؟! “شکور”صیغه مبالغه و به معنی بسیار شکرگزار است، و اینکه بنی اسرائیل را به عنوان فرزندان همراهان نوح شمرده، شاید بخاطر آنست که طبق تواریخ معروف، نوح دارای سه فرزند بنامهای“سام”و“حام”و“یافث” بود که مردم روی زمین پس از طوفان نوح از آنها گسترش یافتند از جمله مخصوصا بنی اسرائیل. بدون شک همه پیامبران بنده شکرگزار خدا بودند، ولی برای نوح، ویژگیهایی در احادیث وارد شده که او را شایسته این توصیف نموده است، از جمله اینکه هر زمان که لباس می پوشید، یا آب می نوشید، یا غذایی می خورد و یا نعمت دیگری به او می رسید فورا به یاد خدا می افتاد و شکرگزاری می کرد. در حدیثی از امام باقر ع و امام صادق ع می خوانیم: “نوح، همه روز صبحگاهان و عصرگاهان این دعا را می خواند: اللهم انی اشهدک ان ما اصبح او امس بی من نعمه فی دین او دنیا فمنک، وحدک لا شریک لک، لک الحمد و لک الشکر بها علی حتی ترضی، و بعد الرضا. ص: 24 1- 1) جمله ذُرِّیَّهَ مَنْ حَمَلْنٰا مَعَ نُوحٍ، “جمله ندائیه”است، و در تقدیر یا ذریه من حملنا مع نوح بوده است، اما این احتمال که”ذریه“بدل از”وکیلا“یا مفعول ثانی”تتخذوا“بوده باشد بسیار بعید است و با جمله إِنَّهُ کٰانَ عَبْداً شَکُوراً سازگار نیست (دقت کنید) . : “خداوندا من ترا گواه می گیرم که هر نعمتی صبح و شام به من می رسد، چه دینی و چه دنیوی، چه معنوی و چه مادی، همه از سوی تو است، یگانه ای و شریکی نداری، حمد مخصوص تو است و شکر هم از آن تو، آن قدر شکرت میگویم تا از من خشنود شوی و حتی بعد از خشنودی”. سپس امام افزود شکر نوح این گونه بود (1) . (1) * سپس به ذکر گوشه ای از تاریخ پر ماجرای بنی اسرائیل پرداخته و می گوید:

“ما در کتاب تورات به بنی اسرائیل اعلام کردیم که شما در زمین، دو بار فساد خواهید کرد، و راه طغیان بزرگی را در پیش خواهید گرفت” (وَ قَضَیْنٰا إِلیٰ بَنِی إِسْرٰائِیلَ فِی الْکِتٰابِ لَتُفْسِدُنَّ فِی الْأَرْضِ مَرَّتَیْنِ وَ لَتَعْلُنَّ عُلُوًّا کَبِیراً) .

“قضاء”گر چه دارای معانی مختلفی است اما در اینجا به معنی”اعلام“ است.

منظور از کلمه”الارض“به قرینه آیات بعد سرزمین مقدس فلسطین است که”مسجد الاقصی“در آن واقع شده است.

* در آیات بعد به شرح این دو فساد بزرگ و حوادثی که بعد از آن به عنوان مجازات الهی واقع شد پرداخته چنین می گوید. “هنگامی که نخستین وعده فرا رسد و شما دست به فساد و خونریزی و ظلم و جنایت بزنید، ما گروهی از بندگان رزمنده و جنگجوی خود را به سراغ شما می فرستیم”تا به کیفر اعمالتان شما را درهم بکوبد (فَإِذٰا جٰاءَ وَعْدُ أُولاٰهُمٰا بَعَثْنٰا عَلَیْکُمْ عِبٰاداً لَنٰا أُولِی بَأْسٍ شَدِیدٍ) . این قوم جنگجو آن چنان بر شما هجوم می برند که حتی برای یافتن نفراتتان ص: 25 1- 1) مجمع البیان ذیل آیه. “هر خانه و دیاری را جستجو می کنند” (فَجٰاسُوا خِلاٰلَ الدِّیٰارِ) . “و این یک وعده قطعی و تخلف ناپذیر خواهد بود” (وَ کٰانَ وَعْداً مَفْعُولاً) . * سپس الطاف الهی بار دیگر به سراغ شما آمد و شما را بر آن قوم مهاجم پیروز کردیم” (ثُمَّ رَدَدْنٰا لَکُمُ الْکَرَّهَ عَلَیْهِمْ) .

“و شما را بوسیله اموال و ثروت سرشار و فرزندان و نفرات بسیار تقویت نمودیم” (وَ أَمْدَدْنٰاکُمْ بِأَمْوٰالٍ وَ بَنِینَ) .

آن چنان که نفرات شما بر نفرات دشمن فزونی گرفت“ (وَ جَعَلْنٰاکُمْ أَکْثَرَ نَفِیراً) (1) .

(1)

* این گونه الطاف الهی شامل حال شما می شود شاید به خود آئید و به اصلاح خویشتن بپردازید دست از زشتیها بردارید و به نیکی ها رو آرید، چرا که: “اگر نیکی کنید به خود نیکی کرده اید و اگر بدی کنید به خود بدی کرده اید” (إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِکُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهٰا) . این یک سنت همیشگی است نیکی ها و بدیها سرانجام به خود انسان باز می گردد، هر ضربه ای که انسان می زند بر پیکر خویشتن زده است، و هر خدمتی به دیگری می کند در حقیقت به خود خدمت کرده است، ولی مع الاسف نه آن مجازات شما را بیدار می کند و نه این نعمت و رحمت مجدد الهی باز هم به طغیان می پردازید و راه ظلم و ستم و تعدی و تجاوز را پیش می گیرید و فساد کبیر در زمین ایجاد می کنید و برتری جویی را از حد می گذرانید. ص: 26 1- 1) “نفیر”اسم جمع و به معنی گروهی از مردان است، بعضی گفته اند جمع “نفر”و در اصل از ماده نفر (بر وزن عفو) به معنی کوچ کردن و به چیزی روی آوردن است و به همین جهت به جماعتی که قدرت بر تحرک به سوی چیزی داشته باشند، نفیر گفته می شود. سپس وعده دوم الهی فرا می رسد: “هنگامی که این وعده دوم فرا می رسد باز گروهی جنگجو و پیکارگر بر شما چیره می شوند، آن چنان بلائی به سرتان می آورند که آثار غم و اندوه از صورتهای شما می بارد (فَإِذٰا جٰاءَ وَعْدُ الْآخِرَهِ لِیَسُوؤُا وُجُوهَکُمْ) . آنها حتی بزرگ معبدتان بیت المقدس را از دست شما می گیرند”و در آن داخل می شوند همانگونه که بار اول داخل شدند” (وَ لِیَدْخُلُوا الْمَسْجِدَ کَمٰا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّهٍ) . آنها به این هم قناعت نمی کنند، “تمام بلاد و سرزمینهایی را که اشغال کرده اند درهم می کوبند و ویران می کنند” (وَ لِیُتَبِّرُوا مٰا عَلَوْا تَتْبِیراً) . با این حال باز درهای توبه و بازگشت شما به سوی خدا بسته نیست باز هم“ممکن است خداوند به شما رحم کند” (عَسیٰ رَبُّکُمْ أَنْ یَرْحَمَکُمْ) . “و اگر به سوی ما بازگردید ما هم لطف و رحمت خود را به شما باز می گردانیم، و اگر به فساد و برتری جویی گرائید باز هم شما را به کیفر شدید گرفتار خواهیم ساخت” (وَ إِنْ عُدْتُمْ عُدْنٰا) . و تازه این مجازات دنیا است“و ما جهنم را برای کافران زندان سختی قرار داده ایم” (وَ جَعَلْنٰا جَهَنَّمَ لِلْکٰافِرِینَ حَصِیراً) (1) . (1) *

نکته ها:

اشاره

1-دو فساد بزرگ تاریخی بنی اسرائیل

در آیات فوق، سخن از دو انحراف اجتماعی بنی اسرائیل که منجر به فساد

ص: 27

1- 1) “حصیر”از ماده“حصر”به معنی حبس است، و به هر نقطه ای که راه خروج ندارد، حصیر گفته می شود، و اگر حصیر معمولی را هم حصیر می گویند به خاطر آن است که قسمتهای مختلف آن به هم بافته و محصور شده است.

و برتری جویی می گردد به میان آمده است، که به دنبال هر یک از این دو، خداوند مردانی نیرومند و پیکار جو را بر آنها مسلط ساخته تا آنها را سخت مجازات کنند و به کیفر اعمالشان برسانند.

گر چه تاریخ پر ماجرای بنی اسرائیل، فراز و نشیب بسیار دارد، و پیروزیها و شکستها در آن فراوان دیده می شود اما در اینکه قرآن به کدامیک از این حوادث اشاره می کند در میان مفسران گفتگو بسیار زیاد است، که به عنوان نمونه چند قسمت از آنها را ذیلا می آوریم.

1-آنچه از تاریخ بنی اسرائیل استفاده می شود این است که نخستین کسی که بر آنها هجوم آورد و بیت المقدس را ویران کرد، بخت النصر پادشاه بابل بود، و هفتاد سال بیت المقدس به همان حال باقی ماند، تا یهود قیام کردند و آن را نوسازی نمودند، دومین کسی که بر آنها هجوم برد قیصر روم اسپیانوس بود که وزیرش“طرطوز”را مامور این کار کرد، او به تخریب بیت المقدس و تضعیف و قتل بنی اسرائیل کمر بست، و این حدود یکصد سال قبل از میلاد بود.

بنا بر این ممکن است دو حادثه ای که قرآن به آن اشاره می کند همان باشد که در تاریخ بنی اسرائیل نیز آمده است، زیرا حوادث دیگر در تاریخ بنی اسرائیل آن چنان شدید نبود که حکومت آنها را به کلی از هم متلاشی کند، ولی حمله بخت النصر، قدرت و شوکت آنها را به کلی درهم کوبید، این تا زمان“کورش” ادامه داشت، و پس از آن بنی اسرائیل مجددا به قدرت رسیدند و این وضع ادامه داشت تا بار دیگر قیصر روم بر آنها هجوم برد و حکومتشان را متلاشی کرد و این دربدری هم چنان ادامه یافت (تا در این اواخر که به کمک قدرتهای جهانخوار و استعمارگر حکومتی برای خود دست و پا کردند) (1) .

(1)

2-“طبری”در تفسیر خود نقل می کند که پیامبر ص فرمود: مراد

ص: 28

1- 1) تفسیر المیزان جلد 13 صفحه 46.

از فساد اول قتل حضرت زکریا و گروهی دیگر از پیامبران، و منظور از وعده نخستین، وعده انتقام الهی از بنی اسرائیل به وسیله“بخت النصر”می باشد، و مراد از فساد دوم شورشی است که بعد از“آزادی بوسیله یکی از سلاطین فارس”مرتکب شدند، و دست به فساد زدند، و مراد از وعده دوم هجوم“انطیاخوس”پادشاه روم است.

این تفسیر با تفسیر اول تا اندازه ای قابل انطباق است، ولی هم راوی این حدیث مورد وثوق نیست و هم انطباق تاریخ“زکریا”“و یحیی”بر تاریخ“بخت النصر”و“اسپیانوس یا انطیاخوس”محرز نمی باشد، بلکه بنا به گفته بعضی بخت النصر معاصر“ارمیا”یا“دانیال”پیامبر بوده، و قیام او حدود ششصد سال پیش از زمان یحیی صورت گرفته بنا بر این چگونه قیام بخت النصر می تواند برای انتقام خون یحیی اقدام کرده باشد.

3-بعضی دیگر گفته اند بیت المقدس یک بار در زمان داود و سلیمان ساخته شد و بخت النصر آن را ویران کرد که این همان وعده اولی است که قرآن به آن اشاره می کند، و بار دیگر در زمان پادشاهان هخامنشی ساخته و آباد شد و آن را “طیطوس”رومی ویران ساخت (توجه داشته باشید طیطوس یا طرطوز که در بالا ذکر شد قابل انطباق است) و از آن پس هم چنان ویران ماند تا در عصر خلیفه دوم که آن سرزمین بوسیله مسلمانان فتح شد (1) :

(1)

این تفسیر نیز چندان منافات با دو تفسیر بالا ندارد.

4-در برابر تفسیرهای فوق و تفاسیر دیگری که کم و بیش با آنها هماهنگ است، تفسیر دیگری داریم که سید قطب در تفسیر فی ظلال احتمال آن را داده است که با آنچه گفته شد به کلی متفاوت می باشد، و آن اینکه:

ص: 29

1- 1) تفسیر ابو الفتوح رازی جلد 7 پاورقی صفحه 209 به قلم دانشمند گرانمایه مرحوم شعرانی.

این دو حادثه تاریخی در گذشته و در زمان نزول قرآن واقع نشده بوده بلکه مربوط به آینده است که یکی از آنها احتمالا فساد آنها در آغاز اسلام بود که منجر به قیام مسلمانان به فرمان پیامبر ص بر ضد آنان شد و به کلی از جزیره عرب بیرون رانده شدند، و دیگری مربوط به قیام نازیهای آلمان به ریاست هیتلر بر ضد یهود بوده است (1) .

(1)

ولی اشکال این تفسیر این است که در هیچیک از آنها داخل شدن قوم پیروزمند در بیت المقدس تا چه رسد به ویران کردن آن، وجود ندارد.

5-آخرین احتمال اینکه بعضی احتمال داده اند این دو حادثه مربوط به رویدادهای بعد از جنگ جهانی دوم و تشکیل حزبی بنام“صهیونیسم”و تشکیل دولتی بنام“اسرائیل”در قلب ممالک اسلامی است، منظور از فساد اول بنی اسرائیل و برتری جویی آنها همین است، و منظور از انتقام اولی آن است که ممالک اسلامی در آغاز که از این توطئه آگاه شدند دست به دست هم دادند و توانستند بیت المقدس و قسمتی از شهرها و قصبات فلسطین را از چنگال یهود بیرون آورند، و نفوذ یهود از مسجد اقصی به کلی قطع شد.

و منظور از فساد دوم هجوم بنی اسرائیل با اتکای نیروهای استعماری جهانخوار و اشغال سرزمینهای اسلامی و گرفتن بیت المقدس و مسجد الاقصی است.

و به این ترتیب باید مسلمانان در انتظار پیروزی دوم بر بنی اسرائیل باشند بطوری که مسجد اقصی را از چنگال آنها بیرون آورند و نفوذشان را از این سرزمین اسلامی بکلی قطع کنند، این همان چیزی است که همه مسلمین جهان در انتظار آنند و وعده فتح و نصرت الهی است نسبت به مسلمانان (2) .

(2)

ص: 30

1- 1) تفسیر فی ظلال جلد 5 صفحه 308.

2- 2) از مجله مکتب اسلام شماره 12 و یک سال 13 از بحث تفسیری آقای ابراهیم انصاری.

و تفاسیر دیگری که ذکر آنها چندان قابل ملاحظه نیست.

البته در تفسیر پنجم و چهارم باید فعلهای ماضی که در آیه ذکر شده است همه به معنی مضارع باشد، و البته این معنی در جایی که فعل بعد از حروف شرط واقع می شود از نظر ادبیات عرب بعید نیست.

ولی ظاهر آیه ثُمَّ رَدَدْنٰا لَکُمُ الْکَرَّهَ عَلَیْهِمْ وَ أَمْدَدْنٰاکُمْ بِأَمْوٰالٍ وَ بَنِینَ وَ جَعَلْنٰاکُمْ أَکْثَرَ نَفِیراً آن است که حد اقل فساد اول بنی اسرائیل و انتقام آن در گذشته واقع شده است.

از همه اینها گذشته مساله مهمی که باید در اینجا مورد توجه قرار گیرد این است که ظاهر تعبیر بَعَثْنٰا عَلَیْکُمْ عِبٰاداً لَنٰا أُولِی بَأْسٍ شَدِیدٍ (ما گروهی از بندگان خود را که قدرت جنگی زیادی داشتند بر ضد شما مبعوث کردیم، نشان می دهد که گروه انتقام گیرنده مردان با ایمان بودند که شایسته نام“عباد” و عنوان“لنا”و همچنین“بعثنا”بوده اند و این معنی در بسیاری از تفاسیر که در بالا گفته شد دیده نمی شود) .

البته نمی توان انکار کرد که عنوان بعث (برانگیختن) همیشه در مورد پیامبران و مؤمنان به کار نرفته، بلکه در غیر آنها نیز در قرآن استعمال شده مانند آنچه در داستان“هابیل”و“قابیل”می خوانیم: فَبَعَثَ اللّٰهُ غُرٰاباً یَبْحَثُ فِی الْأَرْضِ: “خداوند کلاغی را برانگیخت که زمین را جستجو می کرد” (مائده آیه 31) .

و در مورد عذابهای زمینی و آسمانی این کلمه به کار رفته است قُلْ هُوَ الْقٰادِرُ عَلیٰ أَنْ یَبْعَثَ عَلَیْکُمْ عَذٰاباً مِنْ فَوْقِکُمْ أَوْ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِکُمْ (انعام-65) .

و نیز کلمه“عباد”و یا“عبد”در افرادی که مورد مذمتند احیانا به کار رفته است، از جمله به کار رفتن این کلمه در مورد گنهکاران در آیه 58 فرقان وَ کَفیٰ بِهِ بِذُنُوبِ عِبٰادِهِ خَبِیراً و در آیه 27 سوره شوری در مورد طغیانگران

ص: 31

وَ لَوْ بَسَطَ اللّٰهُ الرِّزْقَ لِعِبٰادِهِ لَبَغَوْا فِی الْأَرْضِ و در مورد خطاکاران و منحرفان از اصل توحید در آیه 118 سوره مائده می خوانیم: إِنْ تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبٰادُکَ.

ولی با همه اوصاف نمی توان انکار کرد که اگر قرینه قاطعی قائم نشود ظاهر آیات مورد بحث در بدو نظر آنست که جمعیت انتقام گیرنده مردمی باایمانند.

به هر حال آیات فوق اجمالا به ما می گوید که بنی اسرائیل دو بار سخت به فساد دست زدند و استکبار ورزیدند و خدا از آنها انتقام سختی گرفت، و هدف از بیان این موضوع درس عبرتی برای آنها و ما و همه انسانها است تا بدانیم ستمگریها و فسادانگیزی ها در پیشگاه خدا بدون مجازات نمی ماند، هنگامی که قدرت یافتیم حوادث دردناکی را که در آینده در انتظار ما است فراموش نکنیم و از تواریخ گذشتگان این درس را بیاموزیم.

* 2-هر چه کنید به خود کنید! در آیات فوق به این اصل اساسی اشاره شده که خوبیها و بدیهای شما به خودتان بازمی گردد، گر چه ظاهرا مخاطب این جمله بنی اسرائیلند ولی بدیهی است بنی اسرائیل در این مساله خصوصیتی ندارند، این قانون همیشگی در طول تاریخ بشر است، و خود تاریخ گواه آن است (1) . (1) بسیار بودند کسانی که سنتهای زشت و ناروا و قوانین ظالمانه و بدعتهای غیر انسانی گذاردند و سرانجام دامان خودشان و دوستانشان را گرفت، و در همان چاهی که برای دیگران کنده بودند افتادند. ص: 32 1- 1) در آیات فوق خواندیم إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِکُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهٰا در حالی که قاعدتا باید“علیها”گفته شود زیرا بدی کردن به سود انسان نیست به زیان انسان است، این تعبیر یا به خاطر هماهنگی میان دو بخش جمله است، و یا از این نظر است که لام در اینجا به معنی اختصاص است نه به معنی نفع و سود، بعضی از مفسران نیز احتمال داده اند که لام در اینجا بمعنی“الی”است. مخصوصا ایجاد فساد در روی زمین، و برتری جویی و استکبار (علو کبیر) از اموری است که اثرش در همین جهان دامان انسان را می گیرد، و به همین دلیل بنی اسرائیل بارها گرفتار شکست های سخت و پراکندگی و بدبختی شدند، چرا که دست به فساد در ارض زدند. هم اکنون گروهی از قوم یهود یعنی“صهیونیستها”اقدام به غصب سرزمینهای دیگران و آواره ساختن آنها از وطنهایشان و کشتن و نابود کردن فرزندانشان کرده اند و حتی احترام خانه خدا بیت المقدس را نیز رعایت نکردند. آنها در برخورد با مسائل جهانی، عملا نشان داده اند که تابع هیچ قانون و معیاری نیستند، هر گاه فرضا یک جنگجوی فلسطینی به سوی آنها شلیک کند آنها در عوض اردوگاههای آوارگان و کودکستانها و بیمارستانهای آنان را بمباران می کنند، و در مقابل کشته شدن یک نفر از آنها، گاهی صدها نفر بیگناه را درو می کنند و خانه های زیادی را منفجر می سازند! آنها به هیچیک از مصوبات مجامع بین المللی خود را پایبند نمی دانند و علنا و آشکارا همه را زیر پا می گذارند، بدون شک اینهمه قانون شکنی و بیدادگری و اعمال ضد انسانی به خاطر آنست که به قدرت جهانخواری همچون“آمریکا” متکی هستند، ولی این نیز قابل تردید نیست که خود این قوم و جمعیت از نظر اخلاقی و فکری نمونه کاملی از جنایت و نادیده گرفتن همه مسائل انسانی می باشند، و این خود مصداقی است از فساد در ارض و برتری جویی و استکبار و باید در انتظار این بود که باز“ عِبٰاداً لَنٰا أُولِی بَأْسٍ شَدِیدٍ “بر آنها چیره شوند و وعده قطعی خدا را درباره آنها عملی سازند. *

3-تطبیق آیات بر تواریخ اسلامی

در روایات مختلفی می بینیم که آیات فوق بر حوادث تاریخ مسلمانان نیز

ص: 33

تطبیق شده است از جمله فساد اول و دوم اشاره به قتل علی ع و ضربه بر پیکر امام حسن ع است و یا منظور از بَعَثْنٰا عَلَیْکُمْ عِبٰاداً لَنٰا أُولِی بَأْسٍ شَدِیدٍ حضرت مهدی ع (قائم) و یارانش می باشند.

و در بعضی دیگر اشاره به جمعیتی گرفته شده است که قبل از مهدی ع قیام می کنند (1) .

(1)

پر واضح است که هرگز مفهوم این احادیث تفسیر آیات فوق در محتوای لفظیش نیست، چرا که این آیات با صراحت تمام از بنی اسرائیل سخن می گوید، بلکه منظور این است که مشابه همان برنامه در این امت از فسادها و مجازاتها رخ می دهد، و این دلیل روشنی است بر این که برنامه فوق هر چند در مورد بنی اسرائیل ذکر شده اما یک قانون کلی است در همه اقوام و ملل و یک سنت جاری عمومی است در طول تاریخ بشر.

ص: 34

1- 1) نور الثقلین جلد 3 صفحه 138.